یونیسف: کارکنان صحی زن نقشی حیاتی در نجات جان مادران و کودکان افغانستان دارند
فرخنده: نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در افغانستان بر نقش حیاتی کارکنان صحی زن در حفظ سلامت مادران و کودکان تأکید کرده و گفته است که خدمات آنان هر روز جان انسانها را نجات میدهد. تاجالدین اویوالی در پیامی در صفحه ایکس نوشت که کارکنان زن بخش صحت در سراسر افغانستان نقشی اساسی و غیرقابل جایگزین در ارائه خدمات صحی، بهویژه در مراقبتهای مادر و کودک، ایفا میکنند. او افزود که در یکی از مراکز صحی ولایت هرات، کارکنان صحی زن از آغاز سال جاری میلادی تاکنون از بیش از یک هزار زایمان مصون حمایت کردهاند؛ اقدامی که به گفته او نقش مهمی در حفظ جان مادران و نوزادان داشته است. اظهارات نماینده یونیسف در حالی مطرح میشود که نظام صحی افغانستان با چالشهای گسترده، از جمله کمبود منابع مالی، کاهش کمکهای بشردوستانه، کمبود کارکنان صحی زن و افزایش نیاز مردم به خدمات درمانی روبهرو است. نهادهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که ادامه محدودیتها بر آموزش و اشتغال زنان، دسترسی به داکتران، پرستاران و قابلههای زن را با تهدید جدی مواجه کرده و میتواند سلامت میلیونها زن و کودک در افغانستان را در سالهای آینده بیش از پیش به خطر اندازد.
اوچا: آموزش دختران، سرمایهگذاری برای آینده افغانستان است
فرخنده: دفتر هماهنگکننده امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) با تأکید بر اهمیت آموزش دختران اعلام کرده است که سرمایهگذاری در آموزش آنان، سرمایهگذاری برای آینده افغانستان است؛ در حالی که میلیونها دختر همچنان از حق آموزش محروماند. اوچا با نشر پیامی در صفحه ایکس نوشت که آموزش دختران امید، فرصت و آیندهای بهتر را برای افغانستان رقم میزند و باید از آن حمایت شود. این نهاد همچنین نگرانی یک مادر در ولایت بامیان را بازتاب داده است که گفته از آینده دخترش بیم دارد، زیرا ادامه محرومیت از آموزش، فرصتهای زندگی او را از بین میبرد. اوچا تأکید کرده است که آموزش دختران نه تنها یک حق اساسی، بلکه یکی از پایههای توسعه و پیشرفت جوامع به شمار میرود. این اظهارات در حالی مطرح میشود که پس از بازگشت طالبان به قدرت، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شدهاند و زنان نیز از تحصیل در دانشگاهها، بسیاری از فرصتهای شغلی و شماری از آزادیهای اجتماعی، از جمله سفر بدون محرم، منع شدهاند.
اوچا: بیش از ۱۰.۷ میلیون زن و دختر در افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند
فرخنده: دفتر هماهنگکننده امور بشردوستانه سازمان ملل اوچا اعلام کرده است که بیش از ۱۰.۷ میلیون زن و دختر در افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و هشدار داده که ادامه محدودیتهای طالبان، دسترسی آنان به خدمات حیاتی را بیش از پیش با خطر روبهرو کرده است. اوچا روز سهشنبه، ۲۳ سرطان، با نشر گزارشی اعلام کرد که زنان و دختران همچنان آسیبپذیرترین گروه در بحران انسانی افغانستان هستند و با موانع جدی در دسترسی به خدمات اساسی مواجهاند. بر اساس این گزارش، خدمات صحی بهویژه در بخش سلامت مادران، توان پاسخگویی به نیازهای روبهافزایش را ندارد و محدودیتهای اعمالشده بر رفتوآمد، آموزش و اشتغال زنان، دسترسی آنان به خدمات ضروری را بیش از پیش محدود کرده است. اوچا همچنین از وخامت وضعیت سلامت، افزایش ناامنی غذایی و کاهش دسترسی زنان به خدماتی که از سوی متخصصان زن ارائه میشود، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران، آینده نظام صحی افغانستان را نیز تهدید میکند. این نهاد تأکید کرده است که با ادامه این محدودیتها، نگرانیها درباره کمبود داکتران، پرستاران و قابلههای زن در سالهای آینده افزایش یافته است؛ موضوعی که میتواند دسترسی میلیونها زن و دختر به خدمات درمانی را با چالش جدی روبهرو کند. این گزارش در حالی منتشر میشود که سازمان ملل متحد پیشتر هشدار داده بود افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود حدود ۲۵ هزار معلم و کارمند صحی روبهرو خواهد شد؛ کمبودی که میتواند پیامدهای گستردهای برای نظام آموزش و خدمات صحی، بهویژه برای زنان و دختران، به همراه داشته باشد.
گوترش دیپلومات زن بنگلادیشی را برای ریاست یوناما پیشنهاد کرد
فرخنده؛ در حالی که مأموریت رزا اوتونبایوا به پایان رسیده است، یک مقام سازمان ملل متحد تأیید کرد که آنتونیو گوترش، رباب فاطمه را بهعنوان نماینده ویژه جدید خود در افغانستان و رئیس هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان یوناما به شورای امنیت معرفی کرده است. به گفته این مقام، دبیرکل سازمان ملل این پیشنهاد را در نامهای رسمی به شورای امنیت ارائه کرده است. اعضای شورا هنوز پاسخ نهایی خود را اعلام نکردهاند، اما انتظار میرود ظرف ۲۴ ساعت آینده نظرشان را درباره این انتصاب اعلام کنند. در صورت تأیید شورای امنیت، رباب فاطمه ریاست هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان یوناما را بر عهده خواهد گرفت و جانشین رزا اوتونبایوا خواهد شد که مأموریتش به پایان رسیده است. این تغییر در رهبری یوناما در شرایطی صورت میگیرد که افغانستان همچنان با بحرانهای گسترده بشردوستانه، اقتصادی و حقوق بشری، بهویژه محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران، روبهرو است و نقش نماینده ویژه سازمان ملل در تعامل با طالبان و هماهنگی کمکهای بینالمللی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
پاکستان و کرواسی درباره وضعیت زنان افغانستان ابراز نگرانی کردند
فرخنده: وزیران خارجه پاکستان و کرواسی در بیانیهای مشترک با ابراز نگرانی از وضعیت حقوق بشر در افغانستان، بر وخامت شرایط زنان و دختران تأکید کرده و از طالبان خواستند به تعهدات خود در زمینه حقوق بشر و مبارزه با گروههای تروریستی عمل کنند. محمد اسحاق دار و گوردان گرلیچ رادمان این بیانیه را پس از دیدار در اسلامآباد منتشر کردند. در این بیانیه، دو طرف نگرانی جدی خود را نسبت به ادامه محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران افغانستان ابراز کرده و بر ضرورت رعایت حقوق اساسی آنان تأکید کردهاند. وزیران خارجه پاکستان و کرواسی همچنین از طالبان خواستهاند اقدامات ملموس و قابل راستیآزمایی را علیه تمامی گروههای تروریستی مستقر در افغانستان یا فعال از خاک این کشور، بدون تبعیض، روی دست گیرند. در بیانیه مشترک، دو کشور ضمن محکوم کردن تروریسم در تمامی اشکال آن، تأکید کردهاند که نباید از خاک افغانستان برای تهدید یا حمله علیه کشورهای دیگر استفاده شود. این درخواست در حالی مطرح میشود که پاکستان بارها طالبان را به فراهمکردن پناهگاه برای اعضای تحریک طالبان پاکستان متهم کرده است. اسلامآباد میگوید اعضای این گروه از خاک افغانستان برای برنامهریزی و اجرای حملات در پاکستان استفاده میکنند؛ ادعایی که طالبان همواره آن را رد کردهاند. اختلاف بر سر فعالیت تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، در ماههای اخیر به یکی از مهمترین محورهای تنش میان اسلامآباد و حکومت طالبان تبدیل شده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل خواستار بهرسمیتشناختن تیم کریکت زنان افغانستان شد
