اعتراض برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از همکاران مرد
شماری زنان معترض در کابل گرد هم آمده اند تا برای رهایی ظریفه بعقوبی و چهار تن پسرانی که در کنفرانس شرکت نموده بودند صدا بلند کنند این معترضین میگویند شما نمیتوانید با زندانی کردن،شکنجه و قتل های مرموزانه صدای عدالت خواهی و آزادی خواهی را خاموش سازید. و متهم ساختن زنان مبارز به پشتوانه بیرونی کاملا دروغ و بی اساس بوده و این را رد نمودند. و گفته میشود که این کنفرانس با وجود هماهنگی حوزه مربوطه طی مکتوب رسمی از قبل هماهنگ شده است ،با آن هم طالبا به شیوه خشونت آمیز به این کنفرانس یورش آورده و برنامه را برهم زدند،خانم یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در آن کنفرانس آمده بودند را با خود به زندان بردند. و خواست شان از سازمان های بین المللی و حقوق بشری این است هر چه زودتر بخاطر رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ 1401/8/12 توسط طالبان بازداشت شدند بدون هیچ قید و شرطی آزاد سازند. میگویند ما سکوت نخواهیم کرد و برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن پسران که در اسارت طالبان هستند هر روز فریاد خواهیم زد و این صداها خاموش نشدنی خواهد بود. شکریه حجت
مکثی بر زندگی نرگس محمدی، یکی از قربانیان حمله تروریستی بر آموزشگاه کاج

نرگس هنوز نه ساله بود که خانواده اش از دایکندی به سمت غرب کشور در هرات مهاجرت کرد و دریکی از خانه های کرایی شهرک جبرئیل-هرات مسکن گزین شد. نرگس از همان آوای کودکی علاقه زیادی به خواندن و نوشتن داشت، آموزش و قرائت قرآن کریم را در موسسه خیریه میلاد نور واقع در شهر هرات آغاز کرد او به نحو احسن و با ذوق علاقه فراوان به فراگرفتن قرآن کریم و علوم دینی ادامه داد تا جایی که مؤسسه مذکور نرگس را به حیث معلم و آموزگار قرآن شریف برگزید. دوره ابتدائیه و متوسطه را در مکتب محراب الدین جامی- هرات به اتمام رساند. سختی ها و چالش های روزگار بازهم این خانواده را محکوم به مهاجرت کرد و از هرات به کابل مهاجر شد و در یکی از خانه های کرایی در غرب کابل مسکن گزین شد. پدرنرگس می گوید: درین آواخر که اوضاع امنیتی در کابل نگران کننده شده بود، بارها مانع رفتن او به مکتب شده بودند، اما نرگس تصمیم اش استوار و محکم بود، او روزانه مسیر خانه اش تا لیسه زینب کبرا و مرکز آموزشی کاج در دشت برچی را ساعت ها پیاده می رفت، دوره لیسه را با درجه اعلی و فیصدی بالا به پایان رساند و از دانش آموزان ممتازو نخبه آموزشگاه کاج بود. شریفه خواهر نرگس به فرخنده نیوزمی گوید: او در یک اتاق تنها شب ها و روزها مطالعه می کرد و آرزو داشت داکتر شود تا به زنان و دختران روستایی که کمترین دسترسی به امکانات صحی ندارند و به خاطر اندک مریضی جان های شان را از دست می دهند، خدمت کند. شریفه می گوید: یک شب قبل از حادثه نرگس بسیار هیجان و استریس داشت چون آخرین امتحان آموزشی بود که سپری می کرد، و همرا با آنها در محفل عروسی همسایه شان نرفته و خواست تنها در خانه باشد و درس بخواند. ساعت از هفت صبح گذشته بود که گوشی سخی داد پدر نرگس