کانادا صدها پناهجوی افغانستانی را از پاکستان انتقال داد

وزارت خارجه کانادا میگوید که صدها شهروند افغانستانی را روز گذشته از پاکستان به این کشور انتقال دادهاست. شان فریزر، وزیر خارجه این کشور با نشر توییتی میگوید که 326 پناهجوی افغانستانی که با کانادا همکاری کردهبودند به این کشور انتقال دادهاست. این درحالیست که پیشتر، کانادا اعلان کرده بود که تا سقف چهلهزار پناهجو را از افغانستان میپذیرد که تا کنون به گفتهی فریزر ۲۲ هزار و ۵۸۱ پناهجو به کانادا منتقل شدهاند.
اخراج اجباری هزاران مهاجر افغانستانی از ایران

گزارشها از ولایت نیمروز میرساند که تنها در یک هفتهی گذشته بیشتراز پنجهزار افغانستانی از ایران به گونهی اجباری رد مرز شدهاند. منابع محلی، در این ولایت تایید میکنند که از آغاز هفته جاری تا کنون ۵۱۸۸ مهاجر از ایران به افغانستان برگشت داده شدهاند. گفته میشود این مهاجران از راه «پل ابریشم» در ولایت نیمروز وارد افغانستان شدهاند. این درحالی است که در یک سال گذشته بیشتر از یکمیلیون مهاجر از افغانستان به گونهی قانونی و غیرقانونی به ایران وارد شدهاند.
صندوق جمعیت سازمان ملل: افغانستان بدترین کشورهای جهان برای زنان است

صندوق جمعیت سازمان ملل، در افغانستان؛ میگوید که افغانستان بدترین کشور جهان برای زنان و به ویژه زنان باردار است. الکساندر بودیروزا، رییس این صندوق در یک گفتگوی اختصاصی با «دویچه ویله» گفته است که پس از رویکارآمدن طالبان نظام صحی افغانستان فروپاشیده و با فرار مغزها از جمله داکتران و پرستاران، عرضه خدمات صحی در این کشور به چالش مواجه شده است. بودیروزا، تاکید کرده است که طی دودهه اخیر مرگومیر مادران در هر ۱۰۰ هزار ولادت از یک هزار و ۴۵۰ مورد به ۶۳۸ مورد کاهش یافته بود. او همچنان اضافه کرده است که براساس تخمین این نهاد، از ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ ممکن است ۵۱ هزار زن بهدلیل بحران اقتصادی و فروپاشی نظام صحی، هنگام ولادت جان خود را از دست دهند و ۴.۸ مورد بارداری صورت گیرد. رییس صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه افغانستان را بدترین کشور برای زنان بهویژه زنان باردار خوانده و گفته است که این کشور در دو راهی خطرناک قرار گرفته است. السکاندر بودیروزا گفته است که زنان و دختران با تضعیف حقوق شان مواجه هستند. این درحالی است که بار روی کار آمدن طالبان، محدویتهای شدیدی برای زنان وضع گردیده و زنان افغانستان نگران امنیت جانی، شغلی و آزادیهای فردی شان میباشند.
بریتانیا به 3500 پناهجوی افغانستانی پذیرش میدهد

بیبیسی با نشر گزارشی میگوید که دولت برتیانیا به دنبال آن است که در سال آینده 3500 پناهجوی افغانستانی را که در معرض خطر قراردارند پذیرش بدهد. وزارت داخله بریتانیا، با به روزساختن آمارهای تخلیه از افغانستان، در یک سال پس از تسلط طالبان بر این کشور گفته است که بریتانیا :«به تعهدات خود به مردم افغانستان عمل کرده است.» اگر چه برنامه تخلیهی برتیانیا در مجامع داخلی این کشور، اما و اگرهای زیادی دارد اما بریتانیا میگوید که تا کنون دههزار افغانستانی در معرض خطر را به این کشور، منتقل کردهاست.
کانادا، ترجمانهای افغان گیرماندهاش را از پاکستان به کانادا انتقال داد

خبرگزاری کانادایی، سیبیسی نیوز با نشر خبری میگوید که یک هواپیمای چارترشده روز جمعه، ۴ سنلبه، از پاکستان به کانادا پرواز کرده و ۳۲۴ پناهجوی افغانستانی را به این کشور انتقال داده است. شوزوب حسینبات، دستیار عملیاتی این پرواز که با سازمان بینالمللی مهاجرت همکاری میکند، گفته است: «پرواز روز جمعه شامل بیش از ۱۶۰ پناهنده بود که ترجمانهای سابق نیروهای مسلح کانادا بودند.» افرادی که به مقصدهای دیگر در داخل کانادا حرکت میکنند، قبل از ادامه سفر، چند روز را در «وینیپگ» سپری خواهند کرد. پرواز روز جمعه بخشی از تعهد دولت کانادا برای اسکان مجدد ۴۰۰۰۰ افغانستانی در کانادا است.
سه دختر در هرات بازداشت گردید

قومندانی امنیه ولایت هرات، با نشر خبرنامهای میگوید که سه تن از دخترانی را که قصد فرار از منزل را داشتند بازداشت کرده است. در خبرنامه آمده است که این دختران، از ناحیهی ششم شهر هرات توسط منسوبین زن این قومندانی، بازداشت گردیدهاست. این درحالی است که پدیدهی فرار از منزل بیشر به دلایل خشونتهای خانوادگی در افغانستان اتفاق میافتد و در میان دختران از دیروقت تا کنون وجود داشته است.
سلسه روایتهای پسا سقوط؛ خاطرهای از صدیقه خلیلی

پیش از سقوط کابل در وظیفه دولتی مصروف به کار بودم، همهروزه گزارشات از اینکه چهگونه ولسوالیها یکایک سقوط میکردند و سربازانی که نمیجنگیدند به ما میرسید. خبرهایکه به شدت نگران مان میساخت من و بیشتر همکارانم از وضعیت که کماکان هر روز وخیمتر میشد نگرانتر میشدیم. من گزارشها و نگرانیهایم را با رهبری وزارت دفاع ملی شریک میکردم، اما در مقابل آنها زیاد تعجب نمیکردند و عکسالعمل جدی و چندان نداشتند. آنها دلایل خود را از جنگ داشتند، فکر میکردند که استراتژی جنگی شان میتواند راه صلح و ختم جنگ را هموار بسازد، تصوریکه طی دو دهه در افغانستان پاسخ نداد و سرنوشت صلح همچنان ناپایدار و گنگ باقی ماند. صدیقه «خلیلی» کارمند جندر وزارت دفاع در دولت پیشین از اول ماه آگست که جنگ شدت گرفت و تسلیمدهی ولسوالیها بهشکل مرموز و پیچیدهای آغاز شد. از نزدیک شاهد بودم که ممکن افغانستان باز بهکام گروه طالبان سقوط کند در اوایل به دلیل پیروی از طرزالعمل کاری و حفظ اسرار نظامی و اداری این اطلاعات را به بیرون منتقل نمی کردم. اما هر روز وضعیت بدتر میشد و من شاهد تماس تیلفونی و تهیه گزارش بودم که بیشتر از ده هزار سرباز فقط با یک مخابره و امر قوماندان شان بدون هیچ نوع درگیری و جنگ از محل فرار یا هم تسلیم و اسیر طالبان شدند و این باعث شده بود بیش از حد نگران شوم در حد که داشت سرم سنگینی میکرد و من مجبور شدم با بسیاری از دوستان و نخبگان سیاسی که در بیرون با آنها در تماس بودم، نگرانی ام از جدی بودن سقوط کابل را مطرح کردم، عده ای به این باور بودند که این موج جنگ زودگذر است. با سپری شدن فصل تابستان دوباره روند بازپسگیری ولسوالیها آغاز خواهد شد. تحلیل بسیاری این بود که طالبان دولت را تحت فشار قرار داده اند، تا در روند صلح و روند مذاکرات دست بالاتری داشته باشند، از همین رو، هیچ کسی فروپاشی کامل افغانستان را پیشبینی نمیکردند. حتی برای برخیهایکه فکر میکردند وضعیت جنگ در افغانستان به سمت فروپاشی نظام پیش میرود، نیز کماکان تصور واقعی از خطرناک بودن وضعیت جنگی نداشتند. این وضعیت ادامه داشت. پس از سقوط ولایات جنوبی، شمالی و غربی به ویژه هرات خطر سقوط کابل به شدت بالا گرفت. روز ۱۵ اگست مثل روزهای معمولی دیگر من به وظیفه رفته بودم. ساعت ۱۰ قبل از ظهر بود که داشتم می دیدم همکارانم یکی یکی لباسهای شان را عوض می کنند و اداره را ترک میکنند. فضای سرد و بیروح و پر از ترس و ناامیدی در اداره ایجاد شده بود و این نشان از وضعیت فوقالعاده بحرانی بود. اما در این میان هیچکسی به کسی چیزی نمیگفت. این حکایت از آن بود که همه دارد به چگونگی نجات جان خویش فکر میکند. من که سراسر ترس و وحشت را در چهرهی همکارانم میدیدم، با خود می گفتم باید قوی باشم، هنوز که اتفاقی نیافتاده است. کابل سقوط نخواهد کرد. این کمترین امید از جایی میآید که صبح وقتی جنگجویان گروه طالبان به پشت دروازه های کابل رسیدند، دفترسیاسی طالبان در قطر با انتشار اعلامیهی گفتند که به زور وارد کابل نخواهند شد. مذاکرات برای تحویل قدرت ادامه دارد و آنها میخواهند قدرت بدون جنگ در کابل انتقال یابد. من به این فکر می کردم که شاید دست کم شاهد سقوط کامل کابل و نظام جمهوریت در افغانستان نباشیم. به فکر فرو رفته بودم که یکی از همکاران به صدای که لرزش ترس از آن پیدا بود رو به من کرد و گفت: «صدیق هوش کنی نترسی. قوی باش! این روز میگذرد. تو قوی هستی، ما به تو باور داریم. دوباره همه چیز خوب میشود. اما حالا خودت را از دست ندی. اگر لباس دراز بلند داری بپوش. از دفتر برو که طالبان کابل را گرفته و ممکنه داخل وزارت شوند. همه فرار »کردند. تو هم زود شو, فرار کن! گفتند همه فرار کردند و تو هم فرار کن. به یکبارگی دست و پایم لرزید. همانجا ماندم، میخکوب شدم انگار که همه چیزم را از من گرفتند یک لحظه زمین نشستم بلند شدم پیشت میز رفتم گریه کردم. آنقدر گریه کردم، که وقتی همکارانم رفته بودند حتی من متوجه هم نشده بودم. حق داشتم گریه کنم. کابلم را، وطنم را، سرزمینم را داشتند از من میگرفتند. تمام آن داشتهها و ارزشهای که با آن بزرگ شدم برای آن مبارزه کردم جنگیدم و برای تحقق آن شب و روز نشناختیم، داشت یکبارهگی از دست میرفت. زندگی ما تباه میشد. ویران میشد تمام ارزشهای که زندگی انسانی روی آن بنا شده و ما زیر سایه آن نفس می کشیدیم. وقتی گریه ام بند آمد. چند دقیقه گذشته بود. همه رفته بودند. داشتم از میز بر می خاستم که یکی از همکاران خانم سراسیمه آمد و گفت: صدیقه تباه شدیم. مخصوصا ما خانمها وقتی دید هنوز دارم گریه میکنم، مرا به آغوش کشید، دوباره باهم گریه کردیم. برای خودمان. برای خانه و برای وطنی که فروختند و برای آینده نامعلومی که در آن پرتاب شدیم. پس از چند دقیقه دیدیم بقیه رفتهاند و ماهم اداره را ترک کردیم. تنها کاری که میتوانستم بکنم رمز کمپیوترم را تغییر و پیچیده ساختم. قفسهی کتابهایم را قفل کردم که اگر اتفاق افتاد تا برمیگردم جای کتابهایم امن باشد، همه چیزهای دیگر را رها کرده و آمدم. وقتی بیرون شدیم دیدم همه مردم سراسیمه، و پراکنده هر طرف میدوند، سرکها در ترافیک سنگین بند آمده و راهها برای رفتن سختتر شده بود. هر کسی به هر سویی می دوید. کسی به سمت خانهاش, دیگری به سمت دفتر, مادرانی دیده میشد که شاید پشت فرزندان شان سوی دروازههای مکاتب میدویدند. اوضاع فرق کرده بود. موتر یافت نمیشد. به ویژه رانندهها خانمها را سوار نمیکردند. کرایه چندبرابر شده بود. رانندهها با ترس میگفتند: «طالبان کابل را گرفته و ما دختران بدون محرم و با چنین لباسهای کوتاه و رنگی را سوار نمیکنیم.» آنها میگفتند نمیتوانند جان شان را به خطر بیاندازند. آنتنها برای مدت قطع شده بود و حتی نمیتوانستی خبر سلامتیات را به خانواده بدهی. لحظات سخت و بدی بود سراسیمهگی، گرمی، ترس، دلهره نا امیدی و همه بدیهای دنیا به یکبارهگی هجوم آورده بود و از ترس
حامد کرزی و رویای احیای امپراطوری درانی!

