آلمان از وضع تعزیرات جدید بر طالبان به دلیل نقض حقوق زنان افغانستان خبر داد

آنالینا بایربوک وزیر امور خارجه آلمان میگوید، «بر طالبانی که به نقض حقوق زنان تلاش میکنند، تعزیرات وضع میکنم.» آنالینا بایربوک، وزیر امور خارجه آلمان خشم خود را نسبت به آن ابراز کرد و متخلفان آن در افغانستان را به عواقب جدی آن تهدید نمود. خانم بایربوک که روز گذشته در پنجاه و دومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد افغانستان به ویژه حقوق زنان افغان سخنرانی میکرد گفت: وی گفت: «آنچه ما شاهد آن هستیم وحشیانهترین وسیستماتیکترین نقض حقوق بشر است که در افغانستان علیه زنان میتوان تصور کرد. این اقدامات باید عواقبی داشته باشد، به همین دلیل است که ما در اتحادیه اروپایی با وضع تعزیرات شدید علیه کسانی در رژیم طالبان فشار میآوریم که مسئول این نقض آشکار حقوق زناناند.» حدود ۵۳۰ روز از بسته شدن مکاتب بالاتر از صنوف ششم در افغانستان میگذرد. طالبان همچنان از دسیمبر پارسال دختران و زنان را از تحصیل در دانشگاهها و کار در سازمانهای غیر دولتی منع کردند. این اقدام باعث شد که بسیاری از سازمانهای کمک رسان خارجی و بینالمللی فعالیتهای خود را در افغانستان متوقف کنند. در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل از شجاعت زنان ایران نیز ستایش به عمل آمد به نقل از رادیو آزادی، وزیر امور خارجه آلمان با اشاره به این موضوع گفت که کشورش همچنان حاضر است به نیازمندان افغان کمکهای لازم را ارائه کند. بایربوک افزود: «ما اطمینان میدهیم که به کمکهای خود با همه افغانهایی ادامه میدهیم که به آب، غذا و دوا نیاز دارند. همزمان به کمک با آنانی مایل نیستیم که با برکنار کردن زنان، حقوق آنها را زیر پا میگذارند.» گفتنی است طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان محدودیتهای زیادی وضع کرده است که واکنشهای گسترده داخلی و بین المللی را نیز در پی داشته است.
نماینده ویژه امریکا خواستار برگشت بانوان به آموزش و کار در افغانستان شد

نماینده ویژه ایالات متحده امریکا برای افغانستان، در گفتوگو با رییس پیشین مجلس سنا بر بازگشایی مکتبهای دختران و اجازه یافتن بانوان به کار تاکید کرده است. به نقل از رسانههای امریکایی، توماس وست، نماینده ویژه ایالات متحده امریکا برای افغانستان در صفحه تویترش نوشته است که در گفتوگو تلفنی با فضل هادی مسلمیار درباره اوضاع بشری، سیاسی و نیاز بر از سرگیری گفتوگوهای میان افغانان نیز گفتوگو کرده است. وست افزوده است: «در باره اوضاع بشری و اقتصادی در افغانستان، خواستهای مردم افغانستان در باره بازگشت زنان و دختران به مکتب و کار و نیاز بر گفتوگوهای میان افغانان در باره کشور شان گفتوگو کردیم.» گفتنی است طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان محدودیتهای زیادی بر زنان در افغانستان وضع کرده است؛ منع کار و آموزش از جمله این محدودیتهای تازه این گروه بر زنان است.
تاکید حامد کرزی و مارکوس پوتزل بر بازگشایی مراکز آموزشی به روی دختران افغانستان

حامد کرزی، رییسجمهور پیشین افغانستان از دیدار با مارکوس پوتزل، معاون سیاسی نمایندهی ویژهی دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان، خبر داده است. در خبرنامهای که در صفحه فیسبوک آقای کرزی نشر شده آمده است که در این دیدار، ضمن تبادل نظر در بارهی اوضاع جاری کشور، دو طرف بر بازگشایی مکتبها و دانشگاهها به روی دختران تأکید کردهاند. به گفته منبع، در این دیدار همچنان بر نیاز گفتمان ملی برای تأمین صلح پایدار تاکید شده است. گفتنی است که کرزی و پوتزل پیش از این نیز، در دیداری بر بازگشایی عاجل مکتبها و دانشگاهها به روی دختران و بازگشت زنان به کار تأکید کردهاند.
حمایت وزیران خارجه زن از زنان افغانستان در کنفرانس امنیتی مونیخ

وزیران خارجه زن در حاشیه کنفرانس سه روزهٔ امنیتی مونیخ از «حذف زنان از تمام عرصههای زندگی عامه» در افغانستان، انتقاد کردند. به گزارش فرخنده نیوز، در بیانیهای که از طرف وزیران خارجه زن ۱۰ کشور به امضا رسیده آمده است: «ما به شدت تلاش طالبان برای حذف زنان از تمام عرصههای زندگی عامه را محکوم می کنیم. زنان از قدم زدن در پارک ها باز داشته میشوند، دیگر در پردههای تلویزیون دیده نمیشوند، از حق حضور در مکاتب و دانشگاهها محروم هستند، و حالا از کار در بخش کمکهای بشردوستانه نیز منع شدهاند.» طالبان در نزدیک به یک و نیم سال که بر افغانستان مسلط بوده اند، محدودیتهای زیادی را بر حق کار و تحصیل زنان وضع کرده اند. آنان دختران را از تعلیم به سویهٔ بالاتر از صنف ششم منع کرده، مانع تحصیل دختران در دانشگاهها شده، زنان و دختران را از کار در ادارات دولتی و غیردولتی به جز نهادهای معدود صحی بازداشته و نیز بر رفتن زنان و دختران به پارکهای تفریحی، کلبهای ورزشی و حمام ممنوعیت وضع کرده است. وزرای خارجه زن در بیانیه گفته اند: «با حذف نیمی از جمعیت افغانستان از جامعه، طالبان مرتکب شدیدترین نقض حقوق بشری شده اند و آینده تمام کشور را به خطر می اندازند.» این وزیران خارجه زن میگویند: «ما در فراخوان خود برای رفع این محدودیتها بر زنان متحد هستیم، به ویژه در مورد نقش اساسی آنها برای ارایه کمکهای بشردوستانه. این امر باز گردانندهٔ کمکهای خواهد بود که زنان، کودکان و مردان افغانستان به شدت به آن نیاز دارند.» به نقل از رسانههای خارجی، وزرای خارجهٔ سلوونیا، آلمان، کانادا، آیسلند، لیختن اشتاین، بلجیم، آندورا، البانیا، منگولیا و لیبیا که همه زن استند این بیانیه را امضا کرده اند. گفتنی است هیچ نمایندهای از حکومت طالبان به کنفرانس امنیتی مونیخ دعوت نشده است.
بررسی اوضاع بشری افغانستان از سوی دفتر امور خارجه و توسعه بریتانیا

دفتر امور خارجه، مشترکالمنافع و توسعه بریتانیا اعلام کرده که اوضاع کنونی افغانستان برای زنان، دختران و کمکهای بریتانیا در افغانستان را بررسی خواهد کرد. به گزارش فرخنده نیوز، منابع بریتانیایی اعلام کردهاند که نتایج بررسی در ۲۱ فبروری در پارلمان این کشور شریک ساخته خواهد شد. این نهاد در گزارشی که نشر کرده از افزایش فقر در افغانستان نیز ابراز نگرانی کرده است. این درحالی است که پیشتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) اعلام کرده بود حدود 95 درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار گرفتهاند.
طالبان در برابر کشته شدن یک زن کوچی، مردم روستای بهایی ولسوالی ناور ولایت غزنی را مجبور به پرداخت ده میلیون افغانی کردند

