قربانیان کاج: وقتی شکیلا را پیدا کردیم نصف سرش نبود…

دانش آموزان که به بعد از سپری کردن دوازده سال؛ خودشان را به دروازه های دانشگاه رسانده بودند. آنها به امید دست یابی به رشته های دلخواه شان هر روز در کلاس های آمادگی کانکور آموزشگاه کاج با تمام علاقه حاضر میشدند و در آخرین روزهای درسی و آخرین امتحان آزمایشی شان بیخبر از اینکه سایه شوم مرگ در چند قدمی شان هست، داشتند جواب سوال های را مینوشتند که مغز شان با خُمپاره های بمب متلاشی شد و حالا چهل روز میشود که با تمام آرزوهای شان به آغوش قبرستان خوابیده اند. شکیلا سروی یکی از قربانیان حمله بر آموزشگاه کاج است که مرگ وحشتناک او کابوس برای خانواده و مادرش شده است. وقتی خبر کشته شدن شکیلا به کاکایش (رمضان سروی ) میرسد او بعد شنیدن این خبر دچار حمله قلبی میشود و از بین میرود. شکیلا وقتی کودک بیش نبود پدرش را از دست میدهد و نداشتن پدر در کنار صدها غم دیگر دردی میشود که او باید با تمام بدبختی هایش قد میکشید و برای رسیدن به آرزوهایش تلاش میکرد. از آن به بعد مادرش مانند تمام زنان افغانستان که همیشه بیشتر از مردان غم زندگی را بدوش میکشد با کار کردن در مکتب های خصوصی و جاها دیگر مصارف زندگی خانواده اش را تامین میکند. مادر شکیلا با حسرت و آه از روزی حرف میزند که آخرین روز زندگی دخترش بود ” وقت امتحان کانکورش معلوم شده بود و آن روز آخرین امتحانش در کورس بود و قرار بود چند وقت بعدش امتحان کانکور شروع شود. اول صبح با هیجان زیاد بخاطر امتحان آزمایشی به کورس رفت و گفت؛ مادر برایم دعا کن در امتحان نمره خوب بگیرم.” شکیلا به طرف آموزشگاه کاج میرود و مادرش از ابتدای آن روز دلهره داشته، با آن که این نگرانی های همیشهگی خانواده های افغانستانی برای زنده برگشتن فرزندانش به خانه است. اما حسی مادرانه او چیزی بیشتر از این بوده” وقتی شکیلا رفت مصروف کارهای خانه شدم، بعد از چند ساعت خبر شدیم که در کورس کاج انتحاری شده.” شکیلا گوشی موبایل نداشته که مادرش برایش زنگ بزند و از زنده بودنش مطمئین شود، اگر موبایل میداشت هم شکیلا دیگر زنده نبود که جواب مادرش را میداد.”وقتی به سرک عمومی رسیدم گفتند؛ تمام زخمی ها و شهدا را در شفاخانه محمد علی جناح و دیگر شفاخانه ها انتقال داده است، دعا میکردم که در میان زخمی ها باشد. خودم را به شفاخانه علی جناح رساندم، آنجا نبود و تمام شفاخانه های را که زخمی ها و شهدا را انتقال داده بودند رفتیم، ولی شکیلا را پیدا نکردیم.” شکیلا را برادرش از طب عدلی پیدا میکند، طوری که نصف سرش نبوده، برادرش او از کفش هایش شناسایی کرده بود. بردار شکیلا از آن روز وحشتناک اینگونه حرف میزند ” وقت که شکیلا را با بدن تکه تکه شده اش در بین چند شهید دیگر در طب عدلی پیدا کردم، اول مطمئین نبودم که خودش باشد بخاطریکه نصف سرش نبود و دستمال را که زیر چادرش به خاطر حجاب بسته بود دو نصف شده بود، یک نصفش رویش پیشانه اش با چسپیده بود و نصف دیگرش همراه با نصف سرش اصلا نبود. چندین بار نگاه کردم و وقتی ساعتش را دیدم مطمئین شدم که خودش است. شکیلا همیشه ساعتش را برعکس به دستش میکرد.” برادرش با گریه ادامه میدهد”من مرگ خودم را آن جا حس کردم، حس کردم که چگونه بند دلم پاره شد. به یاد مادرم افتادم که با این غم چگونه کنار بیاید.گفتم خدایا مادرم را سختی و بدبختی زیاد امتحان کردی، مرگ جوان حق مادرم نیست.” وقتی میخواهد جنازه شکیلا را انتقال دهد، مادرش زنگ میزند و برادرش شکیلا نمیتواند جواب مادرش را بدهد ” دوبار زنگ زد جواب داده نتوانستم چون خودم را کنترول کرده نمیتوانستم. زنگ سوم را مجبور شدم جواب دادم. مادرم پرسید شکیلا پیدا شد؟ گفتم بلی در شفاخانه در حالت کوما است برایش دعا کنید مادرم آهی سردی کشید و شکر کرد.” مادرش خوشحال میشود که دخترش درمیان کشته شده ها نیست و این خوشحالی قبل طوفان بوده. برادر جسد خواهرش را تحویل میگیرد و با امبولانس به طرف برچی و مسجد مولاعلی که نزدیک خانه شان بوده حرکت میکند.” در مسیر راه بودم که مادرم زنگ زد گفت؛ منم حرکت کردم میایم طرف شفاخانه. گفتم شما نیایید شکیلا وضع اش بهتر شده میارم طرف خانه. مادرم گفت خوب است بخیر بیاید.” وقتی نزدیک خانه و مسجد میرسد میبیند که مردم زیاد جمع شده تا بدن پاره پاره شکیلا را برای دفن کردن آماده کنند.” مردم شکیلا را غسل خانه برد. بعد حیران ماندم که مادرم چگونه خبر کنم، میخواستم بدون اینکه مادرم خبر شود شکیلا را دفن کنیم. میترسیدم که وقتی مادرم جسد تکه تکه شده دخترش را ببیند چه بلای برسرش خواهد آمد. ولی همه گفتند که مادرت باید خبر شود.” برادرش شکیلا به خانه میرود، مادرش را پیش دروازه حویلی میبیند که منتظر دخترش ایستاده است” مادرم وقتی مرا دید گفت شکیلا کجاست؟ گفتم؛ امبولانس در کوچه مسجد بند مانده برویم شکیلا را بیاوریم. از دست مادرم گرفتم دست هایم پر از خون بود. مادرم گفت برو دست هایت را بشوی، گفتم درست است شکیلا را بیاوریم باز میشویم.” مادرش شکیلا وقتی نزدیک مسجد میرسد و ازدحام مردم را میبیند شک میکند و از پسرش میپرسد کجاست امبولانس؟ ” گفتم امبولانس پشت مسجد است. مادرم فهمید که دیگر دخترش زنده نیست، آه سردی کشید و گفت وای شکیلا عصای مادر…” شکیلا آرزو داشت تا پزشک شود. او در مورد تمام آرزوهایش در دفترچه اش نوشته بود، اما تمام آن رویا ها فقط چند کلمه شد در درون دفترچه اش. لیلا رضایی کتابخانه کاج؛ پاسدار آروزی قربانیان دانایی
کتابخانه کاج؛ پاسدار آروزی قربانیان دانایی
همزمان با چهلمین روز قربانیان کور کاج شماری از فرهنگیان و فعالان مدنی به پاس ارج گذاری به خون شهدای کاج، یک کتابخانه را به نام کتابخانه کاج افتتاح کردند. شماری از فرهنگیان و فعالان مدنی امروز سه شنبه ( ۱۶ عقرب) به خاطر ارجگذاری به خون شهدای دانایی یک کتابخانه را به نام “کتابخانه کاج” در غرب کابل افتتاح کردند. هدف از ایجاد این کتابخانه ترویج فرهنگ کتاب خوانی، زنده نگهداشتن یاد و خاطرات شهدای دانایی، تشویق جوانان به مطالعه و کمک به کسانی که توانایی خريد کتاب را ندارد می باشد. آقای نورا یکی از بنیانگذاران این کتابخانه به فرخنده نیوز در باره این کتاب خانه چنین نی کوید” این کتابخانه به کمک برخی از دوستان فرهنگی من ایجاد شده است و کتابهای این مرکز از کتابخانههای شخصی و کمپاین جمعاوری کتاب در ولایت هرات، بلخ و همچنان سلحه غرب کابل راهاندازی شده بود جمع آوری شده است”. و هم چنان وی می افزاید که کتاب های این کتاب خانه شامل الهیات، فلسفه، هنر، ادبیات، تاریخ و کتابهای آمادگی کانکوراست که علاقمندان میتوانند به طور امانت از این کتابها استفاده کنند.