جنبش زنان افغانستان برای تغییر، از شورای امینت خواست که معافیت سفر طالبان را تمدید نکند

جنبش زنان افغانستان برای تغییر، با ارسال نامهی به شورای امنیت سازمان ملل از اعضای این شورا خواسته که ممنوعیت سفر طالبان را حفظ و شامل معافیت دوباره نسازند. در نامهی این جنبش آمده است که با وجود تعهد طالبان مبنی بر رعایت حقوق زنان در چارچوب شریعت اسلامی و تشکیل حکومت فراگیر، این گروه به قوانین سختگیرانه خود بازگشتهاند. در این نامه همچنان گفته شده است که طالبان کمیسیون مستقل حقوق بشر و وزارت امور زنان را لغو کردهاند و اکنون هیچ میکانیزمی برای حمایت از زنان افغانستان وجود ندارد. این زنان معتقدند که فشارهای سیاسی بر طالبان باید ادامه داشته باشد تا این گروه رویکردشان را درقبال زنان و دختران تغییر دهد. این درحالی است که روز گذشته وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، ریاست جدید محتسبین زنان را در ساختار این وزارت ایجاد کرده اند تا زنان را توصیه و راهنمایی کنند.
همصدایی زنان جهان با زنان افغانستان، نارویژیها به سرک ریختند

شماری از زنان کشور ناروی، در حمایت از زنان و دختران افغانستان به جاده ریختند و در یک همآیش مشترک، با زنان مهاجر افغانستانی راهپیمایی کردند. این زنان با شعار «در کنار زنان افغانستان میایستیم »، در شهراسلو پایتخت ناروی تظاهرات کردند. این درحالی استکه دولت ناروی جزو اولین کشورهای غربی مذاکره کننده با طالبان بود و اکنون پس از یک سال حاکمیت طالبان بر افغانستان این کشور، نگاه دیگری به طالبان دارد.
با آمدن طالبان، پرده بر افتاد، حقیقت هویدا شد ـ گفتگو با فرح مصطفوی

اجبار در همه ی امور و در تمامی تصامیم بر سرنوشت زنان نوشته شده و هرگز فرصت بدست نیآورده است تا کیستی خودش و چیستی حضورش را تعریف کند. از به اصطلاح آنزمانی خودش (کشف حجاب)، از اوانی که حرکت اجباری برخواسته از عجله ی امان الله خان بود، تا گروه زنان در قدرت افغانستان در بیست سال حضور نیرو های بین المللی که زن نماد مدرنیته ی کرزی و غنی شد ، با این تاکید که تمام زنان وارداتی نماد آزادی و فرهنگ و سیاست – و – همه کاره امور خودشان بودند که در کشتی آورده غرب آمدند و باهمان کشتی برگشتند. ۱_ در بخش اول این گفتگو اگر خودرا معرفی کنید؟ چقدر تحصیلات دارید ؟ مکتب را درکجا و با چه مشکلاتی خواندید؟ و دانشگاه را ؟ فرح ناز مصطفوی استم، متولد شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان و از لیسه مخفی فارغ گردیدم، سنت ابدی تذکره ها تاکید میکند تا بگویم در یک خانواده با مواصفات تکراری تولد شدم، اما معلم زاده ی استم که پدرم با معلمی آغاز کرده و در خدمت معارف باز نشسته شده است. مکتب را با مشکل مشابه به دیگران به پایان رساندم، اوج جنگ های داخلی و بعد جنگ مقابل طالب نسل اول بود که بدخشان بنابر نبود دخالت مستقیم قدرت های جهانی از تجاوز طالب در امان مانده بود و دروازه مکاتب بروی دختران باز بود. بدون شک جامعه ی آنروز از نظر اقتصادی در بد ترین وضعیت ممکن بود و بصورت طبیعی دغدغه نان معضل اصلی مردم بود. دانشکده حقوق و علوم سیاسی را در دانشگاه کاردان به پایان رساندم که هم محصل و هم مادر بودم، پرداختن به مشکل تحصیل و مادر بودن پدیده مبرهن است و نیازی به شرح ندارد. مقطع کارشناسی ارشد را در دانشکده پنجاب (Panjab university) به پایان رسانده و کارشناسی ارشد را در دانشگاه طباطبایی تهران به مراحل نهایی رساندم. ۲_ در بخش دوم این گفتگو از تجارب کاری تان بگویید و قبل از آمدن طالبان مصروف چه شغلی بودید؟ از مراحل بسیار ابتدایی که نو جوان بودم فعالیت های اجتماعی را بعنوان معلم صلح در همکاری با یکی از موسسات داخل آغاز کردم، تجربه معلم صلح برایم فرصتی بود تا نخست رابطه مستقیم با مردم و جوامع روستایی در بدخشان داشته باشم، سفر های گاه و بیگاه به ولایات همجوار و کابل آغاز آشنایی با ساختار های اجتماعی سنتی أفغانستان بیشتر در شمالشرق بود. همکاری و برنامه های آگاهی دهی در زمینه ی انتخابات و رای دهی که در سال های نخست نوع امید برای مردم خسته از جنگ بود شامل فعالیت های اجتماعی موسسه ی شد که همکاری داشتم. در میان سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ جمع آمد کوچک از جوانان نویسنده و اهل شعر را در همکاری با دوستان ساختیم که تجربه عالی در زمینه حرکت اجتماعی نو گرا در بدخشان بود. گرداننده گی هفته نامه ی << ابتهاج>> که انتشار تمرین های نخستین نویسنده گان و شعرا جوان بدخشان را نشر میکرد. همزمان مسول پروژه میدیوتیک أفغانستان در بدخشان بودم که بیشتر معطوف به برنامه های صلح اجتماعی بود. بعد از ختم تحصیلات سال ۲۰۱۹ همکاری با میدیوتیک را دوباره بعنوان مسول فرهنگی آغاز کردم و در این دوره مسولیت سه بخش را بدوش داشتم، نای و نوا که برگذار کننده شب شعر و برنامه های فرهنگی در أفغانستان بود. سفیران صلح جوان که گروه های تبلیغ صلح در ولایات را بدوش داشت و گفتمان فرا مرزی و منطقوی که شامل کشور های پاکستان، تاجیکستان و مرحله بعد ایران میشد. در تعریف کوتاه و فشرده فعال صلح بودم ۳_ آمدن طالبان چه تاثیری روی زندگی شغلی تان داشت؟ آنگونه که انتظار داشتم آمدن طالب برایم تغییر شغل بود، از فعالیت منظم و شکل یافته اداری به فعالیت اجتماعی باز و حضور مستقیم برای مبارزه در مقابل ظلم و سرکوب. در بخش سوم این گفتگو ۴_ چه باعث شد که درجمع زنان معترض به خیابان بیایید؟ و اولین اعتراض خیابانی تان درمورد چه بود؟ و مهم ترین بخش این مصاحبه اولین اعتراض به دلیل بخشنامه طالبان در این مورد بود که زنان اجازه ندارند در سمت های ارشد چون ریس و وزیر کار کنند. تجربیات میدانی از تماس مستقیم با مردم، وضع جاری در أفغانستان، مطالعه دقیق تاریخ همه دست بهم داده بود تا منتظر سقوط کامل ارزش ها در أفغانستان باشم، تعبیر بهتر از این سوال اینست که ما به اعتراضات نپویستیم بر عکس اعتراضات را آغاز کردیم، شبکه های متعدد در ارتباط تنگا تنگ با زنان فعال در کابل که مربوط بانوان افغانستانی میشد و رابطه مستقیم با زنان در قدرت در کابل که ربط به زن أفغانستان نداشتند، داشتیم و در آغاز نیز حس نابودی کامل، سرکوب و اینکه زن دیگر انسان نیست همه را یکجا واداشت اعتراضات مدنی را با قیمت جان آغاز کنیم. تعبیر خودم اینست: پرده بر افتاده بود، حقیقت هویدا شد، هیاهو سالاری و هیاهو سالاران رفتند، زن أفغان به تعبیر همسر خلیلزاد مهندس نابودی کشور، باید امتحان پس میداد، برای ما امتحان پس دادن نبود، طعنه زدن بر شعار های جهان مدرن بود، ایستایی << من زن أفغان>> در مقابل فرار بود، فریاد بی پاسخ بودیم و این فریاد ادامه دارد، با همان تعبیر نخستین، شرم باد بر جهان که لاف تساوی حق میزند و در عمل ارزش ها را در بدل منفعت میفروشد، فریاد ما طعنه بر گوش های کر و چشم های کور بانیان سازمان ملل متحد میزند، بیشرمانه پایبوس جباریت و جهل بی انتهای طالب است و صرف برای تداوم پروژه هایش اداره ی با طول و عرض زیر نام (یوناما) را حفظ کرده است تا حرف به نرخ روز بزند نه اینکه از ترس حقیقت بگوید. ۵_ از دستاوردهای زنان معترض و تاثیر اعتراضات زنان در تصمیم گیری طالبان و تاثیر آن بر تصامیم دیگر کشور ها بر به رسمیت شناسی طالبان بگویید؟ دستآورد زنان در أفغانستان پسا امریکا بیداری است، اینکه زن در أفغانستان تاریخ ندارد و باید تاریخش را بنویسد، زن در بیست سال درون پروژه های پر رنگ و لعاب کمک های بین المللی نابود شد، اینکه زن
سلسه روایتهای پسا سقوط؛ خاطرهای از صدیقه خلیلی

پیش از سقوط کابل در وظیفه دولتی مصروف به کار بودم، همهروزه گزارشات از اینکه چهگونه ولسوالیها یکایک سقوط میکردند و سربازانی که نمیجنگیدند به ما میرسید. خبرهایکه به شدت نگران مان میساخت من و بیشتر همکارانم از وضعیت که کماکان هر روز وخیمتر میشد نگرانتر میشدیم. من گزارشها و نگرانیهایم را با رهبری وزارت دفاع ملی شریک میکردم، اما در مقابل آنها زیاد تعجب نمیکردند و عکسالعمل جدی و چندان نداشتند. آنها دلایل خود را از جنگ داشتند، فکر میکردند که استراتژی جنگی شان میتواند راه صلح و ختم جنگ را هموار بسازد، تصوریکه طی دو دهه در افغانستان پاسخ نداد و سرنوشت صلح همچنان ناپایدار و گنگ باقی ماند. صدیقه «خلیلی» کارمند جندر وزارت دفاع در دولت پیشین از اول ماه آگست که جنگ شدت گرفت و تسلیمدهی ولسوالیها بهشکل مرموز و پیچیدهای آغاز شد. از نزدیک شاهد بودم که ممکن افغانستان باز بهکام گروه طالبان سقوط کند در اوایل به دلیل پیروی از طرزالعمل کاری و حفظ اسرار نظامی و اداری این اطلاعات را به بیرون منتقل نمی کردم. اما هر روز وضعیت بدتر میشد و من شاهد تماس تیلفونی و تهیه گزارش بودم که بیشتر از ده هزار سرباز فقط با یک مخابره و امر قوماندان شان بدون هیچ نوع درگیری و جنگ از محل فرار یا هم تسلیم و اسیر طالبان شدند و این باعث شده بود بیش از حد نگران شوم در حد که داشت سرم سنگینی میکرد و من مجبور شدم با بسیاری از دوستان و نخبگان سیاسی که در بیرون با آنها در تماس بودم، نگرانی ام از جدی بودن سقوط کابل را مطرح کردم، عده ای به این باور بودند که این موج جنگ زودگذر است. با سپری شدن فصل تابستان دوباره روند بازپسگیری ولسوالیها آغاز خواهد شد. تحلیل بسیاری این بود که طالبان دولت را تحت فشار قرار داده اند، تا در روند صلح و روند مذاکرات دست بالاتری داشته باشند، از همین رو، هیچ کسی فروپاشی کامل افغانستان را پیشبینی نمیکردند. حتی برای برخیهایکه فکر میکردند وضعیت جنگ در افغانستان به سمت فروپاشی نظام پیش میرود، نیز کماکان تصور واقعی از خطرناک بودن وضعیت جنگی نداشتند. این وضعیت ادامه داشت. پس از سقوط ولایات جنوبی، شمالی و غربی به ویژه هرات خطر سقوط کابل به شدت بالا گرفت. روز ۱۵ اگست مثل روزهای معمولی دیگر من به وظیفه رفته بودم. ساعت ۱۰ قبل از ظهر بود که داشتم می دیدم همکارانم یکی یکی لباسهای شان را عوض می کنند و اداره را ترک میکنند. فضای سرد و بیروح و پر از ترس و ناامیدی در اداره ایجاد شده بود و این نشان از وضعیت فوقالعاده بحرانی بود. اما در این میان هیچکسی به کسی چیزی نمیگفت. این حکایت از آن بود که همه دارد به چگونگی نجات جان خویش فکر میکند. من که سراسر ترس و وحشت را در چهرهی همکارانم میدیدم، با خود می گفتم باید قوی باشم، هنوز که اتفاقی نیافتاده است. کابل سقوط نخواهد کرد. این کمترین امید از جایی میآید که صبح وقتی جنگجویان گروه طالبان به پشت دروازه های کابل رسیدند، دفترسیاسی طالبان در قطر با انتشار اعلامیهی گفتند که به زور وارد کابل نخواهند شد. مذاکرات برای تحویل قدرت ادامه دارد و آنها میخواهند قدرت بدون جنگ در کابل انتقال یابد. من به این فکر می کردم که شاید دست کم شاهد سقوط کامل کابل و نظام جمهوریت در افغانستان نباشیم. به فکر فرو رفته بودم که یکی از همکاران به صدای که لرزش ترس از آن پیدا بود رو به من کرد و گفت: «صدیق هوش کنی نترسی. قوی باش! این روز میگذرد. تو قوی هستی، ما به تو باور داریم. دوباره همه چیز خوب میشود. اما حالا خودت را از دست ندی. اگر لباس دراز بلند داری بپوش. از دفتر برو که طالبان کابل را گرفته و ممکنه داخل وزارت شوند. همه فرار »کردند. تو هم زود شو, فرار کن! گفتند همه فرار کردند و تو هم فرار کن. به یکبارگی دست و پایم لرزید. همانجا ماندم، میخکوب شدم انگار که همه چیزم را از من گرفتند یک لحظه زمین نشستم بلند شدم پیشت میز رفتم گریه کردم. آنقدر گریه کردم، که وقتی همکارانم رفته بودند حتی من متوجه هم نشده بودم. حق داشتم گریه کنم. کابلم را، وطنم را، سرزمینم را داشتند از من میگرفتند. تمام آن داشتهها و ارزشهای که با آن بزرگ شدم برای آن مبارزه کردم جنگیدم و برای تحقق آن شب و روز نشناختیم، داشت یکبارهگی از دست میرفت. زندگی ما تباه میشد. ویران میشد تمام ارزشهای که زندگی انسانی روی آن بنا شده و ما زیر سایه آن نفس می کشیدیم. وقتی گریه ام بند آمد. چند دقیقه گذشته بود. همه رفته بودند. داشتم از میز بر می خاستم که یکی از همکاران خانم سراسیمه آمد و گفت: صدیقه تباه شدیم. مخصوصا ما خانمها وقتی دید هنوز دارم گریه میکنم، مرا به آغوش کشید، دوباره باهم گریه کردیم. برای خودمان. برای خانه و برای وطنی که فروختند و برای آینده نامعلومی که در آن پرتاب شدیم. پس از چند دقیقه دیدیم بقیه رفتهاند و ماهم اداره را ترک کردیم. تنها کاری که میتوانستم بکنم رمز کمپیوترم را تغییر و پیچیده ساختم. قفسهی کتابهایم را قفل کردم که اگر اتفاق افتاد تا برمیگردم جای کتابهایم امن باشد، همه چیزهای دیگر را رها کرده و آمدم. وقتی بیرون شدیم دیدم همه مردم سراسیمه، و پراکنده هر طرف میدوند، سرکها در ترافیک سنگین بند آمده و راهها برای رفتن سختتر شده بود. هر کسی به هر سویی می دوید. کسی به سمت خانهاش, دیگری به سمت دفتر, مادرانی دیده میشد که شاید پشت فرزندان شان سوی دروازههای مکاتب میدویدند. اوضاع فرق کرده بود. موتر یافت نمیشد. به ویژه رانندهها خانمها را سوار نمیکردند. کرایه چندبرابر شده بود. رانندهها با ترس میگفتند: «طالبان کابل را گرفته و ما دختران بدون محرم و با چنین لباسهای کوتاه و رنگی را سوار نمیکنیم.» آنها میگفتند نمیتوانند جان شان را به خطر بیاندازند. آنتنها برای مدت قطع شده بود و حتی نمیتوانستی خبر سلامتیات را به خانواده بدهی. لحظات سخت و بدی بود سراسیمهگی، گرمی، ترس، دلهره نا امیدی و همه بدیهای دنیا به یکبارهگی هجوم آورده بود و از ترس
سازمان روزنه امید زنان معترض، خواهان بازگشایی مکاتب دخترانه از سوی طالبان گردید

سازمان «روزنه امید» که متشکل از شماری از زنان و دختران معترض بر سیاستهای تبعیضآمیز طالبان، علیه زنان است میگوید که مکتبهای دخترانه در افغانستان بدون هیچگونه توجیه شرعی، قانونی، حقوقی و انسانی مسدود شدهاست. این سازمان در همآیشی که به تاریخ 24 اسد، با سایر جنبشهای اعتراضی زنان به عنوان روز«همبستگی زنان افغانستان» راهاندازی کردهبودند، با صدور قطعنامهی چندمادهای خوساتار بازگشایی مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم گردیده و افزودهاند که به هیچ قیمتی از این خواست برحق مردم افغانستان عقبنشینی نخواهند کرد. این درحالی استکه علمای چندین ولایت به شمول حامدکرزی، گلبدین حکمتیار و شماری دیگر از سیاسیون و فرهنگیان افغانستانی، بارها خواهان بازگشایی مکاتب دخترانه از سوی طالبان شدهاند که تا کنون این خواسته برآورده نگردیدهاست.
اوچا: طالبان، زندگی زنان افغانستان را به چهاردیواری خانهها محدود کردهاست

دفتر هماهنگکنندهی امور بشر دوستانهای سازمان ملل متحد (اوچا) با نشر گزارشی میگوید که باروی کارآمدن دوبارهی طالبان بر افغانستان، زندگی زنان این کشور محدود به چهاردیواری خانه شده است. اوچا در این گزارش گفتهاست که طالبان زنان و دختران افغان را هدفمندانه از زندگی اجتماعی و سیاسی کنار زدهاند و حق دسترسی به کار، تحصیل از آنها به طور سیستماتیک گرفته شدهاست. طالبان، تاکنون در بارهی این گزارش واکنشی نشان نداده؛ اما پیش از این سخنگویان طالبان همواره گزارش نهادهای بینالمللی را رد کرده و مغرضانه خواندهاند.
یکسالهگی حکومت طالبان، شبکه مشارکت سیاسی زنان افغانستان: آرمانهای زنان افغانستان خط سرخ ماست

شبکه مشارکت سیاسی زنان افغانستان با نشر قطعنامهی 15 مادهای میگوید که دیروز فریاد عدالتخواهی ما به رگبار بسته شد امروز از داخل خانه فریاد میزنیم. در بند هشتم این قطعنامه آمده است که این شبکه خواستار تشکیل حکومت همهشمول، مشارکت سیاسی زنان در ساختار سیاسی و اجتماعی و تحقق عدالت در کشور بوده و پاسداری از آرمانهای زنان افغانستان خط سرخ ما میباشد. این در حالی استکه روز گذشته راهپیمایی اعتراضآمیز زنان در کابل از سوی طالبان متوقف و با شلیک فیرهایهوایی پراکنده گردید. در همینحال امروز چندین حرکت اعتراضی زنان در فضاهای سربسته به مناسبت 24 اسد سالروز سقوط دولت جمهوریت به دست طالبان برگزار گردیدهاست.
یکسالهگی حکومت طالبان، اتحاد همبستگی زنان: امروز سیاهپوش و سوگوار هستیم

اتحاد همبستگی زنان افغانستان، امروز دوشنبه ـ 24 اسد که مصادف است به سالروز سقوط دولت جمهوریت از سوی طالبان، با (شعار نان، کار و آزادی) دست به راهپیمایی اعتراضآمیز زدند. آنان که حرکت اعتراضی شان را در یک مکان سرپوشیده برگزار کردهاند میگویند که امروز سوگوار هستند و به همین دلیل لباسهای سیاه پوشیدهاند. این زنان میگویند که جامعهی جهانی برای بازگشایی مکاتب دخترانه و رفع محدویتهای وضع شده از سوی طالبان بر زنان افغانستان، از هیچ تلاشی دریغ نکنند. با روی کار آمدن دوباره طالبان بر افغانستان، مکاتب دخترانه از صنف ششم به بالا تا کنون بازگشایی نشده و برای زنان محدویت های شدیدی نیز وضع گردیده است. پیشتر مجموعه تشکلهای اعتراضی زنان افغانستان گفته بودند که در سالگرد سقوط کابل به دست طالبان در 20 کشور جهان راهپیماییهای اعتراض بر ضد سیاستهای طالبان علیه زنان، برگزار خواهند کرد.
یکسالهگی حکومت طالبان، امیری: جهان با زنان شجاع افغانستان بماند

رینا امیری، نماینده خاص امریکا در امور زنان افغانستان با نوشتن توییتی در حساب کاربری توییتر خویش میگوید که :« زنان معترض مبارزه میکنند تا بخشی از یک افغانستانی باشند که به سمت توسعه اقتصادی، فراگیری و صلح واقعی حرکت میکند.» خانم امیری، در این توییت زنان افغانستان را فوق العاده شجاع خوانده و از جامعهی جهانی خواسته که در کنار زنان افغانستان بیاستند و بمانند. در همینحال تشکلهای اعتراضی زنان با راهاندازی تظاهرات اعتراض آمیز در کابل، بدخشان، هرات و پاکستان گفته اند که در 20 کشور جهان علیه سیاستهای حذفی طالبان اعتراض خواهند کرد. این درحالیست که روز شنبه هفتهی جاری حرکت اعتراضی زنان در شهر کابل با شلیک گلولههای هوایی متوقف شد. از سوی دیگر ده جریان اعتراضی زنان افغانستان با راه اندازی کمپاینی در شبکههای اجتماعی 24 اسد/ 15 اگست؛ سالگرد سقوط کابل را به دست طالبان، روز سیاه و ماتم ملی خوانده و نمایههای کاربری شان را با عکس به این مضمون سیاه کردهاند.
یکسالهگی حکومت طالبان، تیم همبستگی زنان افغانستان: 24 اسد روز ماتم ملی است

همزمان با یک سالهگی حکومت طالبان بر افغانستان، زنان معترض علیه سیاستهای این گروه در کابل، بدخشان و در خارج از این کشور از جمله در پاکستان گردهماییهای اعتراضی برگزار کردند. تیم اتحاد و همبستگی زنان افغانستان این اعتراضات را سازماندهی کرده است. زنان معترض، ۱۵ آگست برابر با ۲۴ اسد، سالروز سقوط کابل را روز «ماتم ملی» خواندند. آنان میگویند که یک سال از «سیطره سیاه» طالبان بر افغانستان گذشت. زنان معترض شعار نان، کار و آموزش را سر میدادند. پیش از این هم طالبان بارها اعتراضات زنان را سرکوب کردهاند.