گزارش سازمان ملل: 80درصد دختران جوان در افغانستان از آموزش و کار محروم اند
فرخنده: سازمان ملل متحد در تازهترین گزارش خود اعلام کرده است که بیش از ۸۰ درصد زنان جوان در افغانستان به آموزش و فرصتهای شغلی دسترسی ندارند. این نهاد وضعیت برابری جنسیتی در افغانستان را بهطور جدی نگرانکننده توصیف کرده و از عقبماندگی شدید این کشور در زمینه توانمندسازی زنان خبر داده است. بر اساس این گزارش، از زمان تسلط دوباره طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، بیش از ۸۰ فرمان از سوی رهبری این گروه صادر شده است که مستقیماً حقوق اساسی زنان و دختران را محدود یا لغو کردهاند. این محدودیتها شامل ممنوعیت تحصیل در سطوح متوسطه و عالی، منع اشتغال زنان در بخشهای مختلف، و کاهش حضور آنان در فضای عمومی بوده است. سازمان ملل همچنین تأکید کرده است که در طول سالهای اخیر، از برنامههای مرتبط با حمایت از زنان افغان پشتیبانی کرده و در حال حاضر نیز در زمینههای رهبری، تابآوری و توانمندسازی دختران سرمایهگذاری میکند. این گزارش میافزاید که زنان و دختران در افغانستان همچنان با محدودیتهای گستردهای روبرو هستند و برای دسترسی به حقوق اساسی خود با چالشهای جدی مواجهاند. سازمان ملل از جامعه بینالمللی خواسته است تا برای حمایت از حقوق زنان در افغانستان تلاشهای هماهنگ و مؤثرتری را در پیش گیرد.
در سایه اختناق طالبان: «رواداری» از بازداشت و شکنجه سیستماتیک پرده برمیدارد
فرخنده: در تازهترین گزارش از وضعیت نگرانکننده حقوق بشر در افغانستان، نهاد حقوق بشری «رواداری» با انتشار یک تحقیق مستند، از بازداشتهای خودسرانه، شکنجههای شدید و ناپدیدسازیهای اجباری توسط طالبان پرده برداشته است. این گزارش که روز چهارشنبه، ۴ سرطان، منتشر شده، بر وضعیت زندانها در افغانستان تحت حاکمیت طالبان تمرکز دارد. تحقیق رواداری نشان میدهد که مدافعان حقوق بشر، کارمندان دولت پیشین، و افرادی که به همکاری با گروههای مخالف طالبان متهم میشوند، سه گروه اصلی قربانیان این اقدامات سرکوبگرایانهاند. به گفته این نهاد، استخبارات طالبان با انگیزههای سیاسی، اقدام به بازداشت این افراد کرده و بسیاری از آنها را بدون هیچ روند قانونی ناپدید کرده است. گزارش حاکی است که شکنجه و بدرفتاری نه یک استثناء، بلکه بخشی از یک الگوی سازمانیافته برای ایجاد فضای رعب و سکوت در جامعه افغانستان است. رواداری میگوید زنان معترض، خبرنگاران و فعالان حقوق آموزش بهطور خاص هدف آزار قرار گرفتهاند، تنها به این دلیل که صدای متفاوتی از خواست حاکمان دارند. در روایتهایی که از زبان قربانیان آمده، روشهای شدید شکنجه، بازداشتهای شبانه، و تهدید به مرگ تنها بخشی از واقعیت تلخی است که در سایه بیخبری و سکوت عمومی جریان دارد. هدف، به گفته منابع رواداری، مهار کامل جامعه مدنی و سرکوب هر نوع اعتراض یا فعالیت مستقل است. این تحقیق همچنین با ارجاع به گزارش دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۲۴، بر محدودسازی آزادی بیان و فعالیتهای رسانهای از سوی طالبان تأکید میکند. گزارشهای مشابه نشان دادهاند که خبرنگاران و فعالان رسانهای در خطر دائمی بازداشت، شکنجه یا ناپدید شدن قرار دارند. در چهار سال گذشته، رژیم طالبان با استفاده از زور، دهها تن از مخالفان، نظامیان پیشین و فعالان مدنی را یا کشته و یا شکنجه کرده است. هیچ نهاد قضایی مستقلی برای رسیدگی به این تخلفات وجود ندارد و قربانیان اغلب بدون دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده، ناپدید میشوند. در تازهترین مورد، یک عالم سلفی در ولسوالی شهدای بدخشان توسط طالبان کشته شده است، رویدادی که بار دیگر نگرانیها درباره حذف فیزیکی صداهای منتقد را افزایش داده است. نهادهای حقوق بشری اما همچنان خواهان مستندسازی این جنایات و فشار بینالمللی برای پاسخگویی طالبان هستند.
زنان معترض: پناهجویان افغانستان در ایران را فراموش نکنید
فرخنده: در ادامه نگرانیها نسبت به وضعیت پناهجویان افغان در ایران، ائتلاف مستقل جنبش اعتراضی زنان افغانستان، با انتشار اعلامیهای خواستار توجه فوری جامعه جهانی به وضعیت نگرانکننده فعالان حقوق بشر، خبرنگاران، و زنان آسیبپذیر افغان شدهاست. این ائتلاف، متشکل از زنان معترض که طی سالهای اخیر به نمادی از ایستادگی در برابر ستم و تبعیض بدل شدهاند، در بیانیهای رسمی هشدار داده است که شرایط زندگی پناهجویان افغان در ایران، بهویژه برای زنان، به سطحی بحرانی رسیده است. آنها میگویند که زنان مهاجر از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروماند و در بسیاری موارد با تبعیض، آزار، و خطر اخراج اجباری روبهرو هستند. زنان معترض تأکید کردهاند که محدودیتهای روزافزون در فضای مدنی و افزایش فشارهای امنیتی در ایران، فرصتهای زندگی و امنیت پناهجویان افغان را بهشدت محدود کرده است. به گفته آنها، ادامه چنین روندی میتواند به فاجعه انسانی خاموشی تبدیل شود که چشم جهانیان نباید بر آن بسته بماند. در اعلامیه این ائتلاف آمده است که شرایط کنونی نهتنها پیامد ناگوار تحولات داخلی افغانستان، بلکه نتیجه بیتوجهی نهادهای جهانی به وضعیت مهاجران در کشورهای میزبان است. آنها خواستهاند که سازمانهای بینالمللی، بهویژه نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل، نقش فعالتری در حمایت از پناهجویان افغان ایفا کرده و راههای انتقال امن آنان به کشورهایی با شرایط بهتر فراهم سازند. همزمان با این درخواست، شماری از خبرنگاران مستقل نیز نسبت به روند فزاینده اخراج اجباری مهاجران از ایران ابراز نگرانی کردهاند. آنان هشدار میدهند که بازگرداندن اجباری افراد به افغانستان، بهویژه در شرایطی که تهدیدهای امنیتی و محدودیتهای حقوق بشری در آن کشور ادامه دارد، میتواند جان بسیاری را به خطر اندازد. در مقابل، مقامهای ایرانی همچنان بر سیاستهای سختگیرانه خود علیه مهاجران بدون مدرک تأکید دارند. سخنگویان رسمی بارها اعلام کردهاند که اخراج مهاجران بخشی از سیاستهای داخلی این کشور برای کنترل جمعیت و تأمین منابع است. ائتلاف زنان معترض افغان اما میگوید: این برخوردها نباید قربانیان جنگ، مهاجرت اجباری و سرکوب را هدف بگیرد. آنان از جهان میخواهند که صدای خاموش زنان، روزنامهنگاران و فعالانی را که در سایه ناامنی و تبعیض در ایران زندگی میکنند، بشنود و به آن پاسخ انسانی بدهد.
حمله تکاندهنده به کودک افغان در روسیه؛ خواست عدالت از دولت مسکو
فرخنده: شورای هماهنگی نمایندهگیهای سیاسی و کنسولی افغانستان، با واکنشی شدید، حمله خشونتبار به یک کودک افغان در میدان هوایی مسکو را «عملی وحشیانه» و «غیرانسانی» خوانده و خواهان پیگرد قانونی و مجازات عامل آن شده است. این واکنش پس از آن صورت گرفت که یک ویدیوی دردناک در شبکههای اجتماعی منتشر شد. در این نوار تصویری، دیده میشود مردی با بیرحمی تمام، کودکی خردسال را به زمین میکوبد؛ تصویری که قلب هزاران نفر را شکست و بار دیگر، مسئله برخورد با مهاجران را در صدر توجه افکار عمومی قرار داد. حادثه در میدان هوایی شرمتیوا در مسکو رخ داده و بهگفته منابع رسمی، فرد مهاجم مردی ۳۱ ساله از کشور بلاروس است که بلافاصله پس از این اقدام وحشیانه توسط نیروهای امنیتی روسیه بازداشت شده است. اما چیزی که در میان تمام این جزئیات فراموش نمیشود، رنج بیپایان یک کودک ۱۸ ماهه افغان است که اکنون با ستون فقرات شکسته، در بستر درد میسوزد. بر پایه گزارشها، وضعیت جسمی این کودک وخیم اعلام شده و تاکنون اطلاعاتی درباره انگیزه این حمله منتشر نشده است. حکومت طالبان نیز، با وجود گستردگی این رویداد در رسانهها و شبکههای اجتماعی، هنوز واکنشی رسمی از خود نشان نداده است. شورای هماهنگی نمایندهگیهای سیاسی افغانستان، در بیانیهای رسمی در چهارم سرطان، با ابراز همدردی با خانواده این کودک، از دولت روسیه خواسته است که با جدیت کامل موضوع را پیگیری کند تا نه تنها عدالت تأمین شود، بلکه چنین جنایاتی در آینده تکرار نشود. انتشار این ویدیو، موجی از خشم و اندوه را در میان کاربران فضای مجازی به راه انداخته است. بسیاری این حادثه را نشانهای از بیپناهی مهاجران افغان در خارج از کشور دانسته و خواهان پاسخگویی جدی دولتها و نهادهای حقوق بشری شدهاند. در حالی که این کودک معصوم در بیمارستان با درد و بیعدالتی دستوپنجه نرم میکند، چشم امید خانوادهاش، و شاید همه افغانها، به تصمیم و واکنش نهادهای مسئول در روسیه دوخته شده است. حمله به یک کودک نه تنها مرز انسانیت را زیر پا میگذارد، بلکه مسئولیت اخلاقی همه جوامع را برای مقابله با نفرت و خشونت علیه مهاجران، بار دیگر یادآور میشود.
چشمان خسته در مرز: بازگشت کودکان کار افغانستان از خیابانهای ایران به سرزمین فقر
فرخنده: کف دستهایشان زخم برداشته، صورتهایشان در آفتاب سوخته و دلهایشان از دنیا پر است. کودکانی که روزی در چهارراهها و بازارهای شلوغ ایران شیشه ماشینها را پاک میکردند، گل میفروختند یا تنها چشم به کف خیابان دوخته بودند تا کسی سکهای برایشان بیندازد، حالا با چشمانی ترسیده به مرزهای افغانستان بازگردانده میشوند. بر اساس آمار تازه اعلامشده از سوی مقامات ایران، تنها در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۵۷۹ کودک افغانستانی به همراه خانوادههایشان از ایران اخراج شدهاند. مقامهای رسمی ایران گفتهاند که روند «رد مرز» کودکان کار افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت؛ کودکان بیپناهی که نه جُرم کردهاند و نه خطایی داشتهاند، جز اینکه فقر آنها را به خیابان کشانده است. نادر یاراحمدی، رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران، اعلام کرده که برای صدها کودک کار افغانستانی، «تعهدنامه» گرفته شده تا دیگر در خیابان دیده نشوند. اما کسی نگفته است که این کودکان، اگر در خیابان نباشند، در کجا خواهند بود؟ وقتی خانهای در کار نیست، نانی نیست و حتی فرصتی برای مکتب رفتن وجود ندارد، چه گزینهای برای یک کودک باقی میماند؟ سال گذشته، علی کاظمی، دبیر مرجع ملی حقوق کودک در ایران، گفته بود که ۸۵ درصد کودکان کار در تهران از افغانستان هستند؛ آماری تکاندهنده که نشان میدهد چگونه فقر، مهاجرت و بیسرنوشتی، نسل کودکان افغانستان را در تنگنای بیرحمی قرار داده است. بازگشت اجباری این کودکان به افغانستان، در شرایطی انجام میشود که کشور هنوز با بحرانهای گسترده اقتصادی، بیکاری و بیثباتی روبرو است. بسیاری از این کودکان، حالا به خانههایی بازمیگردند که چیزی بیشتر از فقر در انتظارشان نیست. آنها نه به مکتب میروند، نه تغذیه کافی دارند و نه حتی پناهی از نگاههای سنگین جامعه. در گوشهای از هرات، شاید پسربچهای که از تهران اخراج شده، با یک بقچه کهنه در آغوش مادرش، به خانهای برگردد که سقفش چکه میکند و بخاری ندارد. در مرز نیمروز، دختربچهای که در بازارهای شیراز گل میفروخت، حالا دیگر حتی آن گلها را هم ندارد. تنها چیزی که آورده، خاطرهای تلخ است و یک عمر بیپناهی. در همین حال، طالبان همچنان در همکاری نزدیک با ایران به روند بازگشت مهاجران ادامه میدهد، بیآنکه برنامهای جامع برای اسکان، آموزش یا حمایت از این کودکان و خانوادههایشان داشته باشد. هر روز، صف بازگشتیها در مرزها طولانیتر میشود، اما صف رسیدگیها همچنان خالی است. در کشوری که کودکی با رنج آغاز میشود، مدرسه با رویا و نان با آرزو گره خورده است، بازگشت کودکان کار از ایران، نه پایان یک مسیر پرخطر، بلکه آغاز راهی دشوارتر است؛ راهی که اگر جهان خاموش بماند، فقط به جایی ختم میشود که هیچ کودکی نباید قدم بگذارد. گزارش: ش ج
مادران گرسنه، کودکان نحیف؛ هشدار سازمان ملل از بحران خاموش در افغانستان
فرخنده: در قلب خانههایی که نان کمتر از اشک در آن یافت میشود، صدای گریه کودکانی شنیده میشود که نه از درد بازی محرومند، بلکه از گرسنگی. نهادهای وابسته به سازمان ملل در فراخوانی مشترک، از وضعیت فاجعهبار تغذیه در افغانستان پرده برداشتهاند؛ کشوری که امروز یکی از بدترین مکانها برای زن بودن، مادر بودن و کودک بودن شده است. طبق این گزارش تکاندهنده، از هر ۱۰ کودک خردسال در افغانستان، ۹ نفر در فقر غذایی بهسر میبرند؛ کودکانی که از تغذیه متنوع، مقوی و حیاتی برای رشد مغزی و جسمیشان محروماند. استخوانهایی که زیر پوستشان برجسته شده، به وضوح میگویند که کودکی در این سرزمین، دیگر فصل بازی نیست، فصل بقاست. زنان اما سهم مضاعف از این بحران دارند. چهار زن از هر ده زن افغان با سوءتغذیه روبهرو هستند؛ زنانی که با بدنهای ناتوان باردار میشوند، زایمان میکنند و شیر میدهند، اما چیزی برای خوردن ندارند. مادری که خودش چیزی نخورده، چگونه میتواند نوزادش را زنده نگه دارد؟ سازمانهای یونیسف، سازمان جهانی بهداشت، برنامه جهانی غذا، صندوق جمعیت ملل متحد و سازمان غذا و کشاورزی با انتشار این فراخوان، افغانستان را در آستانهی یک فاجعه انسانی توصیف کردهاند؛ فاجعهای که در آن، گرسنگی دشمن پنهان کودکان است و فقر، مادر همه زخمها. کوابنا آسانته، نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که تغذیه سالم برای مادران حیاتی است، اما این نیاز ساده، در بسیاری از نقاط کشور، به آرزویی دستنیافتنی بدل شده است. کودکان بسیاری در همان هفتههای اول زندگی، پیش از آنکه نامی بگیرند، جان میبازند. خشکسالی، اقتصاد فروپاشیده و زیرساختهای نابودشده به گفته این نهادها، ۹.۸ میلیون افغان را در معرض ناامنی غذایی شدید قرار داده است. جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا هشدار داده است که بدون کمک فوری، زنان و کودکان افغان بار اصلی این بحران را بر دوش خواهند کشید. در گوشهای از این کشور، شاید مادری در سکوت به نان خشکشدهای نگاه میکند که باید میان سه فرزند تقسیمش کند. شاید کودکی با شکم خالی به مکتب میرود، بیخبر از اینکه مغز خستهاش نمیتواند یاد بگیرد، چون تغذیهاش ناکافیست. سازمانهای بینالمللی میگویند که تنها پنج سال تا رسیدن به اهداف توسعه پایدار باقی مانده است، اما اگر گرسنگی امروز مهار نشود، شاید فردایی برای بسیاری از کودکان افغان باقی نماند. اکنون زمان عمل است؛ نه برای آمار، بلکه برای نجات جانهای کوچک و خاموشی که صدای گرسنگیشان در سکوت فراموش میشود.
سه کودک در کنر قربانی مسمومیت غذایی شدند
فرخنده: منابع محلی در ولایت کنر از یک رویداد تلخ در ولسوالی څوکی این ولایت خبر دادهاند که در پی آن، سه کودک جان باخته و یک کودک دیگر در وضعیت وخیم در شفاخانه بستری است. گفته میشود این کودکان پس از مصرف مواد غذایی آلوده به سم، دچار مسمومیت شدید شدند. این حادثه پیش از چاشت روز شنبه در منطقه «بابرو» ولسوالی څوکی رخ داده است. بنا به گفته منابع محلی، چهار کودک هنگام رفتن به مزرعه تربوز در محل، به خوراکیای دست یافتند که گمان میرود حاوی سم موش بوده و بهمنظور دفع آفات کشاورزی استفاده شده بود. دو تن از این کودکان در شفاخانه ولایتی کنر و کودک سوم در شفاخانه حوزوی ننگرهار جان باختند. کودک چهارم نیز هماکنون در شفاخانه ننگرهار تحت مراقبتهای ویژه قرار دارد. در پی این رویداد، نیروهای محلی طالبان اقدام به بازداشت شماری از دکانداران و کشاورزان در منطقه کردهاند. این رویداد نگرانیهایی را در مورد ایمنی مواد شیمیایی و کاربرد بیضابطه سموم در مناطق کشاورزی افغانستان برانگیخته است؛ جایی که نبود نظارت دقیق میتواند فجایعی مشابه را رقم بزند.
نسلی در خطر؛ میلیونها کودک افغانستان با فقر، کار شاقه و بیتعلیمی دستوپنجه نرم میکنند
فرخنده: در حالی که بیش از چهار میلیون کودک در افغانستان از آموزش محروم ماندهاند، فقر گسترده و بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، آیندهی یک نسل را تهدید میکند. بسیاری از این کودکان بهجای حضور در مکتب، ناچار به انجام کارهای سخت برای کمک به خانوادههای خود شدهاند. در این میان، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) اعلام کرده است که برای ۱۰ هزار کودک در کشور برنامههای حمایت روانی، اجتماعی، آموزشی و تفریحی فراهم کرده، اما این تلاشها تنها بخشی از نیاز گسترده کودکان افغانستان را پوشش میدهد. بر اساس بیانیهای که روز یکشنبه، ۲۵ جوزا، از سوی این نهاد منتشر شد، کودکان تحت پوشش این برنامه نه تنها از مشاورههای روانی بهرهمند میشوند، بلکه در برنامههای آموزشی و فعالیتهای تفریحی نیز شرکت میکنند؛ اقدامی که به گفته یونیسف، به سلامت روحی و رشد اجتماعی آنان کمک خواهد کرد. این در حالی است که میلیونها کودک در افغانستان همچنان با چالشهای جدی روبهرو هستند. پیشتر، یونیسف اعلام کرده بود که حدود چهار میلیون کودک در این کشور از آموزش بازماندهاند؛ آماری که نگرانی نهادهای بینالمللی را افزایش داده است. سازمان ملل نیز اخیراً هشدار داده بود که وضعیت کودکان در افغانستان به شدت بحرانی است و اگر اقدام فوری صورت نگیرد، یک نسل کامل ممکن است از حق آموزش و رشد سالم محروم بماند.
ریچارد بنت: نظام قضایی طالبان ابزاری برای سرکوب زنان است
فرخنده: در آستانهی برگزاری پنجاهونهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور افغانستان، در گزارشی تازه هشدار داده که حاکمیت طالبان با بهرهگیری از تفسیر افراطی خود از شریعت، زنان را هدف سرکوب سیستماتیک قرار داده و عدالت را در کشور به کلی از معنا تهی کرده است. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور افغانستان، در گزارشی تفصیلی که قرار است در نشست پیشروی شورای حقوق بشر سازمان ملل (۱۶ جون تا ۱۱ جولای ۲۰۲۵) ارائه شود، از «ساختار نهادینهشدهی تبعیض و سرکوب» علیه زنان و دختران در افغانستان پرده برداشته است. او در این گزارش نوشته است که زنان افغانستان نه تنها از زندگی عمومی حذف شدهاند، بلکه عملاً قربانی یک نظام قضایی هستند که بهجای اجرای عدالت، به ابزاری برای تحکیم ایدئولوژی زنستیز طالبان تبدیل شده است. بنت نظام قضایی طالبان را “بیطرف” ندانسته و تأکید کرده که ساختارهای حقوقی پیشین برای حمایت از حقوق زنان یا تخریب شدهاند یا به فعالیتهای پنهانی کشیده شدهاند. به گفته او، از زمان بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، نظام عدالت در افغانستان بر مبنای تفسیر محدود و قهری از فقه حنفی بازسازی شده که نه تنها دادرسی عادلانه را از بین برده بلکه حقوق انسانی را بهطور گسترده نقض کرده است. گزارش یادشده از حذف کامل زنان از ساختار قضایی افغانستان سخن میگوید؛ بیش از ۲۷۰ قاضی زن از سمتهای خود کنار گذاشته شدهاند و جایگزین آنها مردانی هستند که عمدتاً از یک قوم خاص (پشتون) برگزیده شدهاند. این موضوع بهزعم بنت، موجب انزوای بیشتر اقوام دیگر و افزایش تبعیض قومی شده است. او همچنین خاطرنشان کرده که هیچ مسیر امن و مؤثری برای زنان جهت گزارش خشونت، پیگیری حقوق و دسترسی به عدالت باقی نمانده و دادگاهها بر اساس فرامین رهبری طالبان – نه اصول حقوقی – حکم صادر میکنند. گزارش همچنین به موارد متعددی از جانبداری قضات در پروندههایی که اعضای طالبان در آن دخیلاند اشاره کرده است. ریچارد بنت، با هشدار نسبت به گسترش نفوذ وزارت امر به معروف طالبان، گفته است که این نهاد بدون هیچ نظارت قضایی، تصمیماتی را اعمال میکند که عملاً به سرکوب آزادیهای فردی منجر میشود. محتسبان این وزارت از قدرت گستردهای برای تحمیل «مجازات اخلاقی» برخوردار هستند، در حالی که هیچ سازوکاری برای اعتراض به تصمیمات آنها وجود ندارد. در گزارش تأکید شده که تنها شمار اندکی از زنان در ساختار پولیس طالبان حضور دارند و واحدهای تخصصی مقابله با خشونت جنسیتی نیز منحل شدهاند. به گفته بنت، این وضعیت بحران عدالت جنسیتی را در افغانستان به اوج رسانده و بهویژه برای زنان مناطق روستایی، اقلیتهای قومی و افراد دارای گرایشهای جنسی متفاوت، بسیار وخیمتر است. او در بخشی از گزارش با تحسین مقاومت مدنی زنان، اعتراضهای آنها را «نشانههای زنده امید» دانسته و از جامعه جهانی خواسته از این مبارزات پشتیبانی کند. این گزارش بر پایه گفتوگو با بیش از ۱۱۰ تن از شهروندان افغانستان در داخل و خارج کشور تدوین شده و شامل شهادتهای زنان، جوانان، فعالان حقوق کودک، اقلیتهای مذهبی و قومی و افراد دارای معلولیت است. بنت گفته است که علیرغم تلاشهای متعدد، طالبان نه تنها از صدور ویزا برای او خودداری کردهاند، بلکه پاسخی نیز به پیشنویس گزارش ارسال نکردهاند.
نشست پارلمانی در لندن با محوریت وضعیت زنان افغانستان؛ درخواست برای اقدام جهانی علیه آپارتاید جنسیتی طالبان
فرخنده: در نشستی بینالمللی که روز سهشنبه، ۲۳ جوزا، در پارلمان بریتانیا برگزار شد، فعالان حقوق زن افغانستانی و نمایندگان پارلمان بریتانیا خواستار اقدام فوری جامعه جهانی علیه نقض گسترده حقوق زنان توسط طالبان شدند. شرکتکنندگان بر ضرورت حضور اثرگذار زنان در روندهای تصمیمگیری تأکید کرده و از کشورهای جهان خواستند آپارتاید جنسیتی در افغانستان را به رسمیت بشناسند و با تحریمهای هدفمند از مبارزات مدنی زنان افغان حمایت کنند. در جریان این برنامه، اشتراککنندگان به بررسی وضعیت ناگوار زنان و دختران در افغانستان پرداختند و تاکید کردند که نباید اجازه داد این بحران انسانی از دستور کار دولتها و نهادهای جهانی حذف شود. ویندی چمبرلین، نماینده پارلمان بریتانیا و رئیس گروه پارلمانی ویژه زنان افغانستان، در سخنرانی خود وعده داد که صدای زنان افغانستان در پارلمان بریتانیا شنیده خواهد شد و تلاش خواهد کرد که این موضوع در سطح بینالمللی همچنان مطرح بماند. فرانسیس گای، مدیر اتحاد توسعه بینالمللی اسکاتلند، در بخشی از نشست گفت که پایبندی به کنوانسیونهای بینالمللی از جمله CEDAW (کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان) غیرقابلمذاکره است و جامعه جهانی باید در برابر نقضهای گسترده طالبان واکنش قاطع نشان دهد. او همچنین اشاره کرد که برخی کشورها در حال بررسی ارجاع طالبان به دادگاه بینالمللی کیفری به دلیل نقض این کنوانسیون هستند. از چهرههای برجسته افغانستانی حاضر در این نشست میتوان به فوزیه کوفی، صحرا کریمی، نسرین گروس و زهرا کاظمی اشاره کرد. فوزیه کوفی در سخنانش خواهان هماهنگی گستردهتر بین کشورهای جهان و مدافعان حقوق بشر افغانستان شد. نسرین گروس با پوشیدن چادری در فضای پارلمان، تلاش کرد وضعیت زنان افغانستان تحت سلطه طالبان را بهصورت عینی و نمادین به نمایش بگذارد. شرکتکنندگان این نشست از دولت بریتانیا خواستند که ضمن حمایت از مبارزات زنان، تحریمهای هدفمند علیه رهبران طالبان را حفظ کند و هرگونه مذاکرهای با این گروه را مشروط به حضور واقعی و اثرگذار زنان افغان سازد. در پایان، فعالان بر بهرسمیتشناسی مقاومت دموکراتیک زنان و دیگر نهادهای مدنی تأکید کردند و خواستار شناخته شدن نظام سلطه طالبان بهعنوان شکلی از آپارتاید جنسیتی شدند—ساختاری که به گفته آنان، نه تنها حقوق فردی، بلکه هویت اجتماعی و انسانی زنان افغانستان را هدف قرار داده است. این نشست نمادی از تداوم ایستادگی زنان افغانستان در برابر سرکوب و نیز پیامی روشن به جامعه جهانی بود: آینده افغانستان بدون مشارکت زنان، آیندهای عادلانه و پایدار نخواهد بود.