Skip to main content

Farkhundanews

اوچا: آموزش دختران، سرمایه‌گذاری برای آینده افغانستان است

فرخنده: دفتر هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) با تأکید بر اهمیت آموزش دختران اعلام کرده است که سرمایه‌گذاری در آموزش آنان، سرمایه‌گذاری برای آینده افغانستان است؛ در حالی که میلیون‌ها دختر همچنان از حق آموزش محروم‌اند. اوچا با نشر پیامی در صفحه ایکس نوشت که آموزش دختران امید، فرصت و آینده‌ای بهتر را برای افغانستان رقم می‌زند و باید از آن حمایت شود. این نهاد همچنین نگرانی یک مادر در ولایت بامیان را بازتاب داده است که گفته از آینده دخترش بیم دارد، زیرا ادامه محرومیت از آموزش، فرصت‌های زندگی او را از بین می‌برد. اوچا تأکید کرده است که آموزش دختران نه تنها یک حق اساسی، بلکه یکی از پایه‌های توسعه و پیشرفت جوامع به شمار می‌رود. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پس از بازگشت طالبان به قدرت، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شده‌اند و زنان نیز از تحصیل در دانشگاه‌ها، بسیاری از فرصت‌های شغلی و شماری از آزادی‌های اجتماعی، از جمله سفر بدون محرم، منع شده‌اند.

دختران در زنجیر، آرزوها در گور؛ فرخنده‌های امروز در سکوت می‌میرند

فرخنده: ده سال پیش، فرخنده ملک‌زاده در خیابان‌های کابل به جرم بی‌گناهی، به جرم ایستادگی در برابر جهل، زنده زنده سوزانده شد. آن روز، جهان با وحشت نظاره‌گر بود، صدای ضجه‌هایش در میان شعله‌ها گم شد، اما زنان افغانستان دست‌کم توانستند جسد نیمه‌سوخته‌اش را بر شانه‌هایشان تا آرامگاهش بدرقه کنند. امروز اما، دختران افغانستان حتی فرصت فریاد زدن را ندارند، حتی جسدهایشان بی‌صدا در تاریکی دفن می‌شود. در کشوری که روزگاری فرخنده را به آتش کشید، حالا دختران از تحصیل، از کار، از نفس کشیدن در هوای آزادی محروم‌اند. درهای مکاتب و دانشگاه‌ها به رویشان قفل شده، پارک‌ها و خیابان‌ها برایشان ممنوعه گشته، و رویاهایشان پیش از آنکه به بلوغ برسد، در سایه‌ی دیکتاتوری زن‌ستیزانه به خاک سپرده می‌شود. دیگر کسی تابوتی بر شانه نمی‌گیرد، دیگر کسی حتی فرصت ندارد برایشان عزاداری کند. اگر فرخنده را در یک روز، در برابر چشمان بی‌تفاوت مردمان، به خاک و خون کشیدند، دختران امروز افغانستان را هر روز، در سکوتی مرگبار، می‌کشند. هر مدرسه‌ی بسته، هر رویا‌ی شکسته، هر آرزوی خفه‌شده، تکه‌ای دیگر از پیکر این نسل را در قبر فراموشی فرو می‌برد. آیا تاریخ دوباره نظاره‌گر خواهد ماند؟ یا این بار کسی خواهد بود که زنجیر را پاره کند؟ در یک روز بهاری، کابل شاهد یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های تاریخ خود شد. خیابان‌های پایتخت، که باید محل عبور و مرور عابران باشند، به میدان قتل‌عامی هولناک بدل شدند. زنی جوان، بی‌پناه و بی‌گناه، در برابر دیدگان صدها نفر، مورد هجوم قرار گرفت، با مشت و لگد، با سنگ و چوب، با آتش و خشم. نامش فرخنده بود. دختری که در تاریکی خرافات، شعله‌ی آگاهی را بر دوش می‌کشید. او قربانی شد، نه به جرم گناه، که به جرم ایستادگی در برابر جهل. او کشته شد، نه به دست یک فرد، بلکه به دست جامعه‌ای که سال‌ها در زنجیر افراطیت، زن‌ستیزی و نابرابری دست‌وپا می‌زد. آن روز، بازارچه‌ی شاه دوشمشیره، به قتلگاه تبدیل شد. مردانی که خود را نگهبانان دین می‌دانستند، با فریادهای جنون‌آمیز، دختری را که از جنس مادرانشان بود، زنده‌زنده به کام مرگ فرستادند. هیچ کس نپرسید که آیا او گناهکار است؟ هیچ کس به خود زحمت نداد حقیقت را جستجو کند. آنچه رخ داد، تنها قتل یک انسان نبود؛ بلکه مرگ وجدان بود، سقوط انسانیت، و شکستن آخرین شیشه‌ی امید. فرخنده را سنگسار کردند، آتش زدند، و جسد نیمه‌سوخته‌اش را در بستر رودخانه انداختند. اما چه چیزی در آن لحظه بیشتر آتش به جان می‌زد؟ خشونت مهاجمان یا سکوت تماشاگران؟ این حادثه، چون پتکی بر سر جامعه کوبید و زخم کهنه‌ی زن‌ستیزی را دوباره سر باز کرد. فرخنده، تنها نامی در میان کشته‌شدگان نبود. او چهره‌ی هزاران زنی شد که قرن‌ها در سایه‌ی بی‌عدالتی، صدای‌شان خاموش شده بود. پس از آن جنایت، خیابان‌های کابل صحنه‌ی اعتراض شدند. زنانی که همیشه در حاشیه رانده شده بودند، این بار در صف اول ایستادند. برای نخستین بار در تاریخ افغانستان، پیکر یک زن بر شانه‌های زنان دیگر به خاک سپرده شد. اشک‌ها جاری بود، اما این اشک‌ها دیگر از جنس ترس نبودند. این اشک‌ها از جنس خشم، از جنس بیداری بودند. اما آیا این بیداری کافی بود؟ آیا پس از گذشت ده سال، دیگر زنی در خیابان‌های کابل به جرم آزادی‌خواهی کشته نمی‌شود؟ آیا خون فرخنده، نقطه‌ی پایانی بر چرخه‌ی خشونت بود؟ امروز، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که فرخنده‌ها هنوز هم قربانی می‌شوند، تنها شکل جنایت تغییر کرده است. دیگر آن‌ها را در منظر عام نمی‌سوزانند، اما در سکوت و خاموشی، حقوق‌شان را یکی پس از دیگری می‌گیرند، صدای‌شان را سرکوب می‌کنند، و آرزوهای‌شان را در قبرستان فراموشی دفن می‌کنند. دخترانی که روزگاری برای تحصیل و کار می‌جنگیدند، امروز در خانه‌های‌شان زندانی شده‌اند. زنانی که روزی برای عدالت فریاد می‌زدند، امروز در سایه‌ی ترس زندگی می‌کنند. خیابان‌هایی که روزی شاهد اعتراض بودند، امروز تنها ردپای سکوت را در خود دارند. اما تاریخ فراموش نمی‌کند. آن روزی که فرخنده کشته شد، جهان نظاره‌گر بود. صدای او از کابل تا نیویورک، از دهلی تا پاریس، طنین‌انداز شد. تصاویر وحشتناک آن روز، قلب میلیون‌ها نفر را به درد آورد و پرسشی را مطرح کرد که هنوز بی‌پاسخ مانده است: چگونه می‌توان در قرن بیست و یکم، در برابر چنین وحشیگری‌ای، ساکت ماند؟ فرخنده دیگر زنده نیست، اما نام او فراموش نخواهد شد. او نه اولین قربانی این جهل بود و نه آخرین، اما مرگ او نقطه‌ی عطفی شد برای مبارزه‌ی زنان در برابر افراطیت و زن‌ستیزی. امروزه، فرخنده نمادی است از هزاران زنی که هنوز در برابر نظام‌های ستمگر ایستاده‌اند. نمادی از زنانی که با وجود خطرات، برای حقوق خود می‌جنگند، از دخترانی که هر روز با امید بیدار می‌شوند، از مادرانی که آرزو دارند دخترانشان آینده‌ای بهتر داشته باشند. اما یاد فرخنده نباید فقط در سالگرد قتلش زنده شود. او نباید فقط یک خاطره‌ی تلخ باشد که گاهی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. او باید به فریادی همیشگی تبدیل شود، به انگیزه‌ای برای تغییر، به چراغی برای راهی که هنوز ناتمام است. جامعه‌ای که فرخنده را به قتل رساند، هنوز هم در سایه‌های تاریک خود زندگی می‌کند. همان تفکرات، همان باورهای پوسیده، همان مردانی که به نام دین، خون می‌ریزند و عدالت را در قفس می‌کنند. اما زنان دیگر سکوت نخواهند کرد. سکوت، همان زنجیری است که قاتلان فرخنده بر دست و پای جامعه بستند. اگر این زنجیر پاره نشود، باز هم فرخنده‌های دیگری قربانی خواهند شد، باز هم مادران بر مزار دخترانشان خواهند گریست، و باز هم جهان، نظاره‌گر بی‌عدالتی خواهد بود. فرخنده، اگر امروز زنده بود، شاید همچنان برای آگاهی مردمش تلاش می‌ شاید برای عدالت می‌جنگید. اما زندگی از او گرفته شد، آن هم به جرم روشنگری. اما قاتلان او چه شدند؟ برخی محاکمه شدند، برخی مجازات گشتند، اما بسیاری هنوز هم آزادانه قدم می‌زنند. جامعه‌ای که به چنین جنایتی اجازه می‌دهد، آیا واقعاً تغییری کرده است؟ ده سال از آن روز تلخ گذشته است، اما زخم هنوز تازه است. تا زمانی که زنان در افغانستان در سایه‌ی وحشت زندگی می‌کنند، تا زمانی که دختران از حق تحصیل و کار محرومند، تا وقتی که تفکر زن‌ستیزی ریشه‌کن نشده، این زخم التیام نخواهد یافت. فرخنده را کشتند، اما آرمان او زنده است. آرمان آزادی، عدالت، و برابری. یاد او، تلنگری

درخواست ملل متحد برای پایان خشونت علیه زنان در افغانستان

فرخنده: همزمان با روز جهانی رفع خشونت علیه زنان، سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای مشترک خواستار اقدام قاطع طالبان برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران در افغانستان شد. این درخواست در شرایطی مطرح شده که زنان افغانستان با محدودیت‌های شدید و تضعیف نظام‌مند حقوق اساسی خود مواجه هستند. ملل متحد تأکید کرده است که افغانستان همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های خشونت علیه زنان را در جهان تجربه می‌کند. این نهاد هشدار داده که با وجود افزایش تقاضا برای خدمات حمایتی، دسترسی زنان به این خدمات به‌شدت کاهش یافته است. در بیانیه آمده است که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، حقوق زنان به‌طور نظام‌مند محدود شده و منابع کمتری برای حمایت از آنان اختصاص یافته است. روزا اوتونبایوا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در افغانستان، با اشاره به وضعیت بحرانی زنان گفت: «ما در نقطه حساسی برای زنان و دختران افغانستان قرار داریم. نیاز به اقدام فوری برای برقراری عدالت و پایان دادن به خشونت علیه آنان ضروری است.» الیسون دیویدیان، نماینده ویژه سازمان زنان ملل در افغانستان، نیز افزود: «این‌که زنان و دختران افغانستان امروز از حقوق کمتری نسبت به نسل‌های قبل برخوردارند، یادآور تلخی از وضعیت وخیم آنان است. جامعه بین‌المللی باید تلاش‌های خود را برای حمایت از این زنان دوچندان کند.» با وجود این چالش‌ها، ملل متحد به شجاعت و استقامت زنان افغانستان اشاره کرده است. این بیانیه می‌افزاید که سازمان‌های زنان در افغانستان همچنان خدمات حیاتی را به بازماندگان خشونت ارائه می‌دهند. همچنین، رهبران اجتماعی و دینی برای مقابله با هنجارهای اجتماعی زیان‌بار تلاش می‌کنند. علاوه بر این، جنبشی در میان مردان و پسران افغانستان در حال شکل‌گیری است که برای حمایت از زنان در خانواده‌ها و جوامع خود تلاش می‌کنند. ملل متحد کارزار جهانی ۱۶ روز فعالیت علیه خشونت جنسیتی را که از ۲۵ نوامبر آغاز شده و تا ۱۰ دسامبر ادامه دارد، فرصتی برای ایجاد آگاهی بیشتر دانسته است. این کمپین با آماده‌سازی‌ها برای سی‌امین سالگرد پلتفرم پکن برای اقدام، که چارچوبی کلیدی برای برابری جنسیتی است، همزمان شده است. هیئت معاونت ملل متحد در افغانستان تأکید کرده که به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه خواهد داد و در جهت تقویت صدای آنان و پاسخگویی به نیازهای فوری‌شان گام برخواهد داشت. در بیانیه سازمان ملل آمده است: خشونت علیه زنان هیچ توجیهی در هیچ جای جهان، از جمله افغانستان، ندارد.  

محدودیت بر کار زنان افغانستان، ۶۰۰ هزار تن را از کمک محروم کرد

فرخنده: کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهجویان اعلام کرده است که محدودیت‌های طالبان بر کار زنان و مشکلات اداری باعث شده‌اند تا ۶۰۰ هزار نفر در ماه اکتبر از دریافت کمک‌های ضروری محروم شوند. این افراد اکنون در آستانه فصل زمستان بدون حمایت لازم قرار دارند. این سازمان همچنین از کمبود بودجه ۳۴ میلیون دلاری خبر داده و تأکید کرده است که این مبلغ برای جلوگیری از پیامدهای شدید انسانی در زمستان پیش‌رو حیاتی است. با وجود این چالش‌ها، این نهاد توانسته است به هزاران نفر از آسیب‌دیدگان رویدادهای طبیعی در کشور کمک‌های اولیه شامل سرپناه اضطراری و لوازم بهداشتی ارائه کند. در همین حال، فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ نیز گزارش داده است که ۲۳.۷ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های فوری بشردوستانه نیاز دارند. این سازمان بحران انسانی در افغانستان را پیچیده توصیف کرده و عواملی نظیر رویدادهای طبیعی، تغییرات اقلیمی، بی‌جاشدگان داخلی، ناامنی غذایی، و ضعف خدمات بهداشتی را از دلایل اصلی این وضعیت بحرانی عنوان کرده است.

هشدار ملاله یوسفزی درباره عواقب جهانی بحران حقوق زنان در افغانستان

فرخنده: ملاله یوسفزی، فعال حقوق زنان و برنده جایزه نوبل صلح، در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی کاکی، وابسته به شبکه ABC، تأکید کرده است که طالبان نماینده واقعی دین اسلام و فرهنگ افغانستان نیستند و اقدامات آن‌ها مغایر با اصول اسلامی است. او تصریح کرده است که اسلام هرگز آموزش و کار زنان را ممنوع نکرده و محرومیت زنان افغانستان از این حقوق اساسی، عواقب گسترده‌ای در داخل و خارج از این کشور خواهد داشت. یوسفزی در این گفت‌وگو با انتقاد از جامعه جهانی، عدم حمایت کافی از زنان افغانستان را «اشتباهی بزرگ» خواند و هشدار داد که این بی‌توجهی پیامدهای امنیتی و اجتماعی فراتر از مرزهای افغانستان خواهد داشت. وی افزود: «هرچه زنان افغانستان کمتر تحصیل کنند، فرزندان‌شان بیشتر در معرض تفکرهای خطرناک و افراطی قرار می‌گیرند.» ملاله یوسفزی به تلاش‌های خود برای حمایت از زنان افغانستان از طریق آثار هنری و رسانه‌ای نیز اشاره کرد. مستند «نان و گل رز»، ساخته یوسفزی، داستان مبارزه زنان افغانستان برای دسترسی به حقوق اولیه‌ای چون آموزش، کار، و آزادی را به تصویر می‌کشد. این مستند تأکیدی بر نیاز مبرم به حمایت بین‌المللی از زنان افغانستان است. طالبان پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر زنان اعمال کرده‌اند. منع دختران و زنان از تحصیل در مدارس و دانشگاه‌ها، ممنوعیت حضور در اماکن عمومی مانند پارک‌ها، و حتی ممنوعیت صدای زنان بالغ در اماکن عمومی، بخشی از این اقدامات است. این سیاست‌ها با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی، از جمله کشورهای اسلامی و علمای دینی، مواجه شده است، اما طالبان تا کنون تغییری در رویکرد خود نشان نداده‌اند. فعالان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی از کشورهای جهان، به‌ویژه ایالات متحده، خواسته‌اند تا با اتخاذ مواضع قاطع، طالبان را به پاسخگویی در برابر نقض گسترده حقوق بشر و حقوق زنان وادار کنند. معاون بخش زنان دیدبان حقوق‌بشر سازمان ملل متحد، در مصاحبه‌ای، تأکید کرده است که رویکرد منفعلانه جامعه جهانی به این بحران تنها به تقویت طالبان و ادامه سرکوب زنان منجر می‌شود. در مقابل، طالبان همچنان بر اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه خود تأکید دارند. خالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در سفر اخیر خود به ولایت‌های غربی افغانستان، از مردم خواسته است که «به تبلیغات دشمن و رسانه‌ها باور نکنند» و از قوانین طالبان حمایت کنند. در شرایطی که بحران حقوق بشر و نقض گسترده حقوق زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان تشدید شده است، کارشناسان و فعالان حقوق بشر بر اهمیت اقدام فوری جامعه جهانی تأکید دارند. بسیاری معتقدند که انفعال جامعه جهانی به گسترش تبعات این بحران، نه تنها در افغانستان، بلکه در سطح بین‌المللی منجر خواهد شد.

شلاق بر تن زنان در ملاءعام؛ تشدید سرکوب زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان

فرخنده: دادگاه عالی طالبان اعلام کرده است که در ولایت‌های فاریاب و تخار پنج نفر، شامل دو زن، در ملاءعام شلاق زده شده‌اند. براساس خبرنامه دادگاه، محاکم ابتدایی ولسوالی‌های پشتون‌کوت و دولت‌آباد فاریاب، دو زن و یک مرد را به اتهام فرار از منزل و رابطه جنسی خارج از ازدواج (زنا) به یک تا دو سال زندان و ۳۹ ضرب شلاق محکوم کرده‌اند. این حکم روز یک‌شنبه، ۲۷ عقرب، در حضور مردم اجرا شد. همچنین در خبرنامه‌ای دیگر آمده است که در ولسوالی درقد ولایت تخار، دو مرد به اتهام لواطت و سرقت در ملاءعام شلاق زده شده‌اند. هر یک از این افراد نیز به ۳۹ ضرب شلاق محکوم شده بودند. اجرای علنی مجازات‌های بدنی از سوی طالبان، به‌ویژه علیه زنان، در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. این گروه زنان را نه تنها از بسیاری از حقوق اولیه، مانند تحصیل و کار، محروم کرده، بلکه اکنون با تشدید اقدامات تنبیهی، آن‌ها را به گونه‌ای نمادین در فضای عمومی هدف قرار می‌دهد. زنان در افغانستان به طور خاص از این سیاست‌ها آسیب دیده‌اند. محدودیت‌های شدیدی که طالبان اعمال کرده‌اند، زندگی آن‌ها را به شکل قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار داده و نقش آنان را در جامعه به حاشیه رانده است. علاوه بر منع از تحصیل و کار، مجازات‌هایی مانند شلاق زدن در ملاءعام، پیامدهایی فراتر از مجازات جسمی دارد و نوعی تحقیر عمومی و کاهش شأن انسانی زنان محسوب می‌شود. این اقدامات، همزمان با تلاش‌های طالبان برای تثبیت قدرت خود، با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی سازمان‌های حقوق بشری مواجه شده است. فعالان حقوق زن بارها هشدار داده‌اند که این رویکرد نه تنها کرامت انسانی زنان را نقض می‌کند، بلکه پیامدهای اجتماعی و روانی عمیقی برای آنان و جامعه به همراه خواهد داشت. با ادامه این روند، نگرانی‌ها درباره گسترش فضای سرکوب و خشونت در افغانستان افزایش یافته است. از جامعه جهانی انتظار می‌رود تا فشار بیشتری بر طالبان وارد کرده و از حقوق زنان در افغانستان حمایت کنند.

هشدار جنبش شنبه‌های ارغوانی نسبت به تعامل جهان با طالبان

فرخنده: جنبش شنبه‌های ارغوانی در بیانیه‌ای تازه، تعامل جامعه جهانی با طالبان در سه سال گذشته را عامل اصلی «سرکوب نظام‌مند و جنایات سازمان‌یافته» علیه شهروندان افغانستان، به‌ویژه زنان، دانسته است. این جنبش تاکید کرده است که جهان با نادیده گرفتن **جنایات ضد بشری طالبان** و حفظ آنان در قدرت، زمینه را برای گسترش نقض حقوق بشر و بحران‌های انسانی در افغانستان فراهم کرده است. در بیانیه آمده است که این رویکرد جهانی، نه تنها به بدتر شدن وضعیت حقوق زنان و اقوام آسیب‌پذیر انجامیده، بلکه طالبان را در اقدامات خود جسورتر کرده است. جنبش شنبه‌های ارغوانی هشدار داده که افغانستان تحت کنترل طالبان اکنون به یک «تهدید جدی» برای امنیت منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. این جنبش همچنین از تلاش طالبان برای سفیدنمایی حکومت خودخوانده‌شان ابراز نگرانی کرده و گفته است که این گروه تاکنون هیچ اقدام واقعی در جهت آشتی با مردم افغانستان یا تعامل مثبت با جامعه جهانی انجام نداده است. زنان معترض این جنبش با ابراز نگرانی شدید از تلاش‌ها برای عادی‌سازی روابط با طالبان، هشدار داده‌اند که هرگونه مشروعیت‌بخشی به این گروه، پیامدهای فاجعه‌باری خواهد داشت. آنان تاکید کرده‌اند که جامعه جهانی نباید فریب روایت‌های اصلاح‌طلبانه طالبان را بخورد، چرا که این تعاملات، خطر تقویت نیروهای افراطی و هراس‌افکن را در سطح جهان افزایش می‌دهد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، این گروه بسیاری از حقوق و آزادی‌های شهروندان افغانستان را محدود کرده‌اند. زنان و دختران از تحصیل در مقاطع بالاتر از صنف ششم و دانشگاه‌ها منع شده‌اند و قوانین سخت‌گیرانه‌ای علیه آنان اعمال شده است. در نشست‌های اخیر، از جمله نشست فارمت مسکو درباره افغانستان، کشورهای شرکت‌کننده بر استفاده نشدن خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر تاکید کردند و از طالبان خواستند در برخورد با گروه‌های تروریستی رفتار گزینشی نداشته باشند. با این حال، این جنبش معتقد است که جامعه جهانی تاکنون در بازدارندگی از نقض حقوق بشری در افغانستان ناکام بوده است. جنبش شنبه‌های ارغوانی بار دیگر از جهان خواسته است تا رویکردی قاطعانه‌تر در برابر طالبان اتخاذ کند و از حقوق زنان و مردم افغانستان دفاع نماید.

افزایش شلاق زدن زنان در ملأعام توسط طالبان: نگرانی‌ها از نقض حقوق بشر و اسلام‌ستیزی

فرخنده: در دو هفته اخیر، طالبان با شلاق زدن به ۱۱ زن در ملأعام، نگرانی‌های جدی درباره نقض حقوق بشر و حقوق زنان در افغانستان را به‌ویژه در زمینه‌های قانونی و دینی برانگیخته‌اند. این افزایش در مجازات‌ها، که به اتهاماتی مانند روابط نامشروع و فساد اخلاقی صورت گرفته، در حالی است که برخی از آگاهان دینی این اقدامات را خلاف اصول اسلامی و بر اساس اجبار و فشار می‌دانند. به گزارش منابع خبری، در این مدت، طالبان حدود ۴۰ درصد بیشتر از دو هفته پیش‌تر، دست به اجرای این حکم زده‌اند. اتهاماتی همچون روابط نامشروع، زنا، لواط، فرار از منزل، دزدی و فساد اخلاقی به عنوان دلایل شلاق زدن اعلام شده است. در این مدت، ولایت‌های جوزجان، ننگرهار و غزنی بیشترین موارد اجرای حکم شلاق را داشته‌اند. بر اساس اطلاعات موجود، در این ولایت‌ها، طالبان ۲۲ نفر را در جوزجان، ۱۵ نفر را در ننگرهار و ۷ نفر را در غزنی شلاق زده‌اند. علاوه بر این، گزارش‌هایی از ولایت‌های تخار، میدان وردک، کابل و پکتیکا نیز مبنی بر شلاق زدن به شهروندان منتشر شده است. یکی از نکات نگران‌کننده، شلاق زدن زنان است. در دو هفته گذشته، ۱۱ زن نیز از سوی طالبان به همین روش مجازات شده‌اند. فواد، یکی از باشنده‌های ولایت فراه، در گفتگو با رسانه‌ها گفت: «طالبان به گونه غیر قانونی مردم را در ملأعام شلاق می‌زنند. اگر همین وضعیت ادامه یابد، مردم افغانستان مجبور خواهند شد که کشور را ترک کنند. دره زدن بدون حضور وکیل مدافع، کاری غیر قانونی است.» از سوی دیگر، مقام‌های طالبان دفاع شدیدی از این احکام دارند. سعید احمد شهید خیل، معین نظامی وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در آخرین اظهارات خود اعلام کرده است که این احکام به نظام اسلامی هویت می‌دهند و کشورهای غیر اسلامی از این نعمت بی‌بهره هستند. او گفته است: «در بدنه امارت اسلامی افغانستان، وزارت امر به معروف وزارتی است که به نظام اسلامی هویت می‌بخشد. این وزارت است که کشورهای غیر اسلامی از این نعمت و سعادت بهره‌مند نیستند.» در این میان، برخی از آگاهان مسایل دینی و حقوقی کشور معتقدند که اجرای حدود شرعی باید تحت شرایط خاص و با دقت فراوان صورت گیرد. آنان به این باورند که طالبان بدون در نظر گرفتن شرایط و دلایل قانونی، دست به اجرای این احکام زده‌اند و این رویکرد با آموزه‌های اسلامی سازگار نیست. به گفته این کارشناسان، طبق شریعت اسلام، برای اجرای چنین احکام، باید اعتراف داوطلبانه و شفاف از متهم گرفته شود، اما طالبان به روش‌های اجبار و فشار متوسل شده‌اند که این امر نقض اصول اسلامی است. افزایش چنین مجازات‌هایی در ملأعام در افغانستان، واکنش‌های بسیاری را در سطح داخلی و بین‌المللی به دنبال داشته است. بسیاری از نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی از وضعیت موجود ابراز نگرانی کرده‌اند و از طالبان خواسته‌اند تا به حقوق بشر احترام گذاشته و از استفاده از مجازات‌های سخت و بی‌رحمانه خودداری کنند. در شرایط کنونی، وضعیت حقوق بشر در افغانستان تحت سلطه طالبان همچنان بحرانی است و نگرانی‌ها از گسترش این نوع مجازات‌ها در میان مردم و جامعه جهانی ادامه دارد.

افزایش نقض حقوق بشر و حقوق زنان در افغانستان پس از تسلط طالبان

فرخنده: پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، نقض حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان، به طور چشمگیری افزایش یافته است. طبق گزارش‌های بین‌المللی، محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی طالبان زندگی زنان افغان را به شدت تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از آنها را با بحران‌های اجتماعی و اقتصادی جدی روبه‌رو کرده است. هدر بار، معاون مدیر حقوق زنان در دیده‌بان حقوق بشر، در مصاحبه‌ای با گلوبل ایشیوز اعلام کرد که در طی بیش از سه سال گذشته، حدود ۶۰ هزار زن افغان به دلیل محدودیت‌های طالبان شغل خود را از دست داده‌اند. این وضعیت نه تنها به افزایش بیکاری میان زنان منجر شده بلکه فشار بیشتری بر اقتصاد افغانستان وارد کرده است. براساس اطلاعات برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)، پس از اعمال محدودیت‌های کاری برای زنان، درآمد افغانستان بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته و این کشور را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل کرده است. گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهند که طی سه سال گذشته، آمار ازدواج‌های اجباری در میان دختران افغان به شدت افزایش یافته است. هدر بار این وضعیت را به محرومیت دختران از آموزش و فرصت‌های شغلی مرتبط می‌داند و تأکید می‌کند که فعالان حقوق بشر همچنان به مبارزه خود برای بازگرداندن حقوق زنان ادامه می‌دهند. هنریتا فور، مدیر سابق یونیسف، در این زمینه گفته است: «از آن‌جایی که بیشتر دختران نوجوان هنوز اجازه بازگشت به مکتب را ندارند، خطر ازدواج کودکان در حال حاضر بیش‌تر شده است.» طبق یافته‌های یونیسف، ۲۸ درصد از زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله افغان در ازای دریافت مهریه ازدواج کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، بحران بشری در افغانستان همچنان وخیم‌تر شده است و میلیون‌ها زن افغان با تبعیض جنسیتی مواجه هستند. طبق آمار، نزدیک به ۲.۵ میلیون دختر افغان از دسترسی به آموزش محروم شده‌اند و این امر آینده آموزشی و حرفه‌ای آنان را به خطر انداخته است. طالبان ادعا کرده‌اند که این گروه به حقوق زنان براساس «شریعت اسلامی» پایبند است. با این حال، این ادعا با واقعیت‌های موجود در افغانستان تطابق ندارد، جایی که زنان همچنان از بسیاری از حقوق ابتدایی خود محروم هستند. در همین راستا، هفته گذشته روزنامه بریتانیایی *گاردین* گزارش داد که برخی از دختران افغان که از حق آموزش محروم شده‌اند، به اجبار به شغل یا ازدواج روی آورده‌اند. این مسئله نشان‌دهنده بحرانی است که طالبان در برابر زنان افغان ایجاد کرده است. فعالان حقوق بشر بین‌المللی همچنان به مبارزه خود علیه این محدودیت‌ها ادامه می‌دهند. باوجود فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری همچنان از حقوق زنان افغان دفاع کرده و خواهان تغییر در سیاست‌های طالبان هستند. این وضعیت در حالی ادامه دارد که افغانستان همچنان در حال مواجهه با بحران‌های انسانی و اقتصادی است، و زنان افغان به‌ویژه در شرایطی قرار دارند که نه تنها در معرض تبعیض‌های جنسیتی شدید هستند، بلکه آینده‌ای تاریک و نامشخص در پیش رو دارند.

مجازات‌های علنی طالبان علیه زنان؛ نقض آشکار حقوق بشر در افغانستان

فرخنده: در یک هفته گذشته، طالبان ۴۷ نفر، از جمله ۹ زن، را در هشت ولایت مختلف افغانستان در ملاء عام شلاق زده‌اند. این اقدام‌ها که به دستور دادگاه‌های زیر نظر طالبان صورت گرفته است، نشان از تشدید سیاست‌های مجازات بدنی این گروه دارد. طبق گزارش‌های دادگاه عالی طالبان، از دهم تا شانزدهم ماه عقرب سال جاری، ۴۴ نفر از جمله زنان در برابر دید عموم در ولایاتی همچون کابل، ننگرهار، پکتیکا، غزنی، پروان، میدان وردک، تخار و جوزجان شلاق خورده‌اند. در جدیدترین مورد، طالبان یک زن و یک مرد را در ولسوالی بگرام ولایت پروان به اتهام «رابطه خارج از ازدواج» در ملاء عام شلاق زدند. این مجازات‌ها بر اساس اتهاماتی همچون «رابطه غیرشرعی» و «زنا» اجرا می‌شود که از دید طالبان مصداق نقض شریعت اسلام است. طالبان همچنین روز چهارشنبه، ۱۶ عقرب، یک فرد دیگر را به همین اتهام به ۳۹ ضربه شلاق محکوم کردند. فعالان حقوق بشر و شهروندان افغانستان این اقدامات طالبان را «ظالمانه» و نقض آشکار حقوق بشر می‌دانند. بسیاری از آنان معتقدند که چنین مجازات‌هایی نه تنها بی‌رحمانه است، بلکه با اصول حقوق بشری و کرامت انسانی تضاد دارد. یک فعال حقوق بشر در کابل در این زمینه گفت: «این مجازات‌ها برخلاف تمامی استانداردهای جهانی حقوق بشر است و هیچ گونه محاکمه عادلانه‌ای برای افراد انجام نمی‌شود.» در سطح بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری و دولت‌های مختلف به شدت این اقدامات طالبان را محکوم کرده و خواستار واکنش جامعه جهانی به این نقض‌های مداوم حقوق بشر در افغانستان شده‌اند. آنان از سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری می‌خواهند که برای پایان دادن به این مجازات‌ها فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند. از بازگشت طالبان به قدرت در ۲۸ عقرب ۱۴۰۱ هجری خورشیدی، این گروه به شدت در پی اجرای شریعت خود بوده و در این مدت مجازات‌های بدنی همچون شلاق زدن، سنگسار، قصاص و حتی اجرای حکم اعدام در ملاء عام را به طور مستمر اعمال کرده‌اند. از دهم ماه عقرب ۱۴۰۳ تا شانزدهم این ماه، طالبان دست‌کم ۶۳۰ نفر، از جمله ۱۱۲ زن، را در مقابل دید عموم شلاق زده‌اند. طبق آمارهای به دست آمده، تنها در سال ۱۴۰۲ هجری خورشیدی، طالبان ۱۷۵ نفر را قصاص کرده‌اند، ۲۷ نفر را سنگسار کرده‌اند و ۴ نفر را به حکم آوار کردن دیوار در ملاء عام محکوم کرده‌اند. این در حالی است که نحوه رسیدگی به این پرونده‌ها و مستندات حقوقی آن‌ها هیچ‌گاه به صورت شفاف اعلام نشده است. زنان افغانستان به ویژه در سه سال اخیر، بیشتر از هر گروهی از این مجازات‌ها آسیب دیده‌اند. بسیاری از زنان به دلیل اتهاماتی همچون فرار از خانه، عدم پوشش مناسب و یا حتی روابط خارج از ازدواج مورد شلاق‌زدن قرار گرفته‌اند. این در حالی است که فعالان حقوق زنان بر این باورند که طالبان با اجرای چنین مجازات‌هایی، عملاً حقوق اولیه زنان را نقض کرده و آنان را به شرایطی بحرانی و غیر انسانی سوق می‌دهند. طالبان در سه سال اخیر هیچ‌گاه به طور رسمی و شفاف در مورد نحوه بررسی و دادرسی پرونده‌ها توضیح نداده‌اند. عدم وجود شفافیت در روند محاکمه و اتهاماتی که بسیاری از آنها فاقد شواهد معتبر است، باعث افزایش نگرانی‌ها در مورد نقض حقوق بشر در افغانستان شده است. بسیاری از نهادهای بین‌المللی از جامعه جهانی می‌خواهند که در برابر این «استبداد طالبان» سکوت نکند و برای پایان دادن به این اقدامات ظالمانه فشار بیشتری بر حکومت طالبان وارد آورد.