Skip to main content

Farkhundanews

موج بلند خودکشی دختران پس از تسلط طالبان

بیشتر از دختران که مجبور به ازدواج اجباری می‌شود در نتیجه دست به خود کشی می زنند. فرخنده: منبع که نخواست نامش در گزارش ذکر شود گفت روزانه حد اقل یک تا دو دختر که دست به خودکشی می زند به شفاخانه ی خصوصی می‌آورند، وی به دلیل مشکلات امنیتی نخواست نام آن شفاخانه ذکر گردد. وی همچنان افزود طالبان اجازه نمی‌دهد که گزارش این حوادث در رسانه ها نشر شود. روز شنبه 12 حوت 1402 دختر 18 ساله‌ای در ناحیه پنجم شهر کابل به دلیل ازدواج اجباری خود کشی کرد، به گفته‌ای خانواده این دختر، وی صنف دهم مکتب بوده و بعد از بسته شدن مکاتب فامیل اش وی را به ازدواج مجبور کرده بودند. اسمش لیلا” مستعار” می‌گویند، ابتدا خانواده‌ی لیلا حاضر نمی‌شدند که در این مورد صحبت کنند؛ اما بعدا دو عضو خانواده از طریق صحبت تلفنی به فرخنده نیوز تایید کردند که لیلا برای فرار از ازدواج دست به خودکشی زده است. بر اساس گفته‌های یک عضو این خانواده، لیلا قبل از خودکشی تهدید کرده بود که اگر ازدواج‌اش سر بگیرد، خودکشی خواهد کرد: «دختر کلان خانه بود. پدرش می‌گفت: دختر کلان شده، خوب نیست خانه باشه. حالی چه دروغ بگویم، خودمم همی رقم فکر می‌کدم. دختر جوان باید شوهر کنه و بره پشت بختش. دختر دیگه بهانه‌‌ی درس خواندن هم نداشت، مکتبا باز نمیشه و شرایط هم هر روز بدتر شده میره.» به گفته‌ی او، کسی تهدید لیلا را جدی نگرفت: «وقتی فامیل زیاد نصیحت کرد و کمی هم سرش قار شد. باز هم لیلا چیغ زده بیرون شد که نمی‌کنم شوهر، ایقه شلگی نکنید اگر نی خوده می‌کشم، پدرش از پشت‌اش صدا زد که دختر پدر نالت هر بدی که دلت میشه بکن.» منبع با آه و درد گفت که لیلا خودش را حلق آویز کرد و تا آخرین لحظات کسی حرفش را قبول نداشت و باور نکرد. این در حالی است که مقام‌های سازمان ملل متحد و فعالان حقوق بشر در بارۀ افزایش آمار خودکشی در بین زنان و دختران در افغانستان هشدار داده اند و این موضوع را به وضع محدودیت‌ها بر حضور زنان در فضای عمومی، سیاسی، کار، تحصیل، و دیگر محدودیت‌ها مرتبط دانسته اند. در تازه‌ترین مورد و براساس گزارش دفتر بازرس ‌ایالات متحده‌ی امریکا برای بازسازی ‌افغانستان(سیگار)، آمده است با آنکه زمانی کوتاهی پس از روی‌کار آمدن طالبان می‌شود، ازدواج‌های ‌اجباری ‌و زیر سن‌ دختران در افغانستان در حاکمیت طالبان افزایش یافته است. آمار‌های این دفتر نشان می‌دهد که پس از سال ۲۰۲۱ میلادی، ۳۵ درصد دختران در افغانستان پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی و ۱۷ درصد پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی وادار به ازدواج شده‌اند. سیگار همچنان تاکید کرده که ۵۷۸ مورد ازدواج اجباری بین دسامبر ۲۰۲۲ تا فبروری ۲۰۲۳ ثبت شده که این تعداد ۳۶۱ مورد مربوط به ازدواج در سنین پایین بوده است. با این حال صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل نیز گزارش مشابهی را در سال گذشته نشر کرد. براساس این گزارش، ازدواج‌های اجباری در جنوب آسیا به‌شمول افغانستان، به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده‌ها و ممنوعیت ‌آموزش افزایش ‌یافته ‌است. هم‌چنان افزایش خودکشی دختران پس از به قدرت رسیدن طالبان نگرانی‌ها را بر انگیخته است. گروه طالبان زندگی را روز به روز به کام دختران افغانستان تلخ تر می سازد. پس از آنکه طالبان در سال 2021 میلادی برای بار دوم تسلط کامل افغانستان را به دست گرفت، دروازه های مکاتب را بروی دختران بالاتر از صنف ششم بستند اما با گذشت کمتر از یک سال حکومت این گروه، دروازه‌های دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی را نیز در کابل و ولایت‌ها به روی دختران بسته شد. طالبان از زمان تسلط ده‌ها فرمان محدود کننده‌ای را به زندگی زنان و دختران افغانستان وضع کرده و آنان را از اجتماع دور کردند. ازدواج های اجباری، مهاجرت، خودکشی از جمله مشکلات اساسی دختران پس از تسلط طالبان در افغانستان است.  

دبیرکل سازمان ملل: محدودیت‌های طالبان علیه زنان و دختران همچنان به قوت خود باقی است

در گزارش سه ماهه‌ی گوترش که امروز (چهارشنبه، ۱۶ حوت) منتشر شده، آمده است که محدودیت‌های وضع‌شده از سوی طالبان علیه زنان و دختران به قوت خود باقی است و در بعضی از مناطق شدید‌تر هم شده است. فرخنده: در این گزارش آمده است که از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی، وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در مناطق مشخصی شهر کابل و ولایت‌های بامیان، بغلان، بلخ، دایکندی، غزنی و سمنگان، زنان و دختران را به اتهام نقض دستور پوشش موردنظر این گروه بازداشت کرده‌ یا به آنان هشدار داده‌ است. بر اساس گزارش، از جمله در شهر کابل طالبان تعداد زیادی از زنان را بازداشت و برای چند ساعت توقیف کردند. دبیرکل سازمان ملل گفته است که خبرنگاران و فعالان مدنی همچنان با خطرات قابل توجهی در انجام فعالیت‌های خود مواجه هستند. او از صدور حکم یک‌سال زندان برای سلطان‌علی جوادی، مدیر مسئول پیشین «رادیو نسیم» در دایکندی و حبس منیژه صدیقی، فعال حقوق زنان، یاد کرده است. در گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره‌ی ادعاهای بدرفتاری با زنان‌ در بازداشت و درخواست پول در ازای رهایی آنان آمده است که یوناما یک مورد از این ادعاها را مستند کرده است. در این گزارش گوترش آمده است که طالبان همچنان افراد در ملاءعام مجازات می‌کنند و کسانی را که از جریان این مجازات‌ها عکس یا فیلم بگیرند، نیز شلاق می‌زنند. این گزارش همچنین به تداوم قتل‌های فراقانونی و بازداشت‌های خودسرانه‌ نظامیان و مقام‌های حکومت پیشین پرداخته و گفته است که در طول دوره‌ گزارش، یوناما دست‌کم پنج مورد قتل فراقانونی و هفت مورد بازداشت خودسرانه‌ی مقام‌ها و نظامیان پیشین افغانستان را مستند کرده است. به گفته او، یوناما همچنین دو مورد قتل فراقانونی، ۱۷ مورد بازداشت خودسرانه و دو مورد شکنجه افراد متهم به وابستگی به «جبهه مقاومت ملی افغانستان» و داعش را نیز ثبت کرده است. دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش خود گفته است که رویدادهای مربوط به امنیت در سه ماه تحت پوشش گزارش در افغانستان نسبت به زمان مشابه در سال قبل، ۳۸ درصد افزایش یافته است. بر اساس این گزارش بین اول نوامبر ۲۰۲۳ تا ۱۰ جنوری ۲۰۲۴ سازمان ملل متحد، یک هزار و ۵۰۸ رویداد امنیتی را ثبت کرده است، در حالی در مدت مشابه در سال گذشته، هزار و ۹۰ رویداد را ثبت کرده بود‌. در این گزارش آمده است که از این میان ۲۶۳ رویداد در مناطق مرکزی و ۲۴۷ رویداد در مناطق شمال‌شرق رخ داده است. بر اساس این گزارش ۲۶۳ مورد از این رویدادها، مربوط به بازداشت فروشندگان مواد مخدر در مقیاس کوچک بوده است. در این گزارش آمده است که میزان درگیری مسلحانه در این مدت تقریبا در سطح دوره مشابه در سال قبل بوده و از ۶۱ مورد به ۶۰ مورد کاهش یافته است. قرار است که گزارش گوترش امروز در جلسه شورای امنیت سازمان ملل که درباره‌ی افغانستان برگزار می‌شود، ارایه گردد. در این جلسه فعالیت یوناما نیز بررسی می‌شود. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش تازه‌ی خود گفته است که طالبان پس از دوونیم سال حضور در قدرت در افغانستان، روی موضوعات کلیدی حکومت‌داری دچار اختلاف داخلی فزاینده هستند. در گزارش سه ماهه‌ی گوترش آمده است که طالبان از جمله در مورد اجرای فرمان ممنوعیت مواد مخدر دچار اختلاف هستند. دبیرکل سازمان ملل متحد گفته که هیچ پیشرفتی در راستای فراگیری ساختارها و فرآیندهای تصمیم‌گیری از سوی طالبان صورت نگرفته است و جابه‌جایی و انتصاب افراد نزدیک به رهبری این گروه ادامه دارد. در گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد آمده است در دوره‌ی این گزارش، جابه‌جایی مقام‌های طالبان در سطح ولایت‌ها و ولسوالی‌ها، عمدتاً در قندهار و بدخشان انجام شده است. این گزارش افزوده است که جابه‌جایی‌ها در بدخشان عمدتاً به دلیل عدم تبعیت برخی از مقام‌های این گروه از اجرای فرمان ممنوعیت تریاک بوده است.

آرزوهایکه آروز ماند” روایت زندگی دختران افغانستان”

فاطمه دختری که به دلیل شرایط پیش آمده از آرزوها و رویاهای بلند اش محروم گردیده و اکنون مصروف دکانداری می‌باشد، می گوید: ” قوانین سخت‌گیرانه طالبان نه تنها ضربه روحی، روانی بلکه ضربه اقتصادی را نیز در زندگی‌ام بوجود آورده است.” رسانه فرخنده: او که ۲۳ سال سن دارد و در یک خانواده نه نفری در یکی از مناطق شهر کابل زندگی می‌کند یگانه نان آور خانواده‌اش می‌باشد. وی با مشکلات زیادی دسته و پنجه نرم می‌کند تا بتواند خود و خانواده‌اش را از وضعیت نا بسامان اقتصادی نجات دهد. فاطمه که سمستر ششم در رشته روابط بین الملل در دانشگاه ابن سینا بود، می‌گوید: ” زمانی که طالبان کابل را گرفت، ما را از تحصیل محروم کرد و اجازه ندادند به رویا و آرزوهای که برایش چندین سال مبارزه کردم برسم و کاملاً تبدیل شدم به یکی از قربانیان جهل و نادانی.” به گفته او: بعد از این که از ادامه تحصیل محروم شد شرایط بسیار ناگوار را سپری می‌کرد و روز به روز شرایط سخت تر و زندگی برایش مشکل‌تر می‌شد. فاطمه در ادامه می‌افزاید: “پدرم پیر است که توانایی کار کردن را ندار. از یک طرف بی سرنوشتی و محدودیت‌های طالبان و از طرف دیگر مشکلات اقتصادی، روز به روز مرا از درون خورد میکرد و هیچ چاره هم نداشتم جز صبر و تحمل تقریبا دو سال در حالت ناامیدی بودم و خود را یک موجود اضافه فکر می‌کردم و ساعت ها می‌نشستم و با خودم فکر می کردم و میگفتم اگر بچه میبودم شاید به این روز دچار نمیشدم.” زمانی که او پی می‌برد که دیگر به آرزوی ها و رویا های که طی چندین سال برای رسیدن به آن مبارزه کرده بود نمی‌تواند دست یابد، راه دیگر را دنبال می‌کند تا حداقل بتواند یک منبع درآمد داشته و از این طریق به مشکلات اقتصادی‌اش پایان دهد، اما او می‌دانست هر راه را که در شرایط فعلی انتخاب نماید سختی ها و دشواری‌های‌ خود را در پی خواهد داشت. او که یک سال قبل دکان صنایع دستی را ایجاد نموده بود، اکنون ۳۰۰ خانم خانه، دختران محصل و استادان مکاتب به صورت مستقیم و غیر مستقیم با او همکار می‌باشد. فاطمه که این دکان را برای استقلالیت مالی خود و هم‌ نسلان‌اش ایجاد کرده است، گفت: ” این کار را که انتخاب کردم دشواری‌های خود را دارد، هر روز با ترس این که مبادا طالب چیزی بگوید و یا مرا دستگیر کند سر می‌کنم، اما مجبور استم چاره ندارم و اگر کار نکنم خرچ و مصرف خانه را از کجا کنم؟.” او در حالی این دکان را مدیریت می‌کند که محدودیت‌های بر کار و زندگی زنان به اوج خود رسیده است، اما او تسلیم این گونه قوانین مرد سالارانه نشده و برای آینده خود و هم نسلان‌اش مبارزه می‌کند. به گفته او بیشترین تولیدات شان لباس هزارگی، دست دوزی، چادر وبوت می‌باشد که توسط این ۳۰۰ خانم دوخته شده است. او که از کم شدن فروشات اش شکایت دارد گفت: “قبلا فروش ما خوب بود. مردم می آمدند و می‌خریدند اما بعد از این که پروسه جمع کردن دختران شروع شد، خرید و فروش ما کم شد، چون اکثریت فامیل ها از ترس اینکه دستگیر نشود از خانه بیرون نمی‌شودند. جمع کردن دختران نه تنها یک ضربه روحی برایم بود بلکه یک ضربه اقتصادی نیز برایم بوجود آورده است.” به گفته فاطمه در حال که شرایط روز به روز برای زنان سخت‌تر شد است، مصروف شدن زنان و دخترانی که هزینه درس خود را از طریق دست دوزی تامین می‌کند یگانه دل گرمی او در این روزهای که ناامیدی و ترس از گوشه گوشه این شهر فریاد می‌زند می‌باشد. شرایطی در افغانستان حاکم شده که زنان حتی از برنامه‌ریزی مسیر زندگی شخصی خود به دلیل فشار محدودیت‌ها بازمانده‌اند، اما این محدودیت ها مانع برای رسیدن به خواسته فاطمه نشده و اکنون بیشتر از قبل برای رسیدن به اهداف‌اش تلاش می‌کند. او که از محدودیت‌های پیش آمده از سوی طالبان احساس ناامیدی نکرده و پلان دارد که زنان بیشتر را جذب کار نموده و تولیدات خود را گسترش دهد. فاطمه که بر استقلالیت مالی فردی تاکید دارد می‌گوید: ” بیشتر در زندگی استقلالیت مالی مهم است پس باید تلاش کنیم تا استقلالیت مالی فردی را گسترش و هر فر بتواند که از نگاه مالی به خودکفایی برسد تا از طریق جامعه خود را به استقلالیت مالی سوق دهیم.” او در اخیر سخنانش از دیگر دختران که از ادامه کار و تحصیل بازمانده‌اند خواست: ” محدودیت‌های وضع شده دلیل شده نمی‌تواند که در خانه باشیم و غم بخوریم، بیاید که راه برای خود ایجاد کنیم،توقع و آرزوی من این است که هر دختر خانم یک راه دیگر برای خود پیدا کند و از مبارزه دست نکشد و امیدوارانه شجاعانه در مسیر زندگی قدم بردارد و همیشه راه وجود دارد و نباید ناامید شد. این در حالی است که بیشتر از دو سال می شود که دختران افغانستان از کار و تحصیل باز مانده و طالبان محدودیت های سخت گیرانه ی برای آن ها وضع کرده است که محدودیت های اخیر طالبان بر زنان، واکنش های جدی داخلی و خارجی را نیز در پی داشته است. عاطفه سهرابی

خطر احتمالی سؤ تعذی برای زنان و کوکان افغان در سال 2024

برنامه‌ی جهانی غذا در یک گزارش تازه گفته است که در سال ۲۰۲۴ میلادی، حدود چهار میلیون زن و کودک در معرض سوءتغذیه‌ی حاد قرار دارند. راجرز وانیاما، مسوول تغذیه‌ی برنامه‌ی جهانی غذا در افغانستان در این گزارش تازه ی منتشر شده، گفته است که صندوق بشردوستانه‌ی افغانستان و برنامه‌ی جهانی غذا طی شش ماه گذشته به بیش از ۳۱ هزار کودک و ۱۳هزار و ۵۰۰ مادر باردار و شیرده مبتلا به سوءتغذیه حاد کمک کرده است. وی هم چنان گفته است که به‌دلیل کمبود بودجه، برنامه‌ی جهانی غذا در حال حاضر تنها قادر است به هفت میلیون نفر کمک‌های غذایی اضطراری ارائه دهد که ۱۶ میلیون نفر دیگر از این لیست محروم خواهند ماند. در گزارش آمده است که رسیدگی به نیازهای تغذیه‌ای حیاتی زنان و کودکان در نقاط مرکزی افغانستان افزایش خواهد یافت. برنامه‌ی جهانی غذا گفته است که سوءتغذیه عامل مهم مرگ‌و‌میرها در میان کودکان زیر پنج سال است و خطر مرگ برای آن‌هایی که دچار سوءتغذیه‌ی حاد متوسط ​​هستند، بیش‌تر است. بحران بشری در افغانستان پس از تسلط طالبان و محدودیت‌های این گروه بر حقوق زنان و دختران، به‌گونه‌ی بی‌پیشینه‌ای افزایش یافته است. نهادهای کمک‌رسان مستقر در افغانستان بارها از کمبود بودجه برای عملیات بشردوستانه هشدار داده‌اند. این در حالی است که پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان، سازمان ملل و دیگر نهادهای امدادی توانستند با راه اندازی برنامه‌های اضطراری برای تغذیه میلیون‌ها نفر از بروز قحطی در این کشور جلوگیری کنند.

دسترسی بیست تن از دختران طبی به ادامه تحصیل در بیرون از افغانستان

دسترسی بیست تن از دانشجويان طبی اناث به ادامه ی تحصیل شان در اسکاتلند رسانه فرخنده: بر اساس گزارش ها، دولت های بریتانیا و اسکاتلند پس از مدت ها تصمیم گرفتند که به این دختران اجازه ی در خواست ویزه ی تحصیلی را بدهند. این محصلان که پس از تسلط دوباره ی طالبان، از تحصیل باز ماندند اقدام به ادامه ی تحصیل در بیرون از کشور نمودند اما دولت انگلستان گفته که نمی‌تواند تعهدی برای بازگشایی روند اسکان مجدد شهروندان افغان تضمین نماید. اما پس از این تصمیم بریتانیا، این دختران به ویزای تحصیلی، دست یافتند. گفته می شده است که با این دختران مثل دانشجویان معمولی اسکاتلند برخورد شده و هیچ هزینه ی تحصیلی از آن ها گرفته نخواهد شد. بنیاد «لیندا نورگروف» که کارزاری را برای آوردن این دانشجویان دختر به بریتانیا به راه انداخته است، گفته که تمام هزینه سفر این دانشجویان را به پاکستان و از آنجا به اسکاتلند، می‌پردازد. پیش از این، این دختران در دانشگاه‌های آبردین، داندی، ادینبورگ، گلاسکو و سنت اندروز سکاتلند فرصت ادامه تحصیل یافته بودند؛ اما به خاطر مشکلات ویزه نتواستند که به صنف‌هایشان حاضر شوند. گفته می‌شود که رای زنی‌های بنیاد «لیندا نورگروف» و حکومت اسکاتلند، وزارت خارجه بریتانیا را وادار ساخت تا به این دانشجویان اجازۀ ادامه تحصیل در سکاتلند را بدهد. این در حالی است که طالبان پس تسلط دوباره ی افغانستان، صدها تن از دانش جویان دختر را از تحصیل منع و دروازه های مکاتیب و دانشگاه ها را به روی شان بستند. پس از این اقدام طالبان، ده ها تن از دختران محصل برای ادامه ی تحصیل شان در بیرون، کشور را ترک کردند.

یکی برتر دیگری محکوم:” روایت دانش آموزان دختر افغانستان”

«در یک صنف، یک مکتب و هم سن و سال بودیم اما من اینجا در کانادا منحیث بهترین شاگرد برتر شهر انتخاب شدم اما خیلی دردناک است وقتی میبینم همصنفانم حتی اجازه ی بیرون رفتن از خانه را ندارد». بنین ارجمند یکی از دختران فعال افغانستان است که بعد از تسلط دوباره ی طالبان در افغانستان همانند هزاران جوان دیگر مهاجر شده و پناهنده ی کانادا شد. وی می گوید« صنف دوازه بودم در کنار درس های مکتب مصروف تمرین وشو در «مدرسه ی شاولین معرفت» و هم چنان مصروف یادگیری زبان بودم. که طالبان برای بار دوم کابل را تصرف کرد. بعداز آن روز افسردگی مرا فرا گرفت و به هیچ عنوان باورم نمی شد که طالبان توانستند ارتش افغانستان را شکست و کابل را تصرف کنند. فکر می کردم تمام رویاهایم تمام شد دیگر هیچ امیدی نداشتم تنها به این فکر می کردم که از چی راهی و چگونه بتوانم از کشور خارج شوم» بنین می گوید بعد از آمدن طالبان پس از یک نیم هفته، با تیم وشوی لیسه معرفت مزار رفتند تا بتواند از طریق میدان هوایی مولانا به پاکستان پرواز کند اما پس از بسته شدن میدان هوایی دوباره به کابل برگشت. و از راه ترخم وارد پاکستان و فعلا در کانادا زندگی می کند. وی پس از سر گیری دوباره ی فعالیت های بیرونی و مکتب اکنون به یکی از دختران الهام بخش و نمونه در اجتماع میزبان تبدیل شده است. در شهری که بنین زندگی می‌کند، هر ساله هر مکتب یک دانش‌آموزش را به‌عنوان دانش‌آموز برتر به معارف شهر معرفی می‌کند و بعد معارف شهر از میان این دانش‌آموزان برتر مکاتب، یکی را به‌عنوان دانش‌آموز برتر شهر معرفی می‌کند که بنین توانست به‌عنوان دانش‌آموز برتر شهر ساسکاتون برگزیده شود. کسی که به‌عنوان دانش‌آموز برتر شهر برگزیده می‌شود، باید دارای این چهار ویژگی باشد: نمرات بلند در مکتب داشته باشد، فعالیت جانبی در اجتماع داشته باشد، اخلاق و رفتارش در مکتب و اجتماع عالی باشد و از لحاظ سلامت جسمی و بدنی خوب باشد. وی در کنار انتخاب شدن دانش آموز برتر شهر برنده ی برنده‌ی بورسیه‌ی تحصیلی صد هزار دالری بنیاد«لوران» در سال ۲۰۲۳ در کانادا نیز شد. این در حالی است که هم‌صنفان او و هزاران دختری که در افغانستان از درس و تحصیل محروم شده‌اند، در کشور خانه‌نشین هستند، اجازه‌ی فراگیری درس و حرفه و حق اشتغال و رفت‌وآمد آزادانه را ندارند و بارها مورد آزار و اذیت، بازداشت، هتک حرمت و شکنجه قرار گرفته‌اند. طالبان در ماه های اخیر، در بیشتر از مناطق هزاره نشین مخصوصا از ولایت های کابل، داکندی، بامیان و ارزگان دختران را دستگیر و به بهانه ی بی حجابی مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار می دادند. بنین دختری از تبار موفقیت است وی در پیامی به دختران افغانستان گفت« شما اهل تسلیم نیستید درک می کنم در چه شرایط زندگی می کنید حق دارید گاهی خسته و نا امید شوید اما حق ندارید که از تلاش دست بکشید. مقابله با مشلات و ایستادگی در مقابلی بی عدالتی شجاعت می خواهد که من در وجود تک تک دختران افغانستان می بینم، و شما برای ادامه ی تحصیل از هر طریق و هر وسیله ی باید استفاده کنید. پنهانی درس بخوانید صنف های آنلاین بیگیرید ا هر وسیله ی ممکن برای پیشرفتی تان استفاده کنید و من مطمینم هستم که روزی حتمن موفق می شوید خانم ارجمند که اکنون با برنده شدن بورسیه‌ی تحصیلی صد هزار دالری بنیاد لوران مصروف تحصیل در رشته‌ی مطالعات بین‌الملل در دانشگاه ساسکاچوان است، می‌گوید که بعد از تحصیل در این رشته می‌خواهد که حقوق بخواند تا به اهدافی که در نظر دارد برسد، یکی از اهداف بزرگ او این است که روزی بتواند صدای زنان کشورش شود. می‌خواهد صدایش تا اندازه‌ای برای جامعه‌اش قابل اهمیت باشد که بتواند در برابر جامعه بایستد و بگوید که زنان افغانستان در جامعه از بسیاری حقوق شان محروم هستند. حتا حقوق اولیه‌ی‌شان به‌عنوان یک انسان تأمین نمی‌شود: «من می‌خواهم صدای زنانی شوم که با وجود تمام مشکلاتی که دامنگیر کشور است، زندگی می‌کنند، تسلیم نمی‌شوند و در مسیر اهداف شان حرکت می‌کنند.» پس سقوط کابل در 15 اگست سال 2021، صدها تن از جوانان و‌نوجوانان افغانستان کشور را ترک و به کشور های همسایه و کشور های اروپایی مهاجر شدند.

قیودات طالبان به اتهام بدحجابی در افغانستان

خسته و رنگ پریده، گوشه ی اتاقش نشسته بود. از چهره ی افسرده اش معلوم می شد که از همه چیز خسته شده است وقتی خواستم سر سخن باز کنم شال قرمز که دور گردن اش پیچیده بود صورتش را پنهان کرد. گلون اش پر از بغض و نگاه معصومانه اش دل آدم‌ها را به درد می آورد. «خدارو شکر فرار کردم». با این جمله سخن اش را آغاز کرد. یکی دیگر از روایت تلخ، از دختران که زیر سایه‌ای حکومت طالبان زندگی نه، بلکه نفس می کشد. داستان دختری که برای دومین بار تحصیل اش نیمه ماند. دختری که از ترس طالب روزها است که از اتاق اش بیرون نشده است و با هربار سخن از طالب، رنگش سفید و دستان اش می لرزد. با اسم مستعار فرانک داستان اش را قصه کند: «من و دوتا از دوستانم بعد از اینکه دانشگاه بسته شد در یکی از انستیتوت ها رشته ی قابلگی را شروع کردیم. تاریخ 29 جنوری روز دوشنبه، من و دوستانم قرار بود انستیتوت بیرویم هر سه ماه ماسک و حجاب داشتیم با خیال راحت طرف درس می رفتیم که در وسط راه یکی از موتر های امر به معروف و نهی از منکر د راه ایستاد شد چون هر سه ما حجاب کامل داشتیم با خیال راحت از کنار موتر گذشتیم چند ثاینه ی نگذشته بود که صدای زنی را شنیدم که با لباس سیاه از موتر سفید پایین شده بود و از پشت سر ما صدا می زد که ایستاد شوین. احساس میکردم که پاهایم خشک شده است. وقتی نیروی های طالبان چهارطرف ما را گرفت با یکی از دوستانم به اسم مستعار عزیزه جروبحث داشتند من و دوست دیگر ام فرار کردیم. هر قدر آن زن از پشت سر ما صدا زد که دختران بی حیا کجا فرار مکنین ایستاد شوین میخواهیم با شما حرف بزنیم، من چون خانه‌ای خاله ام نزدیک بود به خیلی عجله داخل خانه شدم. از آن روز ببعد از هیچ یکی از دوستانم خبر ندارم فقط می فهمم نرگس در بدل پول بعد از یک شبانه روز آزاد ولی از حال اش خبر ندارم. میدانم شرایط سخت تر از من را دارد چون در جامعه ی ما اگه دختران یک بار هم ربوده شود دیگران به چشم حقارت و منحیث یک دختر بی عزت به وی می نگرد. مادر فرانک به اسم مستعار لیلا گفت: «دخترانم حق دارند تحصیل کنند کار و شغل داشته باشد ولی در این شرایط آبرو و عزت مهم تر از تحصیل است. من چهار دختر دارم بعد از اتفاقات اخیر هیچ کدام آنها را به بیرون اجازه نمی‌دهم هر چه نیاز دارد من برایش می اوردم». مادر فرانک هم چنان از آینده ی نامعلوم دختران اش سخت نگران بوده و می گفت «از روزی که فرانک از پیش طالبان فرار کرده فقط گریه می کند. خدار را شکر که از دست این گروه فرار کرد وگرنه با کدام رو به فامیل و دوستانم رو برو می شدم». این داستان ها هر روز تکرار می شود. نه گوشی برای شنیدن و نه صدای برای بلند شدن است. روزهای سیاه و تاریک دختران افغانستان، آنان را در خانه های شان زندانی کرده است.

تبعات روانی” بر دختران” بعد از بازداشت‌های اخیر طالبان به اتهام بد حجابی

  پس از حوادث اخیر در کابل و بعضی ولایت های دیگر، طالبان این بار در مزار شریف دختران را به بهانه ی بی حجابی باز داشت می کند. «بازداشت‌های اخیر طالبان به بهانه‌ی عدم پوشش مورد پسند این گروه، زند‌گی را به کام ما دختران تلخ‌تر کرده است. مادر و پدرم همه روزه هشدار می‌دهند درصورتی‌که بازداشت شوم دیگر خانه برنگردم.» این گفته‌های فاطمه است. بانویی که پس از محرومیت از ادامه‌ی تحصیل ناچار شده تا برای رهایی از افسرد‌گی‌‌های ناشی از  زندگی روزمره‌ در یکی از مارکت‌های ویژه‌ی زنان در شهر مزار شریف، مرکز بلخ فروشند‌گی کند. زمانی که طالبان تحصیل دختران در دانشگاه‌ها را تعلیق کردند، فاطمه دانشجوی صنف سوم دانشکده‌ی اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های خصوصی بود. فاطمه با وجود تعلیق تحصیل و کار زنان و دختران دست از تلاش برنداشته و برای حضور در جامعه و فعالیت‌های اجتماعی در یکی از فروشگاه‌های ویژه‌ی زنان کار را آغاز کرده است. او می‌گوید نشر گزارش‌ها مبنی بر بازادشت دختران به اتهام عدم پوشش مورد نظر طالبان رخ ناخوشایند زند‌گی را به او و دختران دیگر نشان داده است. به‌گفته‌ی او، بازداشت دختران در شهر مزار شریف پس از کابل و سایر ولایت‌ها سبب نگرانی او و خانواده‌اش شده است. فاطمه می‌افزاید: «بازداشت از سوی طالبان این روزها در بلخ نیز شروع شده است. ما شنیدیم که تا حال چندین دختر را برده‌اند. زمانی که خانواده‌ام این خبرها را شنیدند بالای من فشار آوردند. هر روز می‌گویند که دیگر سر کار نروم و خانه‌نشین باشم. درصورتی‌که بروم باید حجاب خود را متوجه باشم.»   به‌گفته‌ی این دختر، آنچه که بیشتر از هر موردی سبب بیشتر شدن دلهره‌ و ترس خانواده‌اش شده تعلق قومی او است. «متأسفانه به‌دلیل این‌که بیشتر دخترهای بازداشت‌شده از سوی طالبان از قوم هزاره است و من هم هزاره هستم، بیشتر خودم و فامیلم ترس و نگرانی داریم.» این دختر حکایت می‌کند: «سر صبح به‌خاطر وظیفه از خانه بیرون می‌شوم. مادر و پدرم بسیار تأکید می‌کنند که حجاب منظم بپوشم، ماسک بپوشم، چادرم را منظم کنم. می‌گوید اگر این موارد را رعایت نکنم، طالبان مرا با خود‎شان می‌برند.» فاطمه می‌افزاید که او و خانواده‌اش بیشتر از بازداشت، شکنجه و خشونت، از بدنامی با توجه به شرایط سنتی حاکم در کشور نگران هستند. فاطمه به نقل از خانواده‌اش می‌گوید: «حتا برایم می‌گویند وقتی طالبان تو را بردند دیگر خانه نیایی، چون نام ما را بد می‌کنی.» فاطمه می‌گوید نگرانی از بازداشت دختران در شرایطی که زنان از کار، آموزش و تحصیل محروم شده‌‌ زند‌گی را به کام مردم و به‌ویژه زنان تلخ‌تر کرده است و آنان شب و روزشان را با هزار و یک نگرانی و دلهره سپری می‌کنند. این دختر جوان ادامه‌ی روند بازداشت دختران به اتهام‌های مختلف را سبب به میان آمدن بیماری‌های روحی و روانی بیان می‌کند و می‌گوید: «آرامش روحی و روانی ما را گرفتند. واقعیت‌اش ترس دارم. در دلم هر بار که از خانه بیرون می‌شوم می‌گویم امروز مرا می‌برند یا فردا. چون طالب به بهانه‌ی حجاب دخترهای هزاره را می‌برند. حتا اگر حجاب درست هم داشته باشیم یک بهانه سرش می‌مانند.» زندگی برای دختران روز به روز تنگ تر می شود. گروه طالبان نه تنها دروازه های مکاتب و دانشگاه را برای این نسل بسته است بلکه هر روز به دلایل مختلف می خواهد آنها را خانه نشین و از اجتماع دور سازد. گزارش: مصطفی شهریار

روز عاشقان زیر سایه طالبان چگونه تجلیل میشود؟

ولنتاین یا روزعاشقان این روز یکی از روزهای مهم در تقویم تجاری جهان است، ولنتاین را هر سال در 14 فبروری جشن می گیرد. ولنتاین اگرچه ریشه در فرهنگ مسیحی دارد، اما در دهه‌های اخیر در بیشتر کشورهای جهان رایج یافته است. افغانستان نیز از جمله این کشورها است اگرچه مقام‌های این کشور تلاش کرده‌اند محدودیت‌هایی وضع کنند و مانع از آن شوند اما جوانان با وجود محدودیت های وضع شده به طریقه های مختلف از این روز تجلیل می کنند. در این روز مردم علاقه و مهر خود را به فرد یا افراد دیگر با دادن کارت، گل، شکلات یا پیام‌هایی عاشقانه و مهر‌آمیز نشان می‌دهند. در گذشته مردم با برنامه های مختلف و شکوه خاص از این روز تجلیل می کرد. مهتاب کریمی (مستعار) از جمله کسانی است که در گذشته از این روز می کرد. وی می گوید.« در زمان جمهوریت بسیار خوب بود هر شخص که با همسر یا نامزد خود کینه داشتن در این روز آشتی میکردند تحفه میدادند، ولی حالی هم باوجود یک سلسله مشکلات نمیتانیم برگذار کنیم این مراسم را امارات اسلامی اجازه هر کار از ما گرفته روز عاشقا حرام است ولی مکتب رفتن یا تحصیل کدن هم حرام اس همه این ها یک بهانه اس فقط طالبان می خواهد مانع پیشرفت ما شوند». وی هم چنان می گوید؛ تجلیل از این روز باعث می شود تا مهر و محبت بین فامیل بیشتر و کینه و کدورت که بین آن ها وجود داشته باشد از بین می رود خانم کریمی می گوید این تنها برای اشخاص عاشق نبست بلکه برای تمام زوج های است که عاشقانه همدیگر را دوست دارند. این در حالی است که طالبان تجلیل از این روز راحرام دانسته و محدودیت های زیادی برای آن وضع کرده است.

تلاش برای یک فرجام بهتر

  روایت دختری که زندگی برایش تا حالا خوب نچرخیده است. داستان زندگی در اینجا با یک نقطه مشترک آغاز می‌شود، فقر وجه مشترک دختران افغانستان است. همه در فقر، محدودیت های تحصیلی، شغلی و در یک آینده‌ای نامعلوم و تاریک زندگی می کنند. رسانه فرخنده: در این میان حبیبه دختری، که برای داشتن یک زندگی مرفع و‌یک آینده ی روشن با تمام مشکلات و محدودیت ها مقابله می کند تا به اهداف اش برسد. دختریکه چتر حمایتی والدین را از دست داده است و کلبه‌ی برادر تنها سقفی است که در آن شب و روزش را می‌گذراند. حبیبیه خود، تمام مصارف زندگی اش را مهیا می کند. برادرش بیکار و هفت عیال دارد. حبیبه می گوید: « اصلا نمی داند چرا طالبان دختران یک قوم خاص را به جرم بی حجابی دست‌گیر می‌کند. بعد از حوادث اخیر کابل و بعضی ولایات های دیگر، خویش و قوم ما از هر طرف زنگ میزد و‌ می‌گویند که دیگر خیاطی و‌ کورس نروم. همه می‌گوید دختر نا ترس و گپ نشنو، پدر و مادر ندارد تا متوجه اش باشد دلش هرچه خواست انجام می دهد. آنها نمی‌فهمند که من با چه مشکلات زندگی میکنم. چون دخترم آنهم هزاره، باید در چنین شرایط صدها حرف بی منطق بشنوم و صدها زخم زبان بخورم تا زندگی کنم. برادرم بارها به من هوشدار داد که باید کورس را ایلا کنم تا درد سری برایش ایجاد نکنم ولی من به جز کار چاره ی ندارم با خود فکر کردم اگه کورس نروم هرگز نمی توانم پیشرفت کنم و یا بورسیه بیگیرم، اگه خیاطی نروم چگونه خرج و مصارف ام را پیدا کنم؟ با این همه مشکلات و سخت گیری ها کنار آمدم و در سخت ترین شرایط زندگی ام نا امید نشدم».   او دختر بیست و‌پنج ساله از ولایت غور است. وقتی فقط چهل و‌پنج روز داشت پدرش در دیار غربت به علت مریضی سرطان فوت کرد و آخرین دخترش را در میان انبوه غم، دردو تاریکی رها کرد. بعد از آن مادرش تنها حامی حبیبه بود که شب و روزش را زیر سایه‌ی پر مهرش میگذراند. او تنها شش سال داشت که به کابل کوچ آمده و در مکتب سیدالشهدا ادامه آموزش‌های مکتب را نموده است. دختری که همیشه از او منحیث شاگرد ممتاز یاد می‌شد. زندگی حیبیه شبیه شخصیت های موفقی است که بعد از هزاربار تاریکی توانست شمعی برای زندگی اش روشن کند. حبیبیه می گوید « در کنار درس، خامکدوزی و‌قالین بافی می کردم و از پول آن مصرف و‌خرج مکتب ام را مهیا می کردم. بیشتر اوقات مراکز آموزشی برای شاگردان ممتاز تخفیف و بورسیه اعلان می کرد و‌من کوشش می کردم که در آن صنف ها شرکت کنم. در مکتب اول نمره بودم به همان دلیل توقع برادرم از من خیلی زیاد بود. وقتی از مکتب فارغ شدم با اندکی پول که از خامکدوزی جمع کرده بودم امادگی کانکور خواندم ولی درست درس خوانده نتوانستم زیرا هم کار می‌کردم هم درس می‌خواندم ولی بعد از امتحان کانکور با نمره‌ای مناسب به فاکولته ی گرافیک دیزاینر در دانشگاه کابل کامیاب شدم. برادرم، این نتیجه را از من توقع نداشت حتی تبریکی نگفت مادرم که بیسواد بود و از این چیز ها سر در نمی آورد. هیچ کس به این رشته علاقه مند نبود ولی اساتید ما با انگیزه های مثبت شان چنان این رشته را خوشایند کرده بود که همگی دوست داشتیم زودتر فارغ شویم و صاحب کسب و کار شویم. سمستر اول که تمام شد مادرم مریض شد بعد از چند شب بستری در شفاخانه، یگانه حامی زندگی ام را که جوانی اش را برای بزرگ کردن من پیر ساخت، از دست دادم. این قصه‌ای دردناک تمام انگیزه و امیدم را از من گرفت. از دانشگاه تعجیل گرفتم هر روز در کنج خانه زانوی غم بغل کرده و گریه می‌کردم. بعد از یک سال به خواست و تلاش دوستانم دوباره دانشگاه را شروع کردم که قصه ی دردناک دیگری شروع شد. کرونا امد و دوباره همه چیز تعطیل شد. من ماندم و کنج تاریک اتاق. هنوز وضعیت بهتر نشده بود که ابری سیاه دیگری سایه افگند و همه چیزم را از من گرفت. طالبان، گروه وحشت برای زنان و دختران افغانستان، طالبان زندگی را زنان جهنم ساخته، آنها درب مکاتب، دانشگاه‌ها و مکان‌های تفریحی را بروی زنان بسته و از وظایف و مشاغل شان بیرون کرده است. به این همه ظلمی که انجام داده است بسنده نکرده، حالا به بهانه” بدحجابی” صدها زن و دختر را به بند کشیده است، تا با این کارشان وحشت بیشتری در جامعه پخش نموده و مانع بیرون شدن زنان و دختران از خانه‌ها شوند». حبیبیه دختری، مثل یک مرد واقعی کار می کند و برای رسیدن به رویاهایش می جنگد. او دوست داشت بورسیه بیگیرد وقتی ثبت نام کرد به خاطر وضعیت بدی اقتصادی نتوانست پاسپورتش را بیگیرد . حبیبیه می گوید اگر پاسپورت می داشت، میتوانست همچون صنفی هایش بیرون از کشور تحصیل کند. اما او هنوز تسلیم نشده است و برای رسیدن به رویایش می جنگد. حبیبیه به فرخنده نیوز گفت: یک حکومت اسلامی هیچ گاهی حق اساسی شهر وندانش را نمی گیرد. یک حکومت اسلامی زندگی را برای مادران نسل آینده، تاریک نمی سازد. وی هم چنان افزود؛ درآمد من از خیاطی هفته ی هزار افغانی است با پول که به شاگردان ام می دهم، کرایه دکان را پرداخت می کنم فقط به همان اندازه برایم می ماند که فیس آموزش گاه را پرداخت کنم، قبلا یک لباس را که صد افغانی می دوختم حالا چهل افغانی می دوزم. حبیبیه از طالبان هیچ درخواستی را مطرح نکرد و گفت، طالبان صدای کسی را نمی‌شنود، دوسال است که ما صدا بلند می‌کنیم حق خود را می خواهیم نه تنها صدای ما را نمی شنود بلکه روز به روز زندگی را برای ما سخت تر می سازد. خواست حبیبیه از جامعه‌ی جهانی این است که طالبان را به رسمیت نشناسد و به آنها فشار وارد نناید تا دروازه‌های مکاتب و آموزشگاه‌ها را برای دختران افغانستان باز کند. داستان حبیبیه داستان هزار ها دختر افغان است که برای زنده ماندن با هزاران چالش ها و مشکلات اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مبارزه می