Skip to main content

Farkhundanews

زنان معترض: سازمان ملل علیه جنایات طالبان سکوت کرده است

  شماری از زنان امروز جمعه (4قوس) به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان اعلام کردند که خشونت علیه زنان در افغانستان به‌گونه بی‌پیشینه افزایش یافته است. جنبش عدالت و آزادی برای زنان افغانستان، هدف از برگزاری این گردهمایی را توقف خشونت‌ علیه زنان عنوان کرد. این زنان معترض، بر آزاد سازی فعالان حقوق زن و فعالان مدنی تاکید کرده و می‌گویند مکاتب دخترانه باید هر چی زودتر به روی دختران بازگشایی شود. آن‌ها با نشر این اعلامیه‌ از سازمان ملل خواسته اند که قتل‌های مرموز زنان را بررسی کرده و برای رفع محدودیت‌ها علیه زنان بر طالبان فشار بیاورند. شمایل توانا ناصری، یکی از معترضان به فرخنده نیوز گفت”بعد از حاکمیت طالبان در افغانستان خشونت علیه زنان به مراتب افزایش یافته است و طی این یک و نیم سال زنان از حضور در مناسبت‌های سیاسی، اجتماعی و هم‌چنان از حقوق اساسی و شهروندی شان محروم هستند.” او اعمال دستور های طالبان به‌روی زنان را خشونت عینی در برابر زنان خواند و بر ادامه‌ی مبارزات شان در مقابل نابرابری ها تاکید کرد. خانم ناصری افزود سازمان ملل و جامعه جهانی همواره در برابر این جنایات سکوت کرده و هیچ واکنشی در برابر جنایت‌هایی که بر زنان و فعالان مدنی اعمال می‌شود نشان نداده است. وی از سازمان ملل، جامعه جهانی و کشور های که باورمند به برابری جنسیتی استند، خواست تا در برابر این جنایت‌ها سکوت‌ نکنند و راهکار های عملی برای توقف این جنایت ها به‌کار بگیرند. بصیره بیگزاد نیز از نقض حقوق بشر در افغانستان ابراز نگرانی‌ کرده و گفت” تاریخ متعلق به زنان افغانستان خواهد بود و ما در مقابل هر گونه خشونت علیه زنان سکوت نکرده، همواره در راستای تحقق آزادی زنان افغانستان و افغانستان عاری از خشونت علیه زنان، مبارزه خواهیم کرد. خانم بیگ‌زاد زنان را قربانی واقعی خشونت های سیاسی و اجتماعی در افغانستان خواند و گفت، زنان افغانستان سال‌های زیاد است که با خشونت زندگی کرده اند، اما این خشونت‌ها طی یک و نیم سال حاکمیت گروه طالبان به طور چشمگیری افزایش یافته است. زنان همواره در برابر این خشونت‌ها اعتراض کرده اند و در بیشتر موارد معترضین نه تنها به خواست شان نرسیده اند بلکه از سوی این گروه سرکوب، شکنجه و زندانی شده اند. در آخرین مورد ظریفه یعقوبی، فرحت پوپلزی، حمیرا یوسف و پروین سادات از سوی گروه طالبان دست‌گیر و زندانی شده اند که تا کنون از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست. در تازه ترین رشته محدودیت‌ها برای زنان، وزارت امر به معروف و نهی از منکر گروه طالبان ورود زنان به پارک‌های تفریحی، ورزشگاه‌ها و حتی حمام‌های عمومی را منع کرده است.

آرزوهای بزرگ و دنیایی کوچک

  نازنین نام مستعار دختری است که روز ها با مادر کلان اش از صبح زود الی غروب در زمین های سرسبز می آید و برگ های ریز شبدر می چیند. او آرزو داشت تا درس بخواند و خلبان شود، ولی با آمدن گروه طالبان زندگی اش طوری رقم خورده است که باید برای دوازده افغانی یک روز کامل را کار کند. “دوست داشتم در آینده خلبان شوم، ولی حالا حتا اجازه ندارم از خانه بیرون شوم.” او شبدر های چیده شده را باید خشک کند تا در زمستان برای پختن سبزی از آن استفاده شود. هر هفت کیلوی آن به قیمت دوازده صد افغانی در بازار به فروش می رسد. علف های تازه روییده آنقدر ریز است که باید با دقت کامل و دانه دانه چیده شود، انگشتان ظریف اش با رنگ سبز شبدر و خاک آلوده شده است و توانی برای ادامه کار را ندارند. نازنین می گوید برای کمک در مصارف خانه درین زمین ها کار می کند اگر در خانه باشد هم باید تمام روز کار کند، خانه جارو کند، شیشه ها را پاک کرده و ظرف بشوید. چند دقیقه ی هم اگر بیکار شد و خواست تلویزیون بیبیند، اجازه ندارد شبکه های بیرون از کشور را ببیند و از شبکه های داخلی هم به سفارش مادرش فقط باید برنامه های مولوی ها و نصیحت های آنها را بیبیند وگوش کند. یک سال و چند ماه است که از درس و مکتب اش خبری نیست. حرف های دختر شهری با دوستانش در ذهن اش بالا و پایین می روند که گفته بود ( درس و مکتب برای دختر خیلی خوب است، تازه دانشگاه که برود می فهمد دنیا دست کیست). برای رفتن به مکتب و دیدن استادان و همصنفی هایش دلتنگ شده است، هر روز در راه آمدن به اینجا به مکتب و دروازه بسته آن چند لحظه ی خیره می شود و خاطرات خوش گذشته را مرور می کند. دنیای اومحدود تر از گذشته شده است چون تنها اجازه رفتن به مکتب را داشت. او می گوید اجازه بیرون رفتن از خانه را ندارند. در قوم و قبیله ی شان دختر که ده ساله شد نباید زیاد بیرون برود. پسر کاکای پانزده ساله اش حتا خواهران هفت و هشت ساله اش را بیرون از خانه نمی گذارد، او می گوید دختران را از سن کم باید عادت به خانه نشینی داد. باورهایی که خانواده، قبیله و جامعه افغانی نسبت به زنان و دخترانی همانند نازنین دارند روح و روان نازنین شانزده ساله را متاثر کرده است می گوید گاهی آرزو می کنم کاش پسر می بودم. آن وقت می توانستم به میل خود باشم و دنیایم به شستن ظرف ها ویا چیدن سبزه محدود نمی شد. می گوید گاهی وقتی دلم می خواهد لباس های رنگی بپوشم و  آرایش کنم، اما نمی توانم چون فکر می کنم دچار گناه می شوم. برادربزرگ نازنین برایش گفته استَ، دختران نباید لباس های رنگی بپوشند، آرایش کنند و یا بیرون از خانه بروند. اگر خواهرانش بیرون بروند، لباس رنگی بپوشند و ذره ای آرایش کنند، به گمان او گناه بزرگی را مرتکب شده است و برادر و پدرش نیز شریک گناه او میباشند. وقتی ازش پرسیدم چه ورزشی را دوست دارد، برایم گفت از ورزش ها فقط ریسمان بازی بلد است. جواب نازنین یادآوری به من و هم قطارانم بود که آرزوی رقابت در میدان های جهانی را داشتیم. محدودیت های روز افزون طالبان بالای زنان و دختران افغانستان  تعامل آنها را با دنیای بیرون کمرنگتر ساخته است. سهيلا گلستانی کابل

