اضطراب و امید دانشآموزی که در رویداد خونین «کاج» شنوایی خود را از دست داد

در تازهترین معاینات، داکتران به شکریه گفتهاند تداوی گوش او در افغانستان امکان ندارد و برای معالجه پردهی گوش خود باید پاکستان برود! شکریهی ۲۰ساله هر روز مسافت دو کیلومتری را در یک ساعت یا یک و نیم ساعت پیاده طی میکرد و برای کامیابی در رشته دلخواه خود روز و شب نمیشناخت و سخت درس میخواند. با هزارانامید و برای دیدن نتیجه زحماتش صبح زود روز جمعه با حکیمه همصنفی و رفیق راهش باز هم پیاده روانه کاج میشوند؛ پرآوازهترین مرکز آموزشی در غرب کابل. فامیل شکریه او را در شفاخانه علی جناح پیدا میکنند؛ زخمی است و چادر و موهایش سوخته است. شکریه شاید خوش شانس بوده است که از روز خونین کاج جان سالم به در برده و زنده است، اما قفس سینهاش آسیب دیده و چادر و موهایش همه سوخته است، گوش راستش بهشدت آسیب دیده و توان شنیدن را از او گرفته است. بهخاطر ازدحام زیاد زخمیها شکریه را از شفاخانه خصوصی وطن که رو به روی آموزشگاه است به شفاخانه دولتی محمدعلی جناح برای معاینه انتقال میدهند. شکریه اما بهشدت شوک دیده و داکتران برایش دواهای اعصاب میدهند. شکریه را پس از معاینه و پانسمان زخمهایش مرخص میکنند؛ اما شکریه احساس میکند طرف راست سرش سنگینتر است و گوشش درد میکند و آوازهایی میشنود. او از درد، سنگین بودن و آواز دادن گوش خود به داکتر شکایت میکند. داکتر به شکریه و فامیلاش میگوید که مشکل جدی نیست و تا چند وقت گوشش صدا خواهد داد و به مرور زمان حل میشود. از دست دادن دوستان و دیدن آن صحنهی خونین برای شکریه فراموش ناشدنی است او را عصبانی کرده و روح و روانش را متأثر کرده است. حمله بر مرکز آموزشی کاج درست زمانی بود که به اخذ امتحان کانکور سراسری زمان کم باقی مانده بود و امتحان سرنوشتساز دانشآموزان نزدیک بود و همه دختران و پسران دانشآموز آخرین مرحلههای آمادگیشان را میگرفتند. تعداد زیادی از دختران زخمی آن رویداد خونین، با وصف آنکه برای اشتراک در این آزمان به صورت شبانهروزی تلاش کرده بودند اما بنابر وخیم بودن و مناسب نبودن وضع صحیشان نتوانستند امتحان کانکور را سپری کنند. اما شکریه به اسرار زیاد از برادرش اجازه میگیرد و در امتحان شرکت میکند. نتایج اعلان میشود و شکریه در دانشگاه کابل با اخذ ۲۸۰نمره در رشته فارمسی انتخاب دومش کامیاب میشود. با شنیدن این خبر، موفقیت شکریه را برایش تبریک گفته و پرسیدم انتخاب اولش چه بوده است. گفت، «صحت عامه»! پرسیدم شاید به رشتههای طبی زیاد علاقهمند بودی حتما! گفت، نخیر، رشته مورد علاقهام حقوق و ژورنالیزم بود، اما بهخاطر که اجازه انتخاب در این رشتهها را نداشتم رشتههای طبی را انتخاب کردم. مادر شکریه میگوید بعد از این حادثه شکریه همیشه خوابهای بد میبیند و هیچ اشتهای به غذا خوردن ندارد، شب و روز در باره آینده تشویش میکند؛ آینده نامعلوم تحصیلش از یک طرف و تداوی پرده گوش او از طرف دیگر او را