به صدا درآمد و خبر انفجار دست و پای او را لرزاند، پس از آن پدرش شماره نرگس را گرفت آن که پشت خط بود، نرگس نبود مردی از میان آوار مبایل او را یافته بود. پدر، مادر، برادر و خواهران نرگس یکی یکی به سمت آموزش گاه می روند اما نیروهای امارت اسلامی اجازه نزدیک شدن به محل را نمی دهند، آنها چندین شفاخانه را جستجو می کنند اما نرگس را نمی یابند. سکینه، یکی از خواهران میان دختران زخمی به دنبال نرگس می گردد، نرگس در میان زخمی ها نیست و سپس به سمت پیکرهای بیجان دختران می رود که اکثریت آنها قابل شناسایی نبودند و ردیفی از پیکرها را جستجو می کند، سرانجام پیراهن یکی از دو آخرین جسدها در ردیف آخر شبیه نرگس است، او را با پیراهن پرخون، دست شکسته پیدا می کند و با گریه می گوید خواهرم از رسیدن به آرویش محروم شد، (او گفته بود یا درس خوانده داکتر می شوم یا کشته می شوم.) هنگام بیرون کشیدن جسد نرگس ازبیمارستان، مادر را جایی کنار جاده یافتند. مادر نرگس حسرت می خورد که ای کاش نرگس در خواب می ماند و آن روز به آموزشگاه نمی رفت. پدر نرگس که جوانی اش را با کارگری پیرکرده می گوید با سختی اما امید ها نرگس را بزرگ کرده بود. پدرنرگس اکنون بیکار است و دو برادرش هم بعد ازتغیرنظام سیاسی کشور بنابرمشکلات اقتصادی، ترک تحصیل کرده و برای کار به ایران مهاجر شدند. نرگس روز جمعه هشتم میزان 1401 در امتحان آزمایشی کنکوردرآموزشگاه کاج شرکت کرده بود که در حمله تروریستی برمرکزآموزشی کاج جان باخت و در کنار دیگر قربانیان انفجار موعود و کاج در دامنه کوه قوریغ کابل به خاک سپرده شد. کاج همان (موعود) است که حدود پنج سال قبل مورد حمله قرار گرفت و درآن رویداد نیز بیش از پنجاه تن کشته شدند، به گفته مسولان این مرکز بخاطر مذهبی بودن نام و تهدید های امنیتی، نام این آموزشگاه را به کاج تغییر دادند. تنها یادگاری های که در کنج اتاق نرگس جا مانده است کتاب های درسی و چند کتاب شعری است. سهیلا گلستانی
آموزش و کار زیر سایه حکومت طالبانی

دختران و زنان نیم از جامعه را تشکیل می دهد و به اندازه مردان یک جامعه حق کار و تحصیل دارد. اما در افغانستان بعد از روی کار آمدن حکومت طالبان حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی کم زنگ شده است. و مکتب های به روی دختران بالا تر از صنف هفتم بسته شد، طالبان بارها وعده بازگشایی مکاتب های دخترانه دادند اما تا امروز که بیش تر از یک سال می شود که قدم های دختران افغان جاده ها مکتب را لمس نکرده است. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل در سال روز یک سالگی بسته شدنی مکتب دخترانه در افغانستان در توییتی چنین گفته بود” یک سال دانش و فرصت از دست رفته که هرگز باز نخواهند گشت. دختران به مکتب تعلق دارند. طالبان باید به آنها اجازه دهند که دوباره وارد شوند”. و در عین حال ذبیح الله مجاهد( سخنگوی طالبان) سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ و شیر محمد استانکزی معاون سیاسی وزارت خارجه طالبان کنفرانس مطبوعاتی از رهبرشان خواستار بازگشایی مکتب های دختران دخترانه شدند که این باعث برکناری ذبیح الله مجاهد از سمت سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ شد. طالبان بعد از هشت ماه تظاهرات زنان برای دسترسی به کار و تحصیل اجازه حضور دختران با لباس سیاه و حجاب سیاه در دانشگاه ها اعلان کردند. و روز های درسی دختران و پسران را در بعضی از ولایت یک روز در میان کردند تا دختران و پسران هم دیگر را در دانشگاه نبیند. بسیاری از دانشجویان دانشگاه از بالا بودنی میزان ساعت درسی در یک روز شکایت دارد سیما حیدری( نام مستعار) محصیل سال سوم اقتصاد دانشگاه کابل می گوید” بلند بودن میزان کریدیت درسی باعث می شود نتوانیم تمام درسی دو روز را که در یک روز می خوانم یاد بگیریم، و این واقعا برای ما مشکل است که از ساعت ۸صبح تا ۳ و نیم بعد ظهر را درس بمانیم و درس یاد بگیریم” ام سال طالبان در امتحان در انتخاب رشته تحصیلی با دختران اجازه انتخاب رشته های خبرنگاری، اقتصاد، زراعت و انجینری را نداند”. بسیار دختران که آمادگی کانکور می خواند می گوید بعاز از حمله های انتحاری در کورس های آمادگی کانکور و مکتب باعث شده است که خانواده های شان آن را نگذرد به کورس و مکتب بیرود. حمیده( نام مستعار) در کورس آموزشی کوثر دانش در دشت برچی است چنین می گوید ” خانواده ام مانع آمدن من به کورس می شود و می گوید بجای رفتن به کورس آمادگی کانکور کورس زبان انگلیسی بیرو؛ اما من دوست دارم اما کانکور بخوانم تا در آینده خبرنگار شوم” با این هم دختران و زنان افغانستان در گوشه و کنار های کشور مانند: کابل، بلخ و بعضی ولایت های دیگر مکتب های خانگی را درو از چشم طالبان بازگشایی کردند. این مکتب های خانگی در کوچه های پر خم و پیچ است تا طالبان نتواند آن پیدا نکند. لیلا رضایی
اُفت جایگاه و خیز پایگاه زنان در لابلای تاریخ چهار دههی گذشته در افغانستان

مقایسهی وضعیت زنان در زیر سایه حکومت فعلی و قبلی طالبان زن نصف پیکر جامعه، زن مادر، خواهر، همسر و دهها حقیقت غیر قابل انکار دیگر؛ اما در افغانستان زنان همیشه در حال مبارزه و دفاع از خود بوده، که این مبارزه سالها را دربر گرفته و خواهد گرفت. که در پی این دادخواهی و مبارزه هزاران زن قربانی شده و بعد از این هم آیا قربانی خواهد شد؟ زنان افغانستان نماد شجاعت، سمبول غیرت، رب النوع عزت است که در طول تاریخ افتخارات زیادی را برای کشوری شان رقم زده اند. و همیشه اسلامیت خود را حفظ کرده اند. اما نظام ها همیشه با این زنان؛ با زبان دیکتاتوری سخن گفته و مردسالاری عمل نموده است. کاری از کبری علیزاده وضعیت زنان در حکومت امارت اسلامی طالبان؛ زنان افغانستان در یک دهکدهی کوچک حبس شده اند و مجبور است که با سیاست های سختیگرانه و ضد زن حکومت فعلی خود را عیار کند، چون کسی صدایشان را نمیشنود. زنان در یک سال حکومت به رسمیت نشناختهی طالبان بد ترین وضعیت خود را سپری میکند. 