زندگی دختران، تحت حاکمیت طالبان در افغانستان
فرخنده: دختران دانش آموز که بعد از منتظر ماندن بیشتر از دو نیم سال برای بازگشایی مکاتب و دانشگاه دیگر امیدش را از دست داده و از محبوریت روزگار و وضعیت بد اقتصادی به کارهای شاقه روی آوردند. شماری از دختران دانش آموز در ولایت بغلان می گویند دیگر امید اش را برای باز گشایی مکاتب و دانشگاه از دست داده اند. این دانش آموزان و به تازگی به صنعت قالین بافی روی اورده می گویند، از سر ناچاری و مجبوری به قالینبافی رو آوردهاند. به گفتهای این دانش آموزان شغل قالینبافی طاقتفرساست و توانایی این را ندارند تا همه روزه مصروف قالینبافی باشند. به گفته این دختران، مسدود بودن دروازه نهادهای آموزشی و تحصیلی و ضعف اقتصادی خانوادهها، آنان را وادار کرده تا چنین روزهای دشواری را تحمل کنند. قالین بافی کار بسیار سختی است اما در مقابل این سختی عواید مناسب ندارد آنان هم چنان می گوید محصولات شان شان به قیمت ناچیز از سوی شرکت قرار دادی به قیمت ناچیز خریداری می شود. به گفته ی این دانش آموزان؛ آن ها با یک سرنوشت نامعلوم زندگی می کند. این در حالی است که پس از حاکمیت دوباره طالبان در افغانستان، این گروه دروازه های مکاتب و دانشگاه ها را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند و با وضع ده ها موارد محدود کننده علیه این قشر جامعه، انان را از اجتماع نیز حذف کردند.
طالبان چندین دروازهی آموزشگاه را بخاطر جذب دختران بستند
فرخنده: رویکرد دانشزدایی گروه طالبان اینبار باعث شده که چندین مرکز آموزشی را به بهانه جذب شاگردان بالاتر از صنف ششم مسدود نماید. منابع محلی به رسانهها گفته است که گروه طالبان روند مسدودکردن آموزشگاه را امروز دوشنبه ۱۳حمل، از حوزههای هفتم و دهم آغاز کردهاند و این فرایند در سراسر شهر کابل ادامه خواهدداشت. گروه طالبان به مسوولان آموزشگاه هشدار دادهاند در صورت موجودیت دختران در آموزشگاههای شان مورد پیگرد قانونی قرار میگیرند. این درحالیست که وزارت امر به معروف گروه طالبان به مسوولان آموزشگاه دستور دادهبود که دختران بیدون حجاب با رنگ سیاه تاریک را اجازه ورود ندهند. ناگفته نباید؛ گروه طالبان با سلطهی شان برکشور دختران را از رفتن مکتبها، دانشگاه و کار ممنوع کردهاند. هبت الله آخندزاده رهبر این گروه بیش از ۹۰ فرمان در برابر زنان و دختران صادر کرده که به تازگی از سنگسار زنان در پیشروی مردم عام نیز سخنگفته و از تطبیق احکام شرعی در کشور خبردادهاست. نهادهای حقوق بشری و دانشمندان دینی رویکرد طالبان در برابر دختران و زنان را خلاف آموزههای دین اسلام دانسته و آنرا تکروی و ابزار سیاسی رهبر این گروه خواندهاند.
مسدود شدن مکاتب محروم شدن دختران از” فولیک اسید” در افغانستان
فرخنده: با مسدود شدن مکاتب دختران در افغانستان دانش آموزان از دریافت تابلیت های «فولیک اسید» محروم شده اند. شماری دانش آموزان دختر بالاتر از صنف ششم و برخی استادان مکاتب میگویند، بعد از ممنوعیت مکتب رفتن برای دختران بالاتر از صنف ششم از سوی حکومت طالبان، موفق نشدند تابلت فولیک اسید دریافت کنند. آنان میگویند استفاده کردن این تابلتها تغییرات مثبت در بدن شان آورده بود. به نقل از رادیو آزادی، تابلت فولیک اسید افزون بر دیگر کاربردهایش در دنیای طبابت، برای پیشگیری از کمخونی ناشی از عادت ماهوار زنان و دختران هم کمک میکند. یک دانش آموز دختر که نخواست از او در گزارش نام ببریم گفت: ” از وقتیکه مکتبهای ما نیست از آن تابلتها استفاده نمی کنیم بعضی عراض و علایم است که به خود می بینیم، در دوران عادت ماهوار مثلا سرگیجی میداشته باشیم، یا مثلا یک پرده سیاه پیش چشم ما میاید یا لبان ما زیاد خشک می شود، زیاد ضعیفی میکنیم”. تابلتهای فولیک اسید پیش از اینکه دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شوند از سوی وزارت صحتعامه به همکاری وزارت معارف به دانش آموزان دختر و استادان شان بگونه رایگان داده میشد. یک تن از استادان زن در یکی از مکاتب ولایت هرات نیز که نخواست نامش در گزارش ذکر شود از تلاش برای دریافت این تابلت از طریق کلنیکهای دولتی بعد از بسته شدن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم از سوی حکومت طالبان گفت:” خودم شخصا از یک کلنیک دولتی گرفتم و طرف یک ماه آن تابلیت را استفاده کردم تابلت فولیک اسید و خیلی نتایج مثبت داد و خیلی تغییرات آمد به وجود من چون خودم از اشخاصی بودم که نیازمند فولیک اسید بودم، بعد از آنکه آن تابلت تمام شد دوباره که مراجعه کروم نتوانستم همان گُولی را باز من به دست بیاورم”. شماری از داکتران متخصص به این باور اند بیشتر زنان و دختران به دلیل عادت ماهوار با کمخونی مواجه می شوند که استفاده تابلت فولیک اسید برای آنان ضروری است. داکتر عاطفه بارکزی متخصص بخش نسایی ولادی میگوید در صورت کم خونی ناشی از عادت ماهوار در زنان و دختران سبب ایجاد اختلالات عصبی، بدخلقی، بیخوابی، گیز گیز کردن یا سوزنک سوزنک شدن پاها، سندروم بی قراری پاها و قاشقی شدن ناخنها و برخی مشکلات دیگر می شود. خانم بارکزی علاوه کرد” کمخونی به کمبود هموگلوبین خون یا پایین بودن سطح هیموگلوبین خون یا حجرات سرخ خون گفته می شود، کمبود اینها باعث میشود تا تبادلهای آکسیجن بین خون و انساج به مشکل بربخورد و کاربندای اکساید ممکن است ذخیره بماند و آکسیجن کاملی به شخص منتقل نشود”. داکتر عاطفه بارکزی تاکید دارد به دلیل سلامت زنان و دختران در درازمدت بهتر است تابلتهای فولیک اسید را خود بامشوره داکتر متخصص از بازار تهیه کرده و مصرف کنند. بسیاری از دخترانی که از مکتب محروم شده اند میگویند که دچار اختلالات روانی شده اند و نیاز به حمایت های صحی دارند مسؤلان طالبان در صحت عامه در این رابطه حاضر به پاسخگویی نشدند. فیروزالدین فیروز وزیر صحت عامه نظام جمهوری پیشین در سال ۱۳۹۷ تعداددختران و زنان افغان که به کمخونی مواجه اند را ۴۰ فیصد گفته بود. آگاهان امور صحی یکی دیگر از دلایل شایع کمخونی نزد زنان و دختران افغان را فقر اقتصادی و نداشتن تغذیهای مناسب عنوان میکنند. این درحالیست که بر بنیاد گزارشهای سازمانهای حقوق بشری بین المللی اکنون افغانستان با بحران شدید اقتصادی مواجه است. پس از وضع ممنوعیت و محدودیت بر کار زنان در بسیاری از ادارات دولتی و همه ادارات خصوصی بشمول موسیات بین المللی و دفاتر سازمان ملل از سوی حکومت طالبان بسیاری از این موسسات فعالیتهای خود در افغانستان یا کاهش دادند و یا متوقف کردند. پس از آن دسترسی مردم بخصوص زنان، دختران و اطفال به خدمات صحی کاهش یافته است
آوارهگی یک دختر سرباز
سال های ۲۰۱۹ بود و ناهید (نام مستعار) آماده شد سفر تحصیلی اش را از ولسوالی جاغوری ولایت غزنی به ولایت هرات افغانستان آغاز کند، با تشویق و بدرقه پدر و مادر، او سفر تحصیلی اش را در محیط بسیار دور از جای که بزرگ شده بود آغاز میکند. اولین بار بود از فامیل جدا میشد برایش سخت اما برای رسیدن به رویاهایش خوشحال بود، روز اول دانشگاه و ناهید درس اش را در رشته فزیک شروع میکند، رشته ی که دوست اش داشت میخواست فزیک هسته ای بخواند، و هر پنج انتخاب کانکور اش همان رشته فزیک بود. سال که ناهید امتحان کانکور را سپری کرد کانکور و رشته ها سهمیه بندی بود و ناهید از بی نتیجه ماندن هراس داشت اما خوشبختانه نمره خوبی گرفت و کامیاب شد، هرات برایش نا آشنا بود، حرف مردم هرات با لحجه هراتی را درست نمیفهمد او خوابگاه محصلان دختر را پیدا میکند و برای ثبت نام به دفتر میرود، روز اول از یک طرف ترس از محیط نا آشنا از طرف دیگر جنجال دختران در لیلیه بخاطر مذهب و قوم ناهید را نگران میکند. «دختران از اقوام دیگر در خوابگاه دختران، جمعه گل دختری از ولایت غور را به دلیل که هزاره است نصف شب از اتاق بیرون کرده بودند، اما خوشبختانه در اتاق که من رفتم با دختران خوبی روبرو شدم و مشکل برایم پیش نیامد، دختران از قوم تاجیک و پشتون بودند اما انسانهای خوبی بودند و همه با هم تفاهم داشتیم.» ناهید میگوید؛« با انگیزه و فعال بودنم موفق شدیم بخاطر حل مشکلات و هماهنگی دانشجویان، شورای اندیشه فردا و چندین انجمن و نهاد دیگر را ایجاد کنیم، گردانندهگی را دوست داشتم و در بسیاری برنامهها، رونمایی کتاب، گردانندگی میکردم، کارم را در رادیوی در هرات شروع کردم، خوشحال بودم و محیط هرات برایم آشنا و خوشایند شده بود.» برنامه های زیادی داشتم اما متاسفانه دیری دوام نکرد و این روزهای خوب فقط برای یک سمستر بسیار زود به پایان رسید. سمستر اول صنف اول ختم شده بود و محصلان بعد از سپری کردن امتحان همه از ولایت ها تصمیم داشتند برای رخصتی تابستانه به خانه هایشان بروند، ساعت یک بامداد، موتر نوع ملی بس بزرگ که همه مسافرانش دانشجویان از ولایتها بودند حرکت کرد. من و دانشجویان دیگر از ولایت غزنی ولسوالی های متفاوت در ملی بس دوم قرار شد حرکت کنیم. با همه محصلان که در موتر بودند آشنا بودم، بسیاری محصلان از دانشکدههای فزیک، ژرنالیزم و انجینری بود، پنجاه و پنج نفر بودیم در یک موتر، من در چوکی آخر بس نشستم. ” وقتی به هوش آمدم، خون زیاد ضایع کرده بودم و نمیدانستم انفجار شده و نمی توانم توصیف کنم آن حالت را، جای زخم هایش هنوز در تنم باقی است. ساعت چهار صبح بود من استراحت بودم و دقیق زمان انفجار به یادم نیست، ساعت ده صبح پسری از فاکولته ژرنالیزم به نام شاه محمود به هوش میاید در حالی که هر دوپایش از بین رفته در همان حالت از خود عکس می گیرد و به صفحه فسبوک خود نشر میکند.” در انفجار که در موتر حامل دانشجویان دانشگاه هرات که همه از قوم هزاره بودند سی و هشت نفر کشته شد. شفاخانه حوزوی هرات، در یک جای بیگانه بودم، زخم های سر صورتم پانسمان شده و کنول در دستم بود، تنها کسی که به فکرم رسید پسری بود که در برنامهها و شعرخوانی ها با او همکار بودم و در بسیاری کارها از او مشوره می گرفتم. « من زود دنبال عنایت الله فکرت که محصل سال سوم و اول نمره رشته ژرنالیزم بود گشتم و از دوستانش پرسیدم عنایت کجاست گفت در اتاق دیگر است عنایت در این انفجار کشته شده بود و دوستانش از انگشت اش شناسایی کرده بود.» من از شفاخانه بیرون شدم و نمیدانم چطور خود را به لیلیه رساندم هیچ کس متوجه نشده بود که من در لیلیه هستم، رخصتی بود و به جز تعداد کمی از محصلان در لیلیه همه به خانه هایشان رفته بودند. خود را به اتاق رساندم و دروازه را قفل کردم، چندین روز بدون نان و آب فقط خواب بودم، بعد از سپری شدن چند روز مستخدم پیش دروآزه کاکا نثار متوجه میشود و من را دوباره به شفاخانه می برد، حافظه خود را از دست داده بودم قدرت حرف زدن نداشتم. این انفجار را هیچ کس به عهده نگرفت و حتی پیگری هم نشد فقد به ختم قران و گرامی داشت از این محصلان از طرف دانشگاه خلاصه شد. رخصتی تابستانه را به خانه نرفتم، بعد از تکمیل شدن رخصتی ها کمی وضعیت روحی ام خوب شد و قدرت حرف زدن پیدا کردم دانشگاه رفتم و یک سمستر را به سختی تا رخصتی ها زمستان دوام آوردم. بعد از ختم درس ها آمدم خانه در جاغوری اما چون وضعیت روحی ام دوباره خراب شد همرا با بردارم کابل آمدیم. سال بعد از دانشگاه تعجیل گرفتم و دانشگاهی که در گذشته برایم رویا بود و خود را خوشبخترین انسان روی زمین فکر میکردم حالا از رفتن به آنجا نفرت داشتم. خبر دادند که«مامایم به سرطان معده دچار شده و برای آخرین بار خواست مادرم را بیبند مادرم باید از جاغوری پاکستان میرفت و من و برادرم میرفتیم جاغوری خانه کسی نبود پدرم سرباز حکومت پیشین بود اکثر وقت ها خانه نبود و یک خواهر و برادر کوچکم خانه میماندند که من و برادرم باید خانه میرفتیم و از آنها مواظبت میکردیم، مادرم بعد از چند وقت از پاکستان برگشت دقیق سه یا چهار روز قبل از سقوط کابل.» طالبان کابل را تصرف کردند، افغانستان جای امنی نبود برای پدرم و خانواده اش، پدرم تصمیم گرفت از کشور بیرون شویم، شب که قرار بود ما پاکستان برویم، برای خدا حافظی خانه کاکایم رفتیم من و خواهر و برادرم شب همان جا ماندیم. پدر و مادرم در راه بازگشت به خانه از سوی نیروهای طالبان دستگیر شد. ناهید میگوید در حال حاضر وی از خواهر و برادر کوچک اش سرپرستی میکند. بخاطر مشکلات فراوان که متحمل شده، در حالت شدید روانی قرار گرفته است. شکیلا گلستانی
روزیکه اجازه دهد دخترانم مکتب بروند برایم سال نو است
روز اول سال نو رفته بودم خانه اش، تا سال جدید خورشیدی را برایش تبریکی بگویم، اما او در حالی که پیش روی تلویزیون نشسته بود خبر های مربوط به نواختن زنگ مکتب را گوش می داد ، مدام می گفت؛ من تبریکی نمی خواهم دخترم، آن روز که اجازه دهد دخترانم مکتب بروند برای من سال نو است. فیروزه( مستعار) مادر چهار فرزند است وی سه دختر و یک پسر دارد. او فعلا در نواباد ولایت غزنی زندگی می کند. قبل از طالبان، هر سه دخترش مکتب می رفت اما حالا تنها پسر اش مکتب می رود. فیروزه می گوید: قبل از سقوط ما در کابل زندگی می کردیم. دختر کلان ام در کنار درس، دریکی از شرکت های خصوصی کار می کرد. درامد خوبی داشت و با آن پول دو خواهر و برادرش را نیز حمایت می کرد، اسم وی زهرا است او بعد از سپری کردن امتحان کانکور در دانشگاه البیرونی کامیاب شد. محصل شدن و رفتن به دانشگاه یکی از آرزوهای دیرینه ی زهرا است اما وی با آنکه در دانشگاه کامیاب شده بود اما نتوانست وارد دانشگاه شود این رویا وی را تا ابد مثل یک درد همراهی خواهد کرد. زهرا بعد از بسته شدن دانشگاه و ترک وظیفه، حالت روحی خوبی نداشته و از کابل به غزنی کوچ کردند. اکنون این سه خواهر مصروف صنایع دستی است. آن ها لباس هزارگی می دوزند و به قیمت مناسب می فروشند و یا لباس به کرایه می گیرند و به قیمت مناسب می دوزند. فیروزه می گوید؛ از زندگی ام راضی هستم این شغل درامد خوبی دارد اما نمی خواهم آینده ی این سه دخترم به دوختن لباس هزارگی گره بخورد. وی هم چنان افزود؛ من یک مادر بی سواد هستم، به خاطر همین بیسوادی مشکلات زیادی را در زندگی ام تحمل کردم اما نمی خواهم دخترانم مثل من، زندگی را تجربه کنند. من می خواهم این ها تحصیل کنند و به آرزوهای که در زندگی دارند برسند. وی خود را با یکی از زنان فامیل اش مقایسه کرد که با سواد است فیروزه با گفتن اسم مستعار لیلا به وی گفت «قبل از سقوط در یکی از مکاتب خصوصی وظیفه داشت. ما به خاطر یک هزار افغانی خیلی سختی ها را تحمل می کردم تا یک هزار پیدا کنم اما او معاش یک ماهه اش تمام نیازمندی هایش را پوره می کرد» من می خواهم دخترانم مثل او هر کدام وظیفه داشته باشند و برای پیدا کردن یک هزار افغانی دستش را پیش کسی دراز نکنند. از سخنان اش معلوم می شد که دردی فراوانی را تحمل کرده است. درد فیروزه درد صدها مادر افغان است که نمی تواند صدا بلند کند زیرا کسی نیست تا صدایش را بشنود. و نمی تواند نابود شدن زندگی دختران اش را بیبیند. این مادران یک عمر زندگی بیسوادی را تجربه کرده و می داند که یک زن بیسواد در جامعه ی افغانستان چه دردهای را باید تحمل کند. طالبان با حاکمیت دوباره در افغانستان ده ها موارد محدود کننده ی را علیه کار و آموزش زنان وضع کرده و این عملکرد طالبان به زندگی دختران آسیب بزرگ وارد کرده است.
رینا امیری: ممنوعیت دختران از آموزش دلخراش کننده است
فرخنده: رینا امیری نماینده ی ویژه ی آمریکا در امور زنان و حقوق بشر در افغانستان، شب گذشته ۴حمل سال جاری در پیامی به صحفه ی ایکس نوشت که ادامه ی ممانعت های طالبان علیه آموزش دختران دلخراش کننده است. خانم امیری هم چنان افزود؛ این عملکرد تبعضی آمیز طالبان علیه زنان و دختران، افغانستان را فقیر و وابسته به کمک های خارجی نگه می دارد و هم چنان خانواده ها مجبور به ترک کشور می شوند خانم امیری هم چنان نوشت که هیچ جایگزینی برای آموزشی رسمی برای همهی شهروندان افغانستان وجود ندارد. جهان پشت فراخوانی از طالبان برای لغو احکام مخربی که پتانسیل بیش از ۵۰ درصد جمعیت را نابود میکند، ایستاده است. وی هفته گذشته ۲۹ حوت ۱۴۰۲ نیز طی نشستی تحت نام( باز سازی امنیت از دیدگاه زنانی که تحت سلطه ی طالبان زندگی می کنند) سخنرانی می کرد گفت ادامه ی محدودیت های طالبان علیه زنان در افغانستان مخصوصا در عرصه ی آموزش دلخراش کننده است. طالبان چهار روز قبل برای سومین سال زنگ مکتب را بدون حضور دختران نواختند این گروه بعد از تسلط دوباره در افغانستان، دروازه های مکاتب را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند بعد از آن دختران را از رفتن به دانشگاه و مراکز اموزشی نیز منع کردند. این عملکرد تبعیض آمیز طالبان واکنش های تند جهانی را نیز در پی داشته است. سازمان ملل اما بهانه های طالبان برای باز گشایی مکاتب دخترانه را بیهوده می خواند.
زنان معترض: ممانعت از آموزش نقض آشکار حقوق بشری است
جنبش اعتراضی « زنان بسوی آزادی» می گوید طالبان از زنان باسواد و تحصیل کرده می ترسند. فرخنده: گروه از زنان معترض تحت نام« زنان به سوی آزادی» می گویند ممانعت از آموزش نقض اشکار حقوق بشر است. آموزش حق اساسی و اولیه ی دختران است وممانعت از آموزش دختران عواقب جبران نا پذیری در پی خواهد داشت. این جنبش در اعلامیهای دربارهی آغاز سال نو تعلیمی و ادامهی محرومیت دختران از آموزش گفته است که آموزش حق اساسی و بنیادی هر فرد یک جامعه است. این جنبش اعتراضی زنان در ادامه ی اعلامیه گفته است که گروه طالبان از زنان باسواد و تحصیل کرده می ترسند. این گروه اعتراضی زنان هم چنان می گوید که جامعه ی جهانی باید آپارتاید جنسیتی را به رسمیت بشناسند و از به رسمیت شناختن گروه طالبان جلوگیری نموده و مانع سیاست های سرکوپ گرایانه ی این گروه شوند. طالبان از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیتهای گستردهای بر حقوق و آزادیهای زنان وضع کردهاند. با این حال کارشناسان سازمان ملل متحد نیز این رفتار طالبان را جنایت علیه بشریت خوانده و گفته است که عملکرد طالبان در برابر زنان افغانستان جز آپارتاید جنسیتی چیزی دیگری نیست.
آلمان خواستار بازگشایی مکاتب دخترانه در افغانستان شد
وزارت خارجهای آلمان خواستار بازگشایی مکاتب دخترانه در افغانستان شده است. وزارت خارجه آلمان با آغاز سال جدید تعلیمی از طالبان خواست دروازه های مکاتب و دانشگاها را به روی دختران باز کنند و اجازه دهند که دختران نیز به حقوق اولیه ی شان دست رسی داشته باشند. این وزارت روز گذشته ۲ حمل ۱۴۰۳ در صفحه ی ایکس نوشت طالبان در حال ربودن آینده یک نسل از دختران و پیشرفت افغانستان هستند. وزارت خارجه ی آلمان خاطرنشان کرده است: «ما از طالبان میخواهیم که دروازههای مکانب و دانشگاهها را به روی دختران و زنان باز کنند.» طالبان با آغاز سال جدید تعلیمی در افغانستان، زنگ مکتب را بدون حضور دختران بالاتر از صنف ششم در مکاتب نواختند. این سومین سال است که طالبان مکاتب و دانشگاها بروی دختران بالاتر از صنف ششم بسته اند. این عملکرد طالبان علیه آموزش دختران واکنش های زیادی در داخل و خارج از کشور داشته است. چهار شنبه ۱ حمل ۱۴۰۳ سازمان ملل متحد نیز در صفحه ی ایکس، بهانه های طالبان برای باز گشایی مکاتب دخترانه را بیهوده خوانده بود.
زنان معترض بار دیگر خواهان رفع محدودیتها بر روی دختران و زنان شد
جنبش زنان عدالتخواه افغانستان و جنبش تحول تاریخ زنان، در یک برنامه اعتراضی، خواهان رفع محدودیت علیه زنان در افغانستان شدن. آنها در این برنامه گفته است که بار دیگر، از ملت افغانستان، از مردمان آگاه جهان و از کشورهای حامی دموکراسی میخواهند که در کنار زنان افغانستان بایستند و برای اعتراض دسته جمعی علیه طالبان طوماری را راه اندازی کنند. در بیانیه زنان معترض آمده است” در آستانهی بهار طبیعت قرار داریم. با وجود اینکه میهن در زیر چکمههای دژخیمانِ سیهروی لگدمال شده و زمین و آسمان وطن را تیره و تار ساختهاند، اما زنان آگاه افغانستان هنوز بیدارند. زنان، با مشعلهای آگاهی در دست برای چیره شدن بر تاریکی و ظلمت ایستادهاند. در این روزها که طبیعت رستاخیز خود را جشن میگیرد، ما زنان مبارز افغانستان بار دیگر اعتراض خود را به روند جاری در افغانستان اعلام میکنیم. ما به آپارتاید جنسیتی، به محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسیشان و به حضور یک گروه تروریستی بر مسند حکومت در افغانستان اعتراض داریم.” از سوی هم سازمان عفو روز گذشته در صفحه ی ایکس خود، بهانه های طالبان برای باز گشایی مکاتب دخترانه را واهی خوانده و از این گروه خواست که مکاتب و دانشگاه ها را به روی دختران فورل باز کنند. این سازمان خطاب به طالبان گفت که دلایل این گروه برای ممنوعیت آموزش دختران، «بهانههای واهی برای اعمال تبعیض بیشتر در افغانستان است.» طالبان از زمان برگشت به قدرت به بهانه های مختلف مراکز آموزشی را بروی دختران بستند و بار ها در پاسخ به سوالی که چرا دختران اجازه ی تحصیل ندارند گفته است که شرایط مورد نظر این گروه برای بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی تمام دختران مساعد نیست. مقامهای طالبان نزدیک به سه سال از بازگشت به قدرت، درباره تاریخ بازگشایی مکاتب سکوت کرده یا سخنان مبهم گفته اند. هم زمان با آغاز سال جدید تعلیمی ۱۴۰۳ دیروز چهار شنبه ۱ حمل، طالبان با نواختن زنگ مکتب سال جدید تعلیمی را آغاز و از خبرنگاران، استادان و کارمندان زن خواسته بودند که در این مراسم شرکت نکنند.
نه راه رفتن نه جای ماندن، روایت گروه هنری نیما
روز گذشته 28 حوت 1402 گروه هنری دختران ( نیما) طی یک نامه ی سرگشاده به صدر اعظم آلمان، خواستار کمک ازین کشور شد. این گروه پانزده نفری طی یک نامه ی سرگشاده به آدرس دفتر اولاف شولتس، صدراعظم آلمان از وی خواستار حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان شده و گفتهاند که افغانستان برای آنها به یک قفس تبدیل شده و راهی برای رفتن و جایی برای ماندن ندارند. گروه دختران نیما در این نامه گفته است که طالبان پس از تسلط حق تحصیل حق کار و آزادی را از زنان ودختران افغانستان گرفته و روز به روز محدودیت های جدی تر بر زندگی این ها وضع می کنند. آنها هم چنان تاکید میکنند که هر روز خود را زیر ظلم و شکنجه میگذرانند و با چشمان خود شاهد اعدام شهروندان، نکاح اجباری زنان و دختران و شکنجهی آنها هستند این گروه از صدراعظم آلمان خواسته است که لطفن به داد دختران افغانستان برسند دختران که هر ثانیه ی از زندگی خود را به ترس، غم، و اندوه بسر می برند و از تحصیل وتعلیم باز مانده اند دوباره امید جوانه زدن بدهد. دختران هنری نیما برای صدراعظم آلمان نوشتهاند: «ما از شما چیز زیادی نمیخواهیم، فقط برای نجات زندگی خود، برای نجات رویا و اهداف خود، برای حق انسانی خود دست به سوی شما دراز میکنیم که شما امیدی برای ما باشید. فقط یک فرصت برای نجات زندگی دوباره میخواهیم.» این دختران در اخیر نامه هم چنان تاکید کرده است که حناب صدراعظم ما با چشمان پر از اشک منتظر کمک و همکاری شما هستیم امید ما را نا امید نکنید.