Skip to main content

Farkhundanews

سه زن در حال شنا در هلمند غرق شدند

مسئولین محلی طالبان در ولایت هلمند می‌گویند که سه زن در ولسوالی گرشک این ولایت در حال شنا، غرق شدند و یکی از آنان جان باخته است. حافظ‌ راشد هلمندی، رئیس اطلاعات و فرهنگ هلمند می‌گوید که این رویداد دیروز، یک‌شنبه (۲ اسد) اتفاق افتاده است. به گفته‌ی او، دو نفر از این زنان از قندهار در خانه‌ی زنی در هلمند مهمان بوده‌اند و هنگامی که با میزبان خود در منطقه سربند ولسوالی گرشک قصد آب‌بازی داشتند، غرق می‌شوند. حافظ راشد گفت که مهمانان نجات داده شده اما میزبان آنان جان خود را از دست داده است. موارد غرق‌شدن در آب طی روزهای اخیر افزایش یافته است. دیروز هم از غرق‌شدن یک جوان در بهسود میدان وردک گزارش شده بود. همچنین در آغاز این هفته، از جان‌باختن یک جوان ۳۰ ساله در دایکندی، یک دانش‌آموز در غور و یک دانشجو در کنر گزارش شده بود.

افزایش خودکشی‌های زنجیره‌ای زنان، یک زن در فاریاب خودش را حلق‌آویز کرد

منابع محلی در ولایت شمالی فاریاب تایید می کنند که یک زن میانسال در شهر میمنه، مرکز این ولایت خودش را حلق‌آویز کرده‌است. محمداسماعیل فرقانی، مدیر مبارزه با جرایم جنایی فرماندهی امنیه‌ طالبان در ولایت فاریاب می‌گوید  این زن  در ساحه‌ میدان هوایی در ناحیه نهم شهر میمنه خودکشی کرده است. فرقانی، علت خودکشی این زن را خشونت‌ خانوادگی اعلام کرده است. فرقانی همچنان می‌گوید بستگان این زن علیه کسی شکایت نکرده‌اند و در پیوند به این قضیه هم کسی بازداشت نشده است. خشونت علیه زنان و خودکشی آنان در شماری از ولایات از جمله فاریاب در چند ماه اخیر افزایش چشم‌گیر داشته است. دو روز پیش در ولسوالی کوهستان این ولایت مردان مسلح ناشناس یک دختر ۱۵ ساله را نیز به قتل رسانده‌ بودند.

نمایشگاه نقاشی اعتراض؛ دختران نقاش هراتی خواستار بازگشایی مکاتب دخترانه شدند

دختران نقاش هراتی با راه‌اندازی نمایشگاهی تحت عنوان «نقشِ قلم»، خواستار بازگشایی مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم در کل کشور شده‌اند. این نمایشگاه امروز (یک‌شنبه، ۲ اسد) گشایش یافته است و برای دو روز به‌روی بازدیدکنندگان باز خواهد بود. در این نمایشگاه، یک گروه چهار نفری از دختران نقاش هرات آثارشان را به نمایش گذشته‌اند. زهرا نجفی، یکی از این نقاشان می‌گوید که با برگزاری این نمایشگاه خواسته‌اند توانایی و خلاقیت دختران را به نمایش بگذارند. او دانش‌آموز صنف دهم مکتب است که پس از تسلط طالبان نتوانسته است مکتب برود. نجفی می‌گوید که پس از تعطیلی مکاتب دخترانه‌، او وقت‌اش را صرف نقاشی می‌کند و تلاش دارد تا محدودیت‌ها علیه دختران را به تصویر بکشد. عارفه محمدی، یکی دیگر از برگزارکنندگان نمایشگاه از طالبان می‌خواهد که موانع و محدودیت‌ها بر زنان و دختران را بردارند و به حق آموزش و کار آنان احترام بگذارند. همین‌طور، بازدیدکنندگان نمایشگاه در هم‌صدایی با برگزارکنندگان آن، خواستار بازگشایی مکاتب به‌روی دختران اند. این در حالی است که بار وی کار آمدن مجدد طالبان، محدویت های بسیاری از سوی دولت سرپرست این گروه بالای زنان در کابل و سایر ولایت وضع شده است.

قتل یک دختر 15ساله در فاریاب

منابع مردمی در ولایت فاریاب تایید می کنند که مردان مسلح ناشناس در ولسوالی کوهستان این ولایت، یک دختر ۱۵ ساله را به قتل رسانده‌اند. گفته می شود که این دختر نیمه‌‌های جمعه‌شب (۳۱ سرطان) در روستای «لولاش» ولسوالی کوهستان به قتل رسیده است. به گفته‌ی منبع، افراد مسلح وارد یک خانه شده و یک دختر ۱۵ ساله را با شلیک گلوله کشته‌اند. تاکنون‌ انگیزه‌ی این قتل روشن نیست و کسی در پیوند به این قضیه نیز بازداشت نشده است. مسئولان محلی فاریاب هم تاکنون در این زمینه به‌گونه‌ی رسمی به رسانه‌ها چیزی نگفته‌اند. این در حالی است که در یک ماه گذشته چندن دختر و زن در ولایت های مختلف کشور به دلایل نامعلوم  کشته شده اند.

لت‌وکوب یک خبرنگار زن در ننگرهار؛ مرکز خبرنگاران افغانستان واکنش نشان داد، طالبان گفته تحقیق می‌کنیم

 به دنبال اذیت و آزار شدید یک خانم خبرنگار در ولایت ننگرهار مرکز خبرنگاران افغانستان، لت‌وکوب و تهدید سلگی احساس، مجری «رادیو دوست» در این ولایت را تلاشی برای خفه ساختن رسانه ها و خبرنگاران دانسته و آن را محکوم کرده است. این مرکز با نشر اعلامیه ‌ای می گوید که خانم احساس به‌دلیل لت‌و‌کوب به شفاخانه انتقال داده شده و به‌شدت ترسیده است. یک خبرنگار محلی در جلال‌آباد به مرکز خبرنگاران افغانستان گفته است که سلگی احساس همزمان به‌عنوان قابله در یک شفاخانه خصوصی نیز کار می‌کند. او از چاشت روز چهارشنبه (۲۹ سرطان) در روستای «موی مبارک» ولسوالی سرخ‌رود، بعد از پایان کار به‌سوی خانه‌اش در حرکت بوده است که از سوی افراد مسلح ابتدا با شلیک گلوله متوقف و سپس به‌شدت با ضربات قنداق تفنگ لت‌وکوب می‌شود. به گفته‌ی خبرنگاران محلی، سلگی به‌دلیل ترس ناشی از خشونت مهاجمان بی‌هوش می‌شود و مردم محل او را به شفاخانه انتقال می‌دهند. ادعا می‌شود که این مجری زن توسط طالبان لت‌و‌کوب شده است؛ اما اداره اطلاعات و فرهنگ این گروه در ننگرهار این ادعا را تأیید نکرده و گفته است که در مورد چگونگی قضیه و عوامل آن تحقیق می‌کند. به گفته‌ی مرکز خبرنگاران افغانستان، پیش از این در ۱۶ جوزای سال جاری، سهار سیرت صافی، مدیر مسئول رادیو دوست از سوی استخبارات طالبان در کابل بازداشت و بعد از ۲۸ روز به شکل مشروط آزاد شد. لت

آذرخشی دیگر بر شب دیجور آموزش دختران بامیان، شمامه این بار کلاس‌های حضوری برگزار کرد