هر روز نگرانتر و پریشانتر میکند. شکریه و یکی از عضایفامیل او پس از تکمیل معاینات و در میان گذاشتن مشکل جدی پردهی گوشش با مسئولان آموزشگاه قرار است با کمک هزینه تدوای از طرف آموزشگاه، و رفتوبرگشت با هزینه شخصی به پاکستان برود، اما پاسپورت ندارد و مرز بین افغانستان و پاکستان هم بسته است. مشکلات اقتصادی، چگونگی رفتن، تدوای و برگشتن با صحت کامل بدون کدام دغدغه، همه و همه نگرانیهایی است که روزها و شبها شکریه را در یک اظطراب بزرگ زندگی و آینده قرار داده است. شکریه با پشت سرگذاشتن حادثهی دلخراش و خونین کاج و آسیبهای جسمی و روحی که به او رسیده بهای علاقه به درس و دانایی را داده، اما تسلیم نشده و امیدش را به آینده از دست نداده است. او مصمم است برای رقم زدن یک آینده روشن و به دور از جهل و تاریکی و ظلمت به پا بایستد و به تلاشهایش ادامه دهد. شکریه امیدوار است برای او و دیگر دختران که به هزاران مشکل و مانع میخواهند درس بخوانند زمینه تحصیل مساعد شود و بتوانند درس و تحصیل کنند و در جامعهی انسانی نقش مثبت داشته باشند. گفتنی است در حمله خونین و بیرحمانه تروریستها بر مرکز آموزشی کاج ۵۵ دانشآموز کشته و بیش از صد دانشآموز که بیشترشان دختران است زخم برداشتند. مسئولیت این انفجار را گروه تروریستی داعش به عهده گرفت. گزارش از: سهیلا گلستانی
در یک اظطراب بزرگ زندگی

در تازه ترین معاینات، داکتران به شکریه گفته اند تداوی گوش ات در افغانستان امکان ندارد برای معالجه پرده ی گوش ات باید پاکستان بروی! شکریه ی 20ساله هر روز مصافت دو کیلومتری را در یک ساعت یا یک و نیم ساعت پیاده طی میکرد و برای کامیابی در رشته دلخواه اش روز و شب نمی شناخت و سخت درس میخواند. با هزاران امید و برای دیدن نتیجه زحمات اش صبح زود روز جمعه با حکیمه همصنفی و رفیق راه اش باز هم پیاده روانه کاج می شوند، پرآوازه ترین مرکز آموزشی در غرب کابل. فامیل شکریه او را در شفاخانه علی جناح پیدا می کنند زخمی است و چادر و موهایش سوخته است. شکریه شاید خوش چانس بوده است که از روز خونین کاج جان سالم بدر برده و زنده است اما قفس سینه اش آسیب دیده و چادر و موهایش همه سوخته است گوش راست اش به شدت آسیب دیده و توان شنیدن را ندارد. بخاطر ازدحام زیاد زخمی ها شکریه را از شفاخانه خصوصی وطن که رو به روی آموزشگاه است به شفاخانه دولتی علی جناح برای معاینه انتقال می دهند شکریه به شدت شوک دیده و داکتران برایش دواهای اعصاب می دهند. شکریه را پس از معاینه و پانسمان زخم هایش مرخص می کنند اما شکریه احساس میکند طرف راست سراش سنگین تر است و گوش اش درد می کند و آواز های میشنود او از درد، سنگین بودن و آواز دادن گوش اش به داکتر شکایت می کند داکتر به شکریه و فامیل اش میگوید، مشکل جدی نیست تا چند وقت گوش ات صدا خواهد داد به مرور زمان حل می شود. از دست دادن دوستان و دیدن آن صحنه ی خونین برای شکریه فراموش ناشدنی است او را عصبانی کرده و روح و روانش را متاثر کرده است. حمله بر مرکز آموزشی کاج درست زمانی بود که به اخذ امتحان کانکور سراسری زمان کم باقی مانده بود و امتحان سرنوشت ساز دانش آموزان نزدیک بود و همه دختران و پسران دانش آموز آخرین مرحله های آمادگی شان را میگرفتند. در حمله خونین و بی رحمانه تروریست ها بر مرکز آموزشی کاج 55 دانش آموز کشته و بیش از صد دانش آموز که بیشتر شان دختران است زخم برداشتند. تعداد زیاد از دختران زخمی از این حمله، بنابر وخیم بودن و مناسب نبودن وضع صحی شان نتوانستن امتحان کانکور که روز ها تلاش کرده و سال ها درس خوانده بودند و شب و روز در آرزوی رسیدن آن روز بودند را نتوانستند سپری کنند اما شکریه به اسرار زیاد از برادر اجازه می گیرد و در امتحان شرکت می کند نتایج اعلان میشود و شکریه در دانشگاه کابل با اخذ 280نمره در رشته فارمسی انتخاب دوم اش کامیاب می شود. موفقیت شکریه را برایش تبریک گفته و پرسیدم انتخاب اول ات چی بود گفت صحت عامه برایش گفتم به رشته های طبی علاقه مند بودی حتمن گفت نخیر رشته مورد علاقه ام حقوق و ژورنالیزم بود اما بخاطر که اجازه انتخاب در این رشته ها را نداشتم رشته های طبی را انتخاب کردم. مادر شکریه می گوید بعد از این حادثه شکریه همیشه خواب های بد می بیند و هیچ اشتهای به غذا خوردن ندارد شب و روز در باره آینده تشویش می کند، آینده نامعلوم تحصیل اش از یک طرف و تداوی پرده گوش اش از طرف دیگر او را هر روز نگران تر می کند. شکریه و یکی از عضای فامیل اش پس از تکمیل معاینات اش و در میان گذاشتن مشکل جدی پرده ی گوش اش با مسولان آموزشگاه قرار است با کمک هزینه تدوای از طرف آموزشگاه و رفت و برگشت با هزینه شخصی به پاکستان برود اما پاسپورت ندارد و مرز بین افغانستان و پاکستان هم بسته است. مشکلات اقتصادی، چگونگی رفتن، تدوای و برگشتن با صحت کامل بدون کدام دغدغه ی همه و همه نگرانی های است که روز ها و شب ها شکریه را در یک اظطراب بزرگ زندگی و آینده قرار داده است. شکریه با پشت سرگذاشتن حادثه ی دلخراش و خونین کاج و آسیب های جسمی و روحی که به او رسیده بهایی علاقه به درس و دانایی را داده است، اما تسلیم نشده و امید اش را به آینده از دست نداده است و برای یک آینده روشن و به دور از جهل و تاریکی و ظلمت به پا می ایستد و کمر خم نکرده به تلاش هایش ادامه می دهد. شکریه امیدوار است برای او و دیگر دختران که به هزاران مشکل و مانع میخواهند درس بخوانند زمینه تحصیل مساعد شود و بتوانند درس و تحصیل کنند و در جامعه ی انسانی نقش مثبت داشته باشند. سهیلا گلستانی 1401/11/30
حمایت وزیران خارجه زن از زنان افغانستان در کنفرانس امنیتی مونیخ

وزیران خارجه زن در حاشیه کنفرانس سه روزهٔ امنیتی مونیخ از «حذف زنان از تمام عرصههای زندگی عامه» در افغانستان، انتقاد کردند. به گزارش فرخنده نیوز، در بیانیهای که از طرف وزیران خارجه زن ۱۰ کشور به امضا رسیده آمده است: «ما به شدت تلاش طالبان برای حذف زنان از تمام عرصههای زندگی عامه را محکوم می کنیم. زنان از قدم زدن در پارک ها باز داشته میشوند، دیگر در پردههای تلویزیون دیده نمیشوند، از حق حضور در مکاتب و دانشگاهها محروم هستند، و حالا از کار در بخش کمکهای بشردوستانه نیز منع شدهاند.» طالبان در نزدیک به یک و نیم سال که بر افغانستان مسلط بوده اند، محدودیتهای زیادی را بر حق کار و تحصیل زنان وضع کرده اند. آنان دختران را از تعلیم به سویهٔ بالاتر از صنف ششم منع کرده، مانع تحصیل دختران در دانشگاهها شده، زنان و دختران را از کار در ادارات دولتی و غیردولتی به جز نهادهای معدود صحی بازداشته و نیز بر رفتن زنان و دختران به پارکهای تفریحی، کلبهای ورزشی و حمام ممنوعیت وضع کرده است. وزرای خارجه زن در بیانیه گفته اند: «با حذف نیمی از جمعیت افغانستان از جامعه، طالبان مرتکب شدیدترین نقض حقوق بشری شده اند و آینده تمام کشور را به خطر می اندازند.» این وزیران خارجه زن میگویند: «ما در فراخوان خود برای رفع این محدودیتها بر زنان متحد هستیم، به ویژه در مورد نقش اساسی آنها برای ارایه کمکهای بشردوستانه. این امر باز گردانندهٔ کمکهای خواهد بود که زنان، کودکان و مردان افغانستان به شدت به آن نیاز دارند.» به نقل از رسانههای خارجی، وزرای خارجهٔ سلوونیا، آلمان، کانادا، آیسلند، لیختن اشتاین، بلجیم، آندورا، البانیا، منگولیا و لیبیا که همه زن استند این بیانیه را امضا کرده اند. گفتنی است هیچ نمایندهای از حکومت طالبان به کنفرانس امنیتی مونیخ دعوت نشده است.
معاون دبیرکل سازمان ملل: مهمترین اولویت جهان آموزش دختران افغانستان است

امینه محمد، معاون سرمنشی سازمان ملل متحد میگوید که مهمترین اولویت جهان آموزش دختران افغانستان است و جامعهٔ جهانی باید برای حفظ حقوق دختران و زنان افغان متحد شود. به گزارش فرخنده نیوز، امینه محمد، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامش در نشستی که زیر نام «آموزش را نمیتوانیم به تأخیر بیاندازیم» گفت که بیش از ۵۰۰ روز است که طالبان دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش محروم کردهاند. امینه محمد میگوید، باید این باور در افغانستان ایجاد شود که رویکرد تعبیضآمیز در جامعه نمیتواند دوام پیدا کند. به گفته این مقام سازمان ملل، صدای دختران افغان و زنان باید بلند نگهداشته شود و تنها گذاشته نشوند. خانم محمد افزود: «ما باید یک جنبش را برای تغییر در افغانستان ایجاد کنیم و این باور را ایجاد کنیم که تبعیض در جامعه نمیتواند ادامه یابد. یک پرنده نمیتواند روی یک بال پرواز کند، صندوق وجهی سازمان ملل متحد و ادارههای همکارش تلاش میکنند تا زمینۀ آموزش را به مردم روستاها که از آموزش محروم شدهاند، فراهم کنند.» گفتنی است طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان محدودیتهای زیادی بر زنان وضع کرده است. این گروه حدود 2 ماه پیش دستور ممنوعیت کار و آموزش عالی را برای زنان در کشور صادر کرد.
غمگین ترین مرگ دنیا

مرگ غم انگیز زلیخا روایتی واقعی یک زن و مشکلات آن در یکی از روستاهای افعانستان است. ضرب المثل معروف در بین مردمان وجود دارد که مشت نمونه خروار است صدها زن به مانند زلیخا در خفا و دور از رسانه ها در افغانستان با هزاران مشکلات و درد و رنج زندگی را می گذرانند و در غمگینی و خاموشی تمام زندگی را بدرود می گویند( فوت می کنند). زلیخا پنج یا شش سال عمر داشت که مادرش در وقت زایمان فوت کرد او یتیم و از محبت مادری بی نصیب شد. زمانی زیادی از مرگ مادر زلیخا نمی گذشت که پدرش دوباره ازدواج کرد. زلیخا از خاله هم طالع نداشت، خاله و حالا مادراندر اش به فکر و خیال خود بوده و اندکی توجه ای به یتیمان خواهرش نداشت. تنها دلسوز و مونس تنهایی زلیخا سکینه خواهر بزرگ اش بود. سکینه شانزده ساله شده بود یا خیر که به خواست پدر با مرد چهل ساله ازدواج کرد، او رفت و مصروف زندگی و خانه داری اش شد. زلیخایی سیزده یا چهارده ساله زیاد مهمان پدر نماند و بعد از خواهرش او با مردی چهل و پنج ساله ازدواج کرد تا سرپرست اش باشد. زندگی زلیخا به خوبی می گذشت، با وجودی که با شوهرش تفاوت سنی زیاد داشت و هنوز برای او شوهر داری و خانه داری زود بود اما از ظلم و ستم پدر، گرسنگی، منت کشیدن و گپ شنیدن مادر اندر بی غم شده بود، شوهرش دلسوز اش بود و زلیخا را یار و یاور شده بود. بعد ازگذشت چند سالی، زلیخا و رمضان که در بین مردم به کاکا رمضان ساده مشهور بود صاحب دو دختر شده بودند و زندگی آرامی داشتند، اما روزگار و تقدیر زلیخا را بار دیگر بی کس کرد. کاکا رمضان در کودکی یتیم شده و در فقر و تنگ دستی بزرگ شده بودبا بلند رفتن سن اش مریضی هایش زیاد شده بود. کاکا رمضان از دنیا رفت و زلیخا ماند با دو دختر یتیم اش! زلیخا بعد از فوت شوهر، بخاطر داشتن یک سرپرست و لقمه نانی که دخترانش را سیر کند با مردی که زن داشت اما اولاد نه، ازدواج کرد تا برای خانواده ی دیگری خوشی و خوشبختی بیاورد. یکی از روز های خزان بود، میرزا بیخیال زن و اولادش یا مصروف قصه و خنده با دوستان اش بود یا گوشه ی نشسته و مواد مخدر مصرف می کرد، خدیجه زن اول میرزا که صاحب فرزند نمی شد با دو دختری قد و نیم قد از شوهر اول زلیخا مصروف کارهای زمین در بیرون ازخانه بودند. زلیخا با پسر یک و نیم ساله اش در خانه تنها بود و مثل روز های دیگر انباری از کارها به دوش او مانده بود، مسولیت های زندگی او را آنقدر درگیر کرده بود که خود را فراموش کرده و از صحت و سلامتی اش بی خبر بود، او نه ماهه باردار و وقت زایمان اش نزدیک بود. روز به پایان رسیده و نزدیک های شام بود، همه مردم روستا بعد از کار های طاقت فرسا درچهار طرف و زمین های شان به خانه می آمدند تا خستگی روز را رفع کنند. طبق انتظار همیشگی زلیخا باید تمام کارهای خانه را تمام کرده و نان شب را آماده می کرد، شوهر و امباق زلیخا با دختران اش به خانه آمدند. اما زلیخا دیده نمی شد و از دهلیز صدای دیگ و کاسه هم شنیده نمی شد، گویا خبری از پخت و پزی نان شب نبود. امباق او با تعجب و حس کنجکوی و شاید هم برای سرزنش او به داخل اتاق رفت، دیگران هم به دنبال اش آمدند اما زلیخا را در روی خانه افتاده و غرق در خون دیدند، نزدیک اش شدند اما او سرد بود و نفس نمی کشید. طفلی تازه به دنیا آمده اش نزدیک اش بود و نفس های تازه ی خود را در این جهان می کشید. پسر دوم میرزا به دنیا آمد اما در وجود زلیخا، به گفته مردم محل غمگین ترین زن قریه، توانی برای ماندن و ادامه دادن زندگی نمانده بود. کمبود ویتامین ها، کارهای شاقه در زمان بارداری و بلاخره فشار پایین در زمان زایمان سبب شد زلیخا دچار خون ریزی شود و چشم از دنیای کوچک و پر رنج اش برای همیشه ببندد. زلیخا رفت و خدیجه با چهاریتیم زلیخا ماند و شوهر معتادش! سهیلا گلستانی ۲۳/ ۱۰ / ۱۴۰۱ نوت: این یک روایت واقعی است و از نام و شهرت اصلی اشخاص استفاده شده است.
از سرگیری پروژههای توسعهای برای زنان در افغانستان از سوی آلمان

آلمان میخواهد که پروژههای توسعهای خاص خود در افغانستان را از سرگیرد. به نقل از رسانههای آلمانی، برلین، این اقدام را با وجود وضع محدودیتهای طالبان بر حقوق زنان، انجام میدهد. سونیا شولز، وزیر همکاری اقتصادی و توسعهای آلمان به تازگی در برلین اعلام کرد که در کار این پروژهها اصل «با زنان، برای زنان» در نظر گرفته شده. روزنامه آلمان زوددویچه سایتونگ از این تصمیم برای اولین بار دیروز چهارشنبه خبر داده است. حکومت آلمان میگوید تا زمانی که زنان افغان در پروژهها کار کنند، برای حفظ خدمات اولیه با آنها، متعهد است. وزیر همکاری اقتصادی و توسعهای آلمان کار پروژههای حمایت از نیازهای اساسی مردم افغانستان را پس از ممنوعیت کار زنان در سازمانهای غیردولتی توسط طالبان به طور موقت به حالت تعلیق درآورد. از آن زمان، آلمان با سایر کمک کنندگان، سازمان ملل متحد و بانک جهانی در مورد اینکه آیا حمایت بیشتر امکان پذیر است یا نه، بحث هایی را انجام داد. بر اساسی گزارش دی پی آی آلمان، اگر آلمان سیاست توسعهای خود را در افغانستان در مناطق متوقف کند، زنانی که میتوانند به کارشان ادامه دهند، در اصل به گفتهٔ خانم شولز آنها از دو طرف مجازات میشوند. به گفته مقامات آلمانی، متوقف کردن کار این پروژهها شغل زنانی که اجازه کار دارند و میخواهند کار کنند، از آنها گرفته و آنها را به مشکلات بیشتر روبهرو میکند. وزارت همکاری اقتصادی و توسعهای آلمان پارسال به طور مجموعی ۲۰۰ میلیون دالر را برای این پروژهها در افغانستان اختصاص داد و پول از سالهای گذشته هم بر آن اضافه شد.
محرومیت زنان افغانستان از کار و آموزش؛ طالبان: براساس «شریعت اسلامی» زمینه فراهم میکنیم

معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان با بیان این که براساس «شریعت اسلامی» برای زنان در افغانستان زمینه کار فراهم خواهد شد، میافزاید که محدودیت بر کار و آموزش زنان و دختران در کشور دایمی نیست. به گزارش فرخنده نیوز، محمد یونس راشد، معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان در نشستی میان جوانان در ارزگان گفته است که حکومت این گروه تلاش دارد تا بر اساس «شریعت اسلامی» زمینهی کار و آموزش برای زنان و دختران در کشور فراهم کند. معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ به رسانهها گفت: «امارت اسلامی افغانستان برای تعلیم و کار زنان و دختران مصروف ساختن پالیسی است حقوقی که در چوکات مقدس شریعت به زنان داده شده است، امارت اسلامی به آن متعهد است.» گفتنی است طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان محدودیتهای زیادی بر زنان در افغانستان وضع کرده است؛ منع تحصیل و کار از جمله این محدودیتهای که حدود 2 ماه پیش از سوی رهبری این گروه صادر شده است.
یوناما خواستار تمدید مجوز فعالیت وکلای مدافع زن از سوی طالبان شد

نمایندگی سیاسی سازمان ملل در افغانستان اعلام کرد که رئیس این نهاد در دیداری با وزیر عدلیه طالبان درباره «روند بازبینی قانون» گفتوگو کرده است. به گزارش فرخنده نیوز، رزا اوتونبایوا، رئیس دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، با اشاره به تمدید مجوز ۱۳۰۰ وکیل مدافع مرد، امروز (یکشنبه، 23 دلو) از عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان خواسته است مجوز وکلای مدافع زن را نیز تمدید کند. خانم اوتونبایوا تخصص وکلای مدافع زن را برای دسترسی زنان و کودکان افغانستان به عدالت، حیاتی خوانده است. به دنبال تسلط طالبان در افغانستان بازداشتهای خودسرانه و غیرقانونی در کشور گسترش یافت. این بازداشتها زنان و کودکان را نیز در بر میگیرد.
جسد یک دختر در اسپینبولدک ولایت قندهار پیدا شد

مسوولان محلی در ولایت قندهار میگویند که جسد یک دختر ۱۸ ساله در ولسوالی اسپینبولدک ولایت قندهار پیدا شده که به صورت مرموز به قتل رسیده است. عطاالله حاجی زید، سخنگوی والی طالبان در ولایت قندهار در صحبت با رسانهها گفته که این جسد صبح امروز (یکشنبه، ۱۶ دلو) در ولسوالی اسپینبولدک این ولایت پیدا شده است. وی افزود که جسد یافتهشده به شفاخانهی اسپينبولدک منتقل شده است. به گفتهی سخنگوی والی قندهار، داکتران در این شفاخانه میگویند که این جسد از یک دختر ۱۸ ساله است که بهطور مرموزی توسط افراد ناشناس کشته شده است. آقای زید اضافه کرد که تا اکنون هویت این دختر و اعضای خانوادهاش شناسایی نشده است. همچنان برای دستگیری عاملان این رویداد تحقیقها آغاز شده است. این درحالی است که با تسلط گروه طالبان در افغانستان، وقوع قتلهای مرموز اخیراً در ولایتهای مختلف افزایش یافته است. قابل ذکر است که دو شب قبل نیز هفت عضو یک خانواده در ولسوالی چمتال ولایت بلخ بهطور مرموز با ضرب گلوله به قتل رسیده بود.
طالبان ثبتنام دختران در آزمون کانکور دانشگاههای خصوصی را منع کردند.

در ادامهی ممانعت طالبان از تحصیل و کار زنان، وزارت تحصیلات عالی این گروه در مکتوبی به دانشگاهها و موسسات تحصیلات عالی خصوصی دستور داده که دانشجویان دختر را جذب نکنند. در مکتوب آمده است: «ثبتنام محصلان اناث تا امر ثانی مجاز نمیباشد». این گروه در۲۹ قوس سال ۱۴۰۱ طی یک فرمان حضور دانش جویان دختر را در دانشگاه های دولتی و خصوصی تا امر ثانی ممنوع کردند که با واکنش های داخلی و خارجی روبرو شدند. این در حال است که در افغانستان هیچ دختر و زن اجازه تحصیل، کار و سفر بیرون بدون محرم را ندارد این گروه مقرارت روز افزونی بر زنان در افغانستان وضع می کنند که واکنش های جهانی در برابر این مقررات سخت گیرانه محکوم کردن و ابزار نگرانی ست و این زنان است که قربانی این مقررات گروه طالبان به نام شریعت اسلامی می شود. زنان در افغانستان به گونه های مختلف اعتراض شان را بر تصمیم های این گروه ابراز می کنند از آتش زدن عکس رهبران گروه طالبان تا نوشتن شعار های چون تحصیل، کار و آزادی، از خانه تا خیابان برای سرنگونی طالبان در دیوار ها و کف بوت های شان. اما این واکنش ها و عکس العمل ها تا به حال هیچ تاثیر بر تصمیم گیری این گروه نگذاشته است. این ممنوعیت های بر زندگی زنان در افغانستان تاثیر سوء گذاشته است از وضعیت بد اقتصادی تا تاثیرات روحی و روانی. گزارش ها رسانه های داخلی در افغانستان نشان می دهید بسیاری از زنان به دلیل وضعیت بد اقتصادی در ولایت های افغانستان بخصوص ولایت میدان و کابل وردک به گدایی رو آورده است. لیلا رضایی