خاموشی تحمیلشده؛ صدای زن در نشست خبری طالبان تاب نیاورد
در کشوری که صداها یکی پس از دیگری خاموش میشوند، صدای زن، پیش از همه، هدف قرار میگیرد. فرخنده: روز چهارشنبه، ۱ اسد، در نشستی رسمی که از سوی وزارت خارجه طالبان در مرکز رسانهای این گروه در کابل برگزار شده بود، بار دیگر چهره واقعی سانسور و تبعیض در برابر خبرنگاران زن آشکار شد. این نشست بهگونه زنده از طریق رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان پخش میشد؛ اما هنگامی که یکی از دو خبرنگار زن حاضر در نشست تلاش کرد پرسشی را از امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، مطرح کند، صدای او بیدرنگ قطع شد نهتنها در سالن، بلکه حتی از پخش زنده تلویزیونی نیز حذف گردید. هیچ توضیحی ارائه نشد، هیچ عذرخواهیای در کار نبود. آنچه باقی ماند، سکوت بود؛ سکوتی سنگین که گواهی میداد زنان حتی در جایگاه خبرنگار، حتی در قلب رسانهها، همچنان حق شنیدهشدن ندارند. براساس گزارش نهادهای مدافع آزادی رسانهها، طالبان در ماههای اخیر با وضع محدودیتهای سیستماتیک، تلاش کردهاند صدای رسانههای مستقل را بهویژه زمانی که از زبان زنان شنیده میشود، خاموش کنند. خبرنگاران زن نهتنها در دسترسی به اطلاعات با موانع روبهرو هستند، بلکه در ابراز پرسشهای ساده نیز با سانسور بیرحمانه مواجهاند. در حالی که دنیا نظارهگر وعدههای پوچ طالبان درباره «احترام به حقوق زنان» است، حقیقت در کابل به وضوح دیگری روایت میشود: میکروفون خاموش، زن خاموش، حقیقت خاموش. سکوت تحمیلشده بر خبرنگاران زن، فقط خاموشکردن یک پرسش نیست؛ بلکه خاموشی صدای میلیونها زنیست که هیچ راهی برای بیان رنجهای خود ندارند. این تنها یک نشست خبری نبود، بلکه صحنهای نمادین از وضعیت زنان در افغانستان امروز بود جایی که حتی صدا داشتن، جرم است.
۱۰ کودک در ۷۲ ساعت؛ افزایش نگرانکننده آدمرباییها در قندهار
فرخنده: منابع محلی در ولایت قندهار از افزایش چشمگیر موارد آدمربایی در این ولایت خبر میدهند. به گفته این منابع، تنها در سه روز گذشته بیش از ده کودک و نوجوان، از جمله سه دختر خردسال، در نقاط مختلف قندهار ربوده شدهاند؛ آماری که زنگ خطر را برای خانوادهها به صدا درآورده است. باشندگان محل میگویند که موج تازهای از ناامنی، شامل سرقتهای مسلحانه، قتل و ربایش در حال گسترش است و بسیاری از خانوادهها دیگر جرأت فرستادن فرزندانشان به مکتب یا بازار را ندارند. این وضعیت به گفته مردم، آرامش عمومی را به شدت مختل کرده و اعتماد به نیروهای حاکم را کاهش داده است. شماری از خانوادههای قربانیان ادعا دارند که ربایندگان پس از تماس با آنان، در بدل آزادی فرزندانشان درخواست پول کردهاند؛ مسئلهای که نشان میدهد این ربایشها انگیزههای مالی نیز دارد. منابع مطلع هشدار میدهند که این پدیده تنها محدود به قندهار نیست، بلکه بهطور خزنده در ولایتهای دیگر نیز در حال گسترش است و بهنظر میرسد شبکههایی سازمانیافته پشت آن قرار داشته باشند. این در حالی است که مقامات طالبان همواره از «تأمین کامل امنیت» در کشور سخن میگویند؛ اما افزایش آمار جرایم خشونتآمیز، بهویژه در مناطقی مانند قندهار، ادعاهای آنان را زیر سؤال برده است. با وجود این گزارشها، هنوز مقامهای محلی طالبان در قندهار در این مورد واکنش رسمی نشان ندادهاند. خانوادهها انتظار دارند تا نهادهای امنیتی، بهجای انکار واقعیتها، اقدامات عملی و فوری برای شناسایی و بازداشت عاملان این حوادث انجام دهند.
جان باختن دختر ۱۲ ساله در دریای کوکچه
فرخنده: در پی حادثهای غمانگیز در شهر فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، یک دختر ۱۲ ساله به نام «حسنات» جان خود را در رودخانه کوکچه از دست داد. منابع محلی تأیید کردهاند که این رویداد روز دوشنبه، ۳۰ سرطان، در جریان یک سفر تفریحی رخ داده است. بر اساس گفتههای نزدیکان خانواده، حسنات همراه با مهمانان خانوادگی به کنار رودخانه رفته بود که حوالی ساعت پنج عصر بهطور ناگهانی در آب افتاد. تلاشها برای نجات او بینتیجه ماند و جسدش صبح روز سهشنبه با همکاری باشندگان محل از آب بیرون کشیده شد. باشندگان منطقه از نبود امکانات نجات در بدخشان بهشدت انتقاد دارند. آنان میگویند که در سراسر این ولایت، هیچ تیم مجهز نجات یا تجهیزات لازم برای مقابله با حوادث مشابه وجود ندارد؛ موضوعی که سالانه به قیمت جان دهها تن، بهویژه کودکان و نوجوانان، تمام میشود. خانواده حسنات نیز با ابراز اندوه عمیق از این حادثه، خواستار توجه جدی نهادهای مسئول به تأمین تجهیزات نجات و حضور نیروهای امدادی در سواحل رودخانههای خطرناک بدخشان شدهاند. مردم محل تأکید دارند که تا زمانی که امکانات ابتدایی برای مقابله با چنین رویدادهایی فراهم نشود، تکرار اینگونه تراژدیها اجتنابناپذیر خواهد بود.
نکوهش بازداشتهای زنان در کابل؛ اتحاد فعالان حقوق بشر: طالبان دشمن انسانیتاند
فرخنده: در واکنش به موج تازه بازداشت زنان و دختران در کابل، اتحاد فعالان حقوق بشر افغانستان با صدور خبرنامهای شدیداللحن، این اقدامات طالبان را «لکه ننگ» و نشانه آشکار زنستیزی و دشمنی با کرامت انسانی خوانده است. معترضان در پیامی، عملکرد طالبان را «جنایت علیه بشریت» و ادامه سیاستهای زنستیزانه و قومگرایانه این گروه توصیف کرده است. این اتحادیه با اشاره به بازداشتهای گسترده و فراقانونی زنان از مناطق مختلف پایتخت، بهویژه قلعه فتحالله و دشتبرچی، هشدار داده که ربایش زنان بهدلیل نوع پوشش یا حضور در مکانهای عمومی، تنها نمود آشکار یک ساختار سرکوبگرانه نیست، بلکه تهدیدی جدی علیه ارزشهای انسانی و آیندهای صلحآمیز برای منطقه و جهان است. در بخشی از این اعلامیه آمده است:« اختطاف زنان جوان از کوچهها، بازارها، وسایط نقلیه و حتی شفاخانهها توسط مردان مسلح، لکه ننگی است بر پیشانی رژیمی که با نام دین، انسانیت را زیر پا میگذارد.» اتحاد فعالان حقوق بشر با مقایسه وضعیت کنونی افغانستان با جنایات گروه داعش در سوریه و عراق، تأکید کرده که «جهانی که در برابر چنین فجایع سکوت میکند، بهصورت غیرمستقیم شریک جرم است.» این نهاد حقوق بشری همچنین بر این نکته تأکید کرده که بازداشتهای اخیر بخشی از یک سیاست سیستماتیک و حسابشده است، نه رویدادی اتفاقی یا موردی. در این خبرنامه آمده است:«طالبان تنها زنان را نمیربایند؛ آنها آیندهای برابر، آزاد و انسانی را گروگان گرفتهاند.» اتحادیه فعالان حقوق بشر از نهادهای بینالمللی و سازمانهای مدافع حقوق زنان خواسته تا بهگونه فوری و قاطع در برابر این اقدامات واکنش نشان دهند و از سکوت و بیتفاوتی بپرهیزند. در پایان این بیانیه با لحنی هشدارآمیز آمده است: اختطاف، شکنجه و تحقیر زنان، مسألهای صرفاً داخلی نیست، بلکه جنایتی سازمانیافته علیه بشریت است که تنها با واکنش جهانی میتوان جلوی گسترش آن را گرفت. طالبان نهتنها دشمن زنان، بلکه دشمن انسانیتاند.
۹۶ نهاد مدنی و حقوق بشری: مشروعیتدادن به طالبان، خیانت به عدالت است
فرخنده: همزمان با افزایش اخراجهای اجباری مهاجران افغان و تلاش برخی دولتها برای عادیسازی روابط با طالبان، ۹۶ نهاد مدنی، حقوق بشری، جنبشهای اعتراضی و سازمانهای حامی زنان و مهاجرین با انتشار نامهای سرگشاده، خواستار توقف این روندها شدهاند. در این نامه که نسخهای از آن به رسانهها، دولتهای اروپایی و نهادهای بینالمللی ارسال شده، آمده است:«بهرسمیت شناختن طالبان، به معنای مشروعیتبخشی به ساختاری است که نهتنها ناقض آشکار حقوق بشر است، بلکه بر پایهی تبعیض جنسیتی، حذف سیستماتیک مخالفان، سرکوب مدنی و انکار کامل آزادیهای اساسی بنا شده است.» امضاکنندگان این نامه هشدار دادهاند که هر نوع تعامل سیاسی یا رسمی با طالبان، بدون لحاظ خواستههای مردم افغانستان و بدون رعایت معیارهای بنیادین حقوق بشر، تنها به تقویت یک نظام استبدادی و ضدحقوق انسانی میانجامد. بخش دیگری از این نامه به وضعیت بحرانی مهاجران افغان اختصاص یافته است. سازمانهای امضاکننده با ابراز نگرانی عمیق نسبت به اخراجهای اخیر، از دولتهای اروپایی خواستهاند که با در نظر گرفتن وضعیت وخیم امنیتی، اجتماعی و اقتصادی در افغانستان، روند بازگرداندن اجباری پناهجویان را متوقف سازند. در این نامه تأکید شده که «بازگشت اجباری مهاجران افغان، آنهم به کشوری که تحت سلطه یک رژیم ناقض حقوق بشر قرار دارد، نقض آشکار اصول انسانی و کنوانسیونهای بینالمللی است.» از زمان بازگشت طالبان به قدرت، فشارها بر زنان، رسانهها، نهادهای آموزشی و آزادیهای مدنی بهگونه بیسابقهای افزایش یافته است. با وجود این، برخی کشورها با استدلالهایی نظیر ثبات منطقهای یا مبارزه با مهاجرت، بهدنبال برقراری کانالهای رسمی ارتباط با طالباناند؛ مسألهای که از سوی جامعه مدنی بهعنوان نوعی سازش خطرناک با یک حکومت غیرمردمی تعبیر میشود. نویسندگان این نامه در پایان یادآور شدهاند که جامعه جهانی نباید برای منافع کوتاهمدت، چشم بر رنج میلیونها افغان ببندد و نظامی را بهرسمیت بشناسد که اساس موجودیتش را بر سرکوب بنا نهاده است.
30هزار زن معترض افغانستان؛ چادری اجباری نمیتواند صدای ما را خاموش کند
فرخنده: بیش از ۳۰ هزار زن معترض افغانستان در یک حرکت هماهنگ و بیسابقه، به کارزار اینستاگرامی «مجبور به چادری شدیم؛ اما ما زنان توانمند هستیم» پیوستهاند. این کمپین که از سوی صفحهی «Woman Post» راهاندازی شده، تنها در ۲۴ ساعت نخست توانسته است موجی از واکنشها و حمایتها را در میان کاربران شبکههای اجتماعی برانگیزد. زنان شرکتکننده در این کارزار، از مناطق مختلف افغانستان و حتی خارج از کشور، تصاویر خود را با پیامهایی از هویت، تحصیلات، تخصص و دستاوردهایشان منتشر کردهاند. در این تصاویر، زنان از رشتههای گوناگون چون ورزش، هنر، حقوق، آموزش، علوم و رسانه نمایاناند که همگی یک پیام مشترک دارند: «هویت ما در چادری خلاصه نمیشود». در بیانیه منتشرشده از سوی برگزارکنندگان این کارزار آمده است: «ما را مجبور کردند زیر چادری پنهان شویم، اما ما زنانی هستیم تحصیلکرده، فعال، مستقل و قدرتمند. ما انتخاب میکنیم که چگونه زندگی کنیم و چه بپوشیم.» این کمپین نه تنها پاسخی صریح به سیاستهای محدودکننده طالبان در مورد حجاب اجباری است، بلکه تجلی اراده زنانی است که در برابر حذف سیستماتیک از اجتماع، ایستادگی میکنند. به گفته تیم رسانهای Woman Post، طی ۲۴ ساعت گذشته، رسانهها و صفحات مربوط به این پویش چندین بار هدف حملات سایبری قرار گرفتهاند، اما «هیچ حملهای نتوانسته حرکت ما را متوقف کند». پیش از این نیز، زنان افغان در فضای مجازی با هشتگها و کمپینهایی مانند «صدای من، هویت من» و «نه به آپارتاید جنسیتی» کوشیدهاند توجه جهانیان را به سرکوب زنان در افغانستان جلب کنند. این حرکت تازه اما از نظر گستردگی و واکنشها، یکی از بزرگترین نمودهای مقاومت دیجیتال زنان افغان در برابر سیاستهای زنستیزانه حاکم بر کشور ارزیابی میشود.
گلایه طالبان برای شناخت: دولت «فراگیر» با صفر زن و صفر عشاریه پنجدرصد دیگر اقوام
فرخنده: در حالی که دختران افغانستان هنوز پشت دروازه مکتب ایستادهاند و زنان با مدرک تحصیلی، حق کار حتی در یک نانوایی را هم ندارند، نورالدین ترابی، مقام گماشتهشده طالبان در اداره مبارزه با حوادث (که البته بیشتر از همه، حوادث برای زنان خلق میکند)، لب به گلایه گشوده که چرا جامعه جهانی هنوز این گروه را به رسمیت نمیشناسد! ترابی در گفتوگویی با تلویزیون شمشاد با لحنی دلخور، گفت که شرطهای جامعه جهانی مثل آموزش دختران، کار زنان و تشکیل دولت فراگیر “ناروا” است. از نظر او، این شرطها اصلاً در مذاکرات دوحه مطرح نشده بود، پس حالا هم نباید مطرح باشند. بهبیان دیگر، طالبان معتقدند اگر اول به چیزی «نه» نگفتند، یعنی همیشه باید «نه» بماند! او در ادامه برای اثبات “فراگیر بودن” حکومت طالبان، لیستی از اقوامی که صفر عشاریه پنجدرصدی در کابینه حضور دارند ارائه داد: «اوزبیک داریم، تاجیک داریم، بلوچ هم داریم، هزاره نیز در مذاکرات دوحه مطرح نشده بود». تنها چیزی که نداشت، یک زن بود! اما بهزعم ترابی، این مسئله اهمیتی ندارد، چون بالاخره اقوام هستن، حالا جنسیت مهم نیست! ترابی از مقایسه هم غافل نماند و با جسارتی قابلتحسین گفت: «در امریکا هم کابینه را تیم برنده میسازد، ما هم همین کار را کردهایم!» البته فرق اینجاست که در امریکا، تیم برنده با رأی مردم میآید، نه با قبضه تفنگ و ممنوعکردن کار، تحصیل، سفر، نفسکشیدن و حتی خنده زنان. از نظر ترابی، تمام مشکلات افغانستان «داخلی» است و جهان حق ندارد دخالت کند. احتمالاً منظورش این است که تا وقتی زنان در داخل خانه زندانیاند، جهان هم درِ دهانش را ببندد! او ادعا کرد که هیچ سازشی در توافق دوحه نشده و حتی گفت مواد پنهان هم وجود ندارد. از نگاه طالبان، همهچیز شفاف است؛ مثلاً شفاف مثل دروازه بسته مکاتب، شفاف مثل کارنامهی خالی از زن در ادارههای دولتی، و شفاف مثل سرنوشت ناپیدای هزاران زن بازداشتشده. در نهایت، طالبان هنوز امیدوار است که با چند حرف مبهم و مقداری “تعامل”، کشورهای غربی دلشان به رحم بیاید و حکومتی که نیمی از جامعه را به حاشیه رانده، با افتخار به رسمیت بشناسند. اما گفته میشود که جهان فعلاً هنوز گوشاش بدهکار این «فراگیری بیزن» و «آزادی با قیود شلاق» نیست. نویسنده: مصطفی شهریار
ناموس مردم در دست محتسبان بیرحم: طالبان شکار زنان را آغاز کردهاند
فرخنده: در یکی از زنندهترین رخدادهای اخیر در پایتخت افغانستان، طالبان بار دیگر دهها زن و دختر جوان را در مناطق مختلف کابل، بهویژه در دشت برچی و شهرنو، به شکل دستهجمعی و بدون حکم قضایی بازداشت کردهاند. این موج تازه بازداشتها که در روزهای ۲۵ تا ۲۸ سرطان انجام شده، نهتنها وحشت عمومی را افزایش داده، بلکه خشم نهادهای حقوق بشری و چهرههای سیاسی را نیز برانگیخته است. شاهدان عینی از خشونت مأموران امر به معروف طالبان هنگام بازداشت زنان سخن میگویند؛ در حالی که هیچ مامور زنی در محل حضور نداشته، دختران از بازارها، خیابانها، موترها و حتی شفاخانهها بیرون کشیده شدهاند. ویدیویی که از این صحنهها به دست رسیده، نشان میدهد زنانی با گریه و فریاد در محاصره طالبان قرار دارند. یکی از آنها با صدایی لرزان فریاد میزند: «ما را از زندگی و تحصیل محروم کردید، دیگر چه میخواهید؟» بازداشتشدهگان در برخی موارد پس از یک شب و با ضمانت کتبی خانوادهها آزاد شدهاند، اما محل نگهداری بسیاری دیگر همچنان نامعلوم است. نگرانی درباره احتمال بدرفتاری، شکنجه یا خشونت جنسی علیه این زنان رو به افزایش است. مجمع مدافعان حقوق بشر این اقدام را «زنستیزانه، خودسرانه و ناقض شدید حقوق بشر» خوانده و هشدار داده است که ادامه این روند، وضعیت حقوق بشر در افغانستان را به نقطهای غیرقابل بازگشت سوق خواهد داد. این نهاد تأکید کرده که سکوت در برابر چنین فجایع، خیانت به انسانیت است. در واکنش، جبهه آزادی اعلام کرده که اداره امر به معروف طالبان نیز از این پس در فهرست اهداف مشروع آنان قرار دارد. افزون بر آن، چهرههای سیاسی از جمله محمد عمر داوودزی و عبدربالرسول سیاف، این اقدامات را «بیغیرتی»، «ضد انسانی» و «نقض غیرت افغانی» دانستهاند. در حالیکه طالبان هنوز توضیح رسمی درباره این بازداشتها ارائه نکردهاند، مردم کابل، بهویژه زنان، در هراسی روزافزون از تکرار چنین اقدامات سرکوبگرانه به سر میبرند. نویسنده: مصطفی شهریار
کارشناسان سازمان ملل: بازگشتکنندهگان در افغانستان امنیت ندارند
فرخنده: کارشناسان سازمان ملل متحد در بیانیهای تازه، اخراج گسترده و اجباری پناهجویان افغان از ایران، پاکستان و دیگر کشورها را بهشدت محکوم کرده و هشدار دادهاند که افغانستان هنوز کشوری امن برای بازگشتکنندهگان نیست. آنان تأکید کردهاند که ادامه این روند، نقض مستقیم اصول بنیادین حقوق بشر و قوانین بینالمللی پناهندهگی است. کارشناسان در بیانیهای گفته است: «ابعاد این بازگشتها حیرتآور است. تنها در سال ۲۰۲۵، بیش از ۱.۹ میلیون شهروند افغانستان از ایران و پاکستان یا به اجبار اخراج شدهاند یا ناگزیر به بازگشت شدهاند.» این آمار، تصویری نگرانکننده از وضعیت پناهجویان افغان در سطح منطقه ارائه میدهد. کارشناسان سازمان ملل خاطرنشان کردهاند که حتی افرادی که دارای مدارک قانونی اقامت بودهاند نیز از سوی حکومت ایران اخراج شدهاند. به باور آنان، این رویکرد غیرقانونی و غیرانسانی، اصول حقوق بشری را زیر پا گذاشته و امنیت شخصی و جمعی پناهجویان را به خطر انداخته است. در بیانیه افزوده شده که بسیاری از پناهجویانی که اخراج میشوند، پس از بازگشت به افغانستان با تهدیدات جدی از جمله تعقیب، انتقامگیری و خشونت روبهرو هستند. شرایط اجتماعی و سیاسی موجود در افغانستان، بهویژه برای گروههای خاص مانند مدافعان حقوق بشر، روزنامهنگاران و اقلیتهای قومی و مذهبی، بهشدت پرمخاطره تلقی شده است. کارشناسان همچنین وضعیت زنان و دختران در افغانستان را «نگرانکننده و فاجعهبار» توصیف کردهاند. آنان گفتهاند که این قشر از جامعه بهطور نظاممند از حقوق اساسی، آموزش، اشتغال و مشارکت در جامعه محروم شدهاند و هرگونه امید به زندگی آزادانه از آنان سلب شده است. از سوی دیگر، افراد دگرباش و دارای هویتهای جنسیتی متفاوت، در فضای سرکوبگر افغانستان با تهدید مجازات کیفری، آزار و حتا مرگ مواجه هستند. کارشناسان هشدار دادهاند که این گروهها پس از بازگشت، با نظامی مواجهاند که متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت است. در ادامه بیانیه آمده است: «هیچ دولتی نباید این خطرات واقعی در افغانستان را نادیده بگیرد. اقدام به اخراج اجباری، بهویژه در این شرایط، بهمنزله رها کردن مسئولیتهای اخلاقی و قانونی در قبال انسانهایی است که به دنبال پناه و حمایت بودهاند.» در پایان، کارشناسان سازمان ملل خواهان توقف فوری اخراجها شدهاند و تأکید کردهاند که دولتهای میزبان باید مسیرهای اسکان مجدد، پناهندگی و انتقال به کشورهای ثالث را گسترش دهند. آنان این گامها را نهتنها اقدامی انسانی، بلکه ضرورتی برای حفظ کرامت انسانی در مواجهه با یکی از بزرگترین بحرانهای مهاجرتی منطقه دانستهاند.
ریچارد بنت: افغانستان در میانه یک بحران حقوق بشری بیسابقه
فرخنده: ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، نسبت به وضعیت فاجعهبار حقوق بشری شهروندان افغانستان هشدار داده و از اخراج گسترده مهاجران از کشورهای همسایه به شدت ابراز نگرانی کرده است. او میگوید که آنچه امروز در مورد مهاجران افغان رخ میدهد، فراتر از یک چالش مهاجرتی است و به یک بحران حقوق بشری تمامعیار تبدیل شده است. آقای بنت در پیامی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده، نوشته است که اخراج همزمان صدها هزار مهاجر افغانستان از ایران و پاکستان «تعجبآور» و نگرانکننده است. به باور او، این اقدامات نهتنها خلاف اصول حقوق بشری است، بلکه بر خلاف تعهدات قانونی و اخلاقی کشورهایی است که مهاجران را پناه دادهاند. وی همچنین هشدار داده که تهدیدهای جدی دیگری نیز برای اخراج شهروندان افغانستان از سایر کشورهای میزبان وجود دارد؛ روندی که بهویژه زنان، کودکان، سالمندان و افراد آسیبپذیر را با خطرات جدی روبهرو میسازد. بنت از دولتها خواسته است تا بهجای فرار از مسئولیت، رویکرد انسانی و قانونی را در برابر این بحران در پیش گیرند. کارشناسان شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز با انتشار بیانیهای مشترک، خواهان توقف فوری روند اخراجهای گسترده شدهاند. این نهاد بینالمللی تأکید دارد که اخراج اجباری بدون بررسی وضعیت پناهجویان، با اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله اصل عدم بازگردانی (non-refoulement) در تضاد است. طبق دادههای رسمی سازمان ملل، از آغاز سال ۲۰۲۵ میلادی تا کنون، بیش از ۱.۹ میلیون افغان از دو کشور ایران و پاکستان اخراج شدهاند. این آمار تکاندهنده، تصویری از عمق بحران انسانی و کمبود حمایتهای بینالمللی از مهاجران افغانستان ترسیم میکند.