1: زنان از تمام ادارات دولتی به بهانههای مختلفِ مثل اینکه؛ شما به خانهی تان بنشینید و ما معاش شما را پرداخت میکنیم، برادر تان را که سواد داشته باشد به جای تان روان کنید، وزارت خانههای امور زنان بسته شدند؛ و یا هم به زور اخراج شدند 2: زنانِ که در پستهای بلند دولتی مثل جنرال، دگروال، بریدمل، پولیس و غیره بودند بسیار به شکل فجیع اختطاف و کشته شدند. 3: زنان از حق تحصیل باز ماندند، اما با تلاش معترضین و دادخواهیهای مکرر؛ طالبان پوهنتون را به روی دختران باز کردند، با آن هم شرط و قیودات سختی را برای دانشجویان دختر گذاشتند. که باعث دلسردی و بی علاقهگی محصلهای دختر از درس و حتا ترک دانشگاه شدند. 4: در حگومت فعلی طالبان دختران بالاتر از صنف ششم اجازهی رفتن به مکتب را ندارد. 5: در حکومت فعلی طالبان 1401/7/24 زنان در رسانه ها کار کرده نمیتواند. تعدادی کمی که هم حضور دارد، با لباس و ماکس سیاه باید کار کند. 6: زنان در حکومت فعلی طالبان به تنهای سفر کرده نمیتواند؛ و باید یک محرم با خود داشته باشد. 7: و در تازه ترین موارد؛ حق انتخاب رشتههای مهم شغلی در بزرگترین آزمون کانکور از دختران سلب شد 8: طالبان به زور با دختران کسانیکه پست بلند دولتی داشتند، نکاح کردند. وضعیت زنان در حکومت بیست سال قبل طالبان با گذشت نزدیک به 18 سال از سقوط حکومت طالبان، دورانی که زنان افغانستان متحمل سختترین تبعیضها و سختگیریها از جانب این حکومت بودند، اینک زنان این کشور دوباره به همان سرنوشت دچار شده اند. آنها که در دوره طالبان حتی حق درس خواندن نداشتند اکنون با حضور در جامعه توانستهاند در برخی فعالیتهای مختلف سیاسی و اجتماعی شرکت کنند. و توانستن که به خارج از کشور برود. ولی با وجود تمام پیشرفتهایی که افغانستان در این زمینه داشته است هنوز هم زنان این کشور با چالشهای زیادی روبرو هستند، مردسالاری کماکان فرهنگ غالب در این کشور است و بخش زیادی از قربانیان خشونتهای خانوادگی و اجتماعی را زنان تشکیل میدهند. همچنین طالبان مانع بزرگی بر سر راه تحقق حقوق زنان در این کشور محسوب میشود. سازمان آمار مرکزی(cso) در سال 2010 مهمترین مشکلات مربوط به زنان افغان را خشونت خانگی، ازدواج اجباری و عدم حمایت مالی عنوان کرد. وضعیت حقوق زنان در دوره حکومت بیست سال قبل طالبان گروههای حقوق بشری شرایط زندگی زنان افغانستان در دوره طالبان را یکی از بدترین شرایطی که جهان با آن روبرو شده است توصیف کردند. از سال 1996تا 2001 حق رأی دادن، آموزش و کار کردن توسط طالبان از زنان سلب شده بود. در سال 1997 طالبان بر اساس قانونی درس خواندن زنان در مراکز آموزش عمومی را ممنوع اعلام کرد. به این ترتیب مراکز آموزشی کوچکی بهصورت خودجوش در خانهها توسط افراد برای آموزش به دخترها شکل گرفت. اما در سال 1998 طالبان درس خواندن دختران در این مکاتب را بعد از 9 سالگی ممنوع و موارد آموزشی قبل از این سن را محدود به آموزش قرآن کرد. به این ترتیب نرخ سواد در افغانستان به 13درصد در شهرها؛ و 3 تا 4 درصد در روستاها کاهش یافت. در سال 1998 آنها از دسترسی به بیمارستانهای عمومی منع شدند. این مسئله نه تنها بر سلامت زنان این کشور تأثیر منفی گذاشت، بلکه منجر به افزایش نرخ مرگ و میر نوزادان نیز گشت. طبق آمار در آن زمان از هر 1000 کودک 165 نفر زیر سن یک سالگی جان خود را از دست میداد در سال 1997 طالبان اشتغال زنان در اماکن عمومی را ممنوع اعلام کرد. ممنوعیت اشتغال