
فرخنده: در پی تشدید محدودیتها و فروپاشی خدمات اجتماعی در افغانستان، وضعیت زنان و کودکان به مرحلهای رسیده که نهادهای حقوق بشری آن را «بحران خاموش اما ویرانگر» توصیف میکنند. یافتههای تازه از منابع محلی نشان میدهد که نبود دسترسی به آموزش، خدمات صحی و حمایتهای حفاظتی، بیشترین ضربه را بر آسیبپذیرترین قشر جامعه وارد کرده است.
در چند ماه اخیر، افزایش موارد سوءتغذیه در میان کودکان، بستهماندن مکاتب دخترانه و کاهش شدید خدمات صحی بهویژه در ولایات دورافتاده، زنگ خطر تازهای را برای نهادهای داخلی و بینالمللی به صدا درآورده است. خانوادههایی که زیر فشار فقر قرار دارند، گزارش دادهاند که مجبور به تصمیمهای ناخواسته شدهاند؛ از کار اجباری کودکان گرفته تا ازدواجهای زودهنگام که اغلب برای نجات خانواده از بحران اقتصادی صورت میگیرد.
همزمان، برخی فعالان حقوق زن میگویند که چرخه خشونت علیه زنان به دلیل نبود سازوکارهای حمایتی و ترس عمومی از پیگیری قانونی، عمیقتر شده است. به گفته آنان، «پنهانبودن خشونت» اکنون به اندازه خود خشونت خطرناک شده، زیرا بسیاری از زنان حتی امکان گزارشدهی یا خروج از محیط خشونت را ندارند.
کارشناسان اجتماعی هشدار میدهند که اگر جامعه جهانی و نهادهای مسئول راهکاری مشخص و قابل اجرا برای حمایت از زنان و کودکان ارائه نکنند، نسل آینده افغانستان با پیامدهای جبرانناپذیر مواجه خواهد شد؛ پیامدهایی که نهتنها سلامت جسمی و روانی آنان را تهدید میکند، بلکه ساختار اجتماعی کشور را نیز برای سالها دچار فرسایش خواهد کرد.
این گزارش نشان میدهد که بحران فعلی تنها یک چالش حقوق بشری نیست؛ بلکه آزمونی برای وجدان جمعی جهان است تا ببیند آیا سرنوشت زنان و کودکان افغانستان در این تاریکترین لحظه، نادیده گرفته میشود یا نه.