از سوی هم نسیمه علیزاده دانشجو، به فرخنده نیوز گفت: رویداد خونین در آموزشگاه کاج یک فاجعه بزرگ برای نسل جوان بود که با این چنین حملات انگیزه درس خواندن در میان جوانان کمرنگ شده است. وی همچنان گفت که ایجاد این کتابخانه در ترویج فرهنگ کتابخوانی در کشور مفید است و باید چنین مراکز در سراسر کشو ایجاد شود. این کتابخانه در حالی ایجاد شده است که چندی پیش یک حمله خونین بر مرکز آموزشی کاج رخ داد که در این حمله دهها تن کشته و دهها تن دیگر زخمی شدند. این حمله با واکنشهای زیادی در سطح ملی و بینالمللی مواجه شد. در پی این حمله خونین شماری از شهروندان کار زار (#کشتارهزارهارامتوقفکنید) راهاندازی کردند که این هشتک در شبکههای اجتماعی میلیونی شد. آقای علیزاده درباره حادثه کاج چنین می گوید “امارت اسلامی مسئول تامین امنیت جان شهروندان است و باید امنیت نهادهای آموزشی و تحصیلی خصوصی و دولتی را تامین کند”. گفتنی است که در حمله خونین بر آموزشگاه کاج در غرب کابل ۵۳ تن کشته و دهها تن دیگر زخمی شدند. این حمله بازتاب گسترده در رسانههای بینالمللی داشت که عفو بینالملل و سازمان ملل متحد خواستار شناسایی و به محاکمه کشیدن عاملان این حمله شدند. خاطره رحیمی- فرخنده نیوز
اعتراض برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از همکاران مرد
شماری زنان معترض در کابل گرد هم آمده اند تا برای رهایی ظریفه بعقوبی و چهار تن پسرانی که در کنفرانس شرکت نموده بودند صدا بلند کنند این معترضین میگویند شما نمیتوانید با زندانی کردن،شکنجه و قتل های مرموزانه صدای عدالت خواهی و آزادی خواهی را خاموش سازید. و متهم ساختن زنان مبارز به پشتوانه بیرونی کاملا دروغ و بی اساس بوده و این را رد نمودند. و گفته میشود که این کنفرانس با وجود هماهنگی حوزه مربوطه طی مکتوب رسمی از قبل هماهنگ شده است ،با آن هم طالبا به شیوه خشونت آمیز به این کنفرانس یورش آورده و برنامه را برهم زدند،خانم یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در آن کنفرانس آمده بودند را با خود به زندان بردند. و خواست شان از سازمان های بین المللی و حقوق بشری این است هر چه زودتر بخاطر رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ 1401/8/12 توسط طالبان بازداشت شدند بدون هیچ قید و شرطی آزاد سازند. میگویند ما سکوت نخواهیم کرد و برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن پسران که در اسارت طالبان هستند هر روز فریاد خواهیم زد و این صداها خاموش نشدنی خواهد بود. شکریه حجت
انجمنهای زنان در کابل: طالبان شماری از فعالان زن را با خود بردند
منابع به فرخنده نیوز میگوید، که افراد طالبان روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۱/۸/۱۲ ظریفه “یعقوبی” عضو (جنبش زنان افغانستان برای برابری) و پنج تا از پسرهای دعوت شده را در برچی کابل، میرزایی بزنس سنتر بازداشت کردند. رقیه ساعی، عضو جنبش میگوید: “که امروز کنفرانس داشت تا اعلان موجودیت کند، از تمام رسانه ها دعوت به عمل آورده، قبل از قبل با حوزه هماهنگی کرده بودند، اما طالبان در بین کنفرانس مداخله، تمام گوشیهای همراه را برسی، و همهگی را پراکنده کردند. که در نتیجه خانم یعقوبی و پنج تا از پسرهای دعوت شده را با خود بردند. گفتنیست که یکی از اقارب ظریفه یعقوبی که نخواست ناماش ذکر شود، خبر ربوده شدن خانم یعقوبی را توسط طالبان تائید کرده است. منابع دیگری میگوید، این جنبش تازه کار نیست، سه یا چهار ماه است که فعالیت دارد. علیه بی عدالتی و ظلم های طالبان مبارزه خواهند کرد. کبرا (علی زاده)
طالبان بار دیگر اعتراض زنان را در کابل با خشونت سرکوب کردند