موئسسه آموزشی شمامه (شهمامه) کلاس‌های آموزشی رایگان را برای شماری از دختران بامیانی که با روی کار آمدن دوباره طالبان و بسته ماندن مکاتب شان از ادامه آموزش به دور مانده اند فراهم کرده است. پیشتر این موئسسه نیز کلاس های آموزش آن لاین برای دختران بالاتر از صنف ششم راه‌اندازی کرده بود. احسان‌بخش محمدی یکی از بنیانگذاران این موئسسه می‌گوید که از هشت ماه به‌این‌طرف، مضامین مکتب از صنف هفتم الی دوازدهم برای یک هزار ۵۰۰ دختر به‌گونه آنلاین تدريس شده است. او گفت که طی روزهای اخیر آموزش حضوری نیز برای شماری از دختران فراهم شده و نزدیک به ۴۰ دختر روزانه مضامین درسی مکتب‌شان را می‌آموزند. به گفته‌ی محمدی، شمار دانش‌آموزان در صنف حضوری در حال افزایش است. محمدی افزود به‌زودی صنف‌های آموزشی حضوری برای دختران بالاتر از صنف ششم در کابل و غزنی هم برگزار خواهد شد. او تاکید دارد که دستاوردهای ۲۰ ساله زنان و دختران نباید از دست برود و باید هرکسی در حد توان خود از زنان و دختران حمایت کند. قرار بود مکاتب دخترانه پس از ماه‌ها تعطیلی در اول سال جاری خورشیدی بازگشایی شوند؛ اما وزارت معارف طالبان در همان روز اعلام کرد که مکاتب متوسطه و لیسه دخترانه تا امر ثانی همچنان بسته می‌مانند. نزدیک به ۳۱۰ روز می‌شود که دختران به مکتب نرفته‌اند. عایله مرادی یکی از دختران دانش‌آموز در بامیان می‌گوید که آنان دچار مشکلات روحی و روانی شده‏‌اند و در بی‌سرنوشتی به‌سر می‌برند. ملکه محمدی دانش‌آموز صنف دوازدهم می‌گوید که زنان نیمی از پیکر جامعه‌اند و آموزش آنان بر نسل آینده افغانستان تاثیر دارد. او می‌گوید که طالبان نباید میان پسر و دختر فرق قایل شوند و براساس آیات قرآن و احادیث، آموختن علم بر مرد و زن فرض است. او از مسئولان وزارت معارف طالبان می‌خواهد که مانع رفتن دختران به مکاتب نشوند. این دانش‌آموز می‌گوید که کشورها و رهبران جهان هم بر طالبان فشار وارد کنند تا این گروه مکاتب دخترانه را باز کنند. اطلاعات روز

نه مردان ایرانی به حجاب اجباری زنان؛ 15 نواندیش دینی به اردوگاه ضد حجاب اجباری پیوستند

