مرکز خبرنگاران افغانستان: طالبان نشرات رادیو بامیان را متوقف کردهاند
فرخنده: مرکز خبرنگاران افغانستان توقف فعالیت رادیو بامیان از سوی اداره استخبارات طالبان را محکوم کرده و خواستار بازگشایی فوری و بدون قید و شرط این رسانه شده است. این نهاد هشدار داده که محدودیتها علیه رسانهها در افغانستان همچنان در حال گسترش است. این مرکز، در گزارشی اعلام کرده که رادیو بامیان در تاریخ ۲۷ ثور به دستور اداره استخبارات طالبان بسته شده است. براساس این گزارش، طالبان دلیل توقف فعالیت این رسانه را نداشتن جواز کاری عنوان کردهاند؛ اما گفته میشود مسئولان رادیو بامیان پیش از این چندین بار برای تمدید جواز فعالیت خود اقدام کرده بودند. رادیو بامیان فعالیتش را در سال ۱۳۸۲ آغاز کرده بود و بیشتر برنامههای اجتماعی، صحی و دینی را نشر میکرد. با بسته شدن این رسانه، اکنون تنها یک رادیوی خصوصی دیگر در ولایت بامیان به فعالیت ادامه میدهد. مرکز خبرنگاران افغانستان با ابراز نگرانی از افزایش فشارها بر رسانهها گفته است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، فضای فعالیت رسانهای بهگونه چشمگیری محدود شده و شمار زیادی از رسانهها به دلیل محدودیتهای نشراتی و فشارهای سیاسی ناچار به توقف فعالیت شدهاند. براساس آمار منتشرشده از سوی این مرکز، تنها در سال ۱۴۰۴ دستکم ۲۱ تلویزیون محلی به دلیل ممنوعیت نشر تصاویر زندهجان تعطیل شده یا فعالیت خود را به رادیو تغییر دادهاند. همچنین جواز فعالیت دستکم ۱۰ نهاد رسانهای نیز لغو شده است. این نهاد تأکید کرده که ادامه محدودیتها میتواند دسترسی شهروندان به اطلاعات و فعالیت رسانههای مستقل در افغانستان را بیش از پیش آسیبپذیر کند.
خودکشی یک دختر ۱۴ ساله در کندز؛ منابع از خشونت خانوادگی و فشارهای روحی خبر میدهند
فرخنده: منابع محلی در ولایت کندز میگویند که یک دختر ۱۴ ساله در این ولایت جان خود را گرفته است. به گفته منابع، این رویداد در پی فشارهای روحی و خشونتهای خانوادگی رخ داده است. منابع روز دوشنبه، ۲۸ ثور، گفتهاند که این رویداد روز گذشته در منطقه سردوره، کوچه چهارم رستاقآباد شهر کندز رخ داده است. به گفته منابع، این دختر نوجوان با استفاده از دوا اقدام به خودکشی کرده است. تاکنون جزئیات بیشتری درباره هویت او و نوع مواد مصرفشده منتشر نشده است. منابع محلی خشونتهای خانوادگی و فشارهای شدید روحی را از عوامل احتمالی این رویداد عنوان کردهاند؛ اما تاکنون مقامهای محلی طالبان در این مورد اظهارنظر نکردهاند. این رویداد در حالی رخ میدهد که در سالهای اخیر گزارشهایی از افزایش موارد خودکشی در میان دختران و پسران جوان در بخشهای مختلف افغانستان منتشر شده است. فعالان و نهادهای اجتماعی پیشتر بارها نسبت به تأثیر فشارهای اقتصادی، مشکلات خانوادگی، محدودیتهای اجتماعی و وضعیت روانی جوانان در افغانستان هشدار دادهاند.
شبکه تحلیلگران افغانستان: سلامت زنان در کشور با بحران جدی روبهرو شده است
فرخنده: شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارش تازهای هشدار داده که سلامت زنان در افغانستان در پی بستهشدن مراکز صحی، کمبود کارمندان زن، محدودیت بر آموزش دختران و کاهش کمکهای خارجی با بحران جدی مواجه شده است. این نهاد گفته است که ادامه این روند میتواند آینده نظام صحی مرتبط با زنان را با تهدیدهای گسترده روبهرو کند. این گزارش روز یکشنبه، ۲۷ ثور منتشر شده و در آن آمده است که دسترسی زنان، بهویژه در مناطق روستایی، به خدمات صحی در سالهای اخیر دشوارتر شده است. به گفته این نهاد، بستهشدن کلینیکها، کمبود داکتران و قابلههای زن و فشارهای اقتصادی بر خانوادهها از عوامل اصلی تشدید این بحران به شمار میروند. شبکه تحلیلگران افغانستان افزوده است که بسیاری از زنان حتا توانایی پرداخت هزینه رفتوآمد به نزدیکترین مرکز صحی را نیز ندارند و همین موضوع دسترسی آنان به خدمات درمانی را محدودتر کرده است. در این گزارش تأکید شده که با بسته ماندن مکاتب متوسطه و دانشگاهها به روی دختران، روند آموزش نسل آینده داکتران، قابلهها و کارمندان زن صحی متوقف شده و این وضعیت آینده بخش صحت زنان را با چالشهای جدی مواجه میکند. براساس این گزارش، کاهش کمکهای خارجی نیز تأثیر قابل توجهی بر وضعیت صحی افغانستان گذاشته است. این نهاد گفته که ایالات متحده امریکا، که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ درصد کمکهای افغانستان را تأمین میکرد، از آغاز سال ۲۰۲۵ کمکهای خود را بهگونه ناگهانی قطع کرده است. در ادامه گزارش آمده است که طبق بولتن صحی سازمان جهانی صحت در ماه جولای ۲۰۲۵، در نتیجه کاهش این کمکها، ۴۲۲ مرکز صحی در افغانستان تعطیل شدهاند. شبکه تحلیلگران افغانستان همچنین گفته است که شماری از کمککنندگان بینالمللی دیگر نیز سطح حمایت مالی خود را کاهش دادهاند؛ در حالیکه طالبان بخش بزرگی از منابع مالی را به نهادهای امنیتی اختصاص دادهاند. براساس گزارش اقتصادی ماه مارچ ۲۰۲۶ بانک جهانی که در این گزارش به آن استناد شده، وزارت داخله، وزارت دفاع و ریاست استخبارات طالبان در سال مالی ۲۰۲۵ حدود ۴۸ درصد بودجه را دریافت کردهاند؛ در حالی که سهم وزارت صحت عامه تنها ۲.۶ درصد بوده است. در بخش دیگری از این گزارش آمده که محدودیتهای طالبان بر رفتوآمد زنان و الزام همراهی محرم در برخی مناطق، دسترسی زنان به خدمات درمانی را بیش از پیش دشوار ساخته است. شبکه تحلیلگران افغانستان هشدار داده که اگر مکاتب دخترانه بازگشایی نشود و آموزش زنان در بخش صحت از سر گرفته نشود، وضعیت سلامت زنان در افغانستان در سالهای آینده با روندی رو به وخامت مواجه خواهد شد.
بیحجاب؛ یک زن آزاد در برابر طالبان منتشر شد؛ روایت خدیجه امین از جنگ، خشونت، مهاجرت و نبرد برای بازپسگیری زندگی
کتاب بیحجاب: یک زن آزاد در برابر طالبان، اثر مشترک خدیجه امین، خبرنگار افغان، و مونیکا نیون، نویسنده اسپانیایی، در ماه مارچ سال جاری منتشر شده است؛ کتابی که زندگی شخصی خدیجه امین و تجربه زنان افغانستان زیر سایه جنگ، خشونت، تبعیض و حاکمیت طالبان را روایت میکند. این اثر به زبان اسپانیایی، در ۳۲۰ صفحه توسط انتشارات پنگوئن رندوم هاوس در اسپانیا منتشر شده است. فرخنده: این کتاب تنها یک روایت شخصی نیست، بلکه تصویری گسترده از سرنوشت زنانی است که زندگیشان در افغانستان زیر فشار جنگ، سنتهای مردسالار و محدودیتهای طالبان تغییر کرده است. در کنار روایت خشونت و فروپاشی، کتاب تلاشها و مبارزات خدیجه امین برای بازسازی زندگی و ایستادگی در برابر محدودیتها را نیز بازتاب میدهد. فصلهای اصلی کتاب شامل کودکی شکسته در جنگ، خبرنگاری در آستانه سقوط، فرار، تبعید، ادغام دشوار و مادری که هنوز برای بازگرداندن فرزندانش میجنگد است. به گفته خدیجه امین در این کتاب از قربانیها تا مبارزات و دستاوردهای زنان به صورت بیپرده بحث شده است. به گزارش رسانه رخشانه، خدیجه امین ۳۳ ساله و متولد کابل است. دوران کودکی او همزمان با نخستین دوره حاکمیت طالبان در افغانستان سپری شد؛ دورانی که دختران از آموزش محروم بودند. او نیز مانند هزاران دختر دیگر فرصت رفتن به مکتب را از دست داد. به گفته او، سه سال نخست آموزش خود را به صورت مخفیانه همراه با دختران هممحلهاش در کابل سپری کرد. اما با افزایش محدودیتها، خانوادهاش مجبور شدند به پاکستان مهاجرت کنند. پس از سقوط نخستین حکومت طالبان، خانواده او به افغانستان بازگشتند و خدیجه توانست تحصیلش را ادامه دهد. او بعدتر وارد رشته قابلگی شد، اما مسیر تحصیلیاش ناتمام ماند. خدیجه میگوید در سال ۱۳۸۹ و در ۱۹ سالگی تحت فشار خانواده ازدواج کرد؛ ازدواجی که به گفته او، آغاز سالهای طولانی خشونت و محرومیت بود. او گفته است که همسرش اجازه ادامه تحصیل یا کار را به او نمیداد: با حجاب کامل حتی اجازه خرید از بازار نداشتیم. کار کردن که یک چیز بسیار کلان بود و ما کاملاً بندی بودیم. براساس پژوهشی که در سال ۱۳۹۸ توسط نهاد تحقیقاتی حقوق زنان و اطفال منتشر شده بود، بیش از ۶۰ درصد دختران در افغانستان پیش از ۱۵ سالگی ترک تحصیل میکردند و در ۶۴ درصد موارد، مردان خانواده در این تصمیم نقش تعیینکننده داشتند. خدیجه میگوید در دوران زندگی مشترک با خشونتهای مکرر مواجه بوده و حتی تحت فشارهای شدید روانی قرار داشته است. به گفته او، همسرش او را تهدید میکرد که در صورت دختر بودن فرزندش، باید جنین را سقط کند. او همچنین از تجربه اقدام به خودسوزی در سال ۲۰۱۴ سخن گفته است. خدیجه روایت میکند که در اوج فشارهای روحی و خشونتهای مداوم، نیمهشب خود را آتش زد اما زنده ماند. به گفته او، تجربههای دیگری چون زندانی شدن در خانه، لتوکوب و محدودیتهای شدید نیز بخشی از زندگی او بوده است. خدیجه بارها برای طلاق اقدام کرد، اما تلاشهایش با مخالفت و میانجیگری بزرگان خانواده متوقف شد. او میگوید سرنوشت زندگیاش بارها در نشستهایی تصمیمگیری شد که هیچ زنی در آن حضور نداشت. سرانجام در سال ۱۳۹۶ پس از هفت ماه پیگیری در نهادهای عدلی افغانستان موفق شد طلاق بگیرد؛ اما حضانت فرزندانش را از دست داد. او درباره جدایی از فرزندانش گفته است: شبی که بچههایم را بردند، از درد خواب نرفتم. هیچوقت آن جدایی را فراموش نمیکنم. پس از جدایی، خدیجه به دنبال آرزوی دوران کودکیاش رفت و وارد عرصه خبرنگاری شد. او در یک دانشگاه خصوصی خبرنگاری خواند و تا سقوط حکومت پیشین افغانستان در رسانههای مختلف فعالیت کرد. با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، خدیجه نیز مانند هزاران خبرنگار، فعال مدنی و زن حرفهای دیگر مجبور به ترک افغانستان شد. او با کمک وزارت دفاع اسپانیا به این کشور منتقل شد؛ اما این مهاجرت برای او با درد دیگری همراه بود: ترک افغانستان بدون فرزندانش. بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان با محدودیتهای گسترده در دسترسی به عدالت روبهرو هستند. خدیجه اکنون در اسپانیا به فعالیت رسانهای ادامه میدهد و به عنوان خبرنگار روزنامه اسپانیایی 20 Minutos بیشتر بر وضعیت زنان افغانستان تمرکز دارد. او در اکتبر ۲۰۲۱ جایزه آزادی بیان را از همین روزنامه دریافت کرد. خدیجه همچنین در شرکت مستندسازی تلفونیکا فعالیت میکند و نخستین مستندش با عنوان فرزندان من کجاست؟ در فبروری ۲۰۲۶ منتشر شد؛ مستندی که روایت تلاشهای او برای بازگرداندن فرزندانش است. او میگوید این مستند در واقع نامهای تصویری برای فرزندانش است؛ کودکانی که اکنون از او دور ماندهاند. خدیجه آخرین بار در سال ۲۰۲۴ فرزندانش را در آلمان ملاقات کرده است. اما به گفته او، پس از آن کودکان دوباره به افغانستان منتقل شدهاند و ارتباطشان با او قطع شده است. او اکنون برای به دست آوردن حضانت فرزندانش در آلمان پروندهای باز کرده و همچنان امیدوار است. خدیجه میگوید آخرین جملهای که از فرزندانش شنیده، هنوز در ذهنش باقی مانده است: مادر، کجا برویم تا بگوییم میخواهیم با تو زندگی کنیم؟
از بازداشت تا شکستن استخوانها؛ روایت تکاندهنده شکنجه یک زن نظامی توسط طالبان
فرخنده: روزنامه دیلی میل در گزارشی تازه نوشته است که طالبان حدود ۴۰ روز پس از بازگشت به قدرت، شکریه، زن نظامی پیشین افغانستان را از خانهاش در کابل بازداشت و در یک بازداشتگاه غیررسمی بهشدت شکنجه کردهاند. این زن میگوید در جریان بازداشت، زانوهایش شکسته شده و همچنان از پیامدهای جسمی و روانی آن رنج میبرد. روزنامه دیلی میل روز شنبه، ۲۶ ثور، در گزارشی سرگذشت شکریه، زن نظامی پیشین افغانستان را زندگی جهنمی زیر سلطه طالبان توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، شکریه عضو اردوی ملی حکومت پیشین افغانستان بوده و حدود ده سال در وزارت دفاع کار کرده است. به روایت او، حدود چهل روز پس از سقوط کابل و بازگشت طالبان به قدرت، جنگجویان این گروه او را از خانهاش بازداشت کردند. بهگفته این زن، طالبان او را به اتهام خیانت به اسلام و همکاری با خارجیها بازداشت کردند. پدر او نیز همزمان بازداشت شده و هر دو به یک بازداشتگاه غیررسمی در کابل منتقل شدند. شکریه در گفتوگو با دیلی میل گفته است که در بازداشتگاه مورد شکنجه، تحقیر و توهین قرار گرفته و اعضای طالبان او را خائن، کافر و برده خطاب میکردند. او ادعا کرده است که در جریان شکنجه، زانوهایش شکسته شده است. او همچنین گفته که پس از آزادی، همراه خانوادهاش بهگونه قاچاقی به پاکستان فرار کرده و اکنون در آن کشور زندگی میکند. به گفته وی، هنوز از دردهای جسمی ناشی از شکنجه رنج میبرد و در کنار داروهای دیگر، از داروهای ضدافسردگی نیز استفاده میکند. این زن همچنین مدعی شده است که در دوره نخست حاکمیت طالبان نیز خانوادهاش هدف خشونت قرار گرفته بودند؛ به گفته او، طالبان پدرش را شلاق زده، مادرش را لتوکوب کرده و عمه ۱۷ سالهاش را به ازدواج اجباری با یکی از نیروهای خود وادار کرده بودند. شکریه اکنون در پاکستان منتظر دریافت ویزای پناهندگی از یکی از کشورهای امریکایی است. طالبان بارها اتهامهای مربوط به بازداشت، شکنجه و کشتار اعضای حکومت و نیروهای امنیتی پیشین را رد کردهاند. گزارش: شکیلا ناصری