طالبان بار دیگر اعتراض زنان را در کابل با خشونت سرکوب کردند در ادامه اعتراضات زنان در واکنش به وضع محدویت ها، محرومیت از تحصیل و حذف از عرصه های عمومی جامعه، شماری از زنان (9 عقرب) در یک تجمع اعتراضی اسناد و مدارک تحصیلی شان را به نمایش گذاشتنه و خواهان کار و حقوق شان شدند، اما به زودی از سوی نیروهای حکومت طالبان سرکوب و متفرق شدند. شرکت کننده گان این تجمع در پارک شهرنو کابل می گویند: زنان افغانستان در بیش از یک سال گذشته صدها بار صدای خود را بلند کرده اند، اما جامعه جهانی آنرا ناشنیده گرفته است. یکی از زنان در ویدیویی که به رسانه ها ارسال کرده می گوید: آمر حوزه طالبان گفت شما حق ندارید برنامه ی برگزار کنید. اعتراض کننده گان، جامعه ای بدون زن را جامعه تاریک و افراطی می خوانند و می گویند که هیچ کسی حق ندارد زنان را از جامعه حذف کند. این در حال است که روز گذشته نیز ده ها تن از دانشجویان دختر دانشگاه بدخشان نیز پس از آنکه از ورود آنان به دلیل نپوشیدن برقع جلوگیری شد دست به اعتراض زدند. با وجود که هدف زنان از گردهمایی و نمایش اسناد تحصیلی شان در پارک شهرنو برگزاری یک برنامه مدنی، صلح آمیز و بدون خشونت بوده که حق مسلم هرشهروند است، اما طالبان اسناد تحصیلی آنها را پاره کرده و خبرنگاران را که برای پوشش گردهمایی به پارک شهرنو کابل آمده بودند با خود بردند. در همین حال به نقل از شماری رسانه ها طالبان مانع کار زنان در نهاد های خصوصی شده و شماری زیاد زنان که مصروف کار در نهاد های خصوصی بودند را اخراج کرده اند.زینب( نام مستعار) یک زن 27 ساله است که در یک سال اخیر دو بار توسط طالبان از کار اخراج شده است. او بار اول با تسلط طالبان بر کشور وظیفه اش را که در یک وزارتخانه بود از دست داد، بار دوم که زینب پس از ده ماه بیکاری در یک نهاد خصوصی کار پیدا کرده بود بعد از سه ماه کار در سکتور خصوصی در 16 اکتوبر 2022 ماموران امر به معروف و نهی از منکر او را از شرکت به خاطر زن بودنش اخراج کردند. مریم ( نام مستعار) یک تن از زنان دیگر است که سه سال پیش در زمان جمهوریت درامتحان بست اداره دولتی مطابق رشته و مسلک از طریق اصلاحات اداری و خدمات ملکی کامیاب شده و در بخش کارمند بخش ای تی (تکنالوژی ومعلوماتی) مصروف کار بود. پس از تسلط طالبان وظیفه اش را از دست داده و مدت زیادی می شود بیکار است. او می گوید رشته تحصیلی اش کمپیوتر ساینس بوده و مهارت زیاد در بخش تکنالوژی دارد. اما به دلیل محدودیت ها از سوی طالبان نمی تواند در ادارات دولتی و نهاد های خصوصی کار کند و از آموزش و مهارت هایش درین بخش استفاده کند. جامعه و کشور در حال توسعه مثل افغانستان برای گزار از فقر و رسیدن به پیشرفت به نیرو و آموزش جوانان بدون تبعیض جنسیتی نیازمند است و تمام اداره های دولتی و خصوصی به افراد آموزش دیده و مسلکی نیاز دارند اما طالبان و حکومت آنها برعکس این دیدگاه عمل کرده و هر روز با حذف نیم از پیکر جامعه سرنوشت این کشور و مردمان اش را به سوی جهل ، تاریکی و فقر می کشاند. با وجود که دادخواهی زنان یک حرکت مدنی بوده که حق مسلم هر شهروند در یک جامعه مدنی است اما طالبان با رفتارهای خشونت آمیز که همیشه در برابر زنان داشته اند، دیدگاه این گروه را نسبت به حقوق مدنی یک قشر بزرگ جامعه نشان می دهد. با روی کار آمدن حکومت طالبان در افغانستان، این چندمین بار است که زنان در پیوند به وضع محدودیت ها دست به اعتراض می زنند، اما نه تنها با بی توجه ی به حقوق شان، آنها را نادیده می گیرند بلکه توسط نیرو های طالبان با خشونت سرکوب می شوند.بی توجه ی وشنیده نشدن صدای زنان افغانستان از سوی جامعه جهانی تصمیم این گروه را برای حذف زنان از اجتماع قوام تر( مستحکم تر) کرده است.
سازمان ملل: محدودیتها علیه زنان در افغانستان سبب حذف آنان از رسانهها خواهد شد

نهاد سازمان ملل متحد با پخش گزارشی گفته است که محدودیتهای حکومت سرپرست امارت اسلامی علیه رسانهها به گونهی خاص زنان روزنامه نگار را هدف قرار داده و این محدودیت ها زنان را از رسانهها حذف میکند. این نهاد افزوده است که آن چه را که در سال گذشته برای روزنامهنگاران زن اتفاق افتاد و برای افغانستان چه معنایی داشت را تجزیه و تحلیل کرده است، امارت اسلامی تمامی قوانینی را که روزنامهنگاران را تضمین و پشتیبانی میکند، لغو کرده ومحدودیتهای خاص بر رسانهها اعمال شده است بر اساس گزارش این نهاد، محدودیتهای امارت اسلامی از طریق ارعاب، شکنجه، بازداشت و آزار مستقیم و غیرمستقیم اجرا میشود. بخش زنان سازمان ملل گفته است: زنان روزنامهنگار به ویژه مورد هدف قرار گرفته اند؛ با دستورهای خاصی که آنان را هدف قرار داده است، مانند پوشاندن صورت خود در تلویزیون، که این محدودیتها علیه زنان سبب حذف آنان از رسانهها خواهد شد. بخش زنان سازمان ملل متحد تأکید کرده است که خطر تعطیلی رسانهها، بهدلیل بحران اقتصادی نیز فضای باز را برای حفظ کارمندان زن در رسانهها محدود میکند. به گفتهی این نهاد، وضعیت کنونی تلاشی سیستماتیک و منسجم برای سرکوب رسانهها و حذف چهرهها، دیدگاهها و تجربههای زنان از فضاهای عمومی را به اثبات میرساند. گفتنی است که از زمان رویکارآمدن دوبارهی حکومت سرپرست امارت اسلامی در کشور تا کنون، دست کم بسیاری از خبرنگاران و کارمندان زن در رسانهها به دلیل محدودیتهای وضع شده از سوی امارت اسلامی، بیکار شده اند.
مکثی بر زندگی نرگس محمدی، یکی از قربانیان حمله تروریستی بر آموزشگاه کاج

نرگس هنوز نه ساله بود که خانواده اش از دایکندی به سمت غرب کشور در هرات مهاجرت کرد و دریکی از خانه های کرایی شهرک جبرئیل-هرات مسکن گزین شد. نرگس از همان آوای کودکی علاقه زیادی به خواندن و نوشتن داشت، آموزش و قرائت قرآن کریم را در موسسه خیریه میلاد نور واقع در شهر هرات آغاز کرد او به نحو احسن و با ذوق علاقه فراوان به فراگرفتن قرآن کریم و علوم دینی ادامه داد تا جایی که مؤسسه مذکور نرگس را به حیث معلم و آموزگار قرآن شریف برگزید. دوره ابتدائیه و متوسطه را در مکتب محراب الدین جامی- هرات به اتمام رساند. سختی ها و چالش های روزگار بازهم این خانواده را محکوم به مهاجرت کرد و از هرات به کابل مهاجر شد و در یکی از خانه های کرایی در غرب کابل مسکن گزین شد. پدرنرگس می گوید: درین آواخر که اوضاع امنیتی در کابل نگران کننده شده بود، بارها مانع رفتن او به مکتب شده بودند، اما نرگس تصمیم اش استوار و محکم بود، او روزانه مسیر خانه اش تا لیسه زینب کبرا و مرکز آموزشی کاج در دشت برچی را ساعت ها پیاده می رفت، دوره لیسه را با درجه اعلی و فیصدی بالا به پایان رساند و از دانش آموزان ممتازو نخبه آموزشگاه کاج بود. شریفه خواهر نرگس به فرخنده نیوزمی گوید: او در یک اتاق تنها شب ها و روزها مطالعه می کرد و آرزو داشت داکتر شود تا به زنان و دختران روستایی که کمترین دسترسی به امکانات صحی ندارند و به خاطر اندک مریضی جان های شان را از دست می دهند، خدمت کند. شریفه می گوید: یک شب قبل از حادثه نرگس بسیار هیجان و استریس داشت چون آخرین امتحان آموزشی بود که سپری می کرد، و همرا با آنها در محفل عروسی همسایه شان نرفته و خواست تنها در خانه باشد و درس بخواند. ساعت از هفت صبح گذشته بود که گوشی سخی داد پدر نرگس به صدا درآمد و خبر انفجار دست و پای او را لرزاند، پس از آن پدرش شماره نرگس را گرفت آن که پشت خط بود، نرگس نبود مردی از میان آوار مبایل او را یافته بود. پدر، مادر، برادر و خواهران نرگس یکی یکی به سمت آموزش گاه می روند اما نیروهای امارت اسلامی اجازه نزدیک شدن به محل را نمی دهند، آنها چندین شفاخانه را جستجو می کنند اما نرگس را نمی یابند. سکینه، یکی از خواهران میان دختران زخمی به دنبال نرگس می گردد، نرگس در میان زخمی ها نیست و سپس به سمت پیکرهای بیجان دختران می رود که اکثریت آنها قابل شناسایی نبودند و ردیفی از پیکرها را جستجو می کند، سرانجام پیراهن یکی از دو آخرین جسدها در ردیف آخر شبیه نرگس است، او را با پیراهن پرخون، دست شکسته پیدا می کند و با گریه می گوید خواهرم از رسیدن به آرویش محروم شد، (او گفته بود یا درس خوانده داکتر می شوم یا کشته می شوم.) هنگام بیرون کشیدن جسد نرگس ازبیمارستان، مادر را جایی کنار جاده یافتند. مادر نرگس حسرت می خورد که ای کاش نرگس در خواب می ماند و آن روز به آموزشگاه نمی رفت. پدر نرگس که جوانی اش را با کارگری پیرکرده می گوید با سختی اما امید ها نرگس را بزرگ کرده بود. پدرنرگس اکنون بیکار است و دو برادرش هم بعد ازتغیرنظام سیاسی کشور بنابرمشکلات اقتصادی، ترک تحصیل کرده و برای کار به ایران مهاجر شدند. نرگس روز جمعه هشتم میزان 1401 در امتحان آزمایشی کنکوردرآموزشگاه کاج شرکت کرده بود که در حمله تروریستی برمرکزآموزشی کاج جان باخت و در کنار دیگر قربانیان انفجار موعود و کاج در دامنه کوه قوریغ کابل به خاک سپرده شد. کاج همان (موعود) است که حدود پنج سال قبل مورد حمله قرار گرفت و درآن رویداد نیز بیش از پنجاه تن کشته شدند، به گفته مسولان این مرکز بخاطر مذهبی بودن نام و تهدید های امنیتی، نام این آموزشگاه را به کاج تغییر دادند. تنها یادگاری های که در کنج اتاق نرگس جا مانده است کتاب های درسی و چند کتاب شعری است. سهیلا گلستانی
