کرزی در روز جهانی دختر: دروازه مکاتب و دانشگاهها را بهروی دختران باز کنید

فرخنده: حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، در پیام به مناسبت روز جهانی دختر خواستار بازگشایی فوری مکاتب و دانشگاهها بهروی دختران شده و گفته است که توسعه افغانستان بدون توانمندسازی دختران ممکن نیست. کرزی روز یکشنبه، ۱۹ میزان، در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشته است که افغانستان برای دستیابی به رشد و توسعه باید بیش از هر چیز بر آموزش و توانمندسازی دختران تمرکز کند. او گفته است که فراهمکردن فرصتهای آموزشی برای دختران و ادامه تحصیل آنان تا مقاطع عالی، زمینه را برای مشارکت بیشتر آنان در خدمت به مردم و کشور فراهم میکند. رئیسجمهور پیشین افغانستان همچنین بر جایگاه زنان و دختران در فرهنگ و تاریخ این کشور تأکید کرده و گفته است مردم افغانستان با سابقه فرهنگی کهن، از موفقیتها و دستاوردهای زنان و دختران افغان در داخل و عرصه بینالمللی با افتخار یاد میکنند. طالبان پس از بازگشت به قدرت در آگست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و دروازه دانشگاهها را نیز بهروی زنان و دختران بستند. با وجود درخواستهای مکرر سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و کشورهای مختلف برای لغو این محدودیتها، طالبان تاکنون ممنوعیت آموزش متوسطه و تحصیلات عالی دختران را لغو نکردهاند. درخواست تازه کرزی در حالی مطرح میشود که ممنوعیت ادامهدار آموزش دختران، یکی از مهمترین مسائل مورد مناقشه میان طالبان و جامعه جهانی در موضوع حقوق زنان و آینده افغانستان باقی مانده است.
فوزیه کوفی: نبود تضمین حقوق زنان در توافق دوحه، طالبان را برای تشدید محدودیتها جسورتر کرد
فرخنده: فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، میگوید نبود تعهدات روشن و سازوکارهای اجرایی برای حفاظت از حقوق زنان در توافقنامه دوحه، زمینه را برای تشدید محدودیتهای طالبان علیه زنان و دختران فراهم کرده است. کوفی روز شنبه، ۱۸ میزان، در واکنش به اظهارات اخیر شهابالدین دلاور، رئیس کمیسیون تماس طالبان با شخصیتهای افغان، از نحوه مذاکره ایالات متحده با طالبان انتقاد کرده است. دلاور اخیراً گفته بود که طالبان در جریان مذاکرات دوحه درباره حقوق بشر، حقوق زنان یا شکل نظام سیاسی آینده افغانستان تعهدی ندادهاند؛ موضعی که با انتقاد شماری از منتقدان طالبان روبهرو شده است. کوفی گفته است مذاکرهکنندگانی که از جانب ایالات متحده با طالبان گفتوگو کردند، باید در برابر این پرسش پاسخگو باشند که چرا حقوق بشر و حقوق زنان بهصورت صریح و قابل اجرا در توافق دوحه تضمین نشد. کوفی با اشاره به مواضع پیشین نمایندگان طالبان گفته است که این گروه در نشستهای علنی، از جمله نشست مسکو در دلو ۱۳۹۷، اعلام کرده بود که زنان میتوانند تا مقطع دکترا تحصیل کنند و به استثنای ریاست دولت، در سایر سمتهای حکومتی حضور داشته باشند. او بر همین اساس پرسیده است که چرا در روند مذاکرات دوحه، برای عملیشدن چنین مواضعی و حفاظت از حقوق زنان، تضمینهای مشخص، اجرایی و الزامآور در نظر گرفته نشد. به گفته کوفی، نبود چنین سازوکارهایی پس از بازگشت طالبان به قدرت، امکان اعمال محدودیتهای گستردهتر علیه زنان و دختران را افزایش داده است. عضو پیشین پارلمان افغانستان تأکید کرده است که دستیابی به توافق سیاسی و پایان جنگ نباید با نادیده گرفتن حقوق بنیادین انسانها همراه باشد. او گفته است صلح زمانی معنا دارد که کرامت انسانی، آزادیها و حقوق اساسی زنان نیز در آن تضمین شده باشد و دستیابی به صلح نباید به بهای حذف زنان از جامعه و نادیده گرفتن حقوق آنان تمام شود.
یوناما: دستکم ۵۲ زن و دختر در سه ماه در کابل و هرات از سوی طالبان بازداشت شدند
فرخنده: هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) اعلام کرده است که دستکم ۵۲ زن و دختر در فاصله ماههای جولای تا سپتامبر ۲۰۲۶ در کابل و هرات از سوی طالبان بازداشت یا توقیف شدهاند؛ بازداشتهایی که عمدتاً به دلیل رعایت نکردن دستورهای این گروه درباره پوشش زنان و حضور در اماکن عمومی بدون محرم صورت گرفته است. یوناما روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، با ابراز نگرانی از این موارد گفته است که شمار واقعی بازداشتها احتمالاً بیشتر از آمار ثبتشده است؛ زیرا برخی زنان به دلیل نگرانیهای امنیتی، پیامدهای اجتماعی و ترس از بدنامی، قضایای مربوط به بازداشت خود را گزارش نمیکنند. بر اساس یافتههای این نهاد، نپوشیدن چادر، نمایان بودن بخشی از مو، استفاده از روسریهای رنگارنگ و آرایش، از جمله مواردی بوده که در ارتباط با بازداشت یا توقیف زنان مطرح شده است. همچنین شماری از زنان به دلیل رفتوآمد در اماکن عمومی بدون محرم بازداشت شدهاند و پس از چند ساعت توقیف آزاد شدهاند. یوناما افزوده است که زنان در مناطق مختلف افغانستان نیز با تهدید به بازداشت روبهرو هستند. یوناما در کنار بازداشتها، از گزارشهایی درباره توهین لفظی، ضربوشتم و تهدید زنان، از جمله زنان دکاندار، ابراز نگرانی شدید کرده است. به گفته این نهاد، چنین رفتارهایی آزادی رفتوآمد، آزادی بیان و استقلال فردی زنان و دختران را محدود میکند و با حقوق اساسی آنان در تضاد است. این سازمان هشدار داده است که بازداشت زنان، افزون بر سلب آزادیهای فردی، میتواند آنان را در معرض انگ اجتماعی قرار دهد و زمینه حاشیهنشینی بیشتر زنان در جامعه را فراهم سازد. یوناما تأکید کرده است که آمار ۵۲ زن و دختر، تنها مواردی را در بر میگیرد که این نهاد توانسته است در کابل و هرات تأیید کند و نباید آن را شمار کامل بازداشتها در این دو شهر یا سراسر افغانستان دانست. این نهاد از طالبان خواسته است به اقدامات تبعیضآمیز علیه زنان و دختران پایان دهند، کرامت و حقوق همه شهروندان را رعایت کنند و به تعهدات افغانستان در قبال قوانین بینالمللی حقوق بشر پایبند باشند. ادامه این محدودیتها، بر اساس نگرانیهای مطرحشده از سوی یوناما، نهتنها آزادیهای اساسی زنان را تهدید میکند، بلکه میتواند موانع بیشتری در برابر حضور و مشارکت آنان در زندگی اجتماعی افغانستان ایجاد کند.
شهرزاد اکبر: حکم دادگاه مردمی، مبارزه برای حقوق زنان افغانستان را تقویت کرده است
فرخنده: شهرزاد اکبر، مسئول نهاد رواداری، میگوید حکم دادگاه مردمی برای زنان افغانستان به تلاشهای دادخواهانه فعالان حقوق زنان اعتبار بیشتری بخشیده و زمینه را برای جلب حمایت متحدان تازه در برابر سیاستهای طالبان فراهم کرده است. خانم اکبر روز پنجشنبه، در نشست نخستین سالگرد برگزاری این دادگاه در مادرید، گفت که فعالان حقوق زنان اکنون میتوانند برای مستندسازی نقض حقوق زنان در افغانستان و پیشبرد دادخواهیهای خود، به حکم این محکمه استناد کنند. او تأکید کرد که این حکم، افزون بر ثبت وضعیت زنان افغانستان، نشان میدهد که اقدامات طالبان علیه زنان، به گفته او، با آموزههای اسلام همخوانی ندارد. دادگاه مردمی برای زنان افغانستان سال گذشته در اسپانیا برگزار شد. به مناسبت نخستین سالگرد آن، شماری از فعالان حقوق بشر گردهم آمدند تا درباره دستاوردهای این روند و راههای گسترش حمایت از زنان افغانستان گفتوگو کنند. مسئول نهاد رواداری گفت که روند دادگاه مردمی فرصتهایی تازه برای ایجاد همکاری با سازمانها و شخصیتهای دانشگاهی فراهم کرده و شمار بیشتری از افراد را به حمایت از زنان افغانستان علاقهمند ساخته است. به گفته او، حکم این دادگاه قرار است به اندونزیا نیز برده شود تا با افرادی که سالها در زمینه اسلام و حقوق زنان فعالیت کردهاند، تبادل تجربه صورت گیرد؛ بهویژه درباره پرسشهایی که در پیوند با برابری جنسیتی و جایگاه زنان در اسلام مطرح میشود. خانم اکبر یکی از راههای مقابله با محدودیتهای طالبان را به چالش کشیدن ایدئولوژی این گروه و دیدگاه آن درباره زنان دانست. او گفت طالبان زن را عمدتاً در نقش مادر و خدمتگزار مرد تعریف میکنند و بر مبنای چنین نگرشی، حق آموزش، تحصیلات دانشگاهی و اشتغال زنان را محدود میسازند. شهرزاد اکبر تأکید کرد که مقابله با این دیدگاه نباید تنها به پیگیری پروندهها در دیوان بینالمللی کیفری و دیوان بینالمللی دادگستری محدود بماند، بلکه باید در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و فکری نیز ادامه یابد. او خواستار مشارکت فعالان محیط زیست، جنبشهای مدافع حقوق پناهندگان، دانشگاهیان مسلمان و فمینیستها در حمایت از زنان افغانستان شد و گفت که با توجه به گستردگی چالشهای پیشروی زنان، ایجاد یک شبکه وسیع از متحدان اهمیت دارد. خانم اکبر افزود که حکم دادگاه مردمی، ابزار تازهای در اختیار فعالان حقوق زنان قرار داده است؛ زیرا آنان اکنون علاوه بر روایتها و شهادتهای بازماندگان و آسیبدیدگان، میتوانند به سندی استناد کنند که نقض حقوق زنان افغانستان را مستند کرده است. او این روند را فرصتی برای تقویت دادخواهی و گسترش همکاریهای بینالمللی در حمایت از زنان افغانستان توصیف کرد.
زنان معترض: محرومیت دختران از آموزش، افغانستان را از معلمان و متخصصان آینده محروم میکند
شبکههای اجتماعی فرخنده: اعضای جنبش زنان مقتدر افغانستان به مناسبت روز جهانی معلم هشدار دادهاند که ادامه محرومیت دختران از آموزش، تنها نقض حق تحصیل آنان نیست، بلکه آینده نظام آموزشی و نیروی متخصص افغانستان را نیز با بحران جدی روبهرو میکند. این جنبش در اعلامیهای گفته است که محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران و فعالیت زنان در بخش معارف، در کنار مشکلات اقتصادی و کمبود امکانات آموزشی، آینده علمی و انسانی افغانستان را تهدید میکند. زنان معترض تأکید کردهاند که معلمان زن، با وجود فشارها و محدودیتهای گسترده، همچنان به وظایف خود ادامه میدهند؛ اما مشکلات معیشتی، کاهش فرصتهای شغلی، کمبود منابع آموزشی و وضعیت نامناسب اقتصادی، نظام معارف افغانستان را با چالشهای عمیق مواجه کرده است. جنبش زنان مقتدر افغانستان گفته است که آموزش حق بنیادی هر انسان است و نباید کسی به دلیل جنسیت، فقر، محل زندگی یا شرایط اجتماعی از این حق محروم شود. به گفته این جنبش، محرومیت دختران از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی، علاوه بر آسیبزدن به حقوق اساسی آنان، افغانستان را از بخش بزرگی از ظرفیت علمی و تخصصی آینده خود محروم میسازد. این زنان معترض از شهروندان افغانستان خواستهاند در برابر محدودیتهای آموزشی طالبان و تضعیف نظام معارف سکوت نکنند. آنان همچنین خواستار بازگشایی مسیر آموزش برای همه دختران و پسران، حمایت از معلمان، بهبود وضعیت اقتصادی و حرفهای آنان و ایجاد محیط آموزشی امن و بدون تبعیض شدهاند. این جنبش از جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی نیز خواسته است از حق آموزش دختران و وضعیت معلمان در افغانستان حمایت کنند. در این اعلامیه آمده است که ادامه سیاستهای محدودکننده طالبان میتواند پیامدهای بلندمدتی برای نیروی انسانی کشور داشته باشد. بر اساس برآوردهای مطرحشده، در صورت ادامه محدودیتها تا سال ۲۰۳۰، افغانستان ممکن است بیش از ۲۵ هزار معلم و نیروی صحی زن را از دست بدهد. طالبان از زمان بازگشت به قدرت، محدودیتهای گستردهای بر آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی زنان و دختران وضع کردهاند؛ محدودیتهایی که منتقدان آن را یکی از عوامل اصلی تضعیف سرمایه انسانی و آینده توسعه افغانستان میدانند.
دیدهبان نسلکشی: زنان هزاره زیر فشار همزمان تبعیض قومی، مذهبی و جنسیتی طالبان
فرخنده: سازمان دیدهبان نسلکشی در تازهترین گزارش خود درباره وضعیت هزارهها در افغانستان گفته است که زنان و دختران هزاره در دوره حاکمیت طالبان با تبعیض و محرومیت مضاعف روبهرو هستند و به دلیل هویت قومی، مذهبی و جنسیتی، در معرض آزار و خشونت قرار دارند. این نهاد وضعیت کنونی هزارهها را ادامه یک سابقه طولانی از سرکوب دانسته و هشدار داده است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، این جامعه با مجموعهای از فشارها از جمله کشتهشدن، از دست دادن زمین و سرزمین، آوارگی اجباری، محدودیتهای اجتماعی و تضعیف ساختارهای اجتماعی مواجه شده است. در این گزارش، ریشههای تاریخی سرکوب هزارهها نیز بررسی شده و به لشکرکشیهای عبدالرحمانخان در اواخر قرن نوزدهم اشاره شده است؛ دورهای که به گفته دیدهبان نسلکشی، هزارهها، بهویژه زنان و دختران، با بردهگی، کوچ اجباری و خشونت جنسیتی روبهرو شدند. دیدهبان نسلکشی همچنین به کشتار هزارهها در دوره نخست حکومت طالبان پرداخته و گفته است که سرکوب این گروه در آن دوره در مواردی نگرانیهای جدی درباره نیت نسلکشانه ایجاد کرده است. این سازمان، کشتار هزارهها در مزارشریف در آگست ۱۹۹۸ را یکی از نمونههای برجسته این خشونتها دانسته و گفته است که عدم تحمل مذهبی و تلاش برای سرکوب مخالفان احتمالی، از انگیزههای اصلی این حملات بوده است. این نهاد تأکید کرده که آزار هزارهها محدود به دوره نخست طالبان نبوده و در سالهای پیش از بازگشت دوباره این گروه به قدرت نیز حملات هدفمند علیه این جامعه ادامه داشته است. بر اساس گزارش، دیدهبان نسلکشی در فاصله سال ۲۰۱۷ تا جون ۲۰۲۱، بیش از ۶۵ حمله علیه هزارهها را ثبت کرده که در نتیجه آنها بیش از ۷۵۰ غیرنظامی کشته شدهاند. این سازمان در بخش دیگری از گزارش خود گفته است که داعش، بهویژه شاخه خراسان این گروه، به نظر میرسد عامل اصلی بسیاری از حملات فیزیکی و مرگبار علیه هزارهها باشد و در موارد متعددی نیز مسوولیت حملات را بر عهده گرفته است. با این حال، گزارش میان شیوههای خشونت داعش و طالبان تفاوت گذاشته و گفته است که طالبان از اشکال گستردهتر و متنوعتری از فشار و سرکوب علیه هزارهها استفاده میکنند. دیدهبان نسلکشی در پایان از سازمان ملل متحد خواسته است درباره حملات داعش علیه هزارهها در افغانستان تحقیق کند و یافتههای این تحقیقات را برای بررسی بیشتر به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارجاع دهد.
پشت درهای بسته آموزش؛ استادی در غزنی به اتهام آموزش دختران دوباره زندانی شد
فرخنده: در افغانستانِ پس از بازگشت طالبان، محدودیت آموزش دختران تنها به بسته ماندن دروازههای مکتب و دانشگاه خلاصه نمیشود. به گفته منابع محلی، فشارها به مراکز آموزشی خصوصی و حتی آموزشگاههای زبان نیز رسیده است؛ جایی که دختران و پسران برای ادامه آموزش تلاش میکنند، اما هر بار با مانعی تازه روبهرو میشوند. در تازهترین مورد منابع محلی در ولایت غزنی میگویند یک آموزگار مرکز آموزشی از سوی طالبان و اداره امر به معروف بازداشت و شکنجه شده است. به گفته منابع، این فرد پیش از این نیز چندین بار از سوی طالبان بازداشت شده بود، اما هر بار پس از سپردن ضمانت آزاد شده است. اکنون، به گفته منابع، او بار دیگر در زندان امر به معروف طالبان به سر میبرد؛ بازداشتی که منابع، علت آن را فعالیت آموزشی و آموزش دختران عنوان میکنند. برای این استاد، تربیت تنها رفتن به صنف و گرفتن کتاب برای شاگردان نیست. او همزمان آموزگار و مدیر یک مرکز آموزشی است؛ مرکزی که در شرایطی فعالیت میکند که آموزش دختران در افغانستان با محدودیتهای گسترده روبهرو شده است. منابع میگویند فعالیت مراکز آموزشی خصوصی در چنین شرایطی با فشارهای مختلف مواجه است و طالبان میتواند با بهانههای گوناگون برای ادامه فعالیت آنان مانع ایجاد کند. در چنین فضایی، تدریس به دختران میتواند برای آموزگاران و مدیران مراکز آموزشی به یک خطر امنیتی تبدیل شود؛ خطری که بنا بر روایت منابع، برای این فرد به بازداشتهای مکرر و اکنون شکنجه و زندان انجامیده است. منابع محلی میگویند در موارد پیشین، این فرد با ضمانت آزاد شده است؛ اما روند ضمانت در این پروندهها نیز به آسانی برای همه امکانپذیر نیست. به گفته منابع، افرادی که برای ضمانت بازداشتشدگان مراجعه میکنند، باید از جایگاه اجتماعی و اقتصادی قابل قبول برخوردار باشند و در برخی موارد، داشتن ریش بلند نیز از معیارهایی بوده که طالبان در پذیرش ضامن در نظر گرفته است. این روایت، تصویری از ساختار غیرشفاف آزادی بازداشتشدگان ارائه میکند؛ جایی که سرنوشت فرد نه فقط به وضعیت پرونده، بلکه به توانایی خانواده و نزدیکان او برای یافتن ضامن مورد قبول طالبان نیز وابسته میشود. بازداشت این آموزگار در غزنی در شرایطی گزارش میشود که محدودیت آموزش دختران به یکی از گستردهترین بحرانهای آموزشی افغانستان تبدیل شده است. پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم متوقف شد. در ادامه، دروازههای دانشگاهها و مؤسسات تحصیلات عالی نیز به روی زنان و دختران بسته شد. محدودیتها به آموزشگاههای خصوصی و دیگر مراکز آموزشی نیز سایه انداخته است. بر اساس نتایج، شمار بزرگی از دختران افغانستان از مسیر عادی آموزش خارج شدهاند؛ نسلی که بهجای برنامهریزی برای دانشگاه، شغل و آینده، با پرسش ابتداییتری روبهرو است: آیا فردا اجازه رفتن به صنف را خواهد داشت یا نه؟ در کنار بسته ماندن مکاتب، محدودیتهای دیگری نیز بر حضور زنان در عرصه عمومی اعمال شده است. ممنوعیت یا محدودیت کار زنان، محدودیت رفتوآمد و الزامهای سختگیرانه درباره پوشش، دسترسی زنان به فرصتهای آموزشی و کاری را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، مراکز آموزش زبان برای شماری از دختران به یکی از معدود فضاهایی تبدیل شدهاند که هنوز امکان یادگیری در آن وجود دارد. اما همین مراکز نیز از فشارهای طالبان در امان نماندهاند. به گفته منابع، طالبان برای فعالیت این مراکز محدودیتهای مختلفی ایجاد میکند و آموزش دختران میتواند حساسیت نیروهای امر به معروف را برانگیزد. پرونده این آموزگار در غزنی، روایت منابع درباره علت بازداشت او را بیان میکند، تنها داستان یک فرد نیست؛ بلکه نمونهای از چالشی است که آموزش خصوصی در افغانستان با آن مواجه است: وقتی آموزش دختران جرم تلقی شود، حتی یک کلاس زبان نیز میتواند به محل خطر تبدیل شود. در افغانستان امروز، بحران آموزش دختران تنها به محرومیت از کتاب و صنف محدود نمیشود. پیامد آن میتواند سالها بعد، در کمبود آموزگار زن، پزشک، مهندس، خبرنگار و دیگر متخصصان زن آشکار شود. دخترانی که امروز از آموزش محروم میشوند، فرصتهای فردای خود را از دست میدهند؛ و زنانی که تلاش میکنند درهای آموزش را حتی از مسیر مراکز خصوصی و زبان باز نگه دارند، با خطر فشار، بازداشت و محرومیت روبهرو هستند. بازداشت دوباره این آموزگار در غزنی، بر اساس روایت منابع محلی، پرسش بزرگتری را پیش میکشد: اگر آموزش دختران ممنوع باشد و حتی مراکز آموزشی خصوصی نیز زیر فشار قرار گیرند، نسل بعدی افغانستان کجا و چگونه باید آموزش ببیند؟ بر اساس گفتههای منابع دفعات بازداشتهای قبلی و شرایط ضمانت آنان را نیز هراسان کرده است.
شبانه بسیج راسخ در فهرست چهرههای نوظهور تأثیرگذار تایم در سال ۲۰۲۶ قرار گرفت
فرخنده: مجله تایم روز چهارشنبه فهرست ۱۰۰ چهره نوظهور تأثیرگذار سال ۲۰۲۶ را منتشر کرد و شبانه بسیج راسخ، بنیانگذار مکتب رهبری افغانستان (SOLA) و فعال حقوق زنان، در بخش مدافعان این فهرست قرار گرفت. فهرست سالانه ۱۰۰ رهبر نوظهور تایم در پنج بخش پدیدهها، هنرمندان، رهبران، نوآوران و مدافعان منتشر شده است. تایم در مطلبی درباره شبانه بسیج راسخ نوشته است که او دفاع از حق آموزش دختران افغانستان را جدی دنبال میکند و آموزش را ابزاری برای رهایی میداند. بر اساس این مطلب، پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، راسخ برای حفاظت از دانشآموزان مکتب SOLA اقدام به حذف سوابق دانشآموزان کرد و دانشآموزانی را که در آن زمان ثبتنام بودند، به رواندا منتقل کرد. تایم نوشته است که SOLA که پیش از بازگشت طالبان به قدرت بهعنوان یک مکتب شبانهروزی دخترانه در کابل فعالیت میکرد، اکنون بهعنوان یک مکتب شبانهروزی دخترانه در تبعید فعالیت میکند. در پیام شبانه بسیج راسخ به مجله تایم آمده است: زنان و دختران افغانستان هرگز تسلیم نخواهند شد. از آنها روی برنگردانید. راسخ پس از انتشار این فهرست، در شبکه اجتماعی ایکس این انتخاب را به زنان و دختران افغانستان تقدیم کرد. او پیش از این نیز جوایزی از جمله عنوان کاوشگر سال انجمن نشنال جیوگرافیک و جایزه الویت را دریافت کرده است. رقم بیش از ۴۳ هزار دانشآموز در متن اولیه شما آمده بود، اما برای جلوگیری از درج آمار احتمالی نادرست، آن را در نسخه بازنویسیشده نیاوردم.
جنبشهای اعتراضی زنان افغانستان از سکوت سعیده میرضیایف درباره وضعیت زنان انتقاد کردند
فرخنده: شماری از جنبشهای اعتراضی زنان و فعالان مدنی افغانستان در واکنش به سخنرانی اخیر سعیده میرضیایف، دختر رییسجمهور ازبکستان، در مجمع عمومی سازمان ملل، از تاشکند خواستهاند تعاملات سیاسی و اقتصادی خود با طالبان را با تعهدات بینالمللی و اصول حقوق بشری پیوند دهد. این فعالان ضمن استقبال از پیشرفتهای اوزبیکستان در زمینه مشارکت سیاسی زنان و حضور آنان در پارلمان، از اینکه میرضیایف در سخنرانی خود به وضعیت زنان و دختران افغانستان اشاره نکرده است، ابراز تأسف کردهاند. در بیانیه این جنبشها آمده است که زنان افغانستان بیش از پنج سال است از دسترسی به آموزش، کار و بخش مهمی از آزادیهای اساسی خود محروم شدهاند. آنان گفتهاند حمایت از مشارکت و حقوق زنان در ازبکستان، در کنار سکوت درباره محدودیتهای زنان در افغانستان، پرسشهایی را درباره رویکرد کشورهای منطقه نسبت به بحران حقوق زنان ایجاد میکند. فعالان مدنی همچنین از رویکردی که به گفته آنان، تحولات افغانستان را عمدتاً از زاویه اقتصادی و امنیتی بررسی میکند، انتقاد کردهاند. آنان تأکید کردهاند که بررسی آینده افغانستان بدون توجه به وضعیت حقوق بشر و محدودیتهای اعمالشده علیه زنان، تصویری کامل از شرایط این کشور ارائه نمیکند. در این بیانیه آمده است که پروژههای تجاری و انرژی، بهتنهایی نمیتوانند زمینه ثبات پایدار را فراهم کنند و حقوق زنان باید در تعاملات منطقهای درباره افغانستان مورد توجه قرار گیرد. آنان همچنین خواستار موضعگیری آشکار کشورهای منطقه در برابر محدودیتهای آموزشی و کاری زنان از سوی طالبان شدهاند. جنبشهای اعتراضی زنان از ازبکستان و دیگر کشورهای منطقه خواستهاند تعاملات سیاسی و اقتصادی با طالبان را در چارچوب تعهدات حقوق بشری بینالمللی دنبال کنند و بازگشت حقوق اساسی زنان را در این تعاملات مورد توجه قرار دهند. این فعالان همچنین خواستار حمایت کشورهای منطقه از تلاشها برای بهرسمیتشناختن اصطلاح آپارتاید جنسیتی بهعنوان یک جنایت بینالمللی، افزایش فرصتهای آموزشی برای دختران افغانستان و تضمین حضور معنادار زنان در نشستهای مربوط به آینده افغانستان شدهاند. آنان هشدار دادهاند که از نگاه این جنبشها، محدودیتهای نظاممند علیه زنان تنها یک مسئله داخلی افغانستان نیست و میتواند پیامدهایی برای ثبات منطقهای داشته باشد. سعیده میرضیایف، رییس دفتر و دختر رییسجمهور ازبکستان، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفته بود که نگاه صرفاً امنیتی به افغانستان تحت کنترول طالبان و تلقی این کشور بهعنوان یک منبع تهدید، راهحل مشکلات افغانستان نیست. او تأکید کرده بود که تنها گذاشتن مردم افغانستان میتواند مشکلات این کشور را تشدید کند.
نشست جهانی هزارهها؛ درخواست برای بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها و مستندسازی جنایات
فرخنده: شماری از فعالان حقوق بشر، مهاجران اهل افغانستان و هزارههای حوزه نیوانگلند امریکا در نشستی آنلاین به مناسبت سالروز نسلکشی هزارهها در دوره عبدالرحمان خان، خواستار بهرسمیتشناسی رسمی این نسلکشی از سوی سازمان ملل و جامعه جهانی شدند. این نشست روز یکشنبه ۵ میزان با حضور فعالان حقوق بشر، استادان دانشگاه، فرهنگیان و مهاجران اهل افغانستان برگزار شد. سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، در این نشست گفت که دادخواهی هزارهها باید بر حقیقت، مستندسازی دقیق، شناسایی عاملان و تعیین مسوولیت فردی و زنجیره فرماندهی استوار باشد و نباید مسوولیت جنایات به یک قوم تعمیم داده شود. او تأکید کرد که در کنار بررسی نسلکشی، جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی نیز باید بهصورت جدی مستند و برای پیگیری حقوقی در اختیار نهادهای بینالمللی قرار گیرد. سمر افزود که دادخواهی هزارهها نباید به یک مناسبت سالانه محدود شود، بلکه باید به روندی مستمر و درازمدت برای حقیقتیابی و عدالت تبدیل شود. محمدامین احمدی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، گفت که بر اساس اسناد تاریخی، در دوره عبدالرحمان خان برنامههایی برای سرکوب، کشتار و نابودی بخشهایی از جامعه هزاره اجرا شد که با کوچ اجباری و غصب زمینهای هزارهها نیز همراه بود. او گفت که مردم افغانستان برای رسیدن به عدالت نیازمند شناخت حقیقت تاریخی هستند و تأکید کرد: شناخت حقیقت رابطه تنگاتنگ با عدالت دارد. تا ما حقیقت را نشناسیم، به عدالت نمیرسیم. احمدی همچنین خواستار مستندسازی دقیق مواردی مانند سلب مالکیت، محرومیت از منابع اقتصادی، بازداشتهای خودسرانه و سایر فشارهای سیستماتیک شد و گفت این موارد میتوانند در چارچوب آزار و اذیت جمعی و سیستماتیک بر مبنای قومیت، مذهب و جنسیت بررسی شوند. عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی افغانستان، نیز گفت که شواهدی درباره کشتار گسترده، تصرف زمینها و وجود قصد برای نابودی هزارهها در دوره عبدالرحمان خان وجود دارد. به گفته او، صدور فتوای تکفیر و بسیج نیروها علیه هزارهها نیز از جمله شواهد مهم تاریخی این دوره است. او با اشاره به حملات هدفمند علیه هزارهها در مکانهای غیرنظامی، از جمله مکاتب، مساجد، ورزشگاهها و دیگر اماکن عمومی، گفت این موارد در ارزیابی خطر نسلکشی در شرایط کنونی نیز قابل توجهاند. مستوره شفایی، فعال حقوق بشر، گفت سالروز نسلکشی هزارهها تنها فرصتی برای یادآوری قربانیان و سوگواری نیست، بلکه باید به فرصتی برای آگاهی، مستندسازی، مسوولیتپذیری و دادخواهی برای عدالت تبدیل شود. به گفته شفایی، هزارهها طی بیش از یک قرن با کشتار، تبعیض، آوارگی، کوچ اجباری، حملات هدفمند و از دست دادن خانه و زمین مواجه بودهاند و پیامدهای این خشونتها همچنان در وضعیت کنونی آنان دیده میشود. محمدهادی احمدی، استاد دانشگاه، نیز گفت جنایات علیه هزارهها در بیش از یک قرن گذشته تنها در چارچوب کشتار و قتلعام قابل بررسی نیست، بلکه ابعاد جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی نیز داشته است. او با اشاره به ناامنی، قتلهای هدفمند، کوچ اجباری، محرومیت آموزشی، محدودیتهای اقتصادی، حذف از روندهای تصمیمگیری و فشار بر زنان و دختران در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، خواستار مستندسازی این موارد شد. شرکتکنندگان نشست از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و دولتهای مختلف خواستار بهرسمیتشناسی رسمی نسلکشی هزارهها در افغانستان شدند. آنان همچنین بر ایجاد یک کمیسیون تحقیقاتی برای مستندسازی جنایات و ارائه شواهد به دادگاه کیفری بینالمللی تأکید کردند. ایجاد تدابیر حفاظتی، ارائه کمکهای بشردوستانه، فراهمکردن مسیرهای امن پناهندگی، اعزام ناظران بینالمللی و تضمین توزیع عادلانه کمکها میان جوامع هزاره از دیگر خواستههای شرکتکنندگان بود. آنان همچنین خواستار پاسخگویی طالبان، داعش و دیگر گروههای مسلح در قبال جنایات ارتکابی شدند و بر حمایت از قربانیان، بهویژه زنان و دختران، تأکید کردند. شرکتکنندگان گفتند زنان و دختران هزاره در افغانستان تحت حاکمیت طالبان به دلیل همزمانی تبعیضهای قومی و مذهبی با محدودیتها و سرکوب جنسیتی مواجهاند.