زنان نه تنها بر زندگی زنان افغان بخصوص آنهایی که دارای تحصیلات و یا سرپرست خانوار بودند تأثیر منفی گذاشت بلکه اخراج معلمهای زن برای سیستم آموزشی این کشور نیز عواقبی منفی به بار آورد و آن را با کمبود نیرو روبرو کرد. طالبان حجاب بسیار سختگیرانهای شامل برقع بر زنان تحمیل کرده بود. همچنین آنها قانوناً اجازه راه رفتن در خیابان را نداشتند، مگر اینکه همسر یا یکی از مردانی که محرم باشند، آنها را همراهی کند. طالبان خانوادهها را تشویق به ازدواج زودهنگام دخترانشان میکرد. طبق گزارش سازمان عفو بینالملل 80 درصد ازدواجها در دوره حکومت طالبان اجباری بوده است. کبرا ( علیزاده )
دخترانیکه شب و روز دویدند؛ ولی به امتحان کانکور نرسیدند

امروز آزمون سراسری کانکور در افغانستان در حالی آغاز میشود که هفتهی گذشته (8، میزان 1401) مهاجمین انتحاری، آموزشگاه «کاج» را در غرب کابل( دشت برچی ناحیه 13 ) آماج حملههای انتحاری و انفجاری قرار دادند که بر اساس آمارهای بهروز شده تاکنون 56کشته و 115 تن زخمی بر جای گذاشته است. گفته میشود بیشتر قربانیان، دختران زیر «بیستسال» هستند که در امتحان آزمایشی کانکور در این آموزشگاه شرکت کرده بودند تا امروز با حضور در امتحان کانکور، آروزیهای خورد و کوچک شان را عملی سازند، آرزوهایکه اکنون، زیر خروارها خاک خوابیدهاست. این حملهی مرگبار و خونین واکنشهای زیادی داخلی و خارجی را به دنبال داشت. واکنشهای داخلی: شماری از زنان معترض، در غرب کابل با شعار « نسلکشی هزارهها را متوقف کنید» دست به راهپیمایی زدند، دانشجویان دانشگاه تعلیم تربیه نیز در کابل با شعار” تعلیم حق ماست” تجمع اعتراضی برپا کردند همچنان شماری از زنان و دختران در ولایت های بامیان، هرات ، بلخ، جلال آباد و کاپیسا، پنجشیر، ننگرهار، غزنی و دایکندی با شعار«تعلیم حق ماست، نسل کشی هزارهها را متوقف کنید » دست به تظاهرات اعتراضی زدند. مهاجران افغانستانی در پاکستان، ایران، کانادا، آمریکا و اروپا با تجمع اعتراضی خواستار متوقف شدن نسلکشی هزارهها در افغانستان شدند. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی طالبان با نشر توییتی واکنش امارت اسلامی را نسبت به این حمله چنین بیان کرد” امارت اسلامی افغانستان حمله به کورس کاج را «وحشت بزرگ» خوانده و آن را به شدت محکوم میکند، اقدامات جدی برای کشف و مجازات عاملان انجام خواهد شد”. حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین نیز حمله به کاج را در ضدیت با تمام اصول و ارزشهای انسانی و اسلامی خواند. محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان در واکنش به این حمله گفت کارد به استخوان رسیده است و فکر میکند مقامت هزارهها آغاز خواهد شد. فوزیه کوفی، عضو مجلس نمایندگان در توییتی، حمله به دانش آموزان را بزدلانهترین انتقام از انسانیت خواند. حمله به مرکز آموزشی کاج در شبکه های اجتماعی به ویژه در پلتفرم توییتر، باعث راه اندازی هشتگ «نسل کشی هزاره ها متوقف کنید شد« که ترند توییتری اول در افغانستان شد و تا حالا این هشتگ به مرز چهار میلیون توییت رسیده است، که بسیاری از چهرههای