آموزش و کار زیر سایه حکومت طالبانی

دختران و زنان نیم از جامعه را تشکیل می دهد و به اندازه مردان یک جامعه حق کار و تحصیل دارد. اما در افغانستان بعد از روی کار آمدن حکومت طالبان حضور زنان در تمام عرصه های اجتماعی کم زنگ شده است. و مکتب های به روی دختران بالا تر از صنف هفتم بسته شد، طالبان بارها وعده بازگشایی مکاتب های دخترانه دادند اما تا امروز که بیش تر از یک سال می شود که قدم های دختران افغان جاده ها مکتب را لمس نکرده است. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل در سال روز یک سالگی بسته شدنی مکتب دخترانه در افغانستان در توییتی چنین گفته بود” یک سال دانش و فرصت از دست رفته که هرگز باز نخواهند گشت. دختران به مکتب تعلق دارند. طالبان باید به آنها اجازه دهند که دوباره وارد شوند”. و در عین حال ذبیح الله مجاهد( سخنگوی طالبان) سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ و شیر محمد استانکزی معاون سیاسی وزارت خارجه طالبان کنفرانس مطبوعاتی از رهبرشان خواستار بازگشایی مکتب های دختران دخترانه شدند که این باعث برکناری ذبیح الله مجاهد از سمت سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ شد. طالبان بعد از هشت ماه تظاهرات زنان برای دسترسی به کار و تحصیل اجازه حضور دختران با لباس سیاه و حجاب سیاه در دانشگاه ها اعلان کردند. و روز های درسی دختران و پسران را در بعضی از ولایت یک روز در میان کردند تا دختران و پسران هم دیگر را در دانشگاه نبیند. بسیاری از دانشجویان دانشگاه از بالا بودنی میزان ساعت درسی در یک روز شکایت دارد سیما حیدری( نام مستعار) محصیل سال سوم اقتصاد دانشگاه کابل می گوید” بلند بودن میزان کریدیت درسی باعث می شود نتوانیم تمام درسی دو روز را که در یک روز می خوانم یاد بگیریم، و این واقعا برای ما مشکل است که از ساعت ۸صبح تا ۳ و نیم بعد ظهر را درس بمانیم و درس یاد بگیریم” ام سال طالبان در امتحان در انتخاب رشته تحصیلی با دختران اجازه انتخاب رشته های خبرنگاری، اقتصاد، زراعت و انجینری را نداند”. بسیار دختران که آمادگی کانکور می خواند می گوید بعاز از حمله های انتحاری در کورس های آمادگی کانکور و مکتب باعث شده است که خانواده های شان آن را نگذرد به کورس و مکتب بیرود. حمیده( نام مستعار) در کورس آموزشی کوثر دانش در دشت برچی است چنین می گوید ” خانواده ام مانع آمدن من به کورس می شود و می گوید بجای رفتن به کورس آمادگی کانکور کورس زبان انگلیسی بیرو؛ اما من دوست دارم اما کانکور بخوانم تا در آینده خبرنگار شوم” با این هم دختران و زنان افغانستان در گوشه و کنار های کشور مانند: کابل، بلخ و بعضی ولایت های دیگر مکتب های خانگی را درو از چشم طالبان بازگشایی کردند. این مکتب های خانگی در کوچه های پر خم و پیچ است تا طالبان نتواند آن پیدا نکند. لیلا رضایی
اوچا: مشارکت زنان افغانستان در امور بشردوستانه چالشی شده است

دفتر هماهنگی امور کمکهای بشری ملل متحد (اوچا) میگوید که مشارکت کارمندان محلی زنان در فعالیتهای بشردوستانه پرچالشتر شده است. اوچا ا نشر گزارشی میگوید که طی ۱۲ ماه گذشته که طالبان بر افغانستان مسلط شده اند، توانایی زنان برای مشارکت مصوون، معنادار و همه جانبه در فعالیتهای بشردوستانه حتا بیشتر از پیش چالشبرانگیز شده است. در این گزارش آمده است: “افزون بر محدودیتهای در حال افزایش که زنان را از حقوق و آزادیهای اساسی شان محروم میکند، کارمندان زن بشردوستانه به طور روزمره – از لحظهای که خانه را ترک میکنند تا وقتی که دوباره بر میگردند – با آزار و اذیت، ارعاب و بدرفتاری مواجه هستند.” بر اساس گزارش اوچا این موارد در جریان رفت و آمد آنان به دفتر، هنگام ملاقات با مقامات طالبان – در صورتی که به آنها اجازه داده شود – و در محل کار رخ میدهد. زنانی که در نهادهای امدادرسان کار میکنند، به اوچا گفته اند که اقدامات مختلف برای تطبیق فرمانها و دستورهای مرتبط به زنان از سوی طالبان، به ویژه مشایعت یک محرم، آنان را در معرض بازخواست فردی افراد قرار داده و محیط غیرمصوون را هنگام سفر به ویژه در محلات بازرسی طالبان ایجاد کرده است. گزارش گفته است: “هم کارمندان زن و هم کارمندان مرد در مورد رویدادهای بدرفتاری کلامی و رفتار تهدیدآمیز از سوی مسوولین (طالبان) در چکپاینتها صحبت نمودند که حتا به زوجها نیز اتفاق افتاده و گاهی تا سرحد خشونت فزیکی پیشرفته است.” اوچا تایید کرده است که محدودیتها نظر به مناطق از هم تفاوت دارد، اما این وضعیت سراسری است و زنان را در تمامی گوشه و کنار افغانستان متاثر کرده است. دفتر هماهنگی امور کمکهای بشری ملل متحد گفته است که در صورت عدم اتخاذ اقدامات فوری و قاطع از جوانب مختلف، خطر اینکه زنان افغان دیگر حتا نتوانند در فعالیتهای بشردوستانه در افغانستان مشارکت داشته باشند، وجود دارد. اوچا با نگرانی گفته است که عدم مشارکت زنان در فعالیتهای بشری، به طور بالقوه منجر به پیامدهای ویرانگری برای مستفیدشوندگان زن خواهد داشت. دفتر هماهنگی امور کمکهای بشری ملل متحد از گروه طالبان خواسته است که به نقش مهم و منحصر به فردی که کارمندان داخلی زن در پاسخدهی اعمال بشردوستانه دارند، اذعان داشته و به آن احترام بگذارد. اوچا تاکید کرده است که حکومت طالبان از اقدامات یا ایجاد موانعی که منجر به محدودیت، عدم مصوونیت و تضعیف نقش زنان در فعالیتهای بشری میشود، خودداری کند. این ادارۀ ملل متحد از کشورهای عضو و تمویلکنندگان خواسته است که برای اشتراک کامل، معنادار و مصوون زنان در فعالیتهای بشری، دادخواهی متداوم کنند و شرکای شان را در این زمینه پاسخگو قرار دهند. در گزارش آمده است: “رهبری ملل متحد و سازمانهای امدادرسان رهنمودهایی در مورد نحوۀ همکاری با مقامات کنونی (طالبان) روی موضوع مشارکت زنان در پاسخدهی بشردوستانه طراحی کنند، سیستمهای گزارشدهی را برای کارمندان داخلی زن تقویت کنند تا آنان بتوانند نگرانیهای مربوط به محیط کاری خود را گزارش کنند.” ایجاد و افزایش فرصتهای ویژه برای تمویل منابع مالی زنان و برنامههای بشردوستانه و محافظتی که برای زنان و دختران فعالیت میکنند، آموزش از سوادآموزی تا سطحی که منجر به بهبود مشارکت کارمندان زن در فعالیتهای بشری شود، از دیگر خواستهای اوچا از کشورها و سازمانهای امدادرسان در این گزارش است.
دیدار نماینده ویژه سازمان ملل با شماری از زنان در کابل

رزا اوتونبایوا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان با شماری از زنان دیدار کرده است. نمایندگی شازمان در کابل (یوناما) با نشر توییتی که در این دیدار، در بارۀ مسایل کلیدی زنان و دختران افغانستانی گفتوگو شده است و همچنان بر رفع محدودیتها در برابر زنان در دسترسی به آموزش و کار تاکید شده است. پیشتر، خانم اوتونبایوا به مولوی امیرخان متقی وزیر خارجه طالبان و معاونین رئیس الوزرای طالبان در کابل در باره زنان و دختران گفت و گو کرده بود.