آپارتاید جنسیتی طالبان: کابوس زنان افغانستان در سایه خاموشی جهانی
فرخنده: در سایه حاکمیت طالبان، افغانستان به سرعت به یکی از تاریکترین دورانهای خود برای زنان و دختران تبدیل شده است. نهاد «دیدبان نسلکشی» در گزارشی نگرانکننده هشدار داده که پس از بازگشت طالبان به قدرت، زنان افغانستان با نوعی «آپارتاید جنسیتی» مواجه شدهاند که به شکل سیستماتیک حقوق و آزادیهای آنها را نادیده میگیرد. این گزارش پرده از نقض گسترده و فاحش حقوق بشر در کشور برمیدارد، جایی که زنان عملاً به «شهروندان درجه دوم» تبدیل شدهاند. طالبان با وضع قوانینی که فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی زنان را به شدت محدود کرده، جامعهای را ایجاد کردهاند که زنان در آن از تمامی فرصتهای پیشرفت و مشارکت محروم شدهاند. دیدبان نسلکشی در این گزارش تأکید میکند: «طالبان جامعهای را پایهریزی کردهاند که در آن زنان و دختران نهتنها از حقوق خود محروم شدهاند، بلکه در یک سیستم سرکوب و تبعیض شدید قرار دارند.» بر اساس گزارشهای این نهاد، دختران بالای یازده سال از حق تحصیل محروم شدهاند، و میلیونها زن دیگر از فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی رانده شدهاند. این وضعیت به معنای «محو شدن زنان از فضای عمومی» است؛ گویی که تواناییها و پتانسیل آنان برای همیشه نادیده گرفته شده است. در همین حال، طالبان تلاش میکنند با توسل به ارزشهای سنتی و فرهنگی، این محدودیتها را توجیه کرده و حقیقت را پنهان کنند. دیدبان نسلکشی همچنین اشاره میکند که این محدودیتهای شدید نه تنها بر زندگی زنان تاثیر گذاشته، بلکه پیشرفت کلی افغانستان به عنوان یک کشور را نیز به شدت مختل کرده است. زنان برای توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور ضروری هستند، اما در جامعه کنونی طالبان، نقش و سهم آنان به حداقل رسیده است. در حالی که جامعه بینالمللی نظارهگر است، زنان افغانستان در برابر این وضعیت دهشتناک ایستادگی میکنند. گزارش دیدبان نسلکشی به مقاومتهای شکلگرفته توسط زنان افغانستان اشاره دارد که در میان تمامی این سرکوبها، در تلاش برای دفاع از حقوق خود هستند. این نهاد تأکید میکند که جامعه جهانی باید در حمایت از این زنان و تقویت صدای آنان نقش فعالتری ایفا کند. این گزارش طالبان را متهم به اجرای نوعی «نسلکشی خاموش» میکند و میگوید که سیاستهای آنها برای سرکوب زنان به وضوح نشاندهنده یک تلاش سازمانیافته برای حذف نیمی از جامعه است. دیدبان نسلکشی از جامعه جهانی میخواهد تا با ادامه محکوم کردن این سیاستها و اقدامات، طالبان را به خاطر اعمالشان پاسخگو نگه دارد و از حقوق زنان افغانستان دفاع کند. افغانستان در حال حاضر در یکی از حساسترین دورههای تاریخی خود برای حقوق زنان قرار دارد. دیدبان نسلکشی تأکید میکند که همبستگی بینالمللی برای مقابله با این «سرکوب اقتدارگرایانه» یک نیاز فوری است. جهان باید در کنار زنان افغانستان بایستد و به مبارزه آنها علیه آپارتاید جنسیتی طالبان قدرت ببخشد.