زهرا موسوی، زن معترض افغانتبار در ایران به بیش از ۱۰ سال زندان محکوم شد
فرخنده: سازمان حقوق بشری ههنگاو اعلام کرده است که زهرا موسوی، زن ۲۱ ساله ایرانیِ افغانتبار، از سوی دادگاه انقلاب مشهد به بیش از ۱۰ سال زندان محکوم شده است. براساس این گزارش، او با اتهامهایی از جمله تشکیل گروه، آموزش ساخت مواد محترقه و ترغیب افراد به برهمزدن امنیت ملی روبهرو شده است. سازمان حقوق بشری ههنگاو روز جمعه گزارش داد که دادگاه انقلاب مشهد برای زهرا موسوی بیش از ده سال حکم زندان صادر کرده است. بر بنیاد این گزارش، با اعمال قانون تجمیع احکام، چهار سال حبس تعزیری برای او قابل اجرا خواهد بود و شش سال و شش ماه دیگر بهصورت تعلیقی صادر شده است. ههنگاو از زهرا موسوی بهعنوان شهروند ایرانی-افغانستانی و از بازداشتشدگان اعتراضات ماه جدی ۱۴۰۴ یاد کرده است. براساس این گزارش، نهادهای حکومتی ایران همچنین اقدام به سلب شهروندی او کرده و این زن را به اخراج از ایران تهدید کردهاند. زهرا موسوی در ایران متولد شده و پیش از بازداشت بهعنوان صندوقدار در یک رستوران در شهرستان فریمان کار میکرده است. همچنین گفته شده که او مسئولیت سرپرستی خانوادهاش را نیز برعهده داشته است. تاکنون مقامهای جمهوری اسلامی ایران در مورد بازداشت، صدور حکم زندان و ادعاهای مطرحشده درباره تهدید به اخراج و سلب تابعیت این زن واکنشی نشان ندادهاند.
منبع: حبیبه صالحی پس از بازداشت در هرات با پرداخت پول از زندان طالبان آزاد شد
فرخنده: یک منبع نزدیک به حبیبه صالحی، زن جوانی که چند روز پیش از سوی طالبان در هرات بازداشت شده بود، میگوید او شام پنجشنبه با میانجیگری بزرگان قومی و پس از پرداخت حدود ۱۱۸ هزار افغانی آزاد شده است. به گفته منبع، خانواده او برای رهاییاش در چندین مرحله به مسئولان طالبان پول پرداخت کردهاند. به گزارش رسانه رخشانه از منبعی که نخواسته هویتش فاش شود، روز جمعه، ۲۵ ثور، نوشته است که حبیبه صالحی حوالی ساعت هشت شب گذشته از زندان استخبارات طالبان در هرات آزاد شد. به گفته این منبع، آزادی او با پادرمیانی بزرگان قومی صورت گرفته و خانوادهاش برای رهایی وی مجبور به پرداخت حدود یکصد و هجده هزار افغانی شدهاند. منبع همچنین ادعا کرده است که نیروهای طالبان در مدت بازداشت با حبیبه برخورد نامناسب داشته و او را مورد توهین و تحقیر قرار دادهاند. براساس گفتههای این منبع، دلیل بازداشت حبیبه فعالیت در شبکههای اجتماعی و اشتراکگذاری مطالبی علیه طالبان بوده است. حبیبه صالحی که سابقه فعالیت رسانهای دارد، صبح روز چهارشنبه، ۲۳ ثور، از منطقه نمبر یک شهر هرات بازداشت شد. او پیش از بازگشت طالبان به قدرت، گرداننده یکی از برنامههای تلویزیون «دنیای نو» در هرات بود. این زن جوان حدود دو هفته پیش از ترکیه برای دیدار با خانوادهاش به هرات بازگشته بود. دو روز پیش نیز بستگان او گفته بودند که پس از مراجعه به نهادهای امنیتی طالبان برای یافتن حبیبه، مقامهای این گروه از بازداشت وی ابراز بیاطلاعی کرده بودند.