۱۵ تن از نواندیشان دینی در ایران با انتشار بیانیه‌ای «حجاب اجباری و سرکوب زنان» را محکوم و  آن را «شنیع، دل‌آزار، عقل‌ستیز و بیگانه با دیانت» دانستند. در هفته‌های اخیر سرکوب زنان و مخالفان حجاب اجباری و طرف‌داران به‌رسمیت‌شناسی سبک‌های زندگی مختلف در ایران شدت یافته و  در مقابل معترضین به حجاب اجباری نیز اعتراض‌های خود را بیشتر کرده‌اند. ویدیوهای متعددی از آزار و اذیت شهروندان از سوی گشت‌های موسوم به ارشاد و اعتراض شهروندان در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر شده است. نواندیشان دینی، به جمعی از متفکران و صاحب‌نظران دینی در مباحث کلامی، فقهی و تاریخی دین اطلاق می‌شود که دیدگاه‌هایی نو و حق‌مدار پیرامون موضوعات و اعتقادات و آداب دینی دارند.‌ از جمله موارد اختلاف آن‌ها با فقیهان سنتی، موضوع حقوق شهروندی از جمله حجاب اسلامی و حدود و نحوه اجرا و برخورد حکومت با آن است. نواندیشان دینی در این بیانیه،  اجباری کردن حجاب را «نمونه‌ای از سلسله‌ی مدام بی‌رسمی‌ها و خیره‌سری‌های حکومت دین‌مأب جمهوری اسلامی ایران» دانسته‌اند. آنها می‌گویند:«تحمیل‌گری زیر پوشش «امر به معروف و نهی از منکر» به پشتوانه‌ی فقیهان مسندنشین و دستاربه‌سران منبرنشان، که همگی منصوب عالی‌ترین مقامات نظام هستند، اِعمال می‌شود» و این «برداشت شاذ و قدرت‌محور»  موجب «اضمحلال رسالت محمدی و استحاله‌ی پیام علوی» شده است. به باور نواندیشانی که این بیانیه را امضاء‌کرده‌اند «امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست جز نقد اخلاقی و سیاسی- اجتماعی حاکمان و پاسخ‌گو کردن آنان با نقادی و نظارت همگانی». این ۱۵  نفر در بخشی دیگر از بیانیه  به «تراز فکر فقیهانه، متشرعانه و ظاهرمدارِ قدرت‌مندان زرسالار، زورمدار و تزویرگر» پیرامون «زن» انتقاد کرده و گفته‌اند این باور که زن خوب زنی است که «زایندگی کند و خدمت شوهر گزارد»  فروکاستن خوبی زن و « عین جفا به آیین محمدی و حنیفیّت ابراهیمی است». امضاء‌کنندگان در پایان از «عالمان و فرزانگان»، «فقیهانی که پروای خدا دارند» و «مردانی که جنسیت‌شان هنوز جا را برای انسانیت و وجدان‌شان تنگ نکرده» دعوت کرده‌اند که کنار هم‌نوعان‌ِ‌ زن خود بایستند و دست رد به [سینه]اجبارگری حجاب» بزنند.  این نو اندیشان دینی چنین استدلال می کنند که اجباری کردن حجاب رویّه‌‌ای شنیع، دل‌آزار، عقل‌ستیز و بیگانه با دیانت حق و عدل است که به شیوه‌های مختلف از سوی حکومت جمهوری اسلامی ایران پیاده می‌شود؛ چه با گشت موسوم به ارشاد و چه در ادارات و اماکن دولتی با زمزمه‌ی قطع خدمات‌رسانی به بخشی از شهروندان. این اجبارگری قبیح چیزی نیست جز اِعمال آمریّت حکومتی تمامت‌خواه و نشان دادن مشت آهنین به ملتی نجیب و تحت سرکوب. این نمونه‌ای از سلسله‌ی مدام بی‌رسمی‌ها و خیره‌سری‌های حکومت دین‌مأب جمهوری اسلامی ایران است. این تحمیل‌گری زیر پوشش «امر به معروف و نهی از منکر» به پشتوانه‌ی فقیهان مسندنشین و دستاربه‌سران منبرنشان، که همگی منصوب عالی‌ترین مقامات نظام هستند، اِعمال می‌شود و در گوشه‌گوشه‌ی ایران فضای نفس کشیدن را چنان تنگ کرده که این خفقان نه تنها بر زنان بلکه بر عموم ایرانیان، از هر مرام و مسلکی، بار می‌شود. شگفت و درد آن‌که این همه بی‌اخلاقی، زن‌ستیزی، کین‌توزی با انسانیت، نامردمی و حکم‌رانیِ بد، پشت نقاب دین‌داری و ادعای ایستادن در جانب خدا خودنمایی می‌کند. غافل از آن‌که هر ‌کجا انسان نفی ‌شود، جا برای خدا تنگ می‌شود زیرا «خلق الله آدم علی صورته» (همانا خداوند، آدم را بر صورت خویش آفرید). این است آن لطیفه‌ی ربانی‌ای که عالِمان عامل و حکیمان بصیری چون سید موسی صدر به فراست متفطن آن شده بودند، فهمی که بیرون از دایره‌ی فاهمه‌ی فقه‌پیشگان حکومتیِ سیاست‌زده‌، قدرت‌پرست و دنیاآلوده‌ی جمهوری اسلامی ایران است. انسان، آینه‌ی خداست و بدون انسان، جایی برای جلوه‌گری خدا در پهنه‌ی تاریخ نخواهد ماند. نوک پیکان انسان‌ستیزی حکومتیان، زن ایرانی (چه دین‌‌پیشه، چه دین‌فارغ) را هدف قرار داده است. اما مهم‌ترین بیدارباشی که باید خطاب به صاحبان قدرت در ایران کنونی داد این است که پوستین اسلام را وارونه به تن کرده‌اند: لُبِسَ الإِسْلاَمُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً. برداشت شاذ و قدرت‌محور حاکمان از فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر همانا موجب اضمحلال رسالت محمدی و استحاله‌ی پیام علوی است. در چنین کج‌فهمی‌ای جایی برای خدا، ایمان، اسلام و انسان معنوی طراز دیانت نمی‌ماند. همان‌طور که در گفتار پیشوای فرزانگان و سرورِ پارسایان حضرت امیر آمده است، امر به معروف و نهی از منکر برای آن است که بدترین‌های امت بر مردم حکومت نکنند که اگر چنین شود سلطه‌ی اشرار حکم‌ران، که امروزه مسندنشین ارکان نظام و دستگاه‌های اجرایی کشور شده‌اند، راه اجابت دعای مؤمنان را می‌بندد. به تعبیر ساده، مطابق بیان حضرت امیر، حکم‌رانی بد نه تنها دنیا را تباه می‌کند که راه آسمان را هم سدّ می‌کند. امر به معروف و نهی از منکر برای سخت گرفتن بر بندگان خدا و نمایاندن چهره‌ای عبوس از ساحت قدسی نیست. امر به معروف و نهی از منکر برای این است که کار حاکمان، عالمان، فقیهان و به طور کل اصحاب قدرت به صلاح آید و نشستن بر مسند قدرت و افتاء این توهم را برای‌ اینان ایجاد نکند که جای خدا نشسته‌اند: اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّه (یهودیان و مسیحیان از آن روی که بی هیچ قید و شرطی از عالمان و راهبان خود اطاعت کردند، آنها را به منزله پروردگار و معبود خویش شمردند و برای خدا ربوبیتی قائل نشدند، سوره‌ی توبه آیه‌ی ۳۱). امر به معروف و نهی از منکر اصیل و اخلاقی، ضامن صلاح و سلامت سیاست و قدرت است. در عرف جهان امروز، یکی از کارکردهای‌ رسانه‌ی سالم و مستقل و احزاب آزاد و متکثر اقامه‌ی امر به معروف و نهی از منکر است. به زبان غیردینی، امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست جز نقد اخلاقی و سیاسی- اجتماعی حاکمان و پاسخ‌گو کردن آنان با نقادی و نظارت همگانی. متولیان رسمی دین در ایران، پوستینی واژگونه بر تن مسلمانی کرده‌اند تا نوبت موقّت حکم‌رانی‌شان مبدل به دولت مخلّد شود، این گمانی است باطل و ناسازگار با نظام هستی که، به تعبیر حضرت امیر «للحق دوله و للباطل جوله» (حق پایدار می‌ماند ولی باطل، زمانی کوتاه، جست و خیزی بی حاصل می‌کند). کمترین خطای‌ وارونه کردن فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر و تهی کردن آن از معنای اصیل‌اش آن است که حاکمان گویی خویش را از