دستور های زن‌ستیزانه طالبان

حجاب اجباری زنان و قوانین سخت طالبان بیشتر از یک سال می‌شود که گروه طالبان بر افغانستان حاکم شده اند، این گروه بدون هیچ تغییر نسبت به دوره قبل شان همچنان  زنان این کشور را هر روز با دستور های تازه شان در بند می‌کشند.ممنوعیت رفتن زنان در پارک های تفریحی، اجازه نداشتن زنان برای سفر های داخلی و خارجی بدون محرم، حجاب اجباری؛ همه و همه نشان‌گر زن‌ستیزانه بودن سیاست های این گروه است.این درحالی‌ست که دروازه مکتب های دخترانه بالاتر از کلاس ششم هم‌چنان بسته است و در این یک‌سال و اندی تعداد زیاد از دانش آموزان دختر در بی‌سرنوشتی به سر می‌برند. طالبان زن ستیز .ر تازه‌ترین فرمان این گروه  آمده است که” در دانشگاه کابل و ولایات دانش‌جویان دختر  حق پوشیدن لباس و بالاپوش رنگه  زمستانی را ندارند.” این فرمان بعد از این صادر شده است که دختران دانشجو بخاطر سرد شدن هوا بالا پوش های رنگه پوشیده‌اند. طاهره؛ دانشجوی دانش‌گاه کابل به رسانه رخشانه گفت؛ ” طالبان به ما بدون لباس سیاه دراز و چادر سیاه اجازه داخل شدن به دانشگاه را نمی دادند.” او همچنان می‌گوید، در بسیاری از موارد دخترانی که رنگ جوراب و ماسک شان سیاه نبوده اجازه داخل شدن به دانشگاه را نیافته‌اند. یک منبع که نخواست نامش گرفته شود به فرخنده نیوز گفت؛ بعضی از دانش‌کده های دانشگاه کابل بعد از در یافت فرمان منبع پوشیدن لباس های رنگه زمستانی به دانش‌جویان دختر گفته است، اگر از این فرمان اطاعت نکنند باید هر روز پنجاه افغانی جریمه پرداخت کنند.همچنان شماری از دانش‌جویان دختر در این مورد ابراز نگرانی کرده و می گويند: ” در فصل زمستان بسیار از خانواده توان خرید مواد سوختی شان را ندارد و حالا چگونه برای دختران  شان بالا پوش سیاه زمستانی بخرند.” به گفته این دانش‌جویان ممکن است از یک خانواده بیشتر از سه دختر دانش‌جو باشند، چطور خانواده فقیر شان که توان تامین مواد اولیه را ندارد برای آن‌ها مطابق دستور طالبان که هیچ نکته منطقی ندارد لباس سیاه زمستانی تهیه کنند. این دستور ها در حالی صادر و اعمال می‌شوند که بسیاری از افراد در افغانستان بعد از به قدرت رسیدن گروه طالبان کار های شان را از دست داده‌اند. لیلا رضایی

قربانیان کاج: وقتی شکیلا را پیدا کردیم نصف سرش نبود…

قربانیان مرکز آموزشی کاج کی ها بودند؟

  دانش آموزان که به بعد از سپری کردن دوازده سال؛ خودشان را به دروازه های دانشگاه رسانده بودند. آن‌ها به امید دست یابی به رشته های دلخواه شان هر روز در کلاس های آمادگی کانکور آموزشگاه کاج با تمام علاقه حاضر می‌شدند و در آخرین روزهای درسی و آخرین امتحان آزمایشی شان بی‌خبر از اینکه سایه شوم مرگ در چند قدمی شان هست، داشتند جواب سوال های را می‌نوشتند که مغز شان با خُمپاره های بمب متلاشی شد و حالا چهل روز می‌شود که با تمام آرزوهای شان به آغوش قبرستان خوابیده اند. شکیلا سروی یکی از قربانیان حمله بر آموزشگاه کاج است که مرگ وحشت‌ناک او کابوس برای خانواده و مادرش شده است. وقتی خبر کشته شدن شکیلا به کاکایش (رمضان سروی ) می‌رسد او بعد شنیدن این خبر دچار حمله قلبی می‌شود و از بین می‌رود. شکیلا وقتی کودک بیش نبود پدرش را از دست می‌دهد و نداشتن پدر در کنار صدها غم دیگر دردی می‌شود که او باید با تمام بدبختی هایش قد می‌کشید و برای رسیدن به آرزوهایش تلاش می‌کرد. از آن به بعد مادرش مانند تمام زنان افغانستان که همیشه بیشتر از مردان غم زندگی را بدوش می‌کشد با کار کردن در مکتب های خصوصی و جاها دیگر مصارف زندگی خانواده اش را تامین می‌کند. مادر شکیلا با حسرت و آه از روزی حرف می‌زند که آخرین روز زندگی دخترش بود ” وقت امتحان کانکورش معلوم شده بود و آن روز آخرین امتحانش در کورس بود و قرار بود چند وقت بعدش امتحان کانکور شروع شود. اول صبح با هیجان زیاد بخاطر امتحان آزمایشی به کورس رفت و گفت؛ مادر برایم دعا کن در امتحان نمره خوب بگیرم.” شکیلا به طرف آموزشگاه کاج می‌رود و مادرش از ابتدای آن روز دلهره داشته، با آن که این نگرانی های همیشه‌گی خانواده های افغانستانی برای زنده برگشتن فرزندانش به خانه است. اما حسی مادرانه او چیزی بیشتر از این بوده” وقتی شکیلا رفت مصروف کارهای خانه شدم، بعد از چند ساعت خبر شدیم که در کورس کاج انتحاری شده.” شکیلا گوشی موبایل نداشته که مادرش برایش زنگ بزند و از زنده بودنش مطمئین شود، اگر موبایل می‌داشت هم شکیلا دیگر زنده نبود که جواب مادرش را می‌داد.”وقتی به سرک عمومی رسیدم گفتند؛ تمام زخمی ها و شهدا را در شفاخانه محمد علی جناح و دیگر شفاخانه ها انتقال داده است، دعا می‌کردم که در میان زخمی ها باشد. خودم را به شفاخانه علی جناح رساندم، آن‌جا نبود و تمام شفاخانه های را که زخمی ها و شهدا را انتقال داده بودند رفتیم، ولی شکیلا را پیدا نکردیم.” شکیلا را برادرش از طب عدلی پیدا می‌کند، طوری که نصف سرش نبوده، برادرش او از کفش هایش شناسایی کرده بود. بردار شکیلا از آن روز وحشت‌‌ناک این‌گونه حرف می‌زند ” وقت که شکیلا را با بدن تکه تکه شده اش در بین چند شهید دیگر در طب عدلی پیدا کردم، اول مطمئین نبودم که خودش باشد بخاطریکه نصف سرش نبود و دستمال را که زیر چادرش به خاطر حجاب بسته بود دو نصف شده بود، یک نصفش رویش پیشانه اش با چسپیده بود و نصف دیگرش همراه با نصف سرش اصلا نبود. چندین بار نگاه کردم و وقتی ساعتش را دیدم مطمئین شدم که خودش است. شکیلا همیشه ساعتش را برعکس به دستش می‌کرد.” برادرش با گریه ادامه می‌دهد”من مرگ خودم را آن جا حس کردم، حس کردم که چگونه بند دلم پاره شد. به یاد مادرم افتادم که با این غم چگونه کنار بیاید.گفتم خدایا مادرم را سختی و بدبختی زیاد امتحان کردی، مرگ جوان حق مادرم نیست.” وقتی می‌خواهد جنازه شکیلا را انتقال دهد، مادرش زنگ می‌زند و برادرش شکیلا نمی‌تواند جواب مادرش را بدهد ” دوبار زنگ زد جواب داده نتوانستم چون خودم را کنترول کرده نمی‌توانستم. زنگ سوم را مجبور شدم جواب دادم. مادرم پرسید شکیلا پیدا شد؟ گفتم بلی در شفاخانه در حالت کوما است برایش دعا کنید مادرم آهی سردی کشید و شکر کرد.” مادرش خوشحال می‌شود که دخترش درمیان کشته شده ها نیست و این خوشحالی قبل طوفان بوده. برادر جسد خواهرش را تحویل می‌گیرد و با امبولانس به طرف برچی و مسجد مولاعلی که نزدیک خانه شان بوده حرکت می‌کند.” در مسیر راه بودم که مادرم زنگ زد گفت؛ منم حرکت کردم میایم طرف شفاخانه. گفتم شما نیایید شکیلا وضع اش بهتر شده میارم طرف خانه. مادرم گفت خوب است بخیر بیاید.” وقتی نزدیک خانه و مسجد می‌رسد می‌بیند که مردم زیاد جمع شده تا بدن پاره پاره شکیلا را  برای دفن کردن آماده کنند.” مردم شکیلا را غسل خانه برد. بعد حیران ماندم که مادرم چگونه خبر کنم، می‌خواستم بدون اینکه مادرم خبر شود شکیلا را دفن کنیم. می‌ترسیدم که وقتی مادرم جسد تکه تکه شده دخترش را ببیند چه بلای برسرش خواهد آمد. ولی همه گفتند که مادرت باید خبر شود.” برادرش شکیلا به خانه می‌رود، مادرش را پیش دروازه حویلی می‌بیند که منتظر دخترش ایستاده است” مادرم وقتی مرا دید گفت شکیلا کجاست؟ گفتم؛ امبولانس در کوچه مسجد بند مانده برویم شکیلا را بیاوریم. از دست مادرم گرفتم دست هایم پر از خون بود. مادرم گفت برو دست هایت را بشوی، گفتم درست است شکیلا را بیاوریم باز می‌شویم.” مادرش شکیلا  وقتی نزدیک مسجد می‌رسد و ازدحام مردم را می‌بیند شک می‌کند و از پسرش می‌پرسد کجاست امبولانس؟ ” گفتم امبولانس پشت مسجد است. مادرم فهمید که دیگر دخترش زنده نیست، آه سردی کشید و   گفت وای شکیلا عصای مادر…” شکیلا آرزو داشت تا پزشک شود. او در مورد تمام آرزوهایش  در دفترچه اش نوشته بود، اما تمام آن رویا ها فقط چند کلمه شد در درون دفترچه اش. لیلا رضایی کتابخانه کاج؛ پاسدار آروزی قربانیان دانایی

کتابخانه کاج؛ پاسدار آروزی قربانیان دانایی

همزمان با چهلمین روز قربانیان کور کاج شماری از فرهنگیان و فعالان مدنی به پاس ارج گذاری به خون شهدای کاج، یک کتابخانه را به نام کتابخانه کاج افتتاح کردند. شماری از فرهنگیان و فعالان مدنی امروز سه شنبه ( ۱۶ عقرب) به خاطر ارج‌گذاری به خون شهدای دانایی یک کتابخانه را به نام “کتابخانه کاج” در غرب کابل افتتاح کردند. هدف از ایجاد این کتابخانه ترویج فرهنگ کتاب خوانی، زنده نگهداشتن یاد و خاطرات شهدای دانایی، تشویق جوانان به مطالعه و کمک به کسانی که توانایی خريد کتاب را ندارد می باشد. آقای نورا یکی از بنیان‌گذاران این کتابخانه به فرخنده نیوز در باره این کتاب خانه چنین نی کوید” این کتابخانه به کمک برخی از دوستان فرهنگی من ایجاد شده است و کتاب‌های این مرکز از  کتابخانه‌های شخصی و کمپاین جمع‌اوری کتاب در ولایت هرات، بلخ و همچنان سلحه غرب کابل راه‌اندازی شده بود جمع آوری شده است”. و هم چنان وی می افزاید که کتاب های این کتاب خانه شامل الهیات، فلسفه، هنر، ادبیات، تاریخ و کتاب‌های آمادگی کانکوراست که علاقمندان می‌توانند به طور امانت از این کتاب‌ها استفاده کنند.از سوی هم نسیمه علی‌زاده دانشجو، به فرخنده نیوز گفت:  رویداد خونین در‌ آموزشگاه کاج یک فاجعه بزرگ برای نسل جوان بود که با این چنین حملات انگیزه درس خواندن در میان جوانان کمرنگ شده است. وی همچنان گفت که ایجاد این کتابخانه در ترویج فرهنگ کتابخوانی در کشور مفید است و باید چنین مراکز در سراسر کشو  ایجاد شود. این کتابخانه در حالی ایجاد شده است که چندی پیش یک حمله خونین بر مرکز آموزشی کاج رخ داد که در این حمله ده‌ها تن کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. این حمله با واکنش‌های زیادی در سطح ملی و بین‌المللی مواجه شد. در پی این حمله خونین شماری از شهروندان کار زار (#کشتارهزارهارامتوقفکنید) راه‌اندازی کردند که این هشتک در شبکه‌های اجتماعی میلیونی شد. آقای علی‌زاده درباره حادثه‌ کاج چنین می گوید “امارت اسلامی مسئول تامین امنیت جان شهروندان است و باید امنیت نهادهای آموزشی و تحصیلی خصوصی و دولتی را تامین کند”. گفتنی است که در حمله خونین بر آموزشگاه کاج در غرب کابل ۵۳ تن کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. این حمله بازتاب گسترده در رسانه‌های بین‌المللی داشت که عفو بین‌الملل و سازمان ملل متحد خواستار شناسایی و به محاکمه کشیدن عاملان این حمله شدند. خاطره رحیمی- فرخنده نیوز

اعتراض برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از همکاران مرد

شماری زنان معترض در کابل گرد هم آمده اند تا  برای رهایی ظریفه بعقوبی و چهار تن پسرانی که در کنفرانس شرکت نموده بودند صدا بلند کنند این معترضین میگویند شما نمیتوانید با زندانی کردن،شکنجه و قتل های مرموزانه صدای عدالت خواهی و آزادی خواهی را خاموش سازید. و متهم ساختن زنان مبارز به پشتوانه بیرونی کاملا دروغ و بی اساس بوده و این را رد نمودند. و گفته میشود که این کنفرانس با وجود هماهنگی حوزه مربوطه طی مکتوب رسمی از قبل هماهنگ شده است ،با آن هم طالبا به شیوه خشونت آمیز به این کنفرانس یورش آورده و برنامه را برهم زدند،خانم یعقوبی و چهار تن از پسرانی که  در آن کنفرانس آمده بودند را با خود به  زندان بردند. و خواست شان از سازمان های بین المللی و حقوق بشری این است هر چه زودتر بخاطر رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن از پسرانی که در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ 1401/8/12 توسط طالبان بازداشت شدند بدون هیچ قید و شرطی آزاد سازند. میگویند ما سکوت نخواهیم کرد و برای رهایی ظریفه یعقوبی و چهار تن پسران که در اسارت طالبان هستند هر روز فریاد خواهیم زد و این صداها خاموش نشدنی خواهد بود. شکریه حجت  

دختر ایرانی وزیر محیط زیست سویدن شد

دولت سویدن؛ یک دختر ایرانی‌الاصل را به عنوان وزیر محیط زیست کابینه‌اش به کار گماشته است. اولف کریستشان، نخست‌وزیر جدید سویدن، رومینا پورمختاری که در یک خانواده ایرانی‌الاصل در حومه استکهلم به دنیا آمده، به این سمت معرفی کرده است. پورمختاری پیش از این رییس بخش جوانان حزب لبرال بود و در گذشته از صدراعظم کنونی سویدن برای قرابت حزبش با دموکرات‌های سویدن انتقاد کرده است. سویدن محل زنده‌گی تونبرگ، فعال نوجوان محیط‌زیست است که جنبش جهانی گسترده‌ای را با میلیون‌ها جوان راه‌اندازی کرد؛ جنبشی که موجی از بحث‌ها را در مورد خطرات تغییرات آب‌و‌هوایی بر انگیخته است.

اُفت جایگاه و خیز پایگاه زنان در لابلای تاریخ چهار دهه‌ی گذشته در افغانستان

مقایسه‌ی وضعیت زنان در زیر سایه حکومت فعلی و قبلی طالبان زن نصف پیکر جامعه، زن مادر، خواهر، هم‌سر و ده‌ها حقیقت غیر قابل انکار دیگر؛ اما در افغانستان زنان همیشه در حال مبارزه و دفاع از خود بوده، که این مبارزه سال‌ها را دربر گرفته و خواهد گرفت. که در پی این دادخواهی و مبارزه هزاران زن قربانی شده و بعد از این هم آیا قربانی خواهد شد؟ زنان افغانستان نماد شجاعت، سمبول غیرت، رب النوع عزت است که در طول تاریخ افتخارات زیادی را برای کشوری شان رقم زده اند. و همیشه اسلامیت خود را حفظ کرده اند. اما نظام ها همیشه با این زنان؛  با زبان دیکتاتوری سخن گفته و مردسالاری عمل نموده است. کاری از کبری علیزاده وضعیت زنان در حکومت امارت اسلامی طالبان؛ زنان افغانستان در یک دهکده‌ی کوچک حبس شده اند و مجبور است که با سیاست های سختیگرانه و ضد زن حکومت فعلی خود را عیار کند، چون کسی صدای‌شان را نمی‌شنود. زنان در یک سال حکومت به رسمیت نشناخته‌ی طالبان بد ترین وضعیت خود را سپری می‌کند. 1: زنان از تمام ادارات دولتی به بهانه‌های مختلفِ مثل این‌که؛ شما