
فرخنده: در افغانستانِ پس از بازگشت طالبان، محدودیت آموزش دختران تنها به بسته ماندن دروازههای مکتب و دانشگاه خلاصه نمیشود. به گفته منابع محلی، فشارها به مراکز آموزشی خصوصی و حتی آموزشگاههای زبان نیز رسیده است؛ جایی که دختران و پسران برای ادامه آموزش تلاش میکنند، اما هر بار با مانعی تازه روبهرو میشوند.
در تازهترین مورد منابع محلی در ولایت غزنی میگویند یک آموزگار مرکز آموزشی از سوی طالبان و اداره امر به معروف بازداشت و شکنجه شده است.
به گفته منابع، این فرد پیش از این نیز چندین بار از سوی طالبان بازداشت شده بود، اما هر بار پس از سپردن ضمانت آزاد شده است. اکنون، به گفته منابع، او بار دیگر در زندان امر به معروف طالبان به سر میبرد؛ بازداشتی که منابع، علت آن را فعالیت آموزشی و آموزش دختران عنوان میکنند.
برای این استاد، تربیت تنها رفتن به صنف و گرفتن کتاب برای شاگردان نیست. او همزمان آموزگار و مدیر یک مرکز آموزشی است؛ مرکزی که در شرایطی فعالیت میکند که آموزش دختران در افغانستان با محدودیتهای گسترده روبهرو شده است.
منابع میگویند فعالیت مراکز آموزشی خصوصی در چنین شرایطی با فشارهای مختلف مواجه است و طالبان میتواند با بهانههای گوناگون برای ادامه فعالیت آنان مانع ایجاد کند.
در چنین فضایی، تدریس به دختران میتواند برای آموزگاران و مدیران مراکز آموزشی به یک خطر امنیتی تبدیل شود؛ خطری که بنا بر روایت منابع، برای این فرد به بازداشتهای مکرر و اکنون شکنجه و زندان انجامیده است.
منابع محلی میگویند در موارد پیشین، این فرد با ضمانت آزاد شده است؛ اما روند ضمانت در این پروندهها نیز به آسانی برای همه امکانپذیر نیست.
به گفته منابع، افرادی که برای ضمانت بازداشتشدگان مراجعه میکنند، باید از جایگاه اجتماعی و اقتصادی قابل قبول برخوردار باشند و در برخی موارد، داشتن ریش بلند نیز از معیارهایی بوده که طالبان در پذیرش ضامن در نظر گرفته است.
این روایت، تصویری از ساختار غیرشفاف آزادی بازداشتشدگان ارائه میکند؛ جایی که سرنوشت فرد نه فقط به وضعیت پرونده، بلکه به توانایی خانواده و نزدیکان او برای یافتن ضامن مورد قبول طالبان نیز وابسته میشود.
بازداشت این آموزگار در غزنی در شرایطی گزارش میشود که محدودیت آموزش دختران به یکی از گستردهترین بحرانهای آموزشی افغانستان تبدیل شده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم متوقف شد. در ادامه، دروازههای دانشگاهها و مؤسسات تحصیلات عالی نیز به روی زنان و دختران بسته شد. محدودیتها به آموزشگاههای خصوصی و دیگر مراکز آموزشی نیز سایه انداخته است.
بر اساس نتایج، شمار بزرگی از دختران افغانستان از مسیر عادی آموزش خارج شدهاند؛ نسلی که بهجای برنامهریزی برای دانشگاه، شغل و آینده، با پرسش ابتداییتری روبهرو است: آیا فردا اجازه رفتن به صنف را خواهد داشت یا نه؟
در کنار بسته ماندن مکاتب، محدودیتهای دیگری نیز بر حضور زنان در عرصه عمومی اعمال شده است. ممنوعیت یا محدودیت کار زنان، محدودیت رفتوآمد و الزامهای سختگیرانه درباره پوشش، دسترسی زنان به فرصتهای آموزشی و کاری را دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، مراکز آموزش زبان برای شماری از دختران به یکی از معدود فضاهایی تبدیل شدهاند که هنوز امکان یادگیری در آن وجود دارد. اما همین مراکز نیز از فشارهای طالبان در امان نماندهاند.
به گفته منابع، طالبان برای فعالیت این مراکز محدودیتهای مختلفی ایجاد میکند و آموزش دختران میتواند حساسیت نیروهای امر به معروف را برانگیزد.
پرونده این آموزگار در غزنی، روایت منابع درباره علت بازداشت او را بیان میکند، تنها داستان یک فرد نیست؛ بلکه نمونهای از چالشی است که آموزش خصوصی در افغانستان با آن مواجه است: وقتی آموزش دختران جرم تلقی شود، حتی یک کلاس زبان نیز میتواند به محل خطر تبدیل شود.
در افغانستان امروز، بحران آموزش دختران تنها به محرومیت از کتاب و صنف محدود نمیشود. پیامد آن میتواند سالها بعد، در کمبود آموزگار زن، پزشک، مهندس، خبرنگار و دیگر متخصصان زن آشکار شود.
دخترانی که امروز از آموزش محروم میشوند، فرصتهای فردای خود را از دست میدهند؛ و زنانی که تلاش میکنند درهای آموزش را حتی از مسیر مراکز خصوصی و زبان باز نگه دارند، با خطر فشار، بازداشت و محرومیت روبهرو هستند.
بازداشت دوباره این آموزگار در غزنی، بر اساس روایت منابع محلی، پرسش بزرگتری را پیش میکشد: اگر آموزش دختران ممنوع باشد و حتی مراکز آموزشی خصوصی نیز زیر فشار قرار گیرند، نسل بعدی افغانستان کجا و چگونه باید آموزش ببیند؟
بر اساس گفتههای منابع دفعات بازداشتهای قبلی و شرایط ضمانت آنان را نیز هراسان کرده است.