فرخنده: ریچارد بنت از شورای بینالمللی کریکت خواسته است تیم کریکت زنان افغانستان را به رسمیت بشناسد و حمایت پایدار از این تیم را در دستور کار قرار دهد. او هشدار داده است که اعضای این تیم در تبعید زندگی میکنند و بودجه حمایتی آنان نیز قرار است در ماه آگست به پایان برسد. بنت روز چهارشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی اکس، با اشاره به اقدام فدراسیون بینالمللی فوتبال در حمایت از فوتبالیستهای زن افغانستان، تأکید کرد که شورای بینالمللی کریکت نیز باید راهکاری مشابه برای حمایت از ورزشکاران زن افغان اتخاذ کند. او نوشت: بهرسمیتشناختن و حمایت پایدار؛ کمتر از این پذیرفتنی نیست. این درخواست همزمان با آغاز نشست سالانه شورای بینالمللی کریکت در ادینبورگ مطرح شده است؛ نشستی چهار روزه که در آن موضوعاتی از جمله نظام داوری و عضویت کشورهای جدید بررسی میشود. تیم کریکت زنان افغانستان در سال ۲۰۱۰ تشکیل شد، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت و اعمال محدودیتهای گسترده علیه زنان، جایگاه رسمی خود را از دست داد. بیشتر بازیکنان این تیم ناچار به ترک افغانستان شدند و شماری از آنان اکنون در استرالیا زندگی میکنند. در حالی که زنان و دختران در افغانستان همچنان از ورزش و بسیاری از فعالیتهای عمومی محروم هستند، درخواست گزارشگر ویژه سازمان ملل بار دیگر توجهها را به وضعیت ورزشکاران زن افغان و ضرورت حمایت بینالمللی از آنان جلب کرده است.
کرزی: محرومیت دختران از کانکور مایه تأسف است؛ افغانستان بدون آموزش زنان پیشرفت نمیکند
فرخنده: حامد کرزی با ابراز تأسف از ادامه محرومیت دختران از آزمون سراسری کانکور، خواستار بازگشایی فوری مکاتب و دانشگاهها به روی دختران شد و تأکید کرد که آینده افغانستان بدون آموزش و مشارکت زنان و دختران قابل تصور نیست. کرزی گفته امیدوار است هرچه زودتر زمینه بازگشت دختران به مراکز آموزشی فراهم شود تا آنان نیز بتوانند از حق آموزش و ادامه تحصیل برخوردار شوند. او آموزش همگانی را یکی از نیازهای اساسی توسعه افغانستان دانست و افزود که این کشور تنها زمانی میتواند در مسیر پیشرفت و آبادانی گام بردارد که از دانش، تخصص و تواناییهای دختران و پسران بهصورت برابر بهرهمند شود. اظهارات رئیسجمهور پیشین در حالی مطرح میشود که دختران افغانستان برای پنجمین سال پیاپی از شرکت در آزمون سراسری کانکور محروم ماندهاند. طالبان پس از بازگشت به قدرت، دروازههای مکاتب متوسطه، لیسهها و دانشگاهها را به روی دختران و زنان بستند؛ محدودیتی که با وجود وعدههای اولیه این گروه مبنی بر موقتی بودن آن، همچنان ادامه دارد. در این مدت، درخواستهای گسترده داخلی و بینالمللی برای لغو ممنوعیت آموزش دختران تاکنون نتیجهای در پی نداشته و رهبری طالبان از تغییر این سیاست خودداری کرده است. همزمان، مخالفت با این سیاست حتی در داخل طالبان نیز با واکنشهای سختگیرانه روبهرو شده است. شماری از مقامهای این گروه که از بازگشایی مراکز آموزشی برای دختران حمایت کرده بودند، از سمتهای خود کنار گذاشته یا با محدودیتهایی مواجه شدهاند. کرزی نیز در سالهای اخیر بارها بر حق آموزش دختران تأکید کرده و آن را از ضروریترین نیازهای آینده افغانستان دانسته است. او در بخش دیگری از پیام خود، برگزاری آزمون کانکور را به پذیرفتهشدگان تبریک گفت و از دانشجویان خواست برای کسب دانش، علوم معاصر و تخصصهای مورد نیاز کشور تلاش کنند.
سازمان ملل به طالبان: بدون زنان، بازسازی افغانستان و ادغام بازگشتکنندگان ممکن نیست
فرخنده: دو مقام ارشد سازمان ملل متحد در دیدار با مقامهای طالبان در کابل، محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران را مانعی جدی بر سر راه بازسازی افغانستان و ادغام میلیونها مهاجر بازگشته دانسته و تأکید کردهاند که بدون مشارکت کامل زنان در زندگی اقتصادی و اجتماعی، آینده این کشور با بحران عمیقتری روبهرو خواهد شد. الکساندر دی کرو و برهم صالح در پایان مأموریت مشترک خود به افغانستان هشدار دادند که ادامه محدودیتهای طالبان علیه زنان، روند بازسازی کشور را با شکست مواجه کرده و مانع ادغام پایدار میلیونها بازگشتکننده خواهد شد. آنان در دیدار با مقامهای طالبان خواستار رفع محدودیتها بر زنان و دختران و تضمین مشارکت کامل آنان در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی شدند. این دو مقام همچنین تأکید کردند که کارکنان زن نهادهای بشردوستانه باید بدون هیچ محدودیتی بتوانند به زنان و دختران آسیبدیده، بهویژه مهاجران بازگشته، خدمات ارائه کنند. برهم صالح گفت نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و حفاظت، فرصتهای شغلی و کرامت انسانی باید برای همه شهروندان، بهویژه زنان و دختران، تضمین شود. به گفته او، آینده پایدار افغانستان تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که همه شهروندان، از جمله زنان و دختران، در ساختن آینده کشور مشارکت داشته باشند. الکساندر دی کرو نیز تأکید کرد افرادی که به افغانستان بازمیگردند، بیش از هر چیز به فرصتهای شغلی، خدمات اساسی و امکان بازسازی زندگی خود نیاز دارند و سرمایهگذاری در معیشت و اقتصاد میتواند بازگشتکنندگان را به نیرویی برای ثبات و توسعه تبدیل کند. سازمان ملل هشدار داده است که از سال ۲۰۲۳ تاکنون بیش از شش میلیون شهروند افغانستان به کشور بازگشتهاند و این روند فشار سنگینی بر جوامعی وارد کرده که پیش از این نیز با فقر، بیکاری، پیامدهای تغییرات اقلیمی و کمبود خدمات اساسی روبهرو بودهاند. بر اساس این گزارش، حدود ۲.۹ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵ و بیش از ۹۰۰ هزار نفر در سال جاری میلادی به افغانستان بازگشتهاند و پیشبینی میشود تا پایان سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۵ میلیون نفر دیگر نیز به کشور بازگردند. سازمان ملل همچنین اعلام کرده است که ۹۲ درصد بازگشتکنندگان توان تأمین نیازهای اولیه زندگی خود را ندارند و در مناطق میزبان، تنها سه درصد آنان دارای شغل رسمی هستند؛ در حالی که اکثریت برای تأمین معیشت به کارهای روزمزدی وابستهاند. این نهاد تأکید کرده است که فراهمکردن اسناد هویتی، خدمات حفاظتی، حمایتهای اجتماعی و فرصتهای اقتصادی برای بازگشتکنندگان، در کنار تضمین حقوق و مشارکت زنان، از الزامات اساسی برای دستیابی به ثبات و توسعه پایدار در افغانستان است.
جنبش صدای زنان افغانستان: محرومیت دختران از آموزش، آینده کشور را تهدید میکند
فرخنده: جنبش صدای زنان افغانستان با تأکید بر اینکه آموزش حق اساسی هر انسان است، اعلام کرده که ادامه محرومیت زنان و دختران از تحصیل، نقض آشکار حقوق بشر و تهدیدی جدی برای آینده افغانستان به شمار میرود. این جنبش در بیانیهای گفته است که با راهاندازی مجموعهای از دیزاینهای تصویری، همبستگی خود را با میلیونها زن و دختر افغانستان که از حق آموزش محروم شدهاند، اعلام کرده است. در این بیانیه آمده است که آموزش زیربنای توسعه، عدالت و صلح پایدار است و جلوگیری از دسترسی دختران به آموزش، نه تنها حقوق اساسی آنان را نقض میکند، بلکه آینده و روند توسعه کشور را نیز با خطر روبهرو میسازد. جنبش صدای زنان افغانستان تأکید کرده است جامعهای که نیمی از جمعیت آن از آموزش محروم باشد، نمیتواند به پیشرفت، توسعه و ثبات پایدار دست یابد. این جنبش از نهادهای ملی و بینالمللی، سازمانهای مدافع حقوق بشر و جامعه جهانی خواسته است که برای بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، اقدامات عملی و مؤثر انجام دهند و از حق آموزش زنان و دختران افغانستان حمایت کنند. در پایان این بیانیه آمده است که آموزش، کار و آزادی از حقوق بنیادی زنان است و این جنبش تا زمان تحقق این حقوق، به فعالیتهای دادخواهانه و تلاش برای دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان ادامه خواهد داد.
گزارش | از نخستین مکتب دخترانه تا دروازههای بسته امروز؛ روایت یک قرن آموزش دختران در افغانستان
فرخنده: آموزش دختران در افغانستان طی بیش از یک قرن گذشته، بارها میان پیشرفت و ممنوعیت، امید و محرومیت، و بازسازی و ویرانی در نوسان بوده است. گزارش تازه مجله آنلاین «گندمین» با مرور روایتهای شخصی زنان از نسلهای مختلف نشان میدهد که مکتب برای دختران افغانستان تنها محل آموزش نبوده، بلکه نمادی از حق، هویت و آیندهای بوده که بارها با تغییر حکومتها و تحولات سیاسی از آنان گرفته شده است. از نخستین مکتب دخترانهای که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی به ابتکار ثریا طرزی در کابل گشوده شد تا بستهشدن دوباره دروازههای مکاتب متوسطه و لیسه به روی دختران پس از بازگشت طالبان به قدرت، آموزش دختران در افغانستان مسیری پر فراز و نشیب را پیموده است؛ مسیری که به گفته بسیاری از زنان، بیش از آنکه روایت تحول نظام آموزشی باشد، روایت مبارزه برای حفظ یکی از ابتداییترین حقوق انسانی است. مجله آنلاین گندمین در شماره ویژهای با عنوان یک قرن آموزش دختران در افغانستان، خاطرات و روایتهای زنانی از نسلهای مختلف را گردآوری کرده است؛ زنانی که هر کدام تجربه متفاوتی از مکتب، آموزش، جنگ، ممنوعیت و امید داشتهاند. بهشته خرم، مدیرمسئول این مجله، میگوید هدف از این شماره، ثبت تجربه زیسته زنانی بوده است که مکتب را نه فقط بهعنوان محل آموزش، بلکه بخشی از هویت و زندگی خود تجربه کردهاند. به گفته او، خاطراتی که امروز منتشر شدهاند، برای میلیونها دختری که اکنون از آموزش محروماند، معنایی فراتر از یک یادآوری ساده دارند. در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، ثریا طرزی نخستین مکتب دخترانه افغانستان را در کابل بنیان گذاشت؛ اقدامی که اگرچه در آن زمان محدود بود، اما آغازگر روندی شد که هدف آن گسترش آموزش دختران و ایجاد جامعهای باسوادتر بود. در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، همزمان با دوره سلطنت ظاهرشاه، آموزش دختران در شهرهای افغانستان گسترش یافت. مکاتب دخترانه تنها محل تدریس نبودند؛ دانشآموزان در فعالیتهای فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی حضور داشتند، مجله منتشر میکردند، نمایشنامه اجرا میکردند و درباره موضوعات جهانی بحث و گفتوگو داشتند. روایتهای منتشرشده در این گزارش نشان میدهد که در برخی صنفها حتی مباحث فلسفی و علمی، از جمله نظریه تکامل، به موضوع گفتوگوهای داغ میان معلمان و دانشآموزان تبدیل میشد؛ فضایی که بازتاب تحولات فکری جامعه آن روز افغانستان بود. با ورود افغانستان به دهه ۱۳۵۰ و سپس تحولات سیاسی ناشی از کودتا و اشغال شوروی، فضای آموزشی نیز دگرگون شد. بر اساس روایتهای این گزارش، در آن سالها مکاتب بیش از گذشته تحت تأثیر فضای سیاسی قرار گرفتند. دانشآموزان در نشریههای مکتب از جنبشهای جهانی، حقوق زنان و مبارزات ضد استعماری مینوشتند و برخی در مراسم رسمی درباره رویدادهای بینالمللی سخنرانی میکردند. اما با تشدید جنگ، محیط آموزشی نیز ناامن شد. یکی از روایتها به مسمومشدن دانشآموزان لیسه ملالی کابل در دهه ۱۳۶۰ اشاره میکند؛ رویدادی که فضای هراس را بر مکاتب حاکم ساخت. دهه ۱۳۷۰، همزمان با جنگهای داخلی، یکی از دشوارترین دورههای آموزش در افغانستان بود. براساس روایتهای گردآوریشده، بسیاری از مکاتب ویران شدند، صنفها در ساختمانهای نیمهمخروبه یا مکانهای موقت برگزار میشد و دانشآموزان در میان صدای راکت و انفجار به درس ادامه میدادند. با روی کار آمدن طالبان در اواخر همین دهه، آموزش دختران در بسیاری از مناطق متوقف شد. در این میان، برخی خانوادهها آموزش را به خانه منتقل کردند. مادران، معلمان خاموش دخترانی شدند که دیگر اجازه رفتن به مکتب نداشتند. روایت یکی از زنان حاضر در این گزارش نشان میدهد که حتی در دوره نخست حکومت طالبان، آموزش دختران در برخی خانهها بهصورت مخفیانه ادامه داشت؛ اقدامی که با وجود خطرهای امنیتی، مانع قطع کامل آموزش شد. پس از سقوط حکومت نخست طالبان در سال ۲۰۰۱، آموزش دختران بار دیگر گسترش یافت. میلیونها دختر وارد مکاتب و دانشگاهها شدند و آموزش به یکی از مهمترین نمادهای بازسازی افغانستان تبدیل شد. نسلی تازه با صنفهای بازسازیشده، کتابهای نو، فعالیتهای فرهنگی و آرزوهای بزرگ رشد کرد؛ نسلی که آینده را در ادامه تحصیل جستوجو میکرد. اما این روند نیز دوام نیاورد. پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، دروازههای مکاتب متوسطه و لیسه بار دیگر به روی دختران بسته شد. در روایتهای منتشرشده، دختران از «آخرین روز مکتب» بهعنوان روزی یاد میکنند که ناگهان آیندهشان متوقف شد؛ روزی که با امید رفتند، اما دیگر اجازه بازگشت نیافتند. بسیاری از آنان میگویند هنوز لباس مکتب، کتابها و آرزوهای نیمهتمام خود را حفظ کردهاند. گزارش گندمین، نشان میدهد که مکتب در افغانستان تنها یک ساختمان نبوده است؛ گاهی اتاقی کوچک، گاهی زیرزمینی تاریک، گاهی ساختمانی نیمهویران و گاهی تنها خاطرهای در ذهن دخترانی که فرصت ادامه تحصیل را از دست دادهاند. وجه مشترک روایتهای این یک قرن، تلاش مداوم زنان و دختران برای حفظ حق آموزش است؛ حقی که با وجود جنگ، تغییر حکومتها و محدودیتهای سیاسی، همواره در مرکز خواستههای آنان باقی مانده است. امروز، در حالی که هزاران دختر افغانستان همچنان از آموزش متوسطه و عالی محروماند، این روایتها یادآور یک واقعیتاند؛ اینکه تاریخ آموزش دختران در افغانستان، تنها تاریخ مکتب نیست، بلکه تاریخ مقاومت برای حفظ حقی است که بارها سلب شده، اما هرگز از خواست زنان و دختران افغانستان حذف نشده است.