عصیان زنانه یا شورش تمام قد علیه دنیای مردانه

سال ۱۹۱۷ در کشورهای مختلف مصادف بود با شورش غذا در نتیجۀ افزایش قیمت‌ها. در ماه فوریه، در نیویورک، زنان که از افزایش قیمت‌ها و فقر خشمگین بودند اعتصاب کردند. پس از آن نیز در خیابان‌های وین و پتروگراد (سن‌پترزبورگ) زنان به خیابان‌ها آمدند، جایی که شورشیان نان در روسیه جرقۀ انقلاب فوریه را زدند. در آخرین یکشنبۀ ماه فوریۀ سال ۱۹۱۷ در تقویم قدیمی روسی (مصادف با ۸ مارس)، در روز جهانی زن که روز مهمی در تقویم سوسیالیستی بود، زنان روسیه در خیابان نوسکی پراسپکت ــ خیابان اصلی در پتروگراد ــ تجمع کردند و در‌حالی‌که پلاکاردهایی در دست داشتند در مخالفت با خط‌مشی سیاست‌مداران این کشور و اعتراض به کشته شدن بیش از دو‌‌میلیون سرباز روس در جریان جنگ جهانی اول شعارهایی ‌دادند. آنها در این اعتصاب موسوم به اعتراض «نان و صلح» خواستار پایان دادن به جنگ جهانی اول، کمبود موادغذایی در روسیه و حکومت استبدادی شدند. در این تجمع گروه‌های مختلفی از زنان شرکت داشتند؛ فمینیست‌ها، دختران دانشجو، زنان شاغل و از همه مهم‌تر زنان کارگر. این انقلاب را کارگران زن آغاز کردند، نه مردان. نکته‌ای که وجود دارد این است که شورش‌های غذا همیشه مسئله‌ای فراتر از اعتراض به کمبود مواد‌غذایی و گرانی بوده است. با توجه به این دیدگاه می‌توان گفت که حضور زنان در سال ۱۹۱۷ در پتروگراد صرفاً برای کاهش قیمت موادغذایی نبوده است. آنها از این طریق تلاش کردند، در کنار مطالبات خود، صدایشان را به گوش دیگران برسانند. مگان ترودل در مقالۀ زیر به شورش زنان پتروگراد علیه فقر و بی‌عدالتی پرداخته است. در روز جهانی زن در سال ۱۹۱۷، زنان کارگر کارخانۀ نساجی در منطقۀ ویبورگ، در پتروگراد، دست به اعتصاب زدند. آنها کارخانه‌ها را ترک کردند و در گروه‌های صد‌نفری از این کارخانه به کارخانۀ دیگر ‌رفتند و از دیگر کارگران ‌خواستند به اعتصاب بپیوندند و در درگیری‌های بین آنها و نیروی پلیس حاضر شوند. دوازده تا سیزده ساعت کار در شرایط آلوده و ناسالم و دریافت دستمزد کم باعث خشم زنان شده بود. آنها خواستار همبستگی بیشتر و حمایت مردان به‌ویژه کارگران ماهر در بخش مهندسی و کارگران کارخانه‌های فلز بودند؛ کسانی که از نظر سیاسی و اجتماعی آگاه‌تر بودند و قدرتمندترین نیروی کار شهر شناخته می‌شدند. زنان به‌سمت پنجره‌های کارخانه چوب و سنگ و گلوله‌های برفی پرتاب می‌کردند و می‌کوشیدند وارد ساختمان اصلی شوند. آنها همچنین خواستار پایان جنگ و بازگشت مردان از جبهه بودند. به گفتۀ بسیاری از مورخان، این زنان برای نان شورش کردند ــ یک اعتراض قدیمی و همیشگی ــ و صرفاً به‌دنبال مطالبات اقتصادی بودند. آنها بیش از اینکه بر روش‌های نظری و علمیِ اعتراض متکی باشند با احساسات خود عمل می‌کردند و بدون برنامه‌ریزی سیاسی طوفانی را که موجب کنار گذاشتن تزاریسم شد به حرکت در‌آوردند. آنها اما تلاش کردند پیش از اینکه اقدامشان پشت حرکت مردان کارگر و احزاب مردسالار نادیده گرفته شود حرف خود را نیز بزنند. از آغاز اعتصابات فوریه شعارهای سیاسی علیه جنگ در اعتراضات داده می‌شد. جسارت، بی‌باکی، عزم و همچنین روش‌هایی که زنان برای اعتراض استفاده می‌کردند روشن کرد که آنها ریشۀ مشکلات را به‌خوبی متوجه شده‌اند. زنان فهمیدند که وحدت کارگران و حمایت سربازان از معترضان، به جای دفاع از دولت تزاری، رمز پیروزی است. تروتسکی بعدها در این‌ باره نوشت: «نقش بزرگ را زنان کارگر با ایجاد روابط بین کارگران و سربازان ایفا کردند. آنها شجاع‌تر و جسورتر در صحنه حاضر می‌شدند و با نزدیک شدن به سربازان و فرماندهان نظامی از آنها ‌می‌خواستند تفنگ خود را زمین بگذارند و به آنها بپیوندند. سربازان نیز با دیدن این صحنه هیجان­زده می‌شدند و با نگاه‌هایی مضطرب با یکدیگر صحبت می‌کردند و نمی‌دانستند چه واکنشی نشان دهند.» در ۲۳ فوریه، زنان کارگر توانستند سربازانی را که مسئول مخازن واگن‌های برقی بودند متقاعد کنند به اعتصاب بپیوندند. سربازان واگن‌ها را واژگون کردند تا از آنها به‌عنوان سنگر علیه پلیس استفاده کنند. خستگی سربازان از جنگ و بحران‌های حاصل از آن و همچنین گسترش این اعتراضات خودجوش در دیگر نقاط تنها دلیل پیروزی‌ معترضان بر سربازان نبود، بلکه زنان کارگر نساجی از سال ۱۹۱۴ با تعداد زیادی از سربازان کشاورز و رعیت که عمدتاً در پتروگراد زندگی می‌کردند آشنا بودند. مردان در پادگان‌ها و زنان در کارخانه‌ها، کسانی که از یک منطقه حالا به شهرها آمده بودند، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند و دربارۀ مشکلات حرف می‌زدند؛ کاری که باعث شد فاصلۀ بین سربازان و کارگران به‌مرور کمتر شود و همچنین زنان کارگر دربارۀ حمایت مسلحانه در اعتراضات درک و فهم روشنی پیدا کنند. زنان کارگر کسانی بودند که در خط اول انقلاب فوریه، که اوج نابودی تزاریسم بود، محکم و استوار ایستادگی کردند. آنها صرفاً جرقۀ این انقلاب را نزدند، بلکه موتور محرک آن بودند. زنان کارگر در زمانی این‌گونه فعالیت می‌کردند که بسیاری از کارگران مرد و انقلابیون به آنها اطمینان نداشتند. انقلاب فوریه همواره به‌عنوان انقلابی خودجوش از دل مردم توصیف می‌شود که در واقع توصیف درستی است. این انقلاب از‌‌‌پیش‌برنامه‌ریزی‌‌شده نبود که عده‌ای استراتژی‌ها و روش‌های مبارزه را طراحی کنند و معترضان صرفاً آنها را اجرا کنند. اما نمی‌توان این خودجوش بودن را با نبود آگاهی سیاسی یکسان فرض کرد. تجربیات زنان، چه به‌عنوان کارگر و چه به‌عنوان سرپرست خانوار که مجبور بودند ساعت‌ها برای تأمین مواد‌غذایی خانوادۀ خود در صف بایستند، باعث شد آنها به مرور زمان متوجه شوند که مطالباتشان برای رسیدن به نان بر مطالبات سیاسی مبنی بر پایان یافتن جنگ ارجحیت ندارد و هر دو به یک میزان باید در اولویت قرار گیرند. در نهایت، مردم متوجه شدند که فقر و قحطی و بحران اقتصادیِ به‌وجودآمده نتیجۀ ناکارآمدی سیاست‌مدارانی است که در رأس تصمیمات هستند. همین موجب شد به این نتیجه برسند که تحقق مطالباتشان و تغییر در جامعه صرفاً از طریق تغییرات سیاسی رخ می‌دهد. زنان بلشویک در مرکز این اعتصابات بودند و سال‌ها سخت کار کردند تا زنان کارگر غیر‌متخصص را سازمان‌دهی کنند. به‌رغم نگرش مردان در حزب، که سازمان‌دهی زنان را برای مبارزه با تزاریسم در اولویت قرار نمی‌دادند و فقط فعالیت زنان فمینیست از طبقات بالای اقتصادی و اجتماعی را می‌پذیرفتند (زنانی که مبارزات طبقاتی در فعالیت‌هایشان اولویت نداشت که در نهایت باعث می‌شد تلاش برای مبارزات طبقاتی از فعالیت‌های سیاسی مردم حذف شود)،