از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان زمانی زیادی نمیگذشت که در اوایل سال ۱۴۰۱ خورشیدی، بر اساس فیصله کمیسیون طالبان بنابر ادعای کشته شدن یک زن کوچی، مردم روستای بهایی ولسوالی ناور ولایت غزنی مجبور به پرداخت ده میلیون افغانی شدند. عنایت الله یکی از باشندگان این روستا میگوید مردم به سختی این پول را از طریق فروختن اموال و مواشی شان جمع آوری کرده و به کمیسیون مربوطه تحویل دادند. در ادعای دیگر کوچیها مبنی بر دزدی اموالشان، از ساکنان قریههای (واغ و ارچغو) خواهان غرامت شدند. نیروهای امارت اسلامی چند تن از بزرگان این دو قریه را به زور وادار کرده تا به کمیسیونی که از طرف طالبان ایجاد شده اختیار بدهند تا این قضیه را فیصله نمایند. کمیسیون طالبان این ولسوالی فیصله کرد که مردم باید مبلغ دو میلیون افغانی به کوچی ها پرداخت نمایند، اما مردم فیصله این کمسیون را قبول نداشته و حاضر به پرداخت مبلغ متذکره نشدند. نیروهای امارت اسلامی همه روزه مردم این روستا را ازسرزمین ها و کارشان به ولسوالی برده وزندانی می کردند و می گفتند تا زمانی که مقدارپول تایین شده را به کوچی ها ندهند آزاد نخواهند شد. جمعه خان یکی از باشنده های قریه واغ است، او می گوید: طالبان با آنها رفتار خشونت آمیز داشته و آنها را لت و کوب کرده است. مردان این روستا به خاطر نیروهای امارت نمی توانستن به کارهای شان برسند و تمام مسولیت های خانه و مزرعه ها به دوش زنان بود. این روستاها ازجمله مناطق سرد سیر ولایت غزنی است، زنان این روستا ها ازاین که مردان مدت زیاد در حبس بوده و در فصل خزان و سرد شدن هوا نتوانند محصولات شان را به وقت مناسب برداشت کنند نگران بودند و تشویش شان این بود، که حاصلات به خصوص کجالو را در زمین ها یخ بزند، بلاخره مردم بخاطر آزادی مردان این روستا ها مجبور شدند دومیلیون افغانی را به کوچی ها بپردازند تا زندانی ها آزاد و به کارهایشان برسند. درهمین حال کوچی ها با حمایت نظامیان طالب دو خانواده را در روستایی جوشان همجوار با قریه واغ و ارچغو از مربوطات جاغه شیو ولسوالی ناور کوچانده و خانه های شان را قفل انداخته است. کوچی ها مدعی اند که خانه ها و زمین های مامور علیحسین و محمد رضا یوسفی مالکیت کوچی ها است، این در حالی است که سال ها است که هیچ فرد کوچی در این روستاها ملکیت ندارد و این قضیه به سی یا چهل سال قبل برمیگردد. اختلافات بین کوچی ها و هزاره ها از دیر زمان وجود داشته که با روی کارآمدن طالبان دامنه ی این اختلافات گسترده تر شده است.
قربانیان کاج: وقتی شکیلا را پیدا کردیم نصف سرش نبود…

دانش آموزان که به بعد از سپری کردن دوازده سال؛ خودشان را به دروازه های دانشگاه رسانده بودند. آنها به امید دست یابی به رشته های دلخواه شان هر روز در کلاس های آمادگی کانکور آموزشگاه کاج با تمام علاقه حاضر میشدند و در آخرین روزهای درسی و آخرین امتحان آزمایشی شان بیخبر از اینکه سایه شوم مرگ در چند قدمی شان هست، داشتند جواب سوال های را مینوشتند که مغز شان با خُمپاره های بمب متلاشی شد و حالا چهل روز میشود که با تمام آرزوهای شان به آغوش قبرستان خوابیده اند. شکیلا سروی یکی از قربانیان حمله بر آموزشگاه کاج است که مرگ وحشتناک او کابوس برای خانواده و مادرش شده است. وقتی خبر کشته شدن شکیلا به کاکایش (رمضان سروی ) میرسد او بعد شنیدن این خبر دچار حمله قلبی میشود و از بین میرود. شکیلا وقتی کودک بیش نبود پدرش را از دست میدهد و نداشتن پدر در کنار صدها غم دیگر دردی میشود که او باید با تمام بدبختی هایش قد میکشید و برای رسیدن به آرزوهایش تلاش میکرد. از آن به بعد مادرش مانند تمام زنان افغانستان که همیشه بیشتر از مردان غم زندگی را بدوش میکشد با کار کردن در مکتب های خصوصی و جاها دیگر مصارف زندگی خانواده اش را تامین میکند. مادر شکیلا با حسرت و آه از روزی حرف میزند که آخرین روز زندگی دخترش بود ” وقت امتحان کانکورش معلوم شده بود و آن روز آخرین امتحانش در کورس بود و قرار بود چند وقت بعدش امتحان کانکور شروع شود. اول صبح با هیجان زیاد بخاطر امتحان آزمایشی به کورس رفت و گفت؛ مادر برایم دعا کن در امتحان نمره خوب بگیرم.” شکیلا به طرف آموزشگاه کاج میرود و مادرش از ابتدای آن روز دلهره داشته، با آن که این نگرانی های همیشهگی خانواده های افغانستانی برای زنده برگشتن فرزندانش به خانه است. اما حسی مادرانه او چیزی بیشتر از این بوده” وقتی شکیلا رفت مصروف کارهای خانه شدم، بعد از چند ساعت خبر شدیم که در کورس کاج انتحاری شده.” شکیلا گوشی موبایل نداشته که مادرش برایش زنگ بزند و از زنده بودنش مطمئین شود، اگر موبایل میداشت هم شکیلا دیگر زنده نبود که جواب مادرش را میداد.”وقتی به سرک عمومی رسیدم گفتند؛ تمام زخمی ها و شهدا را در شفاخانه محمد علی جناح و دیگر شفاخانه ها انتقال داده است، دعا میکردم که در میان زخمی ها باشد. خودم را به شفاخانه علی جناح رساندم، آنجا نبود و تمام شفاخانه های را که زخمی ها و شهدا را انتقال داده بودند رفتیم، ولی شکیلا را پیدا نکردیم.” شکیلا را برادرش از طب عدلی پیدا میکند، طوری که نصف سرش نبوده، برادرش او از کفش هایش شناسایی کرده بود. بردار شکیلا از آن روز وحشتناک اینگونه حرف میزند ” وقت که شکیلا را با بدن تکه تکه شده اش در بین چند شهید دیگر در طب عدلی پیدا کردم، اول مطمئین نبودم که خودش باشد بخاطریکه نصف سرش نبود و دستمال را که زیر چادرش به خاطر حجاب بسته بود دو نصف شده بود، یک نصفش رویش پیشانه اش با چسپیده بود و نصف دیگرش همراه با نصف سرش اصلا نبود. چندین بار نگاه کردم و وقتی ساعتش را دیدم مطمئین شدم که خودش است. شکیلا همیشه ساعتش را برعکس به دستش میکرد.” برادرش با گریه ادامه میدهد”من مرگ خودم را آن جا حس کردم، حس کردم که چگونه بند دلم پاره شد. به یاد مادرم افتادم که با این غم چگونه کنار بیاید.گفتم خدایا مادرم را سختی و بدبختی زیاد امتحان کردی، مرگ جوان حق مادرم نیست.” وقتی میخواهد جنازه شکیلا را انتقال دهد، مادرش زنگ میزند و برادرش شکیلا نمیتواند جواب مادرش را بدهد ” دوبار زنگ زد جواب داده نتوانستم چون خودم را کنترول کرده نمیتوانستم. زنگ سوم را مجبور شدم جواب دادم. مادرم پرسید شکیلا پیدا شد؟ گفتم بلی در شفاخانه در حالت کوما است برایش دعا کنید مادرم آهی سردی کشید و شکر کرد.” مادرش خوشحال میشود که دخترش درمیان کشته شده ها نیست و این خوشحالی قبل طوفان بوده. برادر جسد خواهرش را تحویل میگیرد و با امبولانس به طرف برچی و مسجد مولاعلی که نزدیک خانه شان بوده حرکت میکند.” در مسیر راه بودم که مادرم زنگ زد گفت؛ منم حرکت کردم میایم طرف شفاخانه. گفتم شما نیایید شکیلا وضع اش بهتر شده میارم طرف خانه. مادرم گفت خوب است بخیر بیاید.” وقتی نزدیک خانه و مسجد میرسد میبیند که مردم زیاد جمع شده تا بدن پاره پاره شکیلا را برای دفن کردن آماده کنند.” مردم شکیلا را غسل خانه برد. بعد حیران ماندم که مادرم چگونه خبر کنم، میخواستم بدون اینکه مادرم خبر شود شکیلا را دفن کنیم. میترسیدم که وقتی مادرم جسد تکه تکه شده دخترش را ببیند چه بلای برسرش خواهد آمد. ولی همه گفتند که مادرت باید خبر شود.” برادرش شکیلا به خانه میرود، مادرش را پیش دروازه حویلی میبیند که منتظر دخترش ایستاده است” مادرم وقتی مرا دید گفت شکیلا کجاست؟ گفتم؛ امبولانس در کوچه مسجد بند مانده برویم شکیلا را بیاوریم. از دست مادرم گرفتم دست هایم پر از خون بود. مادرم گفت برو دست هایت را بشوی، گفتم درست است شکیلا را بیاوریم باز میشویم.” مادرش شکیلا وقتی نزدیک مسجد میرسد و ازدحام مردم را میبیند شک میکند و از پسرش میپرسد کجاست امبولانس؟ ” گفتم امبولانس پشت مسجد است. مادرم فهمید که دیگر دخترش زنده نیست، آه سردی کشید و گفت وای شکیلا عصای مادر…” شکیلا آرزو داشت تا پزشک شود. او در مورد تمام آرزوهایش در دفترچه اش نوشته بود، اما تمام آن رویا ها فقط چند کلمه شد در درون دفترچه اش. لیلا رضایی کتابخانه کاج؛ پاسدار آروزی قربانیان دانایی
اعتراض برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از همکاران مرد
شماری زنان معترض در کابل گرد هم آمده اند تا برای رهایی ظریفه بعقوبی و چهار تن پسرانی که در کنفرانس شرکت نموده بودند صدا بلند کنند این معترضین میگویند شما نمیتوانید با زندانی کردن،شکنجه و قتل های مرموزانه صدای عدالت خواهی و آزادی خواهی را خاموش سازید. و متهم ساختن زنان مبارز به پشتوانه بیرونی کاملا دروغ و بی اساس بوده و این را رد نمودند. و گفته میشود که این کنفرانس با وجود هماهنگی حوزه مربوطه طی مکتوب رسمی از قبل هماهنگ شده است ،با آن هم طالبا به شیوه خشونت آمیز به این کنفرانس یورش آورده و برنامه را برهم زدند،خانم یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در آن کنفرانس آمده بودند را با خود به زندان بردند. و خواست شان از سازمان های بین المللی و حقوق بشری این است هر چه زودتر بخاطر رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ 1401/8/12 توسط طالبان بازداشت شدند بدون هیچ قید و شرطی آزاد سازند. میگویند ما سکوت نخواهیم کرد و برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن پسران که در اسارت طالبان هستند هر روز فریاد خواهیم زد و این صداها خاموش نشدنی خواهد بود. شکریه حجت
واکنشها به گفتگوی غنی، فایق: غنی عوامفریبانه صحبت کرد؛ باید از مردم معذرت میخواست

