ارسالی به رسانه‌ها

فرخنده: در رویدادی دلخراش که بیشتر به افسانه‌های سیاه دوران پیش از اسلام شباهت دارد، منابع محلی در ولایت پکتیکا خبر داده‌اند که دختری خردسال در ولسوالی سروبی توسط افراد ناشناس زیر سنگ‌ها دفن شده است. او به شکل معجزه‌آسا توسط ساکنان محل از میان سنگ‌ها زنده بیرون کشیده شد؛ زخمی، مجروح و با چشمانی که هنوز نمی‌دانست چرا جهان برایش این‌گونه بی‌رحم است.

ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، نشان می‌دهد که مردانی از روستا به سوی تپه‌ای از سنگ‌ها می‌دوند، در حالی که صدایی از درون آن بیرون می‌آید. وقتی سنگ‌ها را کنار می‌زنند، بدن نحیف دخترک را می‌بینند، با چهره‌ای پوشیده از خاک و آثار جراحت.

هنوز علت این جنایت مشخص نشده، اما تصویر آن چیزی جز بازگشت به روزگار تاریکی نیست؛ روزگاری که دختران را زنده به گور می‌کردند و نشانه‌ی ننگ می‌دانستند، دورانی که قرآن آن را با آیه‌ها و نشانه‌هانکوهش کرد.

در آن دوران، ابوجهل‌ها برای حفظ “شرافت قبیله” و به‌نام مردانگی، دختران را از حق زیستن محروم می‌کردند. امروز، در دل پکتیکا، با همه ادعای دینداری و اخلاق اسلامی، صدای همان جنایت‌ خاموش اما زنده شده است.

این رویداد نه فقط خشونت علیه یک کودک، بلکه خشونت علیه انسانیت، علیه مادران، علیه تاریخ و علیه قرآنی‌ست که پیام روشن آن، حفظ حرمت جان و کرامت زن است. چگونه ممکن است در جامعه‌ای که خود را اسلامی می‌نامد، دختری بی‌گناه این‌گونه زیر سنگ‌ها دفن شود و کسی نپرسد: چرا؟ به چه گناهی؟

گزارش‌های محلی حاکی از افزایش خشونت‌ها و قتل‌های مرموز در مناطق تحت کنترل طالبان است. در فضایی که قانون، عدالت، رسانه و صدای مادران خاموش شده، چنین فجایع نه استثنا، بلکه بخشی از واقعیت روزمره شده‌اند.

این دختر کوچک، تنها یک قربانی نیست؛ او نمادی‌ست از زن افغانستان، از کودکی که هنوز حرف زدن نیاموخته، اما با بیداد آشنا شده است.

نویسنده: ش ج

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *