
فرخنده: در دل مرزهای داغ و خاکآلود، جایی که سیمهای خاردار میان انسان و سرزمین فاصله انداختهاند، نزدیک به نیم میلیون مهاجر افغان در دو ماه گذشته، ناچار چمدانهای خاطراتشان را بسته و به خانهای برگشتهاند که شاید دیگر خانهای برایشان نباشد.
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندهگان اعلام کرده است که تنها در ماههای آغازین سال جاری میلادی، حدود ۵۰۰ هزار افغان از ایران و پاکستان به کشور بازگشتهاند. بازگشتی نه با شوق وطن، که با دستان خالی، چشمان نگران کودکان، و زخمهای پنهان سالها غربت.
از این میان، بیش از ۲۵۲ هزار تن بهگونه اجباری از ایران اخراج شدهاند؛ بیآنکه فرصتی برای آمادهسازی یا حتی جمعکردن وسایل شخصیشان داشته باشند. پاکستان نیز با سرعتی هشداردهنده، تصمیم دارد تا پایان سال، میلیونها افغان دیگر را از خاک خود بیرون کند.
برای برخی از این بازگشتکنندگان، افغانستان دیگر وطن امن گذشته نیست. بسیاری از آنها سالها را در اردوگاهها یا حاشیه شهرهای کشورهای همسایه گذراندهاند و حالا به کشوری بازمیگردند که برایشان ناآشنا و پر از چالش است. خانهای نیست، کاری نیست، مکانی برای آموزش کودکان نیست. و از همه تلختر: آیندهای روشن هم معلوم نیست.
کمیساریای عالی سازمان ملل هشدار داده که ظرفیت افغانستان برای پذیرش این موج عظیم بازگشتکنندگان بسیار محدود است. این نهاد خواستار افزایش کمکهای جهانی شده است، اما هنوز هم در بسیاری از نقاط مرزی، خانوادههایی دیده میشوند که زیر چادرهای پلاستیکی زندگی میکنند؛ در حالی که نان شب را ندارند و کودکانشان تبدار و بیدارو ماندهاند.
در میان آنها، مادری است که از زاهدان آمده و با چشمانی پر اشک، میگوید: «بچههایم در ایران مدرسه میرفتند، حالا در اینجا نه مکتب است، نه آب، نه غذا. فقط دعا دارم که روزی دوباره آرامش بیاید.»
این بازگشت، بازگشتی به امید نیست؛ بلکه گریزی از ناچاری است. مهاجرانی که دیروز بهزور ترک کردهاند، امروز با دلی پر از تردید پای بر خاکی میگذارند که سالها در حسرتش بودند – اما نه چنین بازگشتی.