سیاسی، هنری و ورزشی افغانستان، منطقه و جهان در واکنش به این حمله به این کارزار توییتری پیوسته اند. واکنشهای خارجی: شورای امنیت سازمان ملل از پیآمدهای جدی این حمله به مرکز آموزشی در افغانستان ابزار نگرانی کرده و اعضای این گروه با نشر اعلامیه با خانوادههای قربانیان حمله ابراز همدردی کردند. عفو بینالملل، حکومت سرپرست طالبان را در امر محافظت از اقليتها مطلقا ناکام خواند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل در واکنش به این حمله گفت طالبان، باید از حق تمام مردم افغانستان بدون درنظرداشت جنسیت و قومیت آنها، برای دسترسی امن و مطمئن به آموزش حفاظت کند. دولت آمریکا حمله به مراکز آموزشی کاج در افغانستان را«عمل شرمآور» خواند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل(یونیسف) اعلام کرد از حملهی وحشتناک به مرکز آموزشی کاج در غرب کابل «وحشت زده» شدهاست. این درحالیست که تا کنون مسئولیت این حمله هیچ گروه یا فردی به دوش نگرفتهاست. پیشتر، مسئولیت حملات از این دست را در غرب کابل داعش به دوش گرفته بود. لیلا رضایی، کابل
در یکسالهگی فروپاشی جمهوریت برگشت امارت؛ زندگی برای کودکان و زنان در افغانستان وخیم است

در عنفوان یکسالهگی تسلط دوباره گروه طالبان بر افغانستان بنیاد حفاظت از کودکانبا ن شر گزارش به وضعیت روحی و سلامت کودکان پرداخته است. در این گزارش آمده که گرسنهگی و فقر سبب افزایش کودکهمسری شده است. بنیاد حفاظت از کودکان در گزارش جدیدش که روز چهارشنبه، ۱۹ اسد، به نشر رسیده است گفته که از ۸۸ درصد کودکان دختر در سال گذشته برای بهبود وضعیت مالی خانواده درخواست ازدواج شده است. شماری از کودکان در گفتوگو با بنیاد حفاظت از کودکان گفتهاند که وضعیت بد اقتصادی و نبود غذای کافی سبب افزایش ازدواج کودکان شده است و این امر بر دختران بیشتر از پسران تأثیر میگذارد. ۹۷ درصد خانوادهها برای تأمین غذای کافی برای فرزندان خود با مشکل مواجه هستند و تقریباً ۸۰ درصد از کودکان گفتهاند که در ۳۰ روز گذشته، شبها گرسنه به رخت خواب رفتهاند. بنیاد حفاظت از کودکان همچنان گفته است که ۲۶ درصد دختران دچار افسردهگی شدهاند، در حالی که در پسران علایم افسردهگی ۱۶ درصد بروز کرده است. در گزارش این نهاد به روایتهایی از افول اقتصادی خانوادهها و تأثیر آن روی کودکان بهویژه دختران نیز پرداخته شده است. در ادامه این گزارش روایتی از خانواده فقیری آمده است که به دلیل نداشتن پول کرایه، مالک خانه به آنان پیشنهاد خرید یکی از کودکانشان را داده است که پس از رد درخواست، این خانواده بیرون رانده شده است. کریس نیامندی، رییس بنیاد حفاظت از کودکان در افغانستان گفته است: «زندهگی برای کودکان در افغانستان وخیم است، یک سال از زمانی که طالبان کنترل را به دست گرفتند. کودکان شبها گرسنه به رخت خواب میروند. آنها روز خود را با زحمت در کارخانههای خشتپزی، جمعآوری زباله و نظافت خانهها بهجای رفتن به مکتب میگذرانند.» در پی تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، فقر بهگونه بیپیشینه افزایش یافته و همزمان محدودیتها بر زنان و دختران تشدید شده است.
آذرخشی دیگر بر شب دیجور آموزش دختران بامیان، شمامه این بار کلاسهای حضوری برگزار کرد

موئسسه آموزشی شمامه (شهمامه) کلاسهای آموزشی رایگان را برای شماری از دختران بامیانی که با روی کار آمدن دوباره طالبان و بسته ماندن مکاتب شان از ادامه آموزش به دور مانده اند فراهم کرده است. پیشتر این موئسسه نیز کلاس های آموزش آن لاین برای دختران بالاتر از صنف ششم راهاندازی کرده بود. احسانبخش محمدی یکی از بنیانگذاران این موئسسه میگوید که از هشت ماه بهاینطرف، مضامین مکتب از صنف هفتم الی دوازدهم برای یک هزار ۵۰۰ دختر بهگونه آنلاین تدريس شده است. او گفت که طی روزهای اخیر آموزش حضوری نیز برای شماری از دختران فراهم شده و نزدیک به ۴۰ دختر روزانه مضامین درسی مکتبشان را میآموزند. به گفتهی محمدی، شمار دانشآموزان در صنف حضوری در حال افزایش است. محمدی افزود بهزودی صنفهای آموزشی حضوری برای دختران بالاتر از صنف ششم در کابل و غزنی هم برگزار خواهد شد. او تاکید دارد که دستاوردهای ۲۰ ساله زنان و دختران نباید از دست برود و باید هرکسی در حد توان خود از زنان و دختران حمایت کند. قرار بود مکاتب دخترانه پس از ماهها تعطیلی در اول سال جاری خورشیدی بازگشایی شوند؛ اما وزارت معارف طالبان در همان روز اعلام کرد که مکاتب متوسطه و لیسه دخترانه تا امر ثانی همچنان بسته میمانند. نزدیک به ۳۱۰ روز میشود که دختران به مکتب نرفتهاند. عایله مرادی یکی از دختران دانشآموز در بامیان میگوید که آنان دچار مشکلات روحی و روانی شدهاند و در بیسرنوشتی بهسر میبرند. ملکه محمدی دانشآموز صنف دوازدهم میگوید که زنان نیمی از پیکر جامعهاند و آموزش آنان بر نسل آینده افغانستان تاثیر دارد. او میگوید که طالبان نباید میان پسر و دختر فرق قایل شوند و براساس آیات قرآن و احادیث، آموختن علم بر مرد و زن فرض است. او از مسئولان وزارت معارف طالبان میخواهد که مانع رفتن دختران به مکاتب نشوند. این دانشآموز میگوید که کشورها و رهبران جهان هم بر طالبان فشار وارد کنند تا این گروه مکاتب دخترانه را باز کنند. اطلاعات روز
نهِ بزرگ، به خانهنشینی؛ زنان هراتی جمعهبازار شان را افتتاح کردند

شماری از زنان تجارت پیشه در ولایت هرات در یک اقدام تازه دست به راه اندازی یک بازارچه به نام «جمعه بازار» در این ولایت زده است. بعضی از این زنان میگویند به دلیل مشکلات اقتصادی و نبود کار، این بازارچه را ایجاد کردهاند. در این بازار، محصولات غذایی مانند ترشی باب و شیرینی باب، محصولات آرایشی و بهداشتی برای بانوان، صنایع دستی زنان مانند کیفهای بافته شده و لباسهای گلدوزی شده عرضه میگردد. رئیس اتاق تجارت و سرمایهگذاری بانوان در ولایت هرات می گوید که این بازار، برای توانمند سازی زنان ولایت هرات ایجاد شده است. نرگس هاشمی، رئیس این اداره می گوید که آنان تلاش دارند تا تجارت زنان را وسعت بخشند و محصولات آنان را به کشورهای خارجی نیز صادر کنند. هاشمی، باور دارد زنان با فعالیت در این بازار امید و انگیزه خود را برای ادامه کار و پیشرفت دوباره پیدا خواهند کرد. جمعه بازار ولایت هرات به گونه کامل در اختیار زنان قرار دارد و زنان میتوانند روزهای جمعه از این بازار دیدن و خرید کنند. با روی کار آمدن امارت اسلامی در افغانستان و وضع محدویت ها بر زنان اکثر زنان در این ولایت نا امید از ادامه کار و پیشه شان شده بودند. آنان می گویند که ما امید این را نداشتیم که دوباره از خانه بیرون شویم و شروع به کار کنیم… زهرا فاضلی که در این بازار خودش غرفه دارد می گوید که با فعال شدن این بازار زنان دوباره میتوانند از خانه شان بیرون شوند و در داخل اجتماع فعالیت داشته باشند. او میگوید من وقتی شنیدم که قرار است جمعه بازاری در شهر هرات ایجاد شود خیلی خوشحال شدم و خواستم که در این بازار فعالیت داشته باشم تا هنر خود را به نمایش بگذارم… او که فن بافندگی را بلد است، انواع و اقسام کیفهای زنانه را می بافد و برای فروش در این بازار می آورد او تاکید میکند که اگر این بازار رونق پیدا کند میتواند از این کیف ها بیشتر تهیه و به فروش رساند. با روی کار آمدن دولت جدید در افغانستان اکثر زنان شاغل در هرات خانه نشین شدند. سکینه قاسمی که قبلا در یکی از مکاتب هرات به دختران بالاتر از صنف ششم درس میداد با بسته شدن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم بیکار شده است. شماری از زنان تجارت پیشه هم در این ولایت از نبود بازار مناسب شکایت دارند. آنان می گویند که زنان نسبت به مردان بیشتر در تجارت نقش دارند اما تا کنون دولت کار بنیادی برای زنان انجام نداده است و زنان همواره قربانی سیاست های صاحبان قدرت قرار می گیرند. این زنان از دولت میخواهد که زمینه کار و فعالیت های بیشتر برای شان فراهم شود. از سوی هم شماری از زنان بازدید کننده از راه اندازی این بازار استقبال می کنند. آنان می گویند که زنان میتوانند مانند مردان در جامع مطابق به قوانین اسلامی کار کنند. فاطمه رضایی که برای بازدید به جمعه بازار آمده است می گوید که با این اقدام زنان میتوانند در رشد اقتصادی خانواده نقش مفید و موثر داشته باشد. او می گوید که شماری از زنان هنرمند هستند اگر دولت از هنر آنها حمایت کنند، میتوانند در بخش تجارت موفقتر از گذشته فعالیت کنند. این بازار در حالی راه اندازی شده است که در این اواخر محدودیت های بر فعالیت زنان از سوی طالبان وضع گردیده که زنان نمیتوانند در بیرون از خانه چون مردان کار کنند زیرا مسئولیت آنها تدبیر امور منزل است که ایجاب میکند زنان باید در خانه باشند.
حامد کرزی و رویای احیای امپراطوری درانی!

متولد گردید. کرزی مکتب را در محمود هوتکی.سیدجمال الدین و لیسه حبیبیه فرا گرفته و و بعد از سپری نمودن کانکور به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و بعدا برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و سال 1988 از رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه سمله هند فارغ شد. نویسنده: امیر پویا حامد کرزی در دوران جهاد عضو جبهه نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی بود ودر حکومت مجاهدین در سال 1992-1994 به حیث معاون وزیر خارجه ایفای وظیفه کرده. کرزی در اوایل دوره حکومت طالبان با این گروه همکاری داشت و به حیث نماینده طالبان در سازمان ملل برگزیده شد.ولیکن بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و به دلیل سیاست های تند این گروه از طالبان فاصله گرفت و جدا شد و در پاکستان به سازماندهی نیرو هایش علیه طالبان پرداخت. بخش اول: