جنایت جنسی طالبان در سمنگان

جنایت جنسی طالبان در سمنگان؛ ابتدا دو دختر مورد تجاورجنسی قرار گرفته وسپس سر بریده شدند صبح امروز ( شنبه ۳ جدی) صبغتالله احمدی، سخنگوی جبهه مقاومت ملی در صفحه تویترش نگاشته است که افراد گروه طالبان در ولایت سمنگان به دو دختر تجاوز جنسی نموده و سپس هر دوی آنها را مقابل چشمهای اعضای خانوادههایشان سر بریدند. احمدی میافزاید؛ فرد متجاوز، محافظ ملاشمشاد، ولسوال طالبان برای ولسوالی ” روی دوآب ” ولایت سمنگان است. او علاوه کرد، محافظ ملاشمشاد، به هردو دختر تجاوز کرده، بعداز آن ملاشمشاد دختران را به فعل زنا متهم کرده و دستور داده است که این دختران کشته شوند. سپس قاری انس، محافظ ملاشمشاد این دو دختر را پیش چشمان خانوادههایشان سر بریده است. احمدی در تویترش عکس قاری انس را منتشر ساخته و اضافه میکند، قاری انس کسی است که به این دو دختر تجاوز نموده و آنهارا سر میبرند و سپس با جسد این دو دختر عکس میگیرد. در ادامه نوشت، یکی از این دختران آمنه نام داشته و خانواده مقتول دومی، نخواسته اند تا هویت دخترش همگانی شود. وی گفت، خانواده دومی گفته است که اعضای وابسته به طالبان خواسته دخترِ دیگر این خانواده را بهزور به نکاح خود در آورند. احمدی میافزاید، این جنایت یک هفته قبل در روستای “سرخ قلعه” ولسوالی “روی دو آب” رخ داده است.
محاصره و سرکوب زنان معترض توسط نیروهای زنِ گروه طالبان…

گروهی از زنان معترض در کابل امروز ۱جدی، در اعتراض به دستور طالبان برای ممنوعیت تحصیل دختران در دانشگاه ،اعتراض خیابانی به راه انداختند، اما دقایقی پس از آغاز راهپیمایی طالبان با استفاده نیروهای ویژه و نیروهای زنانه خود به دختران معترض یورش بردند و پس از لت و کوب کردن معترضان ،پنج زن معترض و سه خبرنگار را با خود بردند. زهرا ماندگار، رقیه ساعی، و سه زن دیگر که اسامی آنان هنوز اعلام نشده است، در جمع افراد ربوده شده توسط گروه طالبان است. یکی از معترضان به فرخنده نیوز گفت:” نیروی زنانه گروه طالبان این پنج تن را به شدت لت و کوب کردند و با زور به موتر بالا کردند.” این منبع همچنین گفت که طالبان سه خبرنگار مرد را نیز که یکی از آنان شهروند ایران است دستگیر کرده اند. برخی منابع که نخواست هویت شان فاش شوند به فرخنده نیوز گفتند؛ طالبان زنان بازداشت شده را ساعاتی بعد آزاد کردند، اما تلفون های آنان را که حاوی اطلاعاتی در مورد گروه های اعتراضی زنان است، توقیف کرده اند. صبح پنجشنبه گروهی از زنان هم که از نقاط مختلف کابل می آمدند و قصد داشتند مقابل دانشگاه کابل گردهمایی خیابانی برگزار کنند، پیش از رسیدن به محل مورد نظر با برخورد خشن گروه طالبان مواجه شدند و ناچار مسیر شان را تغییر دادند. در همین حال یکی از معترضین به فرخنده نیوز گفت” طالبان پیش از رسیدن ما اطراف دانشگاه را محاصره کرده بودند، ما مجبور شدیم راه مان را به طرف چهار راه پل سرخ تغییر دهیم. اما در چهار راه شهید با نیروهای نظامی گروه طالبان و زنان وابسته به این گروه مواجه شدیم و راهپیمایی به هم خورد.” این در حالیست که گروه طالبان شامگاه سه شنبه۲۸ قوس با انتشار یک فرمان به دانشگاه های سراسر افغانستان دستور دادند از این پس به هیچ زنی اجازه ندهند وارد دانشگاه شود. افراد طالبان روز چهارشنبه به دانشگاه های دولتی و خصوصی و دیگر مراکز آموزشی یورش بردند و زنان و دختران را به زور از این مکان ها بیرون کردند. این اقدام طالبان واکنش های بسیاری در جهان در پی داشت، وزیر خارجه امریکا و مقامات یازده کشور دیگر گفته اند گروه طالبان تا دیر نشده این فرمان را لغو کند. اعضای سازمان ملل و دیگر سازمان های حقوق بشری این تصمیم طالبان را محکوم کردند و از آنان خواستند این محدودیت ها را بردارند. بیش از یک سال و چهار ماه از ورود گروه طالبان به افغانستان میگذرد و دختران بالاتر از صنف ششم هنوز اجازه نیافته اند به مکتب بروند. در همین حال،برخی از منابع در سراسر افغانستان می گویندکه روز چهارشنبه،هم زمان با بسته شدن دانشگاه ها به روی دختران ،طالبان مکاتب ابتدایی را هم بستند. خاطره رحیمی
شماری از فعالان مدنی در کابل شب چله را تجلیل کردند

شماری از فعالان مدنی در کابل شب یلدا/ چله را تجلیل نموده اند. در افغانستان و ایران، همه ساله آخر ماه خزان را بنام شب چله و یا یلدا که طولانیترین شب سال است را به شبنشینی و گرفتن فال حافظ و پهن کردن سفره پراز میوههای بخصوص این شب را چیده و با دوستان و خانوادهشان سپری میکنند. یکتن از اعضای جنبش زنان افغانستان برای عدالت وآزادی به رسانه فرخنده گفت؛ هدف از برپای این شب فرهنگی، محفوظ نگهداشتن رسمو عنعنات نیاکانشان از سالهای دور میباشد. در ادامه افزود، با آمدن گروه طالبان و شرایط حاکم در جامعه تجلیل از مراسمهای فرهنگی نظر به سالهای گذشته کمرنگتر شده و آنها چنین برپای مراسم فرهنگی که سابقه کهن را دارد، در سطح کشور تقدیر میکند. چندی پیش، یونسکو با نشر یک اعلامیه گفته است که شب یلدا در هفدهمین نشست کمیته بیندولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس در رباط مراکش، ثبت این سازمان شده است. هم چنان این اداره سازمان ملل متحد، ثبت این میراث فرهنگی را به افغانستان و ایران تبریک گفته است.
گفتوگو با زنان در سایه گروه طالبان…

فرخنده نیوز میخواهد در سلسله گفتوگو با زنان در مورد زندگی شان در بیست سال گذشته و دستآورد های که با آمدن گروه طالبان در حال نابود شدن است حرف بزند، برای افراد جامعه که در این سالها به هر نحوی دشواری های این مسیر را ندیده اند روشنی بدهد. در این گفتگو با خانمی حرف زدیم که در این بیست سال گذشته تمام تلاشش را برای ساختن جامعه بهتر به اندازه خودش تلاش کرده است. فرخنده نیوز: در بخش اول این گفتگو خودرا معرفی کنید و همچنان در مورد میزان تحصیلات و مشکلات که در این زمینه با آن روبرو بودید حرف بزنید. من صابره اکبری فرزند محمدامیر اکبری هستم. در ۵ حوت ۱۳۷۵ مطابق با ۲۳ فبروری ۱۹۹۷ در ولسوالی سنگتخت ولایت دایکندی چشم به جهان گشودم. در سال ۱۳۸۲ شمسی صنف اول مکتب را در مکتب متوسطه میلادالنبی آغاز کردم و تا پایان دوره متوسطه در همین مکتب بودم. مکتب ما ساختمان نداشت. ما مجبور بودیم در سرما و گرما زیر نور مستقیم آفتاب درس بخوانیم. بعضی وقتها با باریدن باران یا وزش بادهای شدید مجبور میشدیم که درس خواندن را توقف دهیم. در بهترین حالت ما میتوانستیم که زیر یک خیمه آفتاب سوخته و پاره پاره درس بخوانیم. دوره لیسه را از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۴ در لیسه ذکور سنگتخت گذراندم و در سال ۱۳۹۴ شمسی مطابق با ۲۰۱۵ میلادی با درجه اعلی از لیسه سنگتخت فارغ گردیدم. درهمان سال ۱۳۹۴ از دایکندی به کابل آمدیم. در کابل علاوه بر خواندن آمادگی کانکور در شرکتهای خصوصی تنظیفی به حیث سروی کننده کار میکردم. در پایان سال در امتحان کانکور اشتراک کردم و در رشته اقتصاد پوهنتون بامیان کامیاب شدم اما به خاطر بعضی مشکلات که در خانواده موجود بود نتوانستم که به بامیان بروم اما توانستم یک بورسیه تحصیلی در رشته هایدرولوجی در انستیتوت وزارت انرژی و آب به دست آورم. یک سال در این رشته درس خواندم اما به دلیل فضای تبعیض آمیزی که در انستیتوت حاکم بود اجازه اشتراک در امتحانات سالانه را نیافتم و به علت اینکه یک دختر هزاره بودم از ادامه تحصیل در این انستیتوت محروم شدم. فرخنده نیوز: از تجارب کاری تان بگویید و قبل از آمدن طالبان مصروف چه کار بودید؟ در زمستان ۱۳۹۵ با خانمی که مسئول کمپنی گرین میلینیم (Green Millennium) که یک شرکت فعال در عرصههای ترویج زراعت مکانیزه بود آشنا شدم و قرار شد به حیث مسئول فروشات کمپنی با آنها کار کنم. وظیفه من هماهنگی برای برگذاری نمایشگاهها و گرفتن غرفه و فروش مواد زراعتی و مذاکره با شرکتهای خریدار عمدهی این محصولات بود. ما در نمایشگاهها غرفه میگرفتیم و در این غرفهها نمونه محصولات زراعتی که بیشتر از ولایات مرکزی مانند دایکندی، بامیان، غور، بهسود و کابل را به نمایش میکذاشتیم. این محصولات بیشتر شامل انواع عسل طبیعی، انواع بادام، چهارمغز، قوروت، سمارق و سایر حاصلات زراعتی بود. در کنار حاصلات زراعتی در این غرفهها صنایع دستی خانمها را هم نمایش می دادیم. این بخش آخری را تا سالهای بعد هم ادامه دادم و بیشتر از صنایع دستی خانمهای بدون سرپرست را در نمایشگاهها اشتراک میدادیم تا یک همکاری کوچک با آنها شود و بتوانند کارهای دستیشان را به فروش برسانند. در سال ۱۳۹۷ در یک کمپنی مشورتی به نام State Help consultancy به عنوان سروی کننده مشغول به کار شدم و در سال ۱۳۹۸ نیز با کمپنی RIDA یا Research Input and Development Action International کار کردم که یک کمپنی تحقیقاتی است. در این دو سال سفرهای کاری به ولایات مختلف داشتم و مصاحبههایی را با خانمهایی که دارای کسب و کارهای کوچک بود انجام دادم. این سفرها و مصاحبهها روی ذهن و مفکورهام تاثیر بسیار داشت و از نزدیک با مشکلات واقعی یک زن که تلاش دارد کار کند و در جامعه برای خود جایگاه کسب کند، آشنا شدم. نا گفته نماند که در سال ۱۳۹۵ همزمان با کار در شرکت گرین ملینیوم، در اتاق تجارت و صنایع زنان افغانستان نیز عضو شدم و در جلسات کاری، آموزشی و مشاورهای آن اشتراک میکردم. این اتاق درآن سالها به تازهگی با تلاشهای شبانه روزی و فراوان تعدادی از خانمهای فعال تشکیل شده بود. نام تعدادی از این خانمهای فعال عبارتند از منیژه وافق، زکیه جعفری، پرورش ابراهیم خیل، کبرا دستگیر زاده، زهرا عباس، افسانه رحیمی و دیگر خانمها. اتاق تجارت و صنایع زنان افغانستان در آن روزگار با تلاش خستگی ناپذیر این خانمها و حمایت دفتر بانوی اول رولا غنی تاسیس شد تا در زمینه رشد و حمایت از زنان تجارت پیشه و انکشاف نقش زنان در تجارت داخلی و بینالمللی فعالیت کند. وقتی فرزندم در شکمم بود، برای چند ماه از کار در بیرون فاصله گرفتم. بعد از اینکه به دنیا آمد و مشکلات عملیات سزارین سپری شد و احساس کردم که از نظر جسمی تقریباً خوب شدهام تصمیم گرفتم که یک فعالیت اقتصادی سودمند برای خود و دیگران را آغاز کنم. این فعالیت باید طوری میبود که به تربیت و نگهداری از فرزندم لطمه وارد نشود و من نیز امکان فعالیت میداشتم. بعد از رایزنیها و فکرها و سنجشهای فراوان تصمیم بر این شد که یک تجارت آنلاین کوچک در بخش صنایع دستی راه اندازی کنم. بیشترین تمرکز روی روباندوزی بود که خودم میتوانستم آن را آموزش بدهم و روی کار افراد نظارت داشته باشم. برای راهاندازی این تجارت آنلاین، یک صفحه در فیسبوک به نام « صنایع دستی و روباندوزی صنم» ایجاد کردم و در مسافرت به خانه خسورم در هرات، مقداری مواد اولیه برای شروع کار از هرات خریداری کردم. برای شروع، پنج زن از خانمهای جوان سرپرست خانواده را آموزش دادم و بعد کارهایی که توسط این خانمها تهیه شده بود را در صفحه فیسبوک به نمایش گذاشتم. کمکم تعداد سفارشاتی که صفحه فیسبوک و از دوستان و آشنایان میگرفتم زیاد شد، طوری که از بامیان، هرات، هلمند، قندهار، پاکستان، ترکیه و دیگر نقاط برای ما سفارش میآمد. نظر به تجربهای که از برگذاری نمایشگاهها داشتم، کارهای خانمها را در نمایشگاههای مختلفی که در سطح شهر کابل برگذار میشد به نمایش میگذاشتم تا به فروش برسد. ما کارهایمان را در پوهنتون کابل، شهرک آریا، مرکز صنایع دستی بابر شاه در سینمای پامیر، چهل ستون،
بعد از یک ماه؛ قاچاقی به اروپا رسیدم …

من زحل سلطانی از ولسوالی قره باغ ولایت غزنی هستم، زمانی که خیلی کوچک بودم پدرم را در ولایت غزنی از دست دادم. بعد از آن به ناچاری همراه مادر سه خواهر و یک برادرم در خانه کاکایم زندگی میکردیم، از همین جا سختی زندگی شروع شد، بنابر مشکلاتی که بین ما و کاکایم به وجود آمد راهی کابل شدیم روزهایی اولی که کابل امده بودیم بسیار سخت بود و مردم آنجا برای ما نشناخته بود. من کودک بزرگسالی بودم که تمام کودکی هایش نابود شده بود، یک روز وقتی در پارک رفتم، دیدم دختران فوتبال بازی میکردند. من نیز خواستم فوتبال بازی کردن را یاد بگیرم و برای خودم رویا بسازم. اکثر وقت ها دختران فوتبالیست را در تلویزیون میدیدم و انگیزه خاصی میگرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم در مورد بیرون شدن از افغانستان با خانواده ام حرف بزنم. زمانی که صحبت در مورد رفتن را برای فامیلم مطرح کردم برادرم با مادرم با رفتن من موافقت نکردند، من هر روز در مورد رویا های قهرمانی ام حرف میزدم و میگفتم اگر بیرون از افغانستان باشیم ممکن است به آرزوهایم برسم، این باعث شد تا رفتن را یک گزینه فکر کنند. مادرم با برادرم به توافق رسیدند تا زمین های که از پدرم برای ما مانده بود را بفروشد و من با برادرم راهی ایران و بعد اروپا شدیم. رویاهای که داشتیم و سختی های که کشیده بودیم، از من و برادرم که سن کم داشتیم آدم های بزرگ ساخته بود. بعد از گرفتن پاسپورت هر روز راه های کم خطر را جستجو میکردیم، دوستانم در مورد آمار کشته شده های راه پر خطر قاچاق برای ما میگفتند، ولی من در مقابل خانواده خودم را قوی نشان می دادم تا منصرف نشوند، زمانی ما به طرف ایران حرکت کردیم، همسفران ما فامیل بودکه آنها نیز می خواستند به خاطر سرنوشت فرزندانش راهی اروپا شوند. تا ایران قانونی رفتیم و مدت سه روز در ایران ماندیم تا قاچاقبر که ما را به ترکیه برساند را پیدا کنیم، بعد از سه روز ما طرف مرز جای که قاچاقبر برای ما آدرس داد رفتیم، همیشه فکر میکردم رفتن به طرف اروپا آسان باشد، اما نبود و من وسط مرگ زندگی بودم هر لحظه مرگ را که خودم به کام آن رفته بودم را حس میکردم. بعد از چند روز در یک خابگاه رسیدیم آدم های زیادی مثل ما از بدبختی فرار کرده بودند و مسیر پر خطر را پیش گرفته بودند، بیشتر شان مردها بودند فقط یک فامیل با من بود که دختر داشت این برای من حس آرامش میداد، چیزی وحشتناک برای من جدا شدن از برادرم بود قاچاقبرها برادرم را با یک گروه دیگر فرستاده بود و من با فامیل های ناشناس تنها مانده بودم. ساعت ده شب حرکت کردیم و تا ساعت یک شب پیاده رفتیم بعد قاچاقبر آمد که برادرم هم همراش بود. در دل تاریکی زمستانی برادرم را دیدم حس دوباره زنده شدن به من دست داده بود. چندین بار مارا از مرز عبور داد و هر بار مرزبانان ترکیه ما برگشت میداد، بعد از سه بار رد مرز شدن من و برادرم توانستیم به خاک ترکیه برسیم، قاچاقبر برای ما گفت منتظر موتر های وان باشیم. مار را به استانبول برد و بعد از یک هفته به دست یک قاچاقبر دیگر داده شدیم از ایران تا ترکیه دست به دست میشدیم، هیچ چیز به دست خودمان نبود و اختیار نداشتیم حتی حرفی هم نمیتوانستیم بگوییم. زمانی که ما در استانبول رسیدیم در یک خوابگاه دیگر و بدون اینکه استراحت داشته باشیم، همان شب ساعت هشت حرکت کردیم به مرز ترکیه و یونان، همراه ما شصت نفر دیگر بودند، باید همه پشت سر هم راه می رفتیم، همان شب تا فردا صبح هیچ کسی اجازه خوابیدن و نشسن را نداشت. تا ساعت شش صبح که هوا روشن شد راه رفتیم. بعد از دو هفته همراه برادرم به مرکز یونان شهر آتن رسیدیم، انجا در یک خوابگاه برای دو روز ماندیم. تا زمانی که به شهر آتن نرسیده بودیم مادرم در مورد من و برادرم هیچ اطلاعی نداشت. به گفته قاچاقبر باید در کمپ های یونان میرفتیم تا کشور های اروپای ما را بپذیرد، برادرم با پرداخت پول بیشتر برای من پاسپورت جعلی درست کرد و من با قطار طرف بلژیک حرکت کردم، بعد از یک روز به خانه یکی از آشناهای برادرم رسیدم. من بعد از یک ماه و پرداخت پول بیشتر به بلژیک رسیدم، ولی براردم بعد از شش ماه توانست از یونان به بلجیم بیاید. بعد از دو سال تلاش توانستیم فامیل را از افغانستان به بلجیم بیاوریم. حالا من در یک تیم فوتبال هستم و برای رسیدن به قهرمان شدن تلاش میکنم.
زنان معترض: حقوق بشر در افغانستان موضوع بحث بر انگیز و نا امید کننده است.

شماری از زنان در کابل می گویند که سازمان ملل متحد علیه نقض حقوق بشر در افغانستان سکوت کرده است و خواستار توجه جدی به اوضاع بشری در افغانستان شده اند. شماری از فعالین حقوق بشر دیروز شنبه (19قوس)به مناسبت روز جهانی حقوق بشر اعلام کردند که اوضاع بشری در افغانستان به گونه بی پیشینه وخیم است . جنبش زنان عدالت خواه افغانستان هدف از برگزاری این گردهمایی را توجه حقوق بشر به اوضاع بشری در افغانستان عنوان کردند. این زنان معترض،بر آزاد سازی فعالان حقوق بشر ،رسیدگی به داعیه های زنان،و عدم برخورد دوگانه در ارتباط به دفاع از حقوق بشری تأکید کرده می گویند حقوق بشر در افغانستان موضوع بحث بر انگیز و نا امید کننده است، در حالیکه گروه طالبان ناقض جدی حقوق بشر در افغانستان است و در جلو چشمان جهان و مدعیان مدافعان حقوق بشر آشکارا دست به موضوعات حقوق بشری می زنند. سازمان هه و مدافعین حقوق بشر به جز تقبیح و اعلامیه صادر کردن کار عملی نکردند و خواستار کار عملی این نهاد ها در راستای حقوق بشر در افغانستان شدند. کریمه مرادی یکی از زنان معترض به فرخنده نیوز گفت؛ بعد از حاکمیت طالبان در افغانستان اوضاع بشری بشدت وخیم است و همه روزه ما شاهد نقض حقوق بشری در افغانستان هستیم ،و زنان افغانستان در حالی این روز را تجلیل میکنند که با تمام نقض های حقوق بشری مواجه اند، زنان به بهانه مختلف دستگیر،سنگسار و حتی حق پوشش شخصی شان را ندارند. خانم مرادی افزود که سازمان ملل و جامعه جهانی همواره در برابر این جنایات ضد بشری سکوت کردهو هیچ واکنشی در برابر این جنایات نشان نداده است.وی از سازمان ملل،جامعه جهانی،مدعیان مدافعان حقوق بشر خواست، تا دست از تقبیح، اعلامیه ها و جلسات نمادین بردارند و اقدام عملی کنند و هم صدا با زنان افغانستان باشند. ثریا حقیار نیز از نقض حقوق بشر در افغانستان ابراز نگرانی نموده و گفت زنان همه روزه به اشکال مرموز قتل میشوند،دره زده میشوند،بدون دلیل بازداشت میشوند،بنام شریعت قصاص میشوند و چرا جامعه جهانی افغانستان رامتفاوت میبینند در ایران مهسا امینی،به قتل رسید و دنیا تکان خورد اما در افغانستان زنان مجازات میشوند وبه شکل مرموز به قتل میرسند و با بازداشت های خود سرانه و بدون دلیل مواجه اند اما جامعه جهانی هیچ اقدام عملی در این راستا انجام نداده و از جامعه جهانی خواستار برخورد یگانه و یک برابر و هم صدا بودن با زنان افغانستان شد. این در حالیست که چندی قبل گروه طالبان 3زن و9 مرد را در لوگر در ملأ عام شلاق زدند،و در فراه یک زن سنگسار و دو مرد اعدام شدند. خاطره رحیمی
مکتب های دخترانه برای یک روز باز شد

برگزاری امتحان صنفهای دوازدهم دختران پس از یک نیم سال دوری از درس؛ این در حالی است که به دستور گروه طالبان دروازه های مکتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم هنوز بسته مانده است. گروه طالبان در یک اعلامیه از برگزاری امتحان های دختران صنف دوازدهم خبر داده بود که امروز چهار شنبه مورخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ در ولایت کابل برگزار شد. طبق این اعلامیه دانش آموزان دختر که صنف یازدهم را به پایان رسانیده بودند، با سپری کردن این امتحان که به شکل کانکوری برگزار شده است ارتقای صنف داده شده و سند تحصیلی مکتب را بهدست خواهد آورد. دانشآموزان مکلف بودند که ۱۵۰ پرسش از ۱۷ مضمون درسی را در سه ساعت پاسخ بدهند و تنها کسانی کامیاب میشود که در ۱۳ مضمون درسی نمره کامیابی را بگیرند. طبق این دستور هر دانشآموز اگر در چهار مضمون ناکام شود، مشروط و بالا تر از چهار مضمون ناکام مطلق اعلام خواهد شد. دانشآموزانی که در امتحان حاضر نبوده نیز محروم شمرده میشوند. گروه طالبان همچنان دستور داده بود که هیچ دانش آموز نباید لباسهای تنگ و شلوار و لباسهایکه در تضاد با شریعت اسلام است را بپوشند. گفته میشود که در جریان امتحان هیچ استاد مرد حضور نداشته و استادان و دانشآموزان مکلف به پوشیدن لباس سیاه و پوشاندن صورت شان شده است. با سقوط نظام جمهوری در تابستان سال ۱۴۰۰ به دست گروه طالبان، زنان در شرایط دشوار به سر میبرند که در این میان بسته ماندن مکتب ها به روی دختران یکی از چالش های اساسی است که دست آورد دو دهه اخیر زنان در عرصه آموزش را به نابودی سوق میدهد. قابل یادآوری است که دانش آموزان دختر بدون هیچ آمادهگی پس از یکونیم سال برای یک روز بخاطر امتحان دادن در مکتب های شان حاضر میشدند. زهرا رسولی دانش آموزی که در امتحان امروز اشتراک کرده است میگوید.”گفته بودند که امتحان میگیرد، اما به این زودی فکر نمیکردم. امروز وقتی خبر شدم امتحان است خیلی شوکه شدم و استرس زیاد داشتم. به مکتب رفتم، دیدم که افراد گروه طالبان در هر گوشهی مکتب است. بعد موهای خود را داخل چادر کردم و ماکس خود را پوشیدم و داخل صنف شدم. او همچنان گفت؛ نزدیک دو سال است که از مکتب دور شده بودم و هیچ آگاهی از درسها نداشتم حیران بودم که چیقسم امتحان بدهم. به گفته زهرا، سوالها سه بخش بوده(چهار جوابه، صحیح غلط و خانه خالی) از هر مضمون ده سوال شامل امتحان بوده که سوالات دینی آن از مذهب حنفی بوده. ” افراد گروه طالبان در بیرون از صنف بود و تمام استادان و مُمیزها اناث بودند.” کبرا علیزاده
عقربه فحشا در ذهنیت طالبانی

در میان دغدغههایی که گروههای بنیادگرا به میان میکشند و گاهی با استناد به آن به جنگ و کشتار متوسل میشوند، زن و مسایل جنسی نقش کانونی دارد، و بقیه مسایل فرع آن دانسته میشود، تا جایی که موضوعات دیگر حتی انکار خدا نیز بیشتر از این بابت باعث نگرانی شان است که شاید راه گسترش روابط بیضابطه جنسی را بگشاید. طالبان در این زمینه در صدر همه این گروهها قرار میگیرند. در تازهترین مورد از قول سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان نقل شده است که تاسیس مکاتب برای دختران در زمان امان الله خان و سپس دوران ظاهر شاه را بخشی از فرهنگ وارداتی غرب خوانده و گفته است که این کار نسخهای از عیاشی بوده است. عیاشی در تصور طالبان همان فحشا و بیبند و باری جنسی است. طالبان در بیست سال دوران جمهوریت با تمرکز تبلیغاتی شان بر موضوع زن و قضایای جنسی وانمود میکردند که فحشا در سراسر افغانستان موج میزند و زنان و دختران افغانستان در معرض تجاوز خارجیان هستند. طبق تحقیقاتی که امنیت ملی آن زمان افغانستان از بازداشت شدگان طالب انجام داده بود، یکی از انگیزههای بسیار قوی برای پیوستن آنان به جنگ در برابر نظام پیشین همین تبلیغات بود که عمدتا در مدارس هوادار طالبان در پاکستان انجام میشد. آنان با افزایش “مرچ و مصاله” تبلیغات خود که گویا ناموس مسلمانان بازیچه هوسهای غیر مسلمانان قرار گرفته است، میتوانستند شماری از جوانان کمسن و احساساتی را آماده عملیات انتحاری کنند. اساسا ناموس خواندن زن، یعنی تقلیل دادن وی به زائدهای در کنار مرد که هویتش را نه از خود به حیث انسانی مستقل بلکه از مرد به حیث همسر یا عضو خانواده او میگیرد، بخشی از فرهنگ غیر انسانیای است که ریشه در گذشتههای دورتر دارد. ریشه این ذهنیت به دوران لشکرکشیها میرسد، به روزگاری که زنان به تاراج میرفتند، و این عمل به مثابه روشی جهت تحقیر دشمن استفاده میشد. از این راه بود که موضوع زن با شرف و حیثیت مردان گره زده شد. بدون شک جنایات جنگی و اعمال ضد بشری با مظاهر گوناگونش در تاریخ به وفور انجام یافته است، اما اینکه جنایتی مبنای شکلگیری لایههایی از فرهنگ شود و در اثر آن زن جایگاه انسانی خود را از دست بدهد، فاجعهای دیگر است. در مدارسی که طالبان آموزش دیدهاند نه زن حضور داشته و نه به مثابه انسانی همتا و همسطح مرد به رسمیت شناخته شده است، بلکه به عنوان موجودی ناقص العقل معرفی شده که به آسانی فریب میخورد، و میتواند آبرو و شرف خانواده را برباد بدهد. از نظر آنان آزادی زن سبب گسترش فحشا و بیبند و باری، و خودش بخشی از بافت گناه است که مرد قربانی وسوسهها و اغواگریهایش میشود. عقربه فحشا در ذهنیت طالبانی همیشه به طرف زن میچرخد و موارد بیشمار تجاوز به کودکان پسر که در مدارس خود شان انجام میشود نه توجهی را جلب میکند و نه حساسیتی را بر میانگیزد. چنین نگاه بیمارگونهای به زن در جهان امروز نشانهای از عقبماندگی و جهل شمرده میشود، و بیاعتباریاش به اثبات رسیده است، اما در میان طالبان، و به ویژه رهبران شان، هنوز نگاه مسلط است و به این دلیل آماده نیستند زنان افغانستان به حقوق خود در زمینه تعلیم، تحصیل و کار دست پیدا کنند. #محمد محقق
Women Protesters: UN remains silent on Taliban’s atrocities towards Women

According to a number of women activists in Kabul, the United Nations has remained silent in the face of Taliban violence and restrictions on women. They believe that the UN must break its silence and press the Taliban to end violence against women. On the occasion of International Day for the Elimination of Violence against Women (25 November), a number of women proclaimed in a gathering that violence against women in Afghanistan has increased unprecedentedly under the Taliban regime. The Justice and Freedom Movement for Afghan Women stated that the purpose of this gathering was to stop violence against women. The organizers of the gathering asked for the release of women’s rights and civil society activists and demanded that girls’ schools at the secondary level should be reopened immediately. The protesting women called upon the United Nations to investigate the mysterious murders of women and girls whose bodies are found on a daily basis and to put pressure on the Taliban to remove restrictions against women. Shamayel Tawana Nasiri, one of the organizers, told Farkhunda News that since the Taliban takeover of Afghanistan, violence against women has greatly increased, and during the past one and a half years, women are deprived of their rights, participation in political and social spheres, and their citizenship rights. Women are not even allowed to choose their own clothes. As per Nasiri, the United Nations and the international community have always remained silent in the face of Taliban violence and have not shown any serious reaction to condemn such crimes. She calls upon the United Nations, the international community, and countries that adhere to gender equality to break their silence on these crimes and to propose practical solutions to end human rights violations in Afghanistan. Basira Begzad, an activist, also expressed her concerns about the violations of human rights in Afghanistan. She believes that history will belong to the women of Afghanistan and they will not remain silent in the face of any violence against women. Afghan women, according to her, will fight until the realization of the freedom of women and an Afghanistan free from violence against women. Women have always been subjected to violence in Afghanistan, however, restrictions and violations of women’s rights have increased unprecedently during the one and a half years of Taliban rule which has resulted in protests by women activists against these violations. In these protests, the women activists have not only achieved their aims; but on the contrary, they have been imprisoned, tortured, and forcefully dispersed. Recently, Zarifa Yaqubi, Farhat Popalzi, Humaira Yusuf, Parveen Sadat, and other activists were arrested by the Taliban and the fate of some of them is still unknown. Moreover, In the latest series of restrictions on women, the Taliban’s Ministry for Promotion of Virtue and the Prevention of Vice has banned women from entering amusement parks, gyms, and even public baths. Khatira Rahimi
طالبان منبع و حامی خشونت در برابر زنان

امروزه آن چنان خشونت در افغانستان فراگیر شده است که گویی خشونت بخش جدایی ناپذیرفرهنگ ساکنان این سرزمین است. در هیچ جای این کره خاکی به این میزان خشونت و خشونت طلبی دیده نمی شود. زن ستیزی و جنگ، شناسنامه افغانستان شده است و هر جا سخن از خشونت و جنگ باشد نام افغانستان نیز آنجا گرفته می شود، و در این میان زنان افغانستانی قربانی اصلی این خشونت ها هستند. اکثرا گمان میکنند که خشونت علیه زنان تنها به معنی آسیب جسمانی و کتک زدن است. خشونت علیه زنان ابعاد گسترده تری دارد؛ خشونت های جسمی، روانی، جنسی و اقتصادی از آشکار ترین نوع خشونت علیه زنان محسوب می شوند. خشونت های روانی و جنسی تاثیر بیش تری نسبت به خشونت های فیزیکی و کتک زدن دارند. زخم هایی که بر روی پیکر زنان پدید می آید با گذر زمان بهبود می یابند؛ ولی زخم های روحی و روانی به سادگی بهبود نخواهند یافت و اگر درمان نشوند عمیق تر می شوند. حاکم شدن گروه طالبان که یک گروه به شدت زنستیز هستند، این خشونتها را پر رنگتر کردهاست. حالا زنان نه تنها در خانهها، بلکه در خیابانها هم مورد پرسوجو قرار گرفته و همهٔ امورشان از سوی افراد امرباالمعروف و نهی از منکر طالبان نظارت میشود. شبکه های حمایت از زنان و خانههای امن برای زنان بعد از آمدن طالبان از فعالیت باز مانده و بسته شدهاند. وضع دستور های زن ستیزانه گروه طالبان که هر روز بیشتر و به گونه خشنتری در حال اجرا شدن است، بستر خشونت های خانوادگی بیشتری را بر علیه زنان مهیا کرده است. منشا تاریخی این روز بر میگردد به ۲۵ نوامبر سال ۱۹۶۰، در آن روز سه خواهر، عضو شبکه مخفی انقلابی جمهوری دومینیکن، در زندان رژیم رافائل لئونیداس تروخیو پس از شکنجههای بسیار به قتل رسیدند. این جنایت سرآغاز سقوط حکومت نظامیان در این کشور حوزه دریای کارائیب بود. از سال ۱۹۸۱ به بعد، شماری از کشورهای جهان به خصوص در آمریکای لاتین این روز را بهطور رسمی روز مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری کردند. سازمان ملل متحد حدود دو دهه بعد با استقبال از این ابتکار عمل، آن را جهانی کرد. 25 نوامبر که شروع کمپاین منع خشونت علیه زنان است در این دو سال پسین در حالی فرا میرسد که زنان افغانستان بیشتر از هر زمانی قربانی خشونت های خانوادگی و اجتماعی قرار دارد. این خشونت ها نه تنها از سوی گروه طالبان، بلکه از طرف مردهای خانواده نیز به صورت گسترده اعمال میشود. بیکاری و فقر در کنار فشار های اجتماعی و فرهنگی باعث شده تا مردان خانواده عقده های شان را با خشونت در برابر زنان خانواده خالی کند. از سوی دیگر نبود نهاد های حامی حقوق زنان که قربانی های خشونت بتوانند به آنجا شکایت شان را ببرند نیز باعث شده خشونت ها بدون ترس از عواقب آن اعمال شود. ازدواج های اجباری، آمار روزافزون خودکشی و قتل های ناموسی بیشتر حاصل دستور های است که طالبان با تفسیر دینی، مردهای خانوادهها را وادار میکنند تا آن را بر زنان شان در خانه و محیط زندگی با جبر و اکراه تطبیق کنند. اکثر زنان به دلیل نداشتن پشتوانهای که بتوانند در برابر این خشونت ها ایستادگی کنند دست به خودکشی میزنند. فروش دختران به دلیل فقر یکی از خشونت های است که بعد از قدرت گرفتن گروه طالبان بیشتر از هر زمانی در حال رشد است. تعدادی از خانواده ها به دنبال گرسنگی و نا امیدی از تهیه غذا برای سیرکردن اعضای خانواده خود مجبور به فروش کودکان بویژه دخترانشان شده اند. بسته ماندن مکتب ها به روی دختران، حجاب اجباری، منع رفتن زنان به مکان های تفریحی و خیلی از موارد دیگر خشونت های عینی است که در این یک سال گروه طالبان بالای زنان اعمال کرده و جامعه جهانی در قبال آن سکوت مرگباری را اختیار کرده است. در این میان جنبش های اعتراضی زنان که بعد از حاکمیت طالبان بخاطر مبارزه با ظلم این گروه شکل گرفته هر روز به شکل های مختلف در مقابل چشم های رسانه ها سرکوب میشود، ولی جامعه جهانی همچنان سکوت شان را نشکسته و اقدام عملی را در پیش نمیگیرد. زنان در افغانستان، حتا در دو دهۀ اخیر، قربانی خشونتهای جسمی، جنسی، زبانی، روانی، اقتصادی، اخراج از منزل، ازدواج اجباری، ازدواج زودهنگام، ممانعت از حق انتخاب همسر، به بد و بدل دادن و بازداشت از آموزش بودهاند. اکنون و در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان از چه مرجعی میتوان خواستار رعایت و تأمین حقوق شهروندی و بشری برای زنان افغانستان شد؟ مرجع مشروع و پاسخگویی نیست و جامعۀ جهانی نیز سوگمندانه افغانستان را فراموش کردهاست. نه امکانهای دسترسی به عدالت قانونی-قضایی و فرصتهای آموزشی برای زنان فراهم است و نه قانون مکتوب و مشروعی هست تا خواستار اجرای شفاف و عادلانۀ آن بهنفع زنان شد. شمایل توانا ناصری