Skip to main content

Farkhundanews

مهاجران افغانستان در آلمان: مشروعیت‌بخشی به طالبان، نادیده‌گرفتن حقوق زنان و مردم افغانستان است

فرخنده: همزمان با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، شماری از شهروندان افغانستان، فعالان حقوق بشر و حامیان حقوق زنان در شهر دوسلدورف آلمان گردهم آمدند و با برگزاری تجمعی اعتراضی، خواستار افزایش فشارهای بین‌المللی بر طالبان، حمایت از حقوق زنان و توقف روند عادی‌سازی روابط با این گروه شدند. این گردهمایی روز شنبه، ۱۵ آگست ۲۰۲۶، در برابر دفتر نخست‌وزیر ایالت نوردراین-وستفالن و در نزدیکی پارلمان ایالتی این ایالت برگزار شد. شرکت‌کنندگان با اشاره به ادامه نقض حقوق بشر در افغانستان، به‌ویژه محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، از جامعه جهانی خواستند افغانستان را به فراموشی نسپارد. سخنرانان این برنامه به زبان‌های آلمانی و انگلیسی بر ضرورت حمایت از مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، تأکید کردند و خواستار خودداری دولت‌ها از هرگونه مشروعیت‌بخشی سیاسی به طالبان شدند. نبی قربانی، از برگزارکنندگان این گردهمایی و عضو سازمان عفو بین‌الملل، در آغاز برنامه وضعیت زنان و دختران افغانستان را زیر حاکمیت طالبان نگران‌کننده خواند و بر ادامه دادخواهی برای آزادی، حقوق بشر و حقوق زنان تأکید کرد. سحرا کمالی، فعال حقوق زنان، گفت که پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، زنان افغانستان همچنان از حقوق اساسی خود محروم‌اند و میلیون‌ها شهروند این کشور با فقر، گرسنگی و ناامیدی روبه‌رو هستند. او از جامعه جهانی خواست حمایت مؤثر و عملی از زنان افغانستان را در اولویت قرار دهد. عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی افغانستان، در سخنرانی خود بازگشت طالبان را آغاز بحرانی عمیق سیاسی، اجتماعی و انسانی در افغانستان توصیف کرد. او با اشاره به محرومیت زنان از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی، این وضعیت را نمونه‌ای از آپارتاید جنسیتی دانست و از دولت آلمان خواست از عادی‌سازی روابط با طالبان و بازگرداندن اجباری پناهجویان افغانستان خودداری کند. وی همچنین بر رعایت اصل عدم بازگردانی تأکید کرد و هشدار داد که فعالان حقوق بشر، زنان، خبرنگاران، نیروهای پیشین امنیتی و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی در صورت بازگشت به افغانستان با خطرات جدی روبه‌رو خواهن شد. ماریا شکورا، فعال اجتماعی و مدافع حقوق زنان، نیز سیاست‌های غرب در قبال افغانستان و محدودیت‌های اعمال‌شده بر پناهجویان افغانستان را مورد انتقاد قرار داد. او خواستار همبستگی میان همه شهروندان افغانستان و ادامه مبارزه مدنی برای دستیابی به آزادی و عدالت شد. علی نهاوندی، عضو سازمان عفو بین‌الملل، وضعیت افغانستان را نگران‌کننده خواند و تأکید کرد که جامعه جهانی نباید مردم افغانستان را فراموش کند. او همچنین از نقش و تلاش پناهجویان افغانستان در جامعه آلمان یاد کرد و خواستار حمایت بیش‌تر از آنان شد. در بخش دیگری از این برنامه، زهرا علی‌زاده، فعال حقوق زنان، پیام شماری از دختران افغانستان را قرائت کرد. در این پیام‌ها، دختران از محرومیت از آموزش، ازدواج‌های اجباری، محدودیت‌های اجتماعی و نبود آزادی‌های اساسی سخن گفته و از جامعه جهانی خواسته بودند صدای آنان را بشنود. سهیلا، یکی از ورزشکاران افغانستان، در پیامی خطاب به دختران افغانستان تأکید کرد که آنان نباید امید خود را از دست بدهند و حق آموزش، فرصت‌های برابر و زندگی با کرامت را مطالبه کنند. روح‌الله رضایی، از شرکت‌کنندگان این تجمع، محرومیت دختران از آموزش را یکی از تلخ‌ترین پیامدهای پنج سال گذشته دانست و گفت گرفتن حق آموزش از دختران، به معنای محروم‌کردن افغانستان از بخشی از آینده آن است. در این گردهمایی، حمیدالله مرادی جمال، عضو شماری از نهادهای مدنی و حقوق بشری در آلمان، اعلام کرد که برنامه‌های دادخواهانه برای حمایت از مردم افغانستان و دفاع از حقوق زنان و دختران ادامه خواهد یافت و فعالان مدنی به تلاش‌های خود در این زمینه ادامه می‌دهند.

طالبان به شرکت‌های مخابراتی در بامیان: زنان جامعه را خراب می‌کنند؛ به آنها سیم‌کارت نفروشید

  به تازه‌گی شماری از شهروندان و نمایندگان شرکت‌های مخابراتی در گفت‌وگو با فرخنده نیوز تایید کردند که طالبان فروش سیمکارت به زنان را در مرکز و هفت ولسوالی این ولایت منع کرده‌اند. منابع در شرکت‌های مخابراتی در ولایت بامیان به فرخنده نیوز می‌گویند که طالبان فروش سیمکارت‌های تمام شبکه‌های مخابراتی را به دلیل آنچه خودشان (بی‌راهی مردان و خرابی جامعه) عنوان می‌کنند، به زنان منع کرده‌اند. چند منبع محلی در ولایت بامیان تایید کردند که طالبان فروش سیمکارت‌های شبکه‌های مخابراتی را به زنان در مرکز و هفت ولسوالی این ولایت منع کردند. این منابع با حفظ هویت‌شان گفتند که این اقدام از سوی نیروهای استخبارات و اداره امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفته و نیروهای این دو اداره همواره مراکز فروش سیمکارت‌های مخابراتی را بررسی می‌کنند. یکی از این منابع از ولسوالی یکاولنگ نمبر یک گفت: نیروهای استخبارات و امر به معروف و نهی از منکر طالبان مرکز فروش سیم‌کارت‌های مخابراتی را زیر نظر می‌گیرند و اگر‌ یک زن وارد یکی از مراکز شود آنها نیز فوراً به دنبال شان وارد و زنان را از گرفتن سیمکارت منع و از دفتر اخراج می‌کنند. این در حالی است که طالبان استفاده از تلفن‌های هوشمند را برای کارمندان دولتی و نهادهای خصوصی در افغانستان ممنوع اعلام کرده است، ولی در میان نیروهای خود طالبان از همین تلفن‌های هوشمند استفاده شده و اطلاعات شان منتشر‌ می‌شود. فاطمه (مستعار) به فرخنده نیوز می‌گوید که او برای گرفتن سیمکارت به مرکز ولسوالی یکاولنگ نمبر یک (نیک) رفته بود ولی مسئول فروشات شبکه روشن به او سیمکارت نداده است. فاطمه می‌افزاید که روستای شان که بیش از ۱۰ کیلومتر از مرکز‌ ولسوالی فاصله دارد به تازه‌گی یکی از شبکه‌های مخابراتی روستای شان را تحت پوشش قرار داده است، ولی وقتی او برای گرفتن سیمکارت رفته بوده با برخورد تند کارمند آن شبکه مواجه شده و گفته به هیچ وجه اجازه نداریم که به تو سیمکارت بدهیم. احمد مستعار کارمند یکی از مراکز فروش سیمکارت با حفظ هویت‌اش می‌گوید که نیروهای استخبارات و امر به معروف و نهی از منکر به دلیل نداشتن کارمند زن در مراکز فروش سیمکارت، حضور زنان را منع کرده و تهدید کرده است که هیچ شبکه‌ای حق ندارد به دختر یا زن سیمکارت بفروشد. احمد می‌افزاید که کسانی که در مراکز فروش سیم‌کارت یک شبکه کار می‌کند، به صورت فیصدی معاش می‌گیرد.‌ به گفته احمد اگر‌ یک زن بخواهد در مرکز فروش سیم‌کارت یک شبکه کار کند و تنها برای زنان و دختران سیمکارت بفروشد، شاید نتواند حتا در یک هفته یک سیمکارت بفروشد زیرا حضور زنان در جامعه بسیار کم‌رنگ شده و مخصوصاً چنین بخش‌های زنان حضور بسیار کم دارند. منابع گفته اند که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان و نیروهای استخبارات این گروه در مرکز و هفت ولسوالی این ولایت به مراکز فروش سیمکارت گفته‌اند که به زنان سیمکارت نفروشند که مردان را “بی‌راه” و جامعه را خراب می‌‌کنند. گفتنی است که طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اگست ۲۰۲۱ با صدور ده‌ها فرمان سخت‌گیرانه، محدودیت‌های سیستماتیکی را علیه زنان و دختران اعمال کردند، این سیاست‌ها که از آن به‌عنوان «آپارتاید جنسیتی» یاد می‌شود، زنان را از حقوق اولیه شان در عرصه‌های آموزش، کار و آزادی‌های فردی محروم کرده است. وضعیت امروز زنان در افغانستان در دل خود روایت بزرگ از رنج، بی‌عدالتی و خاموشی یک نسل را دارد؛ زخمی که برای همیشه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند. گزارش: فرامرز شهزاد

آخرین پرواز محمدامیر؛ سقوط در آتشِ بی‌سرنوشتی

فرخنده: در یکی از کوچه‌های ساکت و بی‌صدا در گلشهر مشهد، بوی تلخ سوخته‌گی هنوز هم در هوا مانده است؛ نه فقط از جسدی که خاکستر شد، بل از امیدی که در آتش خشم، بی‌عدالتی و بی‌سرنوشتی خاکستر گشت. محمدامیر توسلی، خلبان پیشین ارتش افغانستان، که روزگاری آسمان‌ها را با پروازش می‌درنوردید، حالا نامش با خاک هم‌سطح شده، نه در میدان جنگ، که در غربت، در اتاقی بی‌پنجره، جایی که دیگر حتی سایه‌ای از آینده نمی‌تابید. او نیامده بود تا بمیرد، بلکه آمده بود تا بماند. آمده بود تا کارت اقامتش را تمدید کند، امیدی نازک و شکننده در برابر موج اخراج‌هایی که بی‌وقفه مهاجران افغان را از خاک ایران بیرون می‌رانند؛ اما پاسخ دفتر کفالت ساده و سرد بود: تمدید نمی‌شود. هیچ‌کس نگفت چرا. شاید برای‌شان او تنها یک عدد بود، یک چهره دیگر در صف‌های بلند و بی‌پایان بی‌سرنوشتی. اما محمدامیر، برای خودش دنیایی بود؛ با خاطرات یونیفورم نظامی‌اش، با سال‌هایی که برای دفاع از وطنش پرواز کرده بود، با ترسِ هرروزه از بازگشت به کشوری که امروز نامش برای او مترادف با شکنجه و مرگ است. طالبان، که امروز بر افغانستان سایه انداخته‌اند، در بیش از دو سال حکومت خون‌بار خود صدها نظامی پیشین را بازداشت، شکنجه یا تیرباران کرده‌اند. توسلی این را خوب می‌دانست. شاید بارها در خواب دیده بود که در فرودگاهی دور، دوباره نامش خوانده می‌شود، نه برای پرواز، که برای محاکمه‌ای بدون قاضی و دادیار. بازگشت برای او تنها یک معنا داشت: مرگ، اما این بار آهسته‌تر، با توهین، با زخم، با شلاق، با گلوله‌ای در شب. اما مرگ در سکوت غربت نیز آسان نبود. خودسوزی، فریاد خاموشی بود که شنیده نشد. او خودش را آتش زد، شاید تا برای یک لحظه، نگاه جهان را به سوختن آینده هزاران افغان در خاک بیگانه جلب کند. مقامات ایرانی چیزی در مورد او نگفتند. رییس آتش‌نشانی مشهد گفت: «مردی ۴۰ ساله در گلشهر خودسوزی کرده و پیش از رسیدن نیروهای امدادی، جان باخته است.» نه نامی، نه پیشینه‌ای، نه شرحی از رنج‌هایش. و این‌گونه بود که محمدامیر، مانند بسیاری از هم‌قطارانش، در سکوت مرد. در کشوری که میلیون‌ها افغان در آن به‌جای پناه، تحقیر و تهدید یافته‌اند. در حالی که فرزندان‌شان نمی‌دانند آیا فردا به مکتب خواهند رفت یا به اردوگاه مهاجران اخراجی. و در حالی که آن‌سوی مرز، طالبان هنوز هم منتظر بازگشت کسانی‌اند که روزگاری سرباز جمهوریت بودند. در نهایت، او نه توسط گلوله دشمن، نه در سقوط هواپیما، که در شعله‌های بی‌پناهی جان داد. قربانی دو ظلم: یکی از سرنیزه‌، و دیگری از بی‌تفاوتی. این داستان محمدامیر توسلی است؛ اما می‌توانست نامش عبدالله باشد، فاطمه، یا هر افغان دیگری که میان چنگال طالبان و تیغ تبعیض سرگردان مانده‌اند. گزارش: ش ج

امیدهای بربادرفته؛ پایان یک رؤیا برای دانشجویان دختر افغانستان در عمان

فرخنده: پرستو نادری” اسم مستعار”، دانشجوی ۲۲ ساله افغانستان، روزهای خود را با امید و آرزو در کلاس‌های دانشگاه در عمان سپری می‌کرد. اما روزی که ایمیلی از برنامه بورسیه تحصیلی زنان افغانستان (WSE) دریافت کرد، تمام رویاهایش در یک لحظه فرو ریخت. در ایمیل آمده بود که دولت جدید ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفته است که بودجه این برنامه را قطع کند و تمام بورسیه‌ها به پایان خواهند رسید. این تصمیم تنها مختص به WSE نبود؛ بلکه یکی از ۶۰۰۰ برنامه‌ای بود که از سوی اداره توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) لغو شده است. اما برای دخترانی که برای تحصیل و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کردند، این فقط یک تصمیم سیاسی نبود، بلکه نابودی یک رؤیا بود. پس از انتشار این خبر، دانشجویان دختر افغانستان که با این بورسیه در کشورهای مختلف مشغول تحصیل بودند، دچار شوک و اضطراب شدیدی شدند. آنها نه تنها از دست دادن فرصت تحصیل را تجربه می‌کردند، بلکه آینده‌شان در هاله‌ای از ابهام فرو رفته بود. WSE اعلام کرد که تمام دانشجویان باید به افغانستان بازگردند و این خبر بر استرس آنها افزود. کشوری که بسیاری از این دختران از آن فرار کرده بودند، دیگر برایشان امن نبود. بازگشت به افغانستان، به‌معنای از دست دادن امیدها و شاید مواجهه با سرنوشتی نامعلوم بود. ناهید اسم مستعار، یکی از دانشجویان این برنامه، می‌گوید: “برای رسیدن به اینجا، من سال‌ها زحمت کشیدم. حالا در یک لحظه، با یک ایمیل، تمام تلاش‌هایم بی‌نتیجه شد.” او می‌افزاید که این تصمیم نه‌تنها آینده فردی آنها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه ضربه‌ای بزرگ به حقوق زنان در افغانستان نیز محسوب می‌شود. بسیاری از این دختران در ترس و وحشت از آینده‌ای نامشخص به سر می‌برند. آنها نگران‌اند که در افغانستان، دیگر اجازه ادامه تحصیل را نداشته باشند. این دانشجویان در اعتراض به این تصمیم می‌گویند: “ما نمی‌دانیم وقتی به افغانستان بازگردیم، چه سرنوشتی در انتظارمان است. تحصیل برای زنان در افغانستان تقریباً غیرممکن شده است.” با وجود این شرایط دشوار، برخی از دانشجویان تلاش کرده‌اند تا صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. پرستو در تماس با” رسانه فرخنده” نگرانی‌های خود را ابراز کرده است. او م ی‌گوید: “آمریکا نباید تحصیلات را قربانی سیاست‌هایش کند. ما فقط می‌خواهیم درس بخوانیم، چرا این حق از ما گرفته می‌شود؟” این دانشجویان از دولت آمریکا و سازمان‌های بین‌المللی می‌خواهند که این تصمیم را بازبینی کنند. آنها باور دارند که تحصیل نباید تحت تأثیر تغییرات سیاسی قرار گیرد. “این فقط یک برنامه آموزشی نیست، بلکه آینده هزاران دختر افغانستان است که حالا در خطر نابودی قرار گرفته است.” از لحظه دریافت ایمیل، دانشجویان دیگر نمی‌توانند روی درس‌هایشان تمرکز کنند. “هر لحظه فکر می‌کنیم که چه اتفاقی خواهد افتاد. دیگر نمی‌توانیم بخوابیم، نمی‌توانیم درس بخوانیم، فقط ترس و استرس داریم.” برای بسیاری از این دانشجویان، بازگشت به افغانستان حتی به‌معنای قرار گرفتن در معرض خطر است. برخی از خانواده‌های آنها نیز از این وضعیت آگاه شده‌اند و نگران امنیت دخترانشان هستند. پرستو می‌گوید “پدرم گفت اگر برگردم، معلوم نیست چه بر سرم بیاید. اما چاره‌ای ندارم، دیگر جایی برای ماندن ندارم.” WSE اعلام کرده است که فردا جلسه‌ای برگزار خواهد شد تا به سؤالات دانشجویان پاسخ دهد. اما بسیاری از آنها معتقدند که هیچ پاسخی نمی‌تواند اضطراب آنها را کاهش دهد. “آنها نمی‌خواهند فقط جواب بشنوند، آن‌ها می‌خواهند که این تصمیم لغو شود.” WSE گفته است که تا زمان خروج دانشجویان، هزینه‌های اقامت، غذا و بیمه آنها را تأمین خواهد کرد. اما این کمکی به آینده آنها نمی‌کند. آنها می‌گویند “ما نمی‌خواهیم فقط برای چند هفته دیگر تأمین مالی شویم، ما می‌خواهیم آینده‌مان حفظ شود.” این تصمیم در سطح جهانی نیز واکنش‌هایی را برانگیخته است. فعالان حقوق بشر معتقدند که قطع این بورسیه‌ها نشان‌دهنده نادیده گرفتن تعهدات آمریکا در حمایت از زنان افغانستان است. “آمریکا همیشه ادعا کرده که حامی حقوق زنان است، اما حالا اولین چیزی که قربانی می‌شود، تحصیل دختران است.” دانشجویان افغانستان از سازمان‌های بین‌المللی، دانشگاه‌ها و فعالان حقوق بشر درخواست کمک کرده‌اند. آنها می‌خواهند که صدای اعتراض‌شان به گوش مقامات آمریکایی برسد و این تصمیم بازبینی شود. با تمام این ناامیدی‌ها، این دانشجویان هنوز امید دارند. آنها باور دارند که اگر صدایشان شنیده شود، شاید بتوانند تغییری ایجاد کنند. این دانشجویان در یک برنامه اعتراضی گفته‌اند”ما برای تحصیل جنگیده‌ایم و تسلیم نخواهیم شد. شاید این پایان یک برنامه باشد، اما نباید پایان رؤیاهای ما باشد.” پایان بورسیه WSE، آینده تحصیلی صدها دانشجوی دختر افغانستان را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. در حالی که دولت آمریکا تصمیم به قطع حمایت گرفته است، این دانشجویان همچنان امیدوارند که راهی برای ادامه تحصیل پیدا کنند. اما آیا این صداها شنیده خواهد شد؟ گزارش: ش ج

از بودا تا دبی: حلیمه سادات افتخار افغانستان را در دانشگاه دبی درخشاند

فرخنده: در رویداد بین‌المللی دانشگاه دبی، که به معرفی فرهنگ‌ها و سنت‌های کشورهای مختلف اختصاص داشت، حلیمه سادات، یکی از دانشجویان افغانستان این دانشگاه، و تیمش توانستند یکی از بزرگ‌ترین افتخارات این رویداد را برای افغانستانستان به ارمغان بیاورند. آن‌ها با همکاری و تلاش مشترک، جایزه “The Best Pavilion” را برای افغانستانستان کسب کردند. این موفقیت نه تنها برای حلیمه بلکه برای همه افغانستان‌ها در دبی افتخار بزرگی بود. حلیمه در مصاحبه‌ای با خبرنگار رسانه فرخنده گفت: “امسال در رویداد International Day، که در آن کلوب‌های مختلف از کشورهای گوناگون شرکت می‌کنند، توانستم با همکاری برخی دوستانم بهترین غرفه را برای افغانستانستان و دانشگاه دبی کسب کنم. این موفقیت باعث افتخار کشورم شد و نشان دادم که با تلاش و همکاری می‌توانیم در هر شرایطی بدرخشیم.” غرفه افغانستانستان که توسط حلیمه و تیمش طراحی و سازماندهی شد، با نمایش هنرهای دستی، غذاهای سنتی و نمایش‌های فرهنگی، توانست به جهان نشان دهد که افغانستانستان کشوری پر از استعداد، فرهنگ و تاریخ غنی است. این غرفه فرصتی فراهم آورد تا افغانستانستان در معرض توجه جهانی قرار گیرد و مردم از نزدیک با تنوع فرهنگی و هنری این کشور آشنا شوند. حلیمه سادات متولد ولایت بامیان افغانستانستان است و در خانواده‌ای بزرگ شده که پدرش همیشه به پیشرفت فرزندانش، به‌ویژه دختران، اهمیت می‌داد. او در این‌باره می‌گوید: “افتخار می‌کنم که در چنین خانواده‌ای روشن‌فکر بزرگ شده‌ام، جایی که پسر و دختر هر دو حقوق مساوی داشته‌اند.” حلیمه معتقد است که تأثیر مثبت خانواده‌اش در مسیر پیشرفت او بسیار مهم بوده است. حلیمه در ادامه سفر تحصیلی خود را شرح داد و گفت: “بعد از اتمام صنف دوازده از افغانستانستان به ایران رفتم و به دلیل علاقه به فوتبال، در تیم دختران مهاجر به عنوان دفاع راست فوتبال بازی می‌کردم. سپس بورسیه دانشگاه آسیایی برای خانم‌ها در بنگلادش را دریافت کرده و پنج ماه در آنجا به دختران افغانستان فوتبال آموزش دادم. در سال ۲۰۲۳، بورسیه خلف الحبتور را دریافت کردم که برای ۵۵ دختر افغانستان ارائه شده بود و به دبی آمدم تا در دانشگاه دبی در رشته فناوری اطلاعات (IT) ادامه تحصیل دهم.” حلیمه، که پیش از این علاقه زیادی به فوتبال داشت و همیشه آرزو داشت فوتبالیست یا پلیس شود، اکنون به دلیل پیشرفت سریع تکنولوژی، به رشته فناوری اطلاعات علاقه‌مند شده است و تصمیم دارد در این رشته تحصیل کرده و مهارت‌هایش را گسترش دهد. او در حال حاضر به عنوان رئیس کلوب دانشجویان افغانستان در دانشگاه دبی فعالیت می‌کند و در بسیاری از پروژه‌های داوطلبانه مشارکت دارد. او همچنین چندین گواهینامه و دو جایزه برای فعالیت‌های داوطلبانه‌اش دریافت کرده است. حلیمه سادات بر این باور است که دیدگاه بسیاری از مردم جهان نسبت به افغانستانستان یک کشور جنگ‌زده و پر از خشونت است. اما او با این دستاورد توانست نشان دهد که افغانستانستان نه تنها یک کشور درگیر جنگ نیست بلکه سرزمینی پر از استعداد، فرهنگ و تاریخ غنی است. او افزود: “با این موفقیت، توانستم چهره‌ای متفاوت از کشورم به نمایش بگذارم و ثابت کنم که افغانستان‌ها، به ویژه دختران افغانستان، توانایی‌های فوق‌العاده‌ای دارند و می‌توانند در عرصه‌های بین‌المللی بدرخشند.” این دستاورد حلیمه تنها برای او بلکه برای همه دختران افغانستان در جهان یک پیام امیدبخش است. حلیمه می‌گوید: “همیشه تلاش کرده‌ام که در کنار درس، مهارت‌های فردی‌ام را هم تقویت کنم. با وجود چالش‌ها و محدودیت‌هایی که به عنوان یک دختر افغانستان با آن‌ها روبه‌رو هستم، هرگز اجازه نمی‌دهم موانع مانع پیشرفت من شوند.” او افزود: “امید و پشتکار همیشه همراه دختران افغانستان بوده است. هیچ‌چیز غیرممکن نیست. فقط باید باور داشته باشید و تلاش کنید. مهم نیست که شرایط چقدر غیرممکن به نظر می‌رسد، هرگز از قدرت دعا دست نکشید. نزد الله هیچ چیز غیرممکن نیست.” حلیمه در پایان پیام خود به دختران افغانستان و جهانیان گفت: “من با این دستاورد توانستم به جهانیان نشان بدهم که ‘گنج همیشه در ویرانه است.’ افغانستانستان تنها یک کشور درگیر جنگ نیست؛ بلکه سرزمینی پر از استعداد، فرهنگ و تاریخ غنی است. می‌خواهم این پیام را به همه دختران افغانستان برسانم که هیچ‌چیز غیرممکن نیست. باید باور داشته باشید و همیشه به تلاش و دعا ادامه دهید.” این داستان از حلیمه سادات نشان‌دهنده قدرت اراده، پشتکار و توانمندی دختران افغانستان است که با وجود تمام چالش‌ها، می‌توانند در عرصه‌های بین‌المللی بدرخشند و کشورشان را با افتخار نمایندگی کنند. گزارش: لیلا رضایی

زنان افغانستان؛ قربانیان سکوت و مبارزان امید

فرخنده: سه سال و شش ماه پیش، روزهای تاریکی بر افغانستان سایه افکند. بازگشت طالبان به قدرت، آغازگر دوره‌ای از محرومیت و سرکوب سیستماتیک برای زنان و دختران این کشور بود. قوانین زن‌ستیزانه، ممنوعیت‌های سخت‌گیرانه، و تلاش‌های مداوم برای حذف زنان از جامعه، از دختران کوچک مدرسه‌رو تا زنان فعال و تحصیل‌کرده، همه را هدف قرار داده است. فرشته، زنی ۳۴ ساله از کابل، با اندوه می‌گوید: «هر روز که از خواب بیدار می‌شوم، با خبر جدیدی از ممنوعیت یا محدودیت مواجه می‌شوم. دیگر نمی‌توانم کار کنم، دخترم نمی‌تواند درس بخواند، حتی قدم زدن در خیابان برای ما تبدیل به یک کابوس شده است.» با وجود این سرکوب‌ها، زنان افغانستان از پا ننشسته‌اند. در گوشه‌گوشه کشور، صدای مقاومت شنیده می‌شود؛ از اعتراضات خاموش گرفته تا بیانیه‌های شجاعانه و تلاش‌های مدنی در عرصه‌های مختلف. خبر صدور حکم بازداشت برای رهبر طالبان، هبت‌الله آخندزاده، و قاضی‌القضات این گروه، عبدالحکیم حقانی، از سوی دادگاه کیفری بین‌المللی به اتهام جنایات علیه بشریت، نوری تازه بر امیدهای این زنان تاباند. شبکه مشارکت سیاسی زنان افغانستان این اقدام را گامی مؤثر در مسیر عدالت می‌داند و تأکید می‌کند که باید تمامی عاملان جنایات علیه زنان و مردم افغانستان به پای میز محاکمه کشانده شوند. در حالی که جهان ناظر بر این وضعیت است، زنان افغانستان همچنان در برابر ظلم ایستاده‌اند و برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. در کشوری که نیمی از جمعیت آن در سکوت اجباری فرورفته‌اند، مبارزه زنان افغانستان یادآور این حقیقت است که هیچ حکومتی نمی‌تواند برای همیشه صدای عدالت‌طلبی را خاموش کند.

۱۳۰ تهدید و ۵۱ بازداشت؛ خبرنگاران افغانستان در برابر سانسور بی‌پایان در سال 2024

فرخنده: در یک عصر تاریک و بی‌صدا، وقتی که آزادی بیان در افغانستان در حال ناپدید شدن است، خبرنگاران این سرزمین همچنان در صف اول مبارزه با حقیقت قرار دارند. اما مبارزه‌ای که این روزها به هیچ وجه آسان نیست. گزارش سالانه مرکز خبرنگاران افغانستان، تصویری تیره و تار از وضعیت رسانه‌ها در کشور پس از بازگشت طالبان ارائه داده است؛ جایی که تهدیدات، بازداشت‌ها و حتی زندانی شدن خبرنگاران، نه تنها آزادی رسانه‌ها، بلکه زندگی حرفه‌ای آنان را به خطر انداخته است. در گزارشی که اخیراً منتشر شد، مرکز خبرنگاران افغانستان از ثبت ۱۸۱ مورد نقض حقوق رسانه‌ها در سال ۲۰۲۴ خبر داده است. از این میان، ۱۳۰ مورد تهدید و ۵۱ مورد بازداشت خبرنگاران بوده است. گزارش‌گران بدون مرز نیز تاکید کرده‌اند که با روی کار آمدن طالبان، سرکوب رسانه‌ها و افزایش آزار و شکنجه خبرنگاران از یک طرف، و بستن رسانه‌ها از سوی دیگر، منجر به کاهش چشمگیر فضای آزاد رسانه‌ای در این کشور شده است. با افزایش محدودیت‌ها و دستورهای سخت‌گیرانه طالبان، شرایط برای خبرنگاران روز به روز سخت‌تر شده است. طبق گزارش‌ها، ۱۸ رسانه در سال جاری بسته شده‌اند و از این میان، ۱۴ رسانه همچنان نتواسته‌اند به فعالیت‌های خود ادامه دهند. رسانه‌هایی که زمانی به عنوان منابع مهم اطلاعاتی و خبری برای مردم افغانستان شناخته می‌شدند، اکنون خاموش شده‌اند. اما شاید بیش از همه، خبرنگاران زن در افغانستان هستند که با چالش‌های مضاعف روبرو شده‌اند. محدودیت‌های اعمال شده از سوی طالبان نه تنها دسترسی آنان به اطلاعات و منابع خبری را به شدت کاهش داده، بلکه امنیت جانی و حرفه‌ای آنان را نیز به خطر انداخته است. این شرایط به قدری دشوار بوده که بسیاری از خبرنگاران زن مجبور به ترک حرفه و حتی مهاجرت از کشور شده‌اند. عاطفه سهرابی، خبرنگار و فعال حقوق زن افغان، یکی از این نمونه‌هاست. او که پیش از مهاجرت به آلمان در کابل خبرنگاری می‌کرد، در گفتگو با فرخنده نیوز به شرایط بحرانی خبرنگاران زن در افغانستان اشاره می‌کند. عاطفه می‌گوید که در زمان جمهوریت، خبرنگاران می‌توانستند با آزادی بیشتر در مسائل مختلف تحقیق کنند، اما اکنون با روی کار آمدن طالبان، خبرنگاران زن دیگر حتی قادر به شرکت در جلسات مطبوعاتی یا مصاحبه با مسئولان نیستند. عاطفه ادامه می‌دهد که بسیاری از زنان خبرنگار اکنون به دلیل تهدیدات امنیتی مجبور به ترک کار و خانه‌هایشان شده‌اند و مهاجرت به کشورهای دیگر تنها گزینه‌ای است که برای حفظ جانشان باقی مانده است. عاطفه در حالی که یاد می‌کند از روزهای نخستین تحصیلش در کابل و علاقه‌اش به رشته ژورنالیسم، از چالش‌ها و تحولات شخصی‌اش در این مسیر می‌گوید. از انتخاب رشته خبرنگاری در برابر انتظار خانواده‌اش تا روزهای پرچالش کاری در رسانه‌های افغان. او همچنین درباره تحصیل و کارش در این حوزه تأکید می‌کند که رسانه‌ها و ارتباطات جمعی می‌توانند تأثیرات زیادی بر جامعه داشته باشند؛ تاثیری که هم‌اکنون در افغانستان با تهدیدات طالبان در حال ناپدید شدن است. عاطفه سهرابی با اشاره به نقض گسترده حقوق خبرنگاران زن و مرد در افغانستان می‌گوید: “امروز رسانه‌ها در افغانستان دیگر نقش اصلی خود را ایفا نمی‌کنند. با ورود طالبان به قدرت، رسانه‌ها تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند تا تنها صدای یک گروه خاص را پخش کنند. نه تنها خبرنگاران زن، بلکه مردان خبرنگار نیز در معرض تهدید و بازداشت قرار دارند.” او همچنین تاکید می‌کند که به دلیل فشارهای شدید، گزارش‌های منتشر شده دیگر هیچ‌گونه تطابقی با اصول حرفه‌ای و خبرنگاری ندارند و بیشتر به تبلیغات صرف تبدیل شده‌اند. “در این میان، سوال بزرگتری مطرح است: آیا زنان افغان که در طول سال‌های گذشته با سختی‌های فراوان به جاده آزادی بیان گام نهاده‌اند، بار دیگر در سایه‌ سنگین طالبان به خاموشی خواهند گرایید؟ پاسخ به این سوال، نیازمند زمان و فشارهای جهانی است. عاطفه در پیام پایانی خود می‌گوید: “دنیای امروز دنیای علم و تکنولوژی است، اما در افغانستان، ما به عصر بی‌سوادی برگشته‌ایم. اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، نسل‌های آینده افغانستان از حق آموختن و آگاهی محروم خواهند شد.” در شرایطی که آزادی بیان در افغانستان به شدیدترین محدودیت‌ها مواجه شده است، تنها امید خبرنگاران و فعالان حقوق بشر به حمایت‌های جهانی است. آنان می‌خواهند که صدای‌شان شنیده شود و جهان برای بازگشت حقوق ابتدایی‌شان به میدان آید. گزارش: شکیلا گلستانی

روزهای یکسان: داستان دختری که در دنیای قالین بافی رشد کرده است

فرخنده: بار دیگر در آسمان کابل طلوع می کند، همه روز جدیدی را آغاز می کنند، شاید متفاوت تر از دیروز، اما برای سکینه این گونه نیست! در حومه ی منطقه پل خشک دشت برچی شهر کابل، دختری روز هایش همه یکسان است. سکینه بیست و پنج ساله است، وقتی خانواده اش از پاکستان به افغانستان آمدند، ده سال بیشتر نداشت که با قالین بافی آشنا شد. سکینه زمانی که تازه راه رفتن را یاد میگیرفت مهاجر شدند و برای ادامه زندگی پاکستان امدند. در پاکستان زمانی که تازه معنای حرف ها را میفهمید، تمام حرف ها و کارهای که در چهارطرف اش جریان داشت از کار کردن و چگونه مصارف زندگی را پوره کردن بود، اینجا بود که سکینه نام قالین و قالین بافتن برایش آشنا شد. تمام خانواده باید بدون ضایع کردن یک دقیقه وقت در روز همچنان باید قالین می بافیدند تا بتوانند تا آخر ماه، متر های قالین را بافته و تمام کنند و پولی برای مصرف زندگی در  دست شان داشته باشند. او به بازی های کودکانه اش مصروف بود و گاهی از روی شوق میامد و قالین بافتن خانواده اش را  تماشا میکرد. چند سال بعد وقتی همه به کشور شان برمی گشتند خانواده سکینه نیز تصمیم گرفتند به افغانستان بیایند، در افغانستان سکینه و خانواده اش دوباره به قالین بافی شروع کردند و این شد که سکینه  روز ها تمام با خواهر از خود بزرگ تر قالین  ببافند. او حالا ۲۵ سالش است و از اینکه نتوانسته است بخاطر مشکلات اقتصادی به جز قالین بافتن به چیزی دیگر فکر کند حس نامعلوم دارد. “شاید زندگی من مانند دختران دیگر نیست، من چهاردیواری اتاق و روبرویم همیشه قالین را دیده ام، من به مکتب نرفتم تا درس بخوانم من با کسی تفریح نرفتم و من دوستی ندارم، من کی ها را باید ملامت کنم! خودم را که پا از خانه بیرون نه گذاشتم و مکتب نرفتم؟ اما آیا زندگی و شرایط اش گذاشت یا اجازه میداد من این کار را بکنم؟” محمد آصف استاد قالین هراز گاهی به سکینه و فامیل اش سر میزند و به این بهانه خبر اینکه  قالین چقدر بافته شده است را هم میگیرد مادر سکینه هر بار که مرد قالین باف میاید و جویای احوال آنها می شود بارها از او تشکری کرده و خدا را شکر میکند که منبع درآمد دارند و دست اش پیش کسی دراز نیست. سکینه فرصت اینکه کسی از خانواده اش باید درس بخواند را به برادرش داده است و می گوید تمام تلاشم را میکنم تا مشکل اقتصادی خانواده ام را حل کنم و برادرم بتواند درس بخواند و راه بهتر را برای زندگی انتخاب کند. سکینه بعد از فوت پدر با کمک خواهر بزرگ تر از خودش که ازدواج کرده قالین میبافند و سر هردویما و یا سه ماه تلاش شان را میکنند تا چهار و یا شش متر قالین را ببافند و مزد خوبی دریافت کنند. او با مادر و برادر کوچک تر از خودش زندگی میکند و تمام مصارف زندگی به عهده او است مادرش مریض است و نفس تنگی دارد. قالین دست بافت سکینه در کشور ها سفر می کند، هنر دست سکینه پس از طی مراحل زیاد به کشور های دور فرستاده می شود و به بها و ارج گزاری به کیفیت اش در بزرگترین بازار ها هنرنمایی می کند. اما سکینه هیچ وقتی زیبایی هنرش را ندیده است، روز هایش در اتاق کوچک پیش دستگاه و تار های قالین سپری شد. روز ها با عجله تمام کارهای خانه را خلاص کرده به بافتن قالین شروع می کرد و شب ها هم از خسته گی زیاد زود به خواب میرفت. شکیلا گلستانی

ممنوعیت تصویربرداری از جان‌داران؛ بازگشت طالبان به سیاست‌های سرکوبگرانه دهه ۱۹۹۰؟

فرخنده: در افغانستان، محدودیت‌های تازه‌ای به اجرا گذاشته شده که یادآور روزهای تاریک دهه ۱۹۹۰ است؛ دوره‌ای که طالبان برای اولین بار قدرت را در دست داشتند. این بار، ممنوعیت جدید طالبان بر تصویربرداری از جان‌داران، واکنش‌های انتقادی گسترده‌ای را برانگیخته است. بنیاد حقوق بشر، با صدور بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی اکس، این ممنوعیت را به‌عنوان بخشی از حملات مداوم طالبان به آزادی اطلاعات و بیان محکوم کرد و هشدار داد که افغانستان با هر روز بیشتر به انزوای رسانه‌ای فرو می‌رود. به گفته این سازمان، ممنوعیت اخیر طالبان یادآور محدودیت‌های مشابه در دهه ۱۹۹۰ است، زمانی که تصاویر سرهای مانکن، آثار باستانی، دستگاه‌های تلویزیونی، عکس‌ها و نوارهای ویدئویی به‌طور کامل ممنوع بودند. حالا، دو دهه پس از آن دوران، افغانستان بار دیگر در حال بازگشت به آن سیاست‌های سخت‌گیرانه است. بر اساس اعلام بنیاد حقوق بشر، این تصمیم طالبان تهدیدی جدی برای آزادی مطبوعات و دسترسی به اطلاعات به شمار می‌رود. خبرنگاران افغان هشدار داده‌اند که ممنوعیت جدید می‌تواند تأثیرات مخربی بر رسانه‌های کشور داشته باشد. در حال حاضر، بسیاری از کانال‌های تلویزیونی به پخش‌های صوتی تنها روی آورده‌اند تا از مواجهه با قوانین جدید طالبان جلوگیری کنند. این اقدام، به‌نوعی عقب‌گرد در عرصه رسانه‌ای محسوب می‌شود و به انزوای بیشتر افغانستان و از دست رفتن آزادی‌های بنیادی دامن می‌زند. یک روزنامه‌نگار که نخواست نامش فاش شود، گفت: «ما اکنون نه‌تنها با محدودیت‌های گزارش‌دهی و سانسور مواجه هستیم، بلکه حتی اجازه نداریم تصویری از زندگی روزمره مردم را به جهان نشان دهیم. این به معنای پاک کردن واقعیت‌های افغانستان از صحنه جهانی است.» تصمیم برای ممنوعیت تصویربرداری از جان‌داران، که در قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ماه سنبله سال ۱۴۰۳ خورشیدی به تصویب رسید، ظاهراً طالبان را به دو دسته تقسیم کرده است. بررسی‌های تلویزیون آمو نشان می‌دهد که از میان ۲۴ وزارتخانه طالبان، تنها سه وزارتخانه (عدلیه، تحصیلات عالی و امر به معروف) روند توقف پخش عکس و تصویر را در وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی‌شان به اجرا گذاشته‌اند. این اختلافات درونی نشان می‌دهد که حتی در میان طالبان نیز بر سر اجرای این قوانین سخت‌گیرانه، اجماع کامل وجود ندارد. در حالی که در سطح ملی اجرای این محدودیت‌ها هنوز کامل نشده، برخی ولایت‌ها از جمله قندهار، تخار و بادغیس، شاهد اجرای جدی‌تر این ممنوعیت‌ها بوده‌اند. مسئولان محلی طالبان در این ولایت‌ها، پخش تصاویر جان‌داران را کاملاً متوقف کرده‌اند. این اقدامات نگرانی‌های گسترده‌ای درباره آینده آزادی‌های مدنی و حقوق بشری در افغانستان برانگیخته است و برخی از فعالان نگرانند که این ممنوعیت‌ها گام دیگری به‌سوی سرکوب کامل جامعه مدنی باشد. بنیاد حقوق بشر در بیانیه‌ای خواستار بازگشت فوری رسانه‌های مستقل و مطبوعات آزاد شد و اعلام کرد که قوانین «اخلاقی» سرکوبگرانه طالبان نمی‌تواند بهانه‌ای برای محدود کردن حقوق اساسی شهروندان باشد. این سازمان از جامعه بین‌المللی خواست تا فشارها بر طالبان را برای رعایت حقوق بشر افزایش دهد و به اقدامات جمعی برای حفظ آزادی بیان و اطلاعات در افغانستان بپردازد. آینده افغانستان همچنان نامعلوم است، اما آنچه که مسلم به نظر می‌رسد، افزایش روزافزون محدودیت‌ها و عقب‌گرد در آزادی‌های به‌دست‌آمده طی دو دهه گذشته است. ممنوعیت تصویربرداری از جان‌داران تنها یک نمونه از تغییرات گسترده‌ای است که زندگی روزمره مردم افغانستان را تحت‌الشعاع قرار داده و پرسش‌های بسیاری را درباره آینده این کشور مطرح می‌کند.  

همبستگی هزاره‌ها: خواهان پایان کشتار هدفمند شدند

فرخنده: در گردهمایی هزاره‌های افغانستان و پاکستان به مناسبت «روز جهانی همبستگی هزاره‌ها» در اسلام‌آباد، شرکت‌کنندگان با ابراز نگرانی از دهه‌ها خشونت و سرکوب، از جامعه بین‌المللی خواستند تا نسل‌کشی هزاره‌ها را به رسمیت شناخته و اقدامات فوری برای حفاظت از این گروه قومی در برابر کشتارهای هدفمند در افغانستان انجام دهد. برگزارکنندگان این گردهمایی به دلیل نگرانی‌های امنیتی، مراسم را با تأخیر برگزار کردند. راحل تلاش، یکی از فعالان حاضر، هدف اصلی این برنامه را تقویت هویت مشترک هزاره‌ها و ایجاد یک جبهه متحد برای مقابله با چالش‌ها و بی‌عدالتی‌های تاریخی دانست. او تأکید کرد که گردهمایی‌های مشابه در سراسر جهان نشان‌دهنده اراده و همبستگی هزاره‌ها برای احقاق حقوق خود و پایان دادن به خشونت‌ها و تبعیض‌های سیستماتیک است. در پایان گردهمایی، قطع‌نامه‌ای صادر شد که تاریخ و تمدن هزاره‌ها در بلخ و بامیان را یادآوری کرده و بر تلاش‌ها و نقش مؤثر آنان در توسعه و پیشرفت افغانستان تأکید کرد. در این قطع‌نامه تصریح شده است که هزاره‌ها با وجود تحمل انواع ستم و تبعیض، همواره در جهت وحدت ملی و همزیستی مسالمت‌آمیز در افغانستان گام برداشته‌اند، اما به دلیل ویژگی‌های نژادی و مذهبی خاص، هدف نسل‌کشی و سرکوب سیستماتیک قرار گرفته‌اند. شرکت‌کنندگان از سازمان ملل متحد خواستند که نسل‌کشی هزاره‌ها را به رسمیت بشناسد و از این گروه در برابر کشتارهای هدفمند محافظت کند. آنها همچنین از نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه سازمان‌های حقوق بشری، خواستند که فشار بیشتری بر شورای امنیت سازمان ملل برای برگزاری یک جلسه فوق‌العاده در خصوص نسل‌کشی هزاره‌ها وارد کنند. شرکت‌کنندگان همچنین از کشورهای همسایه و جامعه بین‌المللی خواستند تا با توجه به نفوذ و تأثیرگذاری خود، از ادامه نسل‌کشی هزاره‌ها جلوگیری کنند. سمیرا خاموش، یکی از شرکت‌کنندگان، تأکید کرد که کشورهای منطقه، به‌ویژه پاکستان و ایران، باید از اخراج اجباری هزاره‌ها خودداری کرده و به تقاضاهای پناهندگی آنان با رویکردی بشردوستانه پاسخ دهند. در همین راستا، عزیزگل افغان بیک بیان داشت که شرایط امنیتی و تهدیدات جدی که هزاره‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نیازمند توجه فوری و حمایتی کشورهای منطقه است. شرکت‌کنندگان همچنین از نخبگان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هزاره خواستند که برای ایجاد یک مکانیزم واحد تمرکز کنند. این مکانیزم باید به عنوان پلتفرمی برای تقویت مشارکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هزاره و دفاع از حقوق این گروه در افغانستان عمل کند. به گفته شرکت‌کنندگان، تنها از طریق همبستگی و ایجاد یک مکانیزم قوی می‌توان از حقوق خود در برابر نسل‌کشی سیستماتیک محافظت کرده و خشونت‌ها و تبعیض‌های جاری علیه هزاره‌ها را کاهش داد. روز پنجم اکتبر هر سال به عنوان «روز جهانی همبستگی هزاره‌ها» در کشورهای مختلف جهان تجلیل می‌شود. این روز به یاد قربانیان هزاره‌ها در طول تاریخ و همچنین برای ایجاد آگاهی و حمایت بین‌المللی از حقوق آنان نام‌گذاری شده است. نخبگان فرهنگی و سیاسی هزاره در سال‌های اخیر با برگزاری مراسمی به مناسبت این روز، تلاش کرده‌اند توجه جهانی را به وضعیت بغرنج هزاره‌ها جلب کنند. این گردهمایی در اسلام‌آباد بار دیگر بر لزوم توجه جامعه بین‌المللی به وضعیت هزاره‌ها و یافتن راه‌حل‌های عملی برای پایان دادن به نقض حقوق این گروه تأکید کرد.