متولد گردید. کرزی مکتب را در محمود هوتکی.سیدجمال الدین و لیسه حبیبیه فرا گرفته و و بعد از سپری نمودن کانکور به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و بعدا برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و سال 1988 از رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه سمله هند فارغ شد. نویسنده: امیر پویا حامد کرزی در دوران جهاد عضو جبهه نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی بود ودر حکومت مجاهدین در سال 1992-1994 به حیث معاون وزیر خارجه ایفای وظیفه کرده. کرزی در اوایل دوره حکومت طالبان با این گروه همکاری داشت و به حیث نماینده طالبان در سازمان ملل برگزیده شد.ولیکن بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و به دلیل سیاست های تند این گروه از طالبان فاصله گرفت و جدا شد و در پاکستان به سازماندهی نیرو هایش علیه طالبان پرداخت. بخش اول:
حامد کرزی و رویای احیای امپراطوری درانی!

متولد گردید. کرزی مکتب را در محمود هوتکی.سیدجمال الدین و لیسه حبیبیه فرا گرفته و و بعد از سپری نمودن کانکور به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و بعدا برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و سال 1988 از رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه سمله هند فارغ شد. نویسنده: امیر پویا حامد کرزی در دوران جهاد عضو جبهه نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی بود ودر حکومت مجاهدین در سال 1992-1994 به حیث معاون وزیر خارجه ایفای وظیفه کرده. کرزی در اوایل دوره حکومت طالبان با این گروه همکاری داشت و به حیث نماینده طالبان در سازمان ملل برگزیده شد.ولیکن بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و به دلیل سیاست های تند این گروه از طالبان فاصله گرفت و جدا شد و در پاکستان به سازماندهی نیرو هایش علیه طالبان پرداخت. بخش اول: