
فرخنده: در گوشهای از ملبورن، دور از کوهها و کوچههایی که کودکی و جوانیاش را شکل داده بود، زنی ایستاده بود که هنوز افغانستان را از صدای خودش جدا نمیدانست. سیما سمر چهرهای که نامش در تاریخ معاصر افغانستان همیشه کنار واژههای «مقاومت»، «شفاختانههای کوهستانی»، «کمیسیون حقوق بشر» و «ایستادگیِ بیخستگی» آمده در جمعی از مهاجران، اندیشمندان و سیاستمداران استرالیایی، بار دیگر روایت شد؛ اما نه به عنوان مقام دولتی یا فعال حقوق بشر، بلکه بهعنوان حافظه زنده یک ملت زخمی.
مراسمی که «جامعه هزارههای ملبورن» برگزار کرده بود، بیش از یک بزرگداشت ساده بود. آنچه در سالن جریان داشت، تلاش برای آشکار کردن وزن انسانی زنی بود که چهار دهه از زندگیاش را به جنگ با تبعیض، بیعدالتی و بیصدایی گذرانده است.
حاضران در برابر کسی ایستاده بودند که از دل یکی از طایفهمحورترین و محرومترین مناطق افغانستان برخاست، مکتب ساخت، شفاخانه برپا کرد، و در دورانی که سیاست مردانهترین چهرهاش را نشان میداد، نخستین زن کابینه بعد از سقوط طالبان شد.
سمر در سخنرانیاش به جای تأکید بر افتخارات گذشته، مردم را به چیزی دعوت کرد که ساده به نظر میرسد اما در تجربه افغانستان همیشه دشوار بوده: عدالت.
او هشدار داد: «تحقیر قوم، توهین در شبکههای اجتماعی، و قضاوتهای شتابزده هیچکس را نجات نمیدهد. ما باید انسان را فرصت بدهیم که پاسخ بدهد و به عدالت برسد.»
این تأکید او بر کرامت انسانی، بار دیگر یادآوری کرد که چرا سالها بر کمیسیون حقوق بشر ایستاد؛ نهادی که در یکی از پیچیدهترین دورههای پساطالبان، به صدای رسمی قربانیان بدل شده بود.
پیام اصلی او برای مهاجران افغانستان ساده اما سنگین بود: اگر میخواهید تاریکی افغانستان شکسته شود، آموزش دهید و آموزش ببینید.
او از مهاجران خواست کودکانشان را به دانش مجهز کنند و خانوادههایشان در داخل کشور را کمک کنند تا چراغ آموزش خاموش نشود چراغی که خود او سالها در دل مناطق زیر سایه جنگ روشن نگه داشته بود.
وحیدالله ویسی، سفیر افغانستان در استرالیا، سمر را «صدایی که وقتی بسیاری خاموش ماندند برخاست» توصیف کرد؛ صدایی که از قریههای دورافتاده به تالارهای سازمان ملل رسید.
او با اشاره به وضع زنان و دختران در سایه محدودیتهای طالبان، گفت افغانستان امروز زیر اشغال ایدئولوژیای است که بر تبعیض و تحمیل استوار است و تنها با روشنگری و بازسازی فکری میتوان با آن مقابله کرد.
پژوهشگران، سمر را «نماد مقاومت یک نسل» دانست؛ زنی که در دشوارترین سالها نه فقط مرهمگذار زخمها، بلکه معمار مسیرهایی تازه برای آموزش و عدالت بود.
در همین حال فعالان رسانهای، گفتند که نام سمر تنها یک فرد را معرفی نمیکند، بلکه یک راه را: راه ایستادن در برابر طالبان، جنگسالاران، ناقضان حقوق بشر و حتی «سکوت جمعی» جامعه.
به گفته انان، سمر از دل جامعهای بیرون آمد که قربانی تبعیض تاریخی بوده، اما هیچگاه این زخم را به دیوار دفاعی تبدیل نکرد. عدالت را برای همه خواست، نهفقط برای قوم و تبار خودش.
در میان سخنرانان، کاساندرا فرناندو، عضو پارلمان استرالیا، نیز گفت شجاعت سمر مرز نمیشناسد و الهامبخش انسانهایی است که در جستوجوی امیدند.
برای بسیاری از مهاجران حاضر در سالن، دیدن سیما سمر تنها یک دیدار نبود؛ انگار بخشی از افغانستانِ از دسترفته در برابرشان ایستاده بود افغانستانی که هنوز امکان دارد، اگر چه فعلاً تبعید شده است.
گفتنی است که سیما سمر نه تنها تاریخ را روایت کرده، بلکه خود بخشی از آن را نوشته است با مدارکی از گوشت و خون، با مکتبها و شفاخانهها، با صدای زنی که نگذاشت سایه جنگ از انسانیت پیشی بگیرد.