جنگ موافقان و مخالفان طالبان در میدان توییتر

 شماری از اعضا و حامیان گروه طالبان در شبکه های اجتماعی  به ویژه درتوییتر برای حمایت از این گروه و احتمال حذف اکانت‌های توییتری شان کمپاین توییتری راراه اندازی کرده اند. این کمپاین توییتری با هشتگ #AfghansSupportTaliban به پیش برده می‌شود و تاکنون بیش از ۱۱۷ هزار بار توییت شده است.   کمپاین پس از آن راه‌اندازی شد که کاربران شبکه‌های اجتماعی توییتر از این شبکه خواسته‌اند که حساب‌های کاربری مرتبط به طالبان را مسدود کند. اعضا و حامیان طالبان فعالیت گسترده‌ای در توییتر‌ دارند. این در حالی است که شرکت «متا» صفحات «رادیو و تلویزیون ملی افغانستان» و خبرگزاری دولتی «باختر» را در فیس‌بوک و انستاگرام مسدود کرده است. شرکت متا براساس قواننین امریکا گروه طالبان را یک «سازمان تروریستی» قلمداد کرده و انتشار هرگونه محتوا از سوی این گروه یا در حمایت از آن را در این شبکه اجتماعی ممنوع کرده است. احمدالله وثیق، رئیس طالبان برای «رادیو و تلویزیون ملی افغانستان» این اقدام فیس‌بوک را خلاف اصول رسانه‌ای و آزادی بیان خوانده است.

دست از طلب نداریم . . . دختران بادغیسی خواستار بازگشایی مکاتب شان شدند

 پس از تسلط دوباره طالبان بر کشور به شمول مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم، انستیتوت‌های تخنیکی و مسلکی نیز به‌روی دختران بسته‌ شده‌اند. دخترانی که در انستیتوت‌ها در بادغیس می‌آموختند می‌گویند، در حالی که مراکز تربیه معلم و دانشگاه‌های دولتی به‌روی دختران باز اند اما انستیتوت‌ها همچنان تعطیل باقی‌مانده‌اند. ماه‌گل، یکی از این دانش‌آموزان از طالبان می‌خواهد که انستیتوت‌ها را به‌روی دختران باز کنند. او گفت: «خداوند به زن و مرد علم را فرض گردانیده است. من از طالبان می‌خواهم که دروازه‌ی انستیتوت را به‌روی ما باز کنند.» فایقه، یکی دیگر از دانش‌آموزن انستیتوت زراعت بادغیس می‌گوید که دانشگاه‌ها و مراکز تربیه معلم باز شده‌اند؛ «اما چرا انستیتوت‌ها مسدود اند؟» با این حال استادان دانشگاه در بادغیس می‌گویند که مسدود‌بودن مکاتب و مراکز آموزشی به‌روی دختران، به آنان از لحاظ روحی آسیب می‌رساند. یکی از استادان دانشگاه بادغیس گفت: «مسدودبودن دروازه‌های مکاتب و انستیتوت‌ها عواقب ناگوار، بر زندگی و آینده‌ی دختران در پی خواهد داشت. تعلیم و تحصیل نقش مهم در رشد و انکشاف جامعه دارد. [اما با مسدودشدن مراکز آموزشی]، دختران بادغیسی از لحاظ روحی و روانی متضرر شده‌اند.» ساکنان بادغیس هم از حکومت سرپرست طالبان می‌خواهند که دروازه‌های مکاتب و مراکز آموزشی را به‌روی دختران باز کنند. مسئولان محلی طالبان در ولایت بادغیس می‌گویند که انستیتوت‌ها به ‌دستور رهبر طالبان بسته شده‌اند. محمدعوض غیرت، آمر تعلیمات تخنیکی و مسلکی بادغیس می‌گوید که برای آغاز درس‌های دختران در انستیتوت‌ها با مسئولان مرکزی طالبان صحبت کرده و منتظر هدایت آنان هستند. به گفته‌ی مسئولان محلی طالبان در بادغیس، دو انستیتوت دولتی و دو انستیتوت خصوصی در این ولایت فعالیت دارند. در این انستیتوت‌ها نزدیک به ۲۳٠ نفر از دختران سرگرم آموزش بودند. اطلاعات روز