زن متاهل در دایکندی: طالبان میخواهد مرا از زندگیام جدا و به مرد دیگری نکاح کند
فرخنده: طاوس، زن ۲۶ ساله اهل دایکندی، این روزها نه در خانه خود زندگی میکند و نه زندگی عادی دارد. او میگوید برای فرار از آنچه «ازدواج اجباری» و فشارهای یک مرد بانفوذ میخواند، مخفی شده است. در حالی که اعضای خانوادهاش یکی پس از دیگری بازداشت شدهاند، او ادعا میکند اکنون مسئله فقط سرنوشت یک زن نیست؛ بلکه پای آبرو، امنیت و آرامش یک خانواده در میان است؛ خانوادهای که میگوید برای حفظ دخترش، میان زندان و فرار گرفتار شده است. در افغانستان، گاهی خبرها فقط خبر نیستند؛ زخماند. روایتهایی که از چند سطر فراتر میروند و به چیزی بزرگتر تبدیل میشوند؛ به ترس، نگرانی و پرسشهایی که تا مدتها در ذهن مردم باقی میمانند. روایت طاوس از همان داستانهاست؛ داستان زنی که میگوید به جای آغاز زندگی مشترک و ساختن آینده، ناچار شده برای حفظ زندگیاش پنهان شود. او میگوید سال ۱۳۹۹ نامزد شد و در ماه میزان سال ۱۴۰۴ ازدواج کرد. اما هنوز چند ماه از ازدواجش نگذشته بود که مرد دیگری وارد زندگیاش شد؛ مردی که به گفته او با سلاح وارد خانه شده و ادعا کرده است شوهر قانونی او است. از همینجا ماجرا از یک اختلاف خانوادگی فراتر میرود و وارد مرحلهای میشود که خانواده طاوس آن را کابوس توصیف میکنند. به گفته او، پس از شکایت این مرد، فشارها بر خانوادهاش آغاز شد. پدرش بازداشت شد. برادر شوهرش زندانی شد. پدر شوهرش نیز روزهایی را در زندان سپری کرد. خانهای که باید محل آرامش میبود، حالا به گفته خانوادهاش به محل رفتوآمد نگرانی، تماسها، دوندگی و ترس تبدیل شده است. اما شاید سنگینترین بخش ماجرا خود طاوس باشد؛ زنی که میگوید اکنون جرأت حضور در محکمه را ندارد. نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه به این دلیل که میترسد دیگر اجازه برگشت نداشته باشد. او میگوید اگر فردی ادعا میکند شوهر او است، باید سند بیاورد، شاهد بیاورد و ثابت کند که چنین چیزی وجود داشته است. خانوادهاش نیز میگویند اسناد ازدواج رسمی او را ارائه کردهاند، اما احساس میکنند صدایشان شنیده نشده است. در افغانستان، واژه ناموس فقط یک کلمه نیست؛ بخشی از حیثیت، آبرو و حساسیت اجتماعی خانوادههاست. به همین دلیل، وقتی خانوادهای احساس کند دخترش امنیت ندارد یا سرنوشتش به دست دیگران گره خورده، موضوع تنها یک پرونده قضایی نیست؛ نگرانی عمیقتری شکل میگیرد. این نگرانی از یک سؤال سرچشمه میگیرد: اگر خانوادهای برای حفظ دخترش به پنهانکردن او فکر کند، چه اتفاقی برای احساس امنیت افتاده است؟ این پرسش فقط درباره یک روستا یا یک ولایت نیست. شاید برای بسیاری از خانوادهها آشنا باشد؛ ترسی از اینکه تصمیمهای مربوط به زندگی، ازدواج و آینده، از اختیار خود افراد دور شود. در میان تمام این روایتها، هنوز بسیاری از پرسشها بیپاسخ ماندهاند. روایتهای دو طرف متفاوت است و مقامهای مسئول نیز پاسخ روشنی ندادهاند. اما یک چیز روشن است: پشت هر پرونده و هر خبر، انسانهایی ایستادهاند که با ترس، اضطراب و آیندهای نامعلوم روبهرو هستند. و طاوس، زنی که باید این روزها مشغول ساختن زندگیاش میبود، حالا در جایی نامعلوم زندگی میکند؛ با یک پرسش تکراری که شاید هر روز از خود بپرسد: تا چه وقت باید پنهان بمانم؟ شکیلا ناصری
شبکه نیروهای دموکراتیک و فعالان افغانستان خواستار رویکرد هماهنگ جهانی در قبال بحران افغانستان شدند
فرخنده: شبکه نیروهای دموکراتیک و فعالان افغانستان در یک اعلامیه مشترک از سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و نهادهای بینالمللی خواستند در برابر بحران افغانستان، رویکردی هماهنگ و مبتنی بر اصول اتخاذ کنند. این شبکه هشدار داده است که در صورت ادامه وضعیت کنونی، بحران افغانستان میتواند از مرزهای این کشور فراتر رفته و پیامدهای گستردهتری در سطح منطقه و جهان ایجاد کند. این درخواست در جریان نشست دو روزهای مطرح شده که در تاریخ ۱۱ و ۱۲ می در شهر ژنیو سوئیس و همزمان با نزدیکشدن به پنجمین سال حاکمیت طالبان برگزار شد. شرکتکنندگان وضعیت کنونی افغانستان را در آستانه فروپاشی توصیف کردند. در اعلامیه این نشست آمده است که با وجود ادامه کمکهای گسترده بشردوستانه، طالبان تاکنون اقدام مؤثری برای انجام اصلاحات سیاسی معنادار انجام ندادهاند. اشتراککنندگان همچنین با اشاره به افزایش تهدیدهای تروریستی و افراطگرایی، فروپاشی نهادها، گسترش فقر و گرسنگی و نقض سیستماتیک حقوق زنان، نسبت به پیامدهای ادامه این وضعیت هشدار دادند. شرکتکنندگان خواستار تدوین یک راهبرد سیاسی بینالمللی، حمایت از سازوکارهای مستقل تحقیقاتی و توجه جدی به تهدیدهای امنیتی منطقهای شدند.
منابع: طالبان یک زن جوان با پیشینه خبرنگاری را در هرات بازداشت کردهاند
فرخنده: منابع محلی در هرات میگویند نیروهای استخبارات طالبان یک زن ۲۷ ساله بهنام حبیبه صالحی را از مرکز شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند؛ بازداشتی که دلیل آن تاکنون روشن نشده است. به گفته یکی از نزدیکان این زن، حبیبه صالحی صبح چهارشنبه، ۲۳ ثور، از منطقه نمبر یک شهر هرات هنگام حرکت بهسمت مرکز شهر از سوی نیروهای استخبارات طالبان بازداشت شده است. منابع گفتهاند که او هفته گذشته از ترکیه برای دیدار با خانوادهاش به افغانستان بازگشته بود. به گفته این منبع، صالحی پیش از بازگشت طالبان به قدرت، گرداننده یکی از برنامههای تلویزیون دنیای نو در هرات بوده است. براساس اطلاعات ارائهشده، این زن جوان همچنین در حوزه رسانه و شبکههای اجتماعی فعالیت داشته و با یکی از رسانههای ترکیه بهعنوان خبرنگار همکاری میکرده است. با این حال، رسانه رخشانه اعلام کرده که بهطور مستقل نتوانسته ادعای خبرنگار بودن او را تأیید کند. تا کنون علت بازداشت و محل انتقال او مشخص نشده است. منابع میگویند اعضای خانواده حبیبه صالحی برای پیگیری سرنوشت او به نهادهای امنیتی طالبان مراجعه کردهاند، اما مسئولان محلی طالبان از بازداشت او اظهار بیاطلاعی کردهاند. به گفته همین منابع، نیروهای ریاست استخبارات طالبان در هرات دو تن از بستگان این زن را که برای پیگیری وضعیت او مراجعه کرده بودند، مورد توهین و لتوکوب قرار دادهاند. مقامهای محلی طالبان در هرات تاکنون درباره این ادعاها واکنشی نشان ندادهاند.