طالبان در هرات: از اختلاط زنان و مردان جلوگیری گردد
فرخنده: در هرات، عزیزالرحمان المهاجر، رییس اداره امر بالمعروف و نهی از منکر طالبان، به مالکان هوتلها و رستورانها هشدار داده است که از اختلاط زن و مرد جلوگیری کنند. به گزارش منابع محلی، این اظهارات روز سهشنبه، ۲۴ میزان، در دیداری با مالکان تالارها، هوتلها، رستورانها و آبمیوهفروشیها مطرح شده است. المهاجر همچنین به کسبهکاران دستور داده است که از ورود زنان “بد حجاب” و پخش موسیقی در محیطهای کاری خودداری کنند. وی از شهروندان هرات خواسته است که به قوانین جدید این گروه در زمینه امر به معروف و نهی از منکر بهطور جدی عمل کنند. این اقدام در ادامهی سیاستهای محدودکننده طالبان است که در سه سال گذشته علیه شهروندان، بهویژه زنان و دختران، وضع شده است. چند روز پیش، دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان نیز اشاره کرده بود که با بدتر شدن وضعیت اقتصادی و تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر، فشارهای روحی بر زنان افزایش یافته است. این تحولات در هرات بهعنوان بخشی از سیاستهای گستردهتر طالبان در راستای محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی برای زنان در افغانستان به شمار میرود، که نگرانیهای جدی در مورد حقوق بشر و آزادیهای فردی را در سطح بینالمللی به همراه داشته است.
محدودیتهای اقتصادی زنان افغانستان زیر سلطه طالبان
فرخنده: برنامه جهانی غذا (دبیلوافپی) در تازهترین بیانیهی خود اعلام کرده است که زنان در افغانستان تحت سلطه طالبان فرصتهای محدودی برای کسب درآمد دارند. این نهاد در گزارشی که روز چهارشنبه، ۱۱ میزان، در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، به چالشهای اقتصادی و اجتماعی که زنان افغان با آن مواجه هستند، پرداخته است. بر اساس این بیانیه، برنامه جهانی غذا در حال کمک به هزاران زن افغان است که عمدتاً تنها نانآور خانوادههای خود هستند. این نهاد تصریح کرده است: «برنامه جهانی غذا به زنان در سراسر کشور کمک میکند تا مهارتهای جدید بیاموزند و روی پای خود بایستند.» پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، این گروه نه تنها به اعمال محدودیتهای مختلف علیه زنان پرداخته، بلکه آنان را از حق کار نیز محروم کرده است. این شرایط موجب شده تا بسیاری از خانوادهها، بهویژه آنهایی که زنان نانآور اصلیشان هستند، با چالشهای جدی اقتصادی مواجه شوند. طی سه سال گذشته، اقتصاد افغانستان به شدت تحت تأثیر این محدودیتها قرار گرفته و زنان از فرصتهای شغلی و درآمدزایی محروم شدهاند. برنامه جهانی غذا با تمرکز بر توانمندسازی زنان، به دنبال کمک به بهبود وضعیت اقتصادی این قشر vulnerable است، اما چالشهای پیش رو همچنان بزرگ و پیچیده به نظر میرسد. تحولات اخیر در افغانستان و تأثیر آن بر زندگی زنان این کشور، نگرانیهای بینالمللی را به همراه داشته و نیاز به اقدامات فوری برای حمایت از حقوق و معیشت آنان را بهویژه در شرایط کنونی برجسته میکند.
ملاله یوسفزی با نخستوزیر کانادا درباره حمایت از دختران افغانستان گفتوگو کرد
فرخنده: ملاله یوسفزی، فعال حقوق آموزش و برنده جایزه صلح نوبل، در دیدار اخیر خود با جاستین ترودو، نخستوزیر کانادا، بر نیاز فوری جامعه جهانی برای حمایت از دختران افغانستان و پاسخگو کردن طالبان تأکید کرد. یوسفزی در پست خود در ایکس (توئیتر) اعلام کرد که سیستم ظالمانه آپارتاید جنسیتی طالبان باید بهعنوان جنایت علیه بشریت شناخته شود. پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، محدودیتهای شدید بر زنان و دختران وضع شده است و آنها از حق کار، آموزش و گشتوگذار آزاد محروم هستند. فعالان زن این سیاستها را نمونهای از آپارتاید جنسیتی میدانند. در همین راستا، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در نشست جانبی این سازمان به وضعیت زنان افغانستان اشاره کرده و از طالبان خواسته است تا محدودیتهای تبعیضآمیز را فوراً بردارند و مکاتب و دانشگاهها را برای دختران بالاتر از صنف ششم باز کنند. گفتوگوهای یوسفزی با نخستوزیر کانادا نشاندهندهی نگرانیهای فزاینده در مورد حقوق بشر در افغانستان و لزوم اقدام فوری از سوی جامعه جهانی برای حمایت از دختران این کشور است.
طالبان در خطبههای جمعه کابل: زنان باید به خواستهای مردان تسلیم شوند
فرخنده: در بررسیهای جدید انجام شده، نشانههای واضحی از افزایش تبلیغات ضد حقوق زنان از منبرهای مساجد تحت کنترل طالبان در کابل مشاهده شده است. گزارشها حاکی از آن است که امامان مساجد با استفاده از خطبههای نماز جمعه، به شدت علیه حقوق زنان صحبت کرده و آنها را به تمکین بیقید و شرط به خواستهای مردان تشویق میکنند. بر اساس بررسیها تلویزیون آمو، شماری از امامان مساجد در کابل، در خطبههای نماز جمعه، زنان را به اطاعت کامل از مردان تشویق کرده و این موضوع را به عنوان یک الزام شرعی مطرح میکنند. میرویس، امام مسجد خالد بن ولید در خیرخانه کابل، در خطبه هفته گذشته خود اظهار داشت: «زنان چهارده مسئولیت در برابر مردان دارند و مکلف هستند که بدون قید و شرط به تمامی خواستهای مردان تمکین کنند.» این سخنان به وضوح نشان میدهد که خطبههای مساجد به ابزار تبلیغاتی برای محدود کردن حقوق زنان تبدیل شده است. این نگرشها و تبلیغات ضد زن، در حالی بیان میشود که طالبان به تازگی محدودیتهای شدیدی بر حقوق زنان اعمال کردهاند. امامان مساجد حتی بر خلاف قوانین موجود، به طور ضمنی اشاره کردهاند که زنان تحت سلطه طالبان به «سیاحت» میروند، که به نوعی انتقاد به سیاستهای طالبان به شمار میآید. در همین حال، امام مسجد کویتیها در کابل، که آموزشهای دینی خود را در مدارس دینی پاکستان گذرانده است، میگوید: «موضوع امروز در مورد اولیای خداست؛ موضوعی که وزارت حج و اوقاف برای تمام مسجدهای کشور تعیین کرده است.» این اظهارات نشان میدهد که محتوای خطبههای نماز جمعه تحت نظارت مستقیم وزارت حج و اوقاف طالبان قرار دارد و به نوعی بر تطابق خطبهها با سیاستهای دولت نظارت میشود. او افزود: «من در مدرسه پاکستان درس خواندهام. در پاکستان تمام مردم قرآن میخوانند؛ اما در افغانستان چنین نیست.» این گفتهها نشاندهنده تفاوتهای فرهنگی و آموزشی بین پاکستان و افغانستان است و انتقادی به وضعیت آموزشی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس نظرات برخی از شهروندان کابل، مساجد تحت کنترل طالبان به ابزاری برای سازماندهی افکار عمومی و تبلیغ ایدئولوژیهای ضد زن تبدیل شدهاند. یکی از باشندگان کابل اظهار میکند: «ملاهایی که در پاکستان درس خواندهاند، اکنون در مسجدها به جای تأکید بر تحصیل و آموزش، بر ضد حقوق زنان تبلیغ میکنند. واقعاً مسجدها به جایی برای تبلیغ ضد حقوق زنان تبدیل شده است.» یک باشنده دیگر کابل نیز افزود: «ملاها همیشه بر ضد زنان در مسجدها تبلیغ میکنند. این ملاها زنان را به بردگی مردان میخوانند.» این اظهارات نشاندهنده نگرانی عمیق مردم از تأثیرات منفی تبلیغات مذهبی بر وضعیت زنان است. این وضعیت در حالی است که طالبان در سه سال گذشته سختترین محدودیتها و ممنوعیتها را علیه حقوق زنان وضع کردهاند. از ممنوعیت تحصیل در مدارس و دانشگاهها گرفته تا محدودیتهای شدید در زمینه پوشش، ورزش و تفریحات، طالبان به طور سیستماتیک حقوق زنان را محدود کردهاند. شهروندان افغانستان بر این باورند که طالبان به دنبال تغییر نگرش مردان خانوادهها نسبت به زنان از طریق این نوع تبلیغات هستند. آنها معتقدند که این تلاشها، به ویژه در شرایط کنونی که حقوق زنان به شدت محدود شده، ویرانگر و جبرانناپذیر است. در مجموع، بررسیهای آمو نشان میدهد که مساجد تحت کنترل طالبان به ابزاری قدرتمند برای ترویج ایدئولوژیهای ضد زن تبدیل شدهاند. این تبلیغات، به ویژه در زمینه حقوق زنان، به عنوان بخشی از استراتژی طالبان برای تقویت کنترل اجتماعی و سیاسی خود در افغانستان به کار میرود. در این شرایط، نظارت و کنترل بیشتر بر محتوای خطبههای مساجد و تشدید محدودیتهای اجتماعی، به بحران حقوق زنان در افغانستان دامن میزند و نیاز به توجه و اقدام بینالمللی فوری را بیشتر از پیش احساس میشود.
زنان معترض: سالروز حکومت طالبان بر افغانستان آغاز فصل جدیدی از رنجها و فلاکتهاست
فرخنده: جنبش شنبههای ارغوانی به مناسبت سومین سالگرد حاکمیت دوباره طالبان بر افغانستان، در گردهماییهای اعتراضی در ولایتهای تخار، بلخ، پنجشیر و کابل، قطعنامهای صادر کرد که در آن به انتقاد شدید از عملکرد طالبان پرداخت. این جنبش اعلام کرد که تسلط طالبان بر کشور، به معنای آغاز فصل جدیدی از رنجها و فلاکتها برای مردم افغانستان است. در این قطعنامه آمده است که طالبان با ارتکاب جنایات علیه بشریت، نقض حقوق زنان، ارتکاب جنایات جنگی و کشتار افراد بیگناه، کشور را به بحران عمیقتری کشاندهاند. جنبش شنبههای ارغوانی بهویژه به آپارتاید جنسیتی، نقض حقوق اساسی، کوچ اجباری بومیان، و اعمال مجازاتهای غیرانسانی اشاره کرده و تاکید کرده است که این وضعیت نیازمند سالها تلاش برای جبران است. این جنبش همچنین بهصراحت اعلام کرد که افغانستان بهطور «ننگین» به طالبان سپرده شده و سلطه طالبان بر کشور، به معنای تقویت خشونت و سرکوب زنان و دختران زیر عنوان «فرهنگ افغانیت و اسلامیت» است. بهویژه، اختطاف و تعرض به زنان معترض و زندانیان این گروه، بهعنوان یکی از چهرههای تلخ و شرمآور حاکمیت طالبان در سه سال گذشته معرفی شده است. در قطعنامه آمده است که طالبان بهطور عمدی به انزوای بینالمللی افغانستان دامن زده و از این طریق فقر، بیکاری و مهاجرت میلیونها نفر از شهروندان بهویژه جوانان را تشدید کردهاند. همچنین، آنان به دزدی کمکهای بینالمللی، تاراج معادن و نادیده گرفتن نیازمندان بهویژه زنان و کودکان، متهم شدهاند. جنبش شنبههای ارغوانی مدعی است که طالبان با تاکید بر تامین امنیت سرتاسری و شکست داعش، بهویژه از طریق ادامه کشتار هدفمند شیعیان و هزارهها، باور به وجود طرحهای هدفمند برای این اقلیت مذهبی توسط خود طالبان را تقویت کردهاند. این جنبش همچنین به عدم مشارکت واقعی سایر اقوام و زنان در قدرت و رهبری سیاسی زیر حاکمیت طالبان اشاره کرده و آن را نمایانگر عدم اعتقاد طالبان به مشروعیت از مردم افغانستان دانسته است. در حالی که طالبان ۱۵ اوت را بهعنوان «روز فتح» و سالگرد سقوط نظام جمهوریت جشن گرفتهاند، بسیاری از شهروندان و فعالان حقوق بشر این روز را «روز سیاه در تاریخ افغانستان» نامیده و آن را بهعنوان سرآغاز حذف مردم، بهویژه زنان از صحنه سیاست و جامعه، توصیف کردهاند.
محروم شدن ۶۰۰ هزار زن باردار و شیرده در افغانستان از کمکهای برنامه جهانی غذا
فرخنده: برنامه جهانی غذا اعلام کرده است که تابستان امسال به دلیل کمبود بودجه، ۶۰۰ هزار زن باردار و شیرده در افغانستان از دریافت کمکهای این سازمان محروم خواهند ماند. این در حالی است که در سال گذشته میلادی، این سازمان به ۱.۶ میلیون زن باردار و شیرده مواد غذایی مغذی توزیع کرده بود. برنامه جهانی غذا هدف از این کمکها را پیشگیری و درمان سوءتغذیه در افغانستان عنوان کرده است. با این حال، کاهش کمکها و منابع مالی، تأثیرات منفی زیادی بر وضعیت تغذیه زنان و کودکان در کشور گذاشته است. در گزارش قبلی این سازمان به مناسبت «روز جهانی تغذیه»، ذکر شده بود که حدود ۳ میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند. همچنین، با کاهش کمکها در سال گذشته، آمار کودکان دچار سوءتغذیه در کشور به طور چشمگیری افزایش یافته است. برنامه جهانی غذا هشدار داده است که این کمبود منابع مالی میتواند به بحران انسانی در افغانستان دامن بزند و وضعیت تغذیه و سلامت خانوادهها به ویژه زنان و کودکان را به خطر بیندازد. به همین دلیل، نیاز فوری به حمایتهای بینالمللی برای جلوگیری از وقوع یک بحران گستردهتر وجود دارد.
زنان نظامی افغانستان: از نماد امید به ناامیدی در سایه تسلط دوباره طالبان
فرخنده: زنان نظامی افغانستان روزگاری به عنوان نماد امید و تغییر تابوهای اجتماعی شناخته میشدند، اما با تسلط دوباره طالبان بر این کشور، آن امیدها به ناامیدی و فقر تبدیل شده است. زنان در ارتش ملی، که سالها به عنوان یک نهاد مردانه شناخته میشد، به دنبال آزادی و برابری جنسیتی و یک جامعه دموکراتیک بودند، جایی که مردان و زنان دوشادوش هم برای دفاع از کشورشان فعالیت میکردند. ناهید، زن ۲۸ ساله و مادر سه فرزند، یکی از این زنان قهرمان است که داستان زندگیاش گواهی بر شجاعت و اراده زنان افغان است. او پس از فارغالتحصیلی از مکتب نظامی ملالی، به عنوان افسر پلیس در قومندانی امنیه ولایت غزنی فعالیت کرد و مسئولیت آموزش گروهی از زنان پولیس را بر عهده داشت. ناهید با بیان اینکه «حضور ما در نظام امیدی بود برای تغییر تابوهای اجتماعی در افغانستان»، تأکید میکند که با آمدن طالبان، همه چیز به خاموشی و فقر فرو رفته است. شوهرش در یک حادثه دلخراش در ایران جان باخته و او حالا با سه فرزندش در شرایط سختی زندگی میکند. «پس از فوت شوهرم، با دنیایی از تنهایی و مشکلات مالی روبرو شدم، زیرا پدر و مادر من نیز سالها پیش فوت کرده بودند.» دوران کودکی ناهید بسیار سخت بود، اما او با تحصیل در دورترین مناطق ولسوالی مالستان موفق به کسب دیپلم شد. «در مکتب نظامی شامل شدم و با تلاش خودم میتوانستم وعدههای غذایی فرزندانم را تأمین کنم. این احساس زنده بودن و قدرت میداد.» اما پس از تسلط طالبان، شرایط به شدت تغییر کرد. ناهید و همکارانش به خاطر جنسیت و شغل نظامی خود تحت فشار قرار گرفتند و حقوقشان سلب شد. «ما به عنوان زن و نظامی مجرم شناخته میشدیم و حتی حق دادخواهی نداشتیم. با آمدن طالبان، همکارانم به جرم دریافت مهمات دولتی بازداشت و شکنجه شدند. جان ما در خطر بود و این شرایط من را وادار به مهاجرت کرد.» در سال ۲۰۲۲، ناهید به همراه سه فرزندش افغانستان را ترک کرد و با فروش لوازم منزل و زیورآلاتش، پول قاچاق را فراهم کرد. آنها به سختی و به طور غیرقانونی به پاکستان رفتند. «طالبان در جستجوی ما بودند و از همسایگانم بازجویی میکردند. بسیاری از همکارانم در افغانستان در شرایط بد اقتصادی و امنیتی به سر میبرند.» زندگی در پاکستان به مراتب بهتر از دوران تسلط طالبان بود، اما ناهید با چالشهای جدیدی روبرو شد. «اکنون خودم کار میکنم و فرزندانم به مکتب میروند، اما نمیتوانیم نیازهای اساسیشان را تأمین کنیم.» او با اشاره به وضعیت زنان در افغانستان میگوید: «با آمدن طالبان، همه ما به خاموشی و فقر روبرو شدیم و از زندگی ناامید شدیم. زنان و مردم افغانستان همیشه امیدوار به زندگی بهتر بودند، اما حالا این امیدها از بین رفته است.» ناهید به تبعیضهای جنسی که با آمدن طالبان شدت یافته اشاره میکند و میگوید: «من برای اولین بار با واژه «آپارتاید جنسیتی» آشنا شدم. این واژه به معنای جدا کردن و محروم کردن انسانها به خاطر جنسیتشان است.» آخرین سؤال از ناهید این است که از چه چیزی در افغانستان میترسد. او با نگرانی میگوید: «از حکومت طالبان، پامال شدن حقوق زنان و ظلم و ستم مردان بر زنان میترسم. فقر و بیکاری مردم را به سمت دزدی و قتل سوق میدهد.» وضعیت افغانستان پس از تسلط طالبان، در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دچار تحولات عمیق شده است. نیروهای امنیتی پیشین یکی از گروههایی هستند که بیش از همه آسیب دیدهاند و بسیاری از آنها به کشورهای همسایه پناه بردهاند، جایی که بدون هیچ حمایتی از سوی نهادهای حقوق بشری، به شدت در شرایط دشواری زندگی میکنند. با داستان ناهید و همکارانش، نشان میدهیم که هرچند طالبان بر افغانستان تسلط یافته، اما اراده و شجاعت زنان هرگز خاموش نخواهد شد. این زنان همچنان به مبارزه برای حقوق خود و آیندهای بهتر ادامه خواهند داد. گزارش: شماییل توانا ناصری
کاهش معاش زنان شاغل به پنج هزار افغانی: چالشهای جدید بر سر راه زندگی و خانوادهها”
فرخنده: در دل غرب کابل، جایی که خیابانها پر از گرد و غبار و صداهای زندگی است، رحیمه، زن شجاع و مقاوم، به عنوان نمادی از امید و مبارزه در برابر چالشهای زندگی خود، در گوشهای از حویلی کوچک خود نشسته است. او مادر سه فرزند است و با چشمان خستهاش به بازی آنها نگاه میکند. روزها برای او دیگر شبیه روزهای گذشته نیست؛ روزهایی که با افتخار به عنوان یک کارمند در شرکت برشنا فعالیت میکرد. سه سال پیش، زندگی رحیمه به طرز غیرقابل تصوری تغییر کرد. او کارمند دولت بود و با سختی و تلاش به تحصیلات خود ادامه داد و به عنوان مهندس وارد بازار کار شد. اما با آمدن طالبان، همهچیز به یکباره فرو ریخت. “روز اولی که طالبان آمدند، مانند این بود که زندگیام به سیاهی رفته است. در عرض دو روز به من گفتند که دیگر حق کار ندارید، باید به خانه بنشینید.” رحیمه این را با صدایی لرزان میگوید. از آن زمان، حقوق او به پنجهزار افغانی کاهش یافت، مبلغی که فقط کافی است تا کرایه خانهاش را پرداخت کند. “چطور میتوانم از این مبلغ، مخارج زندگی و تحصیل فرزندانم را تأمین کنم؟” او در حالیکه با چشمان اشکآلود به زمین خیره شده، ادامه میدهد: “کرایه آب و برق و هزینههای زندگی همه بر دوش من است.” رحیمه با عشق و فداکاری به فرزندانش نگاه میکند. او میداند که باید برای آنها مثالی از قوی بودن باشد. هر روز صبح زود بیدار میشود و با دل پر از نگرانی، فرزندانش را برای مدرسه آماده میکند. “دخترم آرزو دارد پزشک شود و پسرم میخواهد مهندس شود. من باید برای آنها انگیزه باشم.” او به یاد میآورد که روزهای جوانیاش را چگونه با شوق و امید برای تحصیل و پیشرفت گذرانده است. “من از هیچ چیز نترسیدم، حتی وقتی در قریهام به خاطر تحصیل تحقیر میشدم. من خودم را قوی میدیدم و با تلاش، موفق شدم به دانشگاه بروم.” اما حالا، او میداند که دیگر هیچیک از آن امیدها و آرزوها به حقیقت نمیپیوندد. رحیمه از ترس و اضطراب روزهای سختی که پشت سر گذاشته، میگوید: “هر روز به این فکر میکنم که آیا میتوانم هزینههای مکتب فرزندانم را تأمین کنم؟ آیا میتوانم آنها را از گرسنگی نجات دهم؟” او هر روز برای پیدا کردن شغلی جدید تلاش میکند، اما به دلیل بیکاری گسترده در کشور، شانس او بسیار کم است. با این حال، رحیمه هیچگاه تسلیم نمیشود. او به زنانی که مانند او در تلاشاند، پیامی دارد: “ما باید متحد باشیم و به هم کمک کنیم. هیچکس نمیتواند ما را از آرزوهایمان دور کند. باید قوی باشیم و برای آیندهمان بجنگیم.” در دل غرب کابل، در کنار تمامی مشکلات و چالشها، رحیمه و همنواهایش نشاندهندهی امید و عزم راسخی هستند که میتواند نور را در تاریکیها به ارمغان بیاورد. او به ما یادآوری میکند که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان با اراده و تلاش به زندگی ادامه داد و برای بهتر شدن آینده جنگید. گزارش: کبرا علیزاده
زنان پشمریس: نماد از زحمت و استقامت در قلب کابل
فرخنده: در دل تاریخ افغانستان، داستانهایی از زنانی وجود دارد که در شرایط دشوار، با کار و زحمت خویش، سرنوشت خویش و خانوادههایشان را تغییر دادهاند. یکی از این داستانها مربوط به زنان پشمریس است که در گوشهای از غرب کابل، در حویلیهای گلی و خاکی، با دستان هنرمند و دلهای پر از امید، به ریسیدن پشم مشغولند. این زنان با شرایط سخت و چالشهای روزمره دست و پنجه نرم میکنند، اما همچنان در تلاشاند تا نان سفره خانوادههایشان را تأمین کنند. داستان این زنان به دوران جنگ و بحرانهای سیاسی افغانستان بازمیگردد. در این سالها، مردان بسیاری به میدانهای جنگ رفته و بسیاری از آنها جان خود را از دست دادهاند. این شرایط، زنان را واداشت تا بهعنوان نانآوران خانواده، به کار و تلاش بپردازند. آنها از هنر پشمریسی، که نسلبهنسل به آنها منتقل شده بود، بهره بردند تا روزگار سخت را سپری کنند. زهرا، زنی ۳۵ ساله از ولایت بامیان، نمونهای از این زنان است. او دوازده سال پیش به کابل آمد و در پی بحرانهای اقتصادی و بیکاری، به پشمریسی روی آورد. زهرا از مادری آموخته بود که چگونه پشم را به نخ تبدیل کند. او هر روز صبح، در ساعت پنج، به کارخانه میرسید و تا شش بعد از ظهر کار میکرد. او در یک روز معمولی، تنها میتوانست نیمکیلو پشم بریسد و برای این کار، تنها ۱۰۰ افغانی مزد میگرفت. با این حال، زهرا میگفت که کار او نه تنها تأمینکننده نیازهای مالی خانوادهاش است، بلکه به او احساس زنده بودن و استقلال میدهد. در کنار زهرا، زنان دیگری نیز بودند که داستانهای مشابهی داشتند. زیبا، زنی دیگر از بامیان، در خانوادهای نهنفری زندگی میکرد و نانآور آن خانواده بود. او در یک ماه گذشته به کارخانه پیوسته بود و هر روز تلاش میکرد تا از پشم، گلیم و قالین ببافد. با این حال، او به این موضوع اشاره میکرد که گاهی اوقات حتی نصف پشم مورد نیاز را نیز نمیتوانست بریسد. شوهرش بیکار بود و او تنها منبع درآمد خانواده به حساب میآمد. عاقله، زنی دیگر که به تازگی به این جمع پیوسته بود، با چهرهای خسته و دستانی زخمی از کار پشمریسی، داستانهای دردناک زندگی خود را روایت میکرد. او با پنج دخترش در یک خانه کوچک زندگی میکرد و بر دوش او بود که هزینههای روزمره خانوادهاش سنگینی میکرد. با وجود مشکلات جسمی ناشی از کار در گرد و خاک پشم، او به سختی ادامه میداد و از روی ناچاری در این کارخانه کار میکرد. در این میان، صادق نظری، مسئول کارخانه، با دلمشغولی به وضعیت کارگران، در تلاش بود تا شرایط بهتری برای آنان فراهم کند. او از حکومت خواست که تسهیلاتی برای تجارت قالین فراهم کند تا این زنان بتوانند با مزد بیشتری کار کنند و زندگی بهتری داشته باشند. او که خود نیز نانآور خانوادهای نهنفری بود، آرزوی تغییر وضعیت معیشتی را در دل داشت. این زنان پشمریس نه تنها با کار و زحمت خود به تأمین نیازهای خانوادههایشان کمک میکنند، بلکه با اراده و استقامتشان، داستانی از قدرت و امید را در دل تاریخ افغانستان به ثبت میرسانند. آنها در دل کوچههای تنگ و خاکی کابل، بهعنوان نمادهایی از عزم و اراده، همچنان به تلاش ادامه میدهند و نشان میدهند که با وجود سختیها، امید همیشه زنده است. این داستان نه تنها داستان زندگی این زنان است، بلکه بازتابی از تاریخ پرچالش افغانستان و قدرت زنان در مقابل سختیهاست. گزارش: کبرا علیزاده