گفتگوی تازه محمد اشرف غنی، رییس جمهور پیشین با داوود جنبش، واکنشهای متعددی را در افکار عمومی افغانستان به دنبال داشته است. نصیر احمد فایق، سرپرست نمایندهگی افغانستان در سازمان ملل متحد، در توییتی گفته است که اشرف غنی باید در این مصاحبه از مردم افغانستان معذرتخواهی میکرد. آقای فایق گفته است که غنی تلاش کرد خود را مقصر نداند. به باور فایق، غنی بیشتر روی واژههای عوامفریبانه تأکید کرد که خود به آنها باور نداشت اشرف غنی، رییس جمهور پیشین افغانستان در آستانه یکسالهگی فرارش از کشور با یک رسانه تازه تأسیس مصاحبه کرده است. او در این گفتوگو به رقبای سیاسی خود میتازد و سعی میکند بار ملامتی سقوط حکومتش را به گردن آنان بیاندازد. این در حالیست که صحبتهای اخیر اشرف غنی در شبکه های اجتماعی نیز موافقان و مخالفان خودش را داشت و کاربران این شبکه با واژه های رکیک از وی استقبال کرده اند.
حامد کرزی و رویای احیای امپراطوری درانی!

متولد گردید. کرزی مکتب را در محمود هوتکی.سیدجمال الدین و لیسه حبیبیه فرا گرفته و و بعد از سپری نمودن کانکور به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و بعدا برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و سال 1988 از رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه سمله هند فارغ شد. نویسنده: امیر پویا حامد کرزی در دوران جهاد عضو جبهه نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی بود ودر حکومت مجاهدین در سال 1992-1994 به حیث معاون وزیر خارجه ایفای وظیفه کرده. کرزی در اوایل دوره حکومت طالبان با این گروه همکاری داشت و به حیث نماینده طالبان در سازمان ملل برگزیده شد.ولیکن بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و به دلیل سیاست های تند این گروه از طالبان فاصله گرفت و جدا شد و در پاکستان به سازماندهی نیرو هایش علیه طالبان پرداخت. بخش اول: