Skip to main content

Farkhundanews

ادامه اعتراضات نهاد های مدنی

شنبه ۱۷ جدی ۱۴۰۱ شماری از اعضای سازمان اجتماعی همدیگر پذیران افغانستان، در فضای سر پوشیده به ممنوعیت حق کار، آموزش و تحصیل زنان و دختران از سوی گروه طالبان اعتراض کردند. این اعتراض کننده‌گان دختر و پسر در تصاویری‌که به رسانه فرستادند نزدیک به ۱۰ تن اند و شعارهای نوشتاری به دست دارند. این فعالان مدنی و اجتماعی در حالی به وضع محدودیت‌ها از سوی گروه طالبان بالای زنان و دختران افغانستان اعتراض کردند و خواستار باز گشایی، مکاتب،دانشگاه، پوهنتون،ورزش، کار به روی همه دختران و زنان شدند این در حالیست که چندی قبل گروه طالبان طی فرمانی دختران را از رفتن به دانشگاه ها،کورس ها و مراکز آموزشی ، کار در نهاد های خصوصی و دولتی در تمام ولایت کشور منع شدند .

یک دختر در ولایت پروان از سوی برادرش به قتل رسید

  منابع محلی از ولایت پروان می‌گویند که یک دختر ۱۸ ساله در این ولایت از سوی برادر و خسر برادرش به قتل رسیده است. منبع می‌افزاید، روز گذشته ( شنبه، 17جدی) دختری بنام زبیده از روستای تیخان ولسوالی سیاه‌گرد ولایت پروان از سوی برادر و خسربرادرش به قتل رسید. از سویی هم، غلام‌محمد جراح، ولسوال سیاه‌گرد ضمن تایید این خبر گفت، که این دختر از سوی برادر و خسر برادرش نخست لت‌وکوب و سپس در منزلش به قتل رسیده است. آقای جراح تاکید کرد که در پیوند به این قتل، دو مرد به نام‌های رحیم‌گل و محمدداد که برادر و خسر برادر این دختر هستند، بازداشت شده اند. ولسوال سیاه‌گرد می‌افزاید که علت و انگیزه‌ این رویداد خصومت‌های خانواد‌گی بوده است. با تسلط طالبان بر افغانستان آمار خشونت‌های خانوادگی و جرایم جنایی افزایش چشم‌گیری داشته است. گسترش فقروبیکاری و رسم‌ و رواج‌های ناپسند از عوامل افزایش این‌گونه رویدادها عنوان شده است.

یک زن خبرنگار در رادیوملی غور به جرم جعل اسناد به دوماه زندان محکوم شد

  مرکز خبرنگاران افغانستان می‌گوید که دادگاه طالبان در شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور یک خبرنگار، یک کارمند و یک مجری سابق «رادیو و تلویزیون ملی» را به اتهام «جعل» اسناد به زندان محکوم کرده است. این مرکز روز (پنج‌شنبه‌، ۱۵ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دادگاه محلی در ولایت غور این حکم را در جلسه‌ی روز پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته صادر کرده است. طبق این حکم، دادگاه یک خبرنگار و مدیر اداری «رادیو و تلویزیون ملی» در غور را به ۱۸ روز زندان محکوم به مجازات کرده است. همین طور، مجری و گرداننده‌ی پیشین شبکه‌های اجتماعی این رسانه نیز به دو ماه زندان محکوم به مجازات شده است. یک منبع از غور ضمن تایید گفت که مجری پیشین «رادیو و تلویزیون ملی» این ولایت، زنی بنام لیلا نایب است که پس از حاکمیت حکومت فعلی، بیکار شده بود. طبق اظهارات  این منبع، او می‌خواست نام خود را در شناس‌نامه تغییر بدهد و برای تأییدی فورم درخواستی به اداره‌ی «رادیو و تلویزیون ملی» مراجعه کرده بود. منبع تاکید کرد که: «دو کارمند رادیو و تلویزیون به‌عنوان همکار سابق و شاهد، درخواست را با نام تازه تأیید و آمر اداره نیز آن را مهر کرده بود، اما اداره‌ی ثبت احوال نفوس به ‌دلیل متفاوت بودن نام اصلی با نام تأیید شده از سوی رادیو و تلویزیون ملی، موضوع را به فرماندهی پولیس خبر داده بود.» منبع در ادامه گفته است که آمر پیشین «رادیو و تلویزیون ملی» و آمر تازه این رسانه نیز به اتهام همکاری و تأیید این درخواست به فرماندهی پولیس احضار و پس از بازجویی با ضمانت آزاد شده‌اند. بر بنیاد گفته‌های این منبع، این افراد سه هفته پیش بازداشت شده بودند که روز پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته حکم‌شان صادره شده است. همچنان منبع تاکید می‌کند که دادگاه، مقام ولایت و تلویزیون ملی در غور به خبرنگاران دستور داده‌اند که این موضوع را رسانه‌ای نسازند. این در حالی است که پیش از این خالد قادری، خبرنگار پیشین رادیو نوروز در هرات در دادگاه نظامی طالبان  به اتهام انتشار مطالب انتقادی در صفحه‌ی فیس‌بوک خود، به یک سال زندان محکوم شده بود. آقای قادری در تاریخ ۱۳ جدی سال روان، پس از ده ماه از زندان آزاد شد.

منع شدن پزشکان از معاینه کردن بیماران زن در ولایت بلخ

    اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر در ولایت بلخ به پزشکان مرد شفاخانه‌های دولتی و خصوصی این ولایت دستور داده‌ است که بیماران زن را معاینه نکنند و پزشکان زن نیز از پذیرش بیماران مرد منع شده اند. این اداره روز گذشته (جمعه، ۱۶ جدی) با نشر اطلاعیه‌ای همچنان گفته است که «اتاق کاری کارمندان صحی زن و مرد باید از هم جدا باشد.» در اطلاعیه آمده است که بیماران مرد به پزشکان مرد و بیماران زن به پزشکان زن مراجعه کنند. بر بنیاد این اطلاعیه، ورود پایوازان مرد در اتاق‌های عمومی بیماران زن نیز به صورت کلی ممنوع شده است. یک منبع صحی از ولایت بلخ با تایید این خبر به رسانه فرخنده گفت که تداوی و معاینه‎‌ی بیماران زن توسط مردان و برعکس، حدود یک ماه پیش در این ولایت منع شده بود. وی تاکید کرد که پزشکان و بیماران در این ولایت با محدودیت‌های شدیدی مواجه هستند. این منبع تاکید کرد که افراد طالبان به دلیل رعایت نکردن این دستور، حدود یک ماه قبل، دو پرستار مرد را به شدت لت و کوب کردند. براساس معلومات منبع، این پرستاران، کارمندان شفاخانه‌ی ابوعلی سینا و شفاخانه‌ی مرکزی این ولایت بودند. این در حالی است که طالبان پس از تسلط‌ بر افغانستان، محدودیت‌های زیادی را بر زنان وضع کرده‌ است و این محدودیت‌ها با گذشت هر روز افزایش می‌یابد. در تازه‌ترین موارد، زنان و دختران از تحصیل در دانشگاه‌ها و فعالیت در موسسات داخلی و خارجی منع شده اند.

نگرانی از محدودیت‌ها در برابر زنان در افغانستان

    کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل به کابل خواهدآمد. ولکر ترک، کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، محدودیت‌های پسین در برابر زنان در افغانستان را نگران کننده خوانده است. آقای ترک در یک گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه گفته است که برای بررسی اوضاع حقوق بشر به ویژه زنان به افغانستان سفر می‌کند و با شماری از مقام‌های امارت اسلامی در این باره دیدار و گفت‌وگو خواهد کرد. ولکر ترک در این باره گفته است: «افغانستان بدترین بدترین‌ها است و این بیانی است که باید برای جهان در شمال و جنوب یادآوری شود که تفکر انحرافی می‌تواند منجر به چه چیزی شود و منظور من از سرکوب زنان به گونه‌ای بی‌نظیر است ما باید در نهایت به همبستگی با زنان و دختران افغانستان عمل کنیم و باید اطمینان حاصل کنیم که این سرکوب‌ها نمی‌توانند در آینده عادی شده و به هنجار تبدیل شود” او افزوده که ممنوعیت کار زنان در سازمان های غیردولتی، زنان و خانواده هایشانرا از درآمد محروم می کند و مانع مشارکت آنها در توسعه کشورشان می شود و هیچ کس نمی تواند زنان و دختران را از حقوق اساسی شان محروم کند، تلاش طالبان برای ساکت کردن زنان و حذف آنها از جامعه نمی تواند موفقیت آمیز باشد. این در حال است که زنان در افغانستان حتا اجازه رفتن با امکان های دینی را ندارد. یک نشریه آمریکای(نشریه پولیتیکو) به نقل از مقام‌های امریکا نوشته است که این کشور می‌خواهد طالبان را به دلیل اعمال محدودیت‌ها بر زنان مجازات کند. در همین حال، شماری از بانوان می‌گویند که امارت اسلامی در باره منع زنان از کار در نهادها و مساله آموزش باید تجدید نظر کند. از سویی‌هم، ذبیح الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان، ادعای آقای ترک را رد می‌کند و می‌گوید که تلاش می‌ورزند که حقوق زنان تمامی بر بنیاد شریعت داده شود. ذبیح الله مجاهد گفته است: “این ادعا درست نیست ما تلاش می‌کنیم که به تمام نارسایی‌ها رسیدگی صورت گیرد همه حقوق که در شریعت اسلامی به خانم‌ها داده شده ما برای آنها می‌دهیم” پیش از این، هماهنگ کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که مارتین گریفیتس معاون دبیرکل سازمان ملل در امور بشردوستانه در آینده نزدیک برای گفت‌وگو با مقام‌های امارت اسلامی به افغانستان سفر می‌کند. لیلا رضایی

اعتراض دانش‌جویان پاکستان، در رابطه به ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان

  پس از ممنوعیت تحصیل زنان و دختران از سوی گروه طالبان، برخی از دانش‌جویان دختر پاکستانی که در افغانستان تحصیل می‌کردند، با برگشت به کشورشان علیه این تصمیم وزارت تحصیلات عالی افغانستان دست به اعتراض زده‌اند. روزنامه “دان” پاکستان امروز (پنج‌شنبه، ۱۵ جدی) گزارش داده است که ده‌ها دانشجوی پاکستانی که در دانشکده‌های طب در افغانستان درس می‌خواندند و پس از محدودیت‌های گروه طالبان از تحصیل باز مانده‌اند، طی اعتراضی خواستار شمولیت در دانشگاه‌های کشورشان شده‌اند. این روزنامه گفته است که این دانشجویان در مقابل باشگاه ملی مطبوعات پاکستان در اسلام‌آباد دست به اعتراض زدند. آن‌ها گفتند که دانشجویان دختر نمی‌توانند به تحصیل خود ادامه دهنده، زیرا گروه طالبان تحصیل زنان را در افغانستان ممنوع کرده است. هم‌چنان این دختران از رییس دادگستری پاکستان خواسته‌اند تا به این موضوع توجه کند و آن‌ها را در دانشکده‌های پزشکی بخش دولتی ثبت نام کنند. دانشجویان معترض با حمل پلاکاردها به نخست‌وزیر پاکستان گفته‌اند که گروه طالبان تحصیل زنان در افغانستان را ممنوع کرده‌اند و با این کار آنان نیز از ادامه تحصیل محروم شده‌اند. این در حالی است که وزارت تحصیلات طالبان طی فرمان ملاهیبت‌الله، دو هفته پیش دانشگاه‌ها را به‌روی دانشجویان دختر مسدود کرد. این تصمیم با واکنش گسترده‌ای داخلی و بین‌المللی مواجه شده است. پیش از این مولوی ندامحمد ندیم، سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان پس از احراز این سمت، رفتن دختران به مکتب را فرهنگ غربی و نسخه‌ای «عیاشی و فحاشی» دانسته بود.

روایت های ناگفته شده از شهر بودا

زمستان امسال در شهر بامیان برای زنان این شهر متفاوت تر از هر زمستان است، به گفته ای بعضی از زنان این شهر زمستان امسال رمستان برای برخواستن و رسیدن به حقوق شان یعنی تحصیل، کار و آزادی است. در زمستان سرد امسال بسیاری از زنان در شهر بامیان بخاطر آخرین امر گروه طالبان که ممنوعیت کار زنان در نهاد های غیر دولتی بود از کار بیکار شدند سخت و طاقت‌فرساست . در ولایت بامیان بسیاری از زنان در نهاد غير دولتی در پست های مختلفی کار می کردند ؛ اما حالا بدون درآمد در خانه های شان با نگرانی های فروان منتظر امر ثانی طالبان برای رفتنی دوباره به کارشان هستند. زهرا خانمی که بعد از رفتن شوهر با ایران مجبور شد به حیاطی رو بیارود و حالا بعد از دستور گروه طالبان بیکار شده چنین از زندگی اش روایت دارد” شوهرم بعد از آمدن طالبان به دلیل بیکاری مجبور شد به ایران بیرود در ماه های اول حضورش در ایران در کارخانه ای گاو داری مشغول به کار شد اما بعد از شورش در ایران کارش را از دست داد،از تهران با اصفهان ایران رفت حالا یک کاری نیم وقت در کارخانه پلاستیک سازی دارد که مصارف خودش را در ایران به سختی تامین می کند و من مجبورم برای سیر کردن فرزندانم کار کنم و حالا که از کار بیکار شدم نمی دانم چکار کنم واقعا این شرایط برایم سخت است،من به عنوان یک انسان نه زن از طالبان می خواهم برای ما زمینه کار را فراهم سازد” این سختی های زندگی تنها در دامن گیر زندگی زهرا نیست صد ها زن در شهر بامیان و دیگر شهر های افغانستان مسؤوليت تامین مخارج خانواده را بر دوش دارد و  سرپرست خانواده شان است. این زنان به دلیل مختلف بار این مسؤوليت را بر دوش می کشت، فاطمه که در یکی از کلینک  کوچک در شهر بامیان پرستار است چنین می گوید:” این زنان مجبور است کار کنند بدلیل سرپرست خانواده شان یا کشور را ترک کرده است یا در بیست سال جنگ  در کشور شهید شده است. من خودم حالا که پدرم و برادر بزرگ به دلیل بیکار به ایران و ترکیه رفته است برای کمک به خانواده ام در این کلینک کار می کنم” شکریه  متعلم صنف ده مکتب مرکز بامیان است وی می گوید” من نفهمیدم چگونه صنف هشت تا صنف ده رسیدم تا جایی که شنیده ام امسال هم بدون امتحان و درس صنف یازده خواهم شد این برایم نگران کننده است، من چگونه بدون فهمیدن درس هایم امتحان کانگور را سپری کنم، پیش از بسته شدن مراکز آموزشی به روی دختران امید وار بود که شاید بتوانیم ما دختران به رفتن در مراکز آموزشی درس های مان را جبران کنیم و حالا این مراکز را هم به روی ما بسته است” زنان در سراسر افغانستان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند از خشونت خانواده گرفته تا محرمیت از حق کار، تحصیل و آزادی های اجتماعی، با وجود آن هم این زنان دست از مبازره با این ممنوعیت ها و مانعت ها بر نداشته است.  شهر کابل در روز های نخستین حضور طالبان شاهد اعتراضات زنان علیه این گروه بود که اعتراضات از کابل شروع و به دیگر ولایت های افغانستان رسید هدف این عتراضات زنان کار ، تحصیل و آزادی برای زنان افغانستان که بعد از حضور گروه طالبان از این زنان گرفته شده است شمایل توانا یکی از این زنان است وی می گوید:” ما تا زمانی به اعتراضات خود علیه طالبان ادامه می دهیم که زنان به حقوق اساسی شان که کار، تحصیل و آزادی اجتماعی است دست یابد، ما با شعار تحصیل، کار و آزادی به جاده های شهر کابل آمدیم تا به این حقوق برسیم” این در حال است که زنان در افغانستان حتا اجازه رفتن به مساجد را ندارند، گروه که ادعایی حکومت اسلامی مطابق با دین اسلام را دارد چرا نیم از جامعه مسلمان را از رفتن به مسجد منع می کند؟. لیلا رضایی

افغانستان؛ جغرافیای زندان زنان…

  سال‌هاست که مردم این مرز و بوم آواره‌گی و جنگ‌، دخالت های بیرونی و هزاران مصیبت و محدودیت دیگر را تجربه می‌کنند؛ نتیجه مخرب و جبران ناپذیر داشته است و چندین نسل این سرزمین را از درس و تحصیل دور نگاشته است. حذف زنان و دور ماندن آنان از تحصیل در حقیقت فلج ساختن نیم پیکر جامعه است، با تاسف یک‌بار دیگر تاریخ سیاه در حال تکرار شدن است و زنان دوباره به عصر ممنوعیت و خانه نشینی سوق داده می‌شوند. تجربه تلخ گذشته را که مادران ما سپری کردند برای نسل روشن و آگاه امروز حتی یاد کردنش دشوار است، چه رسد که آن‌را به تجربه کند. روز سقوط کابل روز سخت و دشوار برای همگان بود و هراس از این‌که یک‌بار دیگر اسیر مفکوره و اندیشه های تحمیلی شویم؛ اما برای چندی از دریچهء دل‌های پر از امید و آرزوی ما نور امید می درخشید و دختران هم قوی‌تر و مصمم تر باز هم قدم فراتر میگذاشتند و تلاش برای بودن و ماندن داشتند. درس و دانشگاه همه با ترس و امید ادامه داشت و نسل جوان که تشنهء درس و تحصیل بود هم‌چنان خسته، اما استوار ادامه می‌دادند؛ بی خبر از مکر و فریب گروه که سرنوشت همه را به گروگان گرفته است. دیری نگذشت پرده های ظلم و وحشت اندک اندک به روی زنان و دختران سایه افگند و با بسته شدن درهای مکاتب و دانشگاه ها این سایه هر روز در حال تارتر شدن است. حاکمان وحشت به بستن درهای آموزش و پرورش اکتفا نکردند و با منع کار کردن زنان که اکثر شان نان آور خانواده شان بودند این چرخه وحشت را هر روز بیشتر به روی زنان متمرکز می‌کنند. زنان و دختران زیادی در بخش های مختلف خدمات رسانی مصروف کار بودند، در کنار کار؛ برنامه های آموزشی را هم دنبال می‌کردند. در این میان من(سمیرا بشارت) هم تصمیم به ادامه تحصیل در مقطع ماستری داشتم و هم‌چنان مصروف کار در یکی از موسسات خصوصی بودم ، ازینکه می‌توانستم به هموطنان نیازمند کمک کنم خوشحال بودم. متاسفانه هم دانشگاه ها و هم دفاتر و ادارات یکی پی دیگر به روی دختران مسدود و از رفتن به کار نیز منع شدم و پذیرفتن این وضعیت برایم نهایت دشوار و رنج آور بود، من هم مانند ده ها و صدها خانم دیگر با وضعیت پیش آمده با مشکلات جدی مواجه شدم. این‌گونه ظلم و وحشت در هیچ دین و مذهبی جا نداشته، هیچ منطق سالم انسانی نمی‌تواند این را بپذیرد، چه رسد به این‌که اسلام آن‌را حکم کند. اسلام دین برابری و عدالت است و هرگز زن را در حصار خانه محدود و زندانی نکرده و وسعت این دنیای بزرگ را برای همه میداند، اما منطق یک عدهء از جاهلان این را نمی پذیرد و دنیا را فقط از آن مردان می‌دانند. غافل از این‌که هرگز نمیتوان جهان را فقط با یک رنگ زیبا و رنگین ساخت. مرد و زن هر دو مسولیت اجتماعی را به عهده دارند زن هم مانند مرد حق دارد آن‌چه را که اقتضای زمان و زندگی است و مسولیت که بدوش دارد انجام دهد. چه بسا خانواده ها که در اثر جنگ‌های خانمان‌سوز مردان فامیل را از دست داده اند و مردی در خانواده ندارند، همان زنان با در نظر داشت این‌که در جامعه اسلامی هم میدان برای زن و مرد باز است؛ تمام مسولیت یک خانواده را به دوش می‌کشند.‌‌‌‌‌‌ با مانع شدن زنان از تحصیل و کار؛ فساد در جامعه بیشتر شده و از سوی نادانی و بی‌سوادی در کنار فقر و تنگ دستی بنیاد جامعه را ضعیف و نابود می‌کند. اسلام هرگز افراط و تفریط را نمی پذیرد و نباید به بهانه تطبیق شریعت و احکام اسلامی زنان را محدود و اسیر ساخت. اميدوارم روزي برسد كه همگان در هر كنج اين كره خاكي به حقوق حقه خود برسد.و کسی نباشد که از اساسی ترین حقوقش محروم گردد و آن برایش آرزو باقی بماند.   شکریه حجت

گروه طالبان و ستیز با زنان…

  گروه طالبان بعد از بیست سال جنگ با امریکا و نیروی های دفاعی افغانستان توانستند در تابستان 1400 اداره حکومت را در حالی به دست بگیرند که تمام نیروهای دفاعی افغانستان با دخالت لابی های گروه طالبان در درون حکومت در روز نخست محاصره کابل منحل شدند. این گروه با حذف زنان از نهاد دولتی آغاز کردند تا بستن در مکاتب بر رو دختران و بدون در نظر گرفتن انتقاد های جامعه جهانی با ده ها دستور زن ستیزانه دیگر ادامه دادند. با آن‌که فرمان های گروه طالبان بر منع کار و تحصیل در دانشگاه های افغانستان با واکنش های مدنی زیاد روبرو شدند. اعتراض زنان و حمایت این اعتراض ها از سوی دانشجویان پسر و ندادن امتحان و تحریم کردن صنف ها در دانشگاه های کابل و ولایت‌ها، هم‌چنان استعفای بیشتر از 130 تن از استادان دانشگاه‌ها بخاطر همسوی با زنان معترض و واکنش بر تصمیم زن ستیزانه گروه طالبان نشان‌گر مدنیت در جامعه امروزی است. اگر چه این حمایت‌ها از سوی جامعه بسیار ناچیز به حساب می‌آید. طالبان در ولایت هرات استادان دانشگاه دولتی را تهدید کردند که در برابر تصمیم این گروه درباره ممنوعیت تحصیل دختران مخالفت نکنند. تعداد زیادی از دانشجوها در برابر تصمیم های غیر انسانی گروه طالبان و حمایت از زنان و دختران در ولایت های کابل، هرات، کاپیسا، تخار و دیگر ولایت ها دست با اعتراض زدند که طالبان با پاشیدن آب و لت و کوب کردن زنان و دختران متعرض از ادامه این اعتراضات جلو گیری کردند. یکی از این زنان متعرض که نخواست نامش گرفته شود می گوید:” طالبان با لت و کوب کردن ما را متفرق کردند این سخت ترین اعتراض ما بود چون طالبان با خودشان نیرو زن هم آورده بود من همراه سه دختر خانم به سختی خود را از دست آن‌‌ها نجات دادیم، چند تن از دختران و زنان را طالبان با خود برده است” طالبان تنها به بسته کردن دانشگاه به روی دختران راضی نشدند این گروه همزمان با بسته کردن دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی را نیز به روی دختران بستند. طی یک فرمان وزیر اقتصاد گروه طالبان از نهاد های غیر دولتی خواسته است که زنان حق کار در این نهاد را ندارد، اگر کدام نهاد از این فرمان سر پیچی کنند جوازه کارش در افغانستان گرفته می شود. بسیار از زنان بعد از فرمان گروه طالبان که نان وار خانه شان بودند بیکار شدند. محبوبه ( نام مستعار) زن که در یکی از نهاد غير دولتی کار می کرد و بعد از فرمان اجازه ورود به دفتر کارش را نیافته است چنین می گوید: “من در سازمان جهانی غذا(WFP) در بخش کمک به خانواده‌های بی سرپرست کار می‌کردم، روز قبل به ما احوال دادند که دفتر نرویم، من دو سال می شود که در این موسسه کار می کردم. من و دوستانم که حالا‌ بیکار شدیم نمی دانیم چگونه زندگی کنیم.” تنها محبوبه نیست که بیکار شده است، داستانه ایمان می گوید:”در خانواده ما مادرم نان آور بود تقریبا یک سال می‌شد که در یک موسسه کار می کرد. پنج خواهر استیم و یک برادر دارم که همه بیکار هستیم، حال که مادرم هم وظیفه ندارد نمی‌فهمیم چگونه مصارف خانه را بپردازیم، تمام اعضای خانواده را افسردگی گرفته است”. لیلا رضایی

دخترانم آرزو دارند داکتر و مهندس شوند…

  صبح زود شوهرم آماده میشود تا به وظیفه برود، مثل همیشه گلثوم و ثریا هم بیدار میشود با اصرار و شیطنت کودکانه شان کوشش میکند مانع رفتن پدرشان به وظیفه شوند تا بیشتر با آنها باشد و با هم بازی کنند، شب قبل اخبار ساعت شش گفته بود که طالبان دانشگاه ها را بروی دختران تا امر ثانی بسته اند، در کنار این بیشتر از 18 ماه می‌شود که مکتب ها به روی دختران بالاتر از صنف ششم همچنان بسته است. این شرایط و اعمال دستور های ضد زن از سوی گروه طالبان تمام دختران افغانستانی را متاثیر کرده است. پدرش انگار تقسیم اوقات ساخته که باید ساعت ۷:۳۰ آماده شود، بعد برای دختران زیرک خود توضیح بدهد، اندکی با آنها بازی کند. بعد آنها را قانع کند که باید سر کار برود وگر نه آنها غذای برای خوردن نخواهد داشت و لباسی برای پوشیدن، در آخر هم باید وعده بدهد هر چیزی که گلثوم و ثریا میخواهند را برای شان در وقت برگشت بیاورد بعد اجازه سرکار رفتن را بگیرد. این کار همیشه‌گی شوهرم است. آنها بازی های دلخواه خودشان را دارند ، یکی از بازی های مورد علاقه شان استاد بازی است یعنی گلثوم و ثریا استاد میشود و چیز های که از معلم شان یاد گرفته را به پدرش درس میدهد، در آخر به پدرش کار خانگی میدهد و از امتحان آخر سال او را میترسانند. بازی بعدی که گلثوم بیشتر از همه دوستش دارد داکتر بازی است، پدرش و ثریا مریض میشود و مشکل خود را به گلثوم میگوید و گلثوم با اله فشار که در دست دارد به سراغ مریضانش میرود. ابتدا فشار آنها را میبیند و یک عدد را میگوید که میزان فشار خون شان را نشان می‌دهد و پدرش را که عاشق گوشت ماهی است و خواهرش ثریا که عاشق شیرنی است را از خوردن آنها منع میکند، در آخر یک نسخه طولانی را که تنها خودش میفهمد چه نوشته است را میدهد و سفارش میکند که یک ماه بعد دوباره مراجعه کنید تا کاملا صحت یاب شوید. بازی که ثریا عاشق آن است مهندس بودن است، او در نقش مهندس ظاهر می‌شود و با کارت های ورق بازی(پاستور) خانه می‌سازد. وقتی کارت ها روی هم قرار نمی‌گیرد فکر میکند و انگار معادله‌ای را در ذهن خودش حل میکند تا با حل آن معادله کارت ها را به روی هم استوار نگهدارد، بلاخره با کمک پدر و خواهرش خانه مورد علاقه ی خود را می سازد. بازی دیگری هم است که من سخت مخالفش هستم و چند باری با گلثوم، ثریا و حتا پدرش دعوا کردم، چون بازی پر سر و صدای است و آن بازی در نقش یک سیاست‌مدار است. گلثوم چند بالشت بالای هم قرار می‌دهد و برای خودش جایگاه سخن‌رانی را آماده میسازد پدر و خواهر کوچک اش را به عنوان مخاطب پیش رویش مینشاند. گلثوم شروع به سخنرانی میکند و حرف های خود را فقط خودش و خدایش میداند ولی اکت و ادایش بی نظیر است و در اخیر پدر و خواهرش بلند میشود برایش کف میزند. اما حرف سنگین که از دخترانم شنیدم را این‌جا بازگو می‌کنم؛ ساعت نزدیک های هشت صبح بود، شوهرم باید به وظیفه میرفت و طبق معمول از دخترانش فرمایش میگرفت که شب برای آنها چی بیاورد، گلثوم و ثریا بدون هیچ مکثی گفتند برای ما چادر نماز بزرگ ، یک اسباب بازی گاو ، و چند اسباب بازی گوسفند و دو سه تا عروسک بیاور، پدرش بخاطر که بر خلاف روز های دیگر که فرمایش آنها خوردنی و پوشیدنی و قلم و کتابچه و معما بود پرسید چرا گاو و گوسفند ؟ آنها گفتند که شنیده اند، گروه طالبان دختران را به مکتب نمیگذارند و جدیدا دانشگاه ها را هم به روی دختران بسته اند و دیگر نمیتوانند درس بخوانند و تحصیل کنند پس چادر نماز؛ گاو و گوسفند برایم بخریدکه ازین به بعد بجای داکتر بازی و انجنیر بازی. گلثوم گاو بدوشد و ثریا گوسفندان را به چراگاه اطراف خانه ببرد ، و از عروسک ها محافظت کنند. پدرش که عمق قضیه را پی برده بود و فهمیده بود که امید و آرزوی های دخترانش زنده به گور شده است اشک در چشمانش حلقه زد، پاه‌هایش سست شد و دیگر حرفی نزد. لباس خود را کشید از وظیفه رفتن آن روز منصرف شد، من که هر روز صبح نظاره گر آنها بودم، نمیتوانم تحمل کنم که ازین به بعد دخترانم بجای رویا بافی داکتر و مهندس شدن حالا به کار در خانه فکر کنند. من که آینده تاریک را سر راه دخترانم میبینم، نمیخواستم و نمیخواهم که دخترانم مثل من خانم خانه باشد دخترانم را در آغوش گرفتم و گریستم. با خود گفتم که مادران مثل من باید صد ها قربانی بدهد و در مقابل این لشکر جهل ایستادگی کنند تا دختران شان هیچ گاهی حتی در حد سرگرمی رویای خانم خانه شدن را نداشته باشند.