شبکه‌های اجتماعی

فرخنده: کف دست‌هایشان زخم برداشته، صورت‌هایشان در آفتاب سوخته و دل‌هایشان از دنیا پر است. کودکانی که روزی در چهارراه‌ها و بازارهای شلوغ ایران شیشه ماشین‌ها را پاک می‌کردند، گل می‌فروختند یا تنها چشم به کف خیابان دوخته بودند تا کسی سکه‌ای برایشان بیندازد، حالا با چشمانی ترسیده به مرزهای افغانستان بازگردانده می‌شوند.

بر اساس آمار تازه اعلام‌شده از سوی مقامات ایران، تنها در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۵۷۹ کودک افغانستانی به همراه خانواده‌های‌شان از ایران اخراج شده‌اند. مقام‌های رسمی ایران گفته‌اند که روند «رد مرز» کودکان کار افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت؛ کودکان بی‌پناهی که نه جُرم کرده‌اند و نه خطایی داشته‌اند، جز این‌که فقر آن‌ها را به خیابان کشانده است.

نادر یاراحمدی، رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران، اعلام کرده که برای صدها کودک کار افغانستانی، «تعهدنامه» گرفته شده تا دیگر در خیابان دیده نشوند. اما کسی نگفته است که این کودکان، اگر در خیابان نباشند، در کجا خواهند بود؟ وقتی خانه‌ای در کار نیست، نانی نیست و حتی فرصتی برای مکتب رفتن وجود ندارد، چه گزینه‌ای برای یک کودک باقی می‌ماند؟

سال گذشته، علی کاظمی، دبیر مرجع ملی حقوق کودک در ایران، گفته بود که ۸۵ درصد کودکان کار در تهران از افغانستان هستند؛ آماری تکان‌دهنده که نشان می‌دهد چگونه فقر، مهاجرت و بی‌سرنوشتی، نسل کودکان افغانستان را در تنگنای بی‌رحمی قرار داده است.

بازگشت اجباری این کودکان به افغانستان، در شرایطی انجام می‌شود که کشور هنوز با بحران‌های گسترده اقتصادی، بیکاری و بی‌ثباتی روبرو است. بسیاری از این کودکان، حالا به خانه‌هایی بازمی‌گردند که چیزی بیشتر از فقر در انتظارشان نیست. آن‌ها نه به مکتب می‌روند، نه تغذیه کافی دارند و نه حتی پناهی از نگاه‌های سنگین جامعه.

در گوشه‌ای از هرات، شاید پسربچه‌ای که از تهران اخراج شده، با یک بقچه کهنه در آغوش مادرش، به خانه‌ای برگردد که سقفش چکه می‌کند و بخاری ندارد. در مرز نیمروز، دختربچه‌ای که در بازارهای شیراز گل می‌فروخت، حالا دیگر حتی آن گل‌ها را هم ندارد. تنها چیزی که آورده، خاطره‌ای تلخ است و یک عمر بی‌پناهی.

در همین حال، طالبان همچنان در همکاری نزدیک با ایران به روند بازگشت مهاجران ادامه می‌دهد، بی‌آن‌که برنامه‌ای جامع برای اسکان، آموزش یا حمایت از این کودکان و خانواده‌های‌شان داشته باشد. هر روز، صف بازگشتی‌ها در مرزها طولانی‌تر می‌شود، اما صف رسیدگی‌ها همچنان خالی است.

در کشوری که کودکی با رنج آغاز می‌شود، مدرسه با رویا و نان با آرزو گره خورده است، بازگشت کودکان کار از ایران، نه پایان یک مسیر پرخطر، بلکه آغاز راهی دشوارتر است؛ راهی که اگر جهان خاموش بماند، فقط به جایی ختم می‌شود که هیچ کودکی نباید قدم بگذارد.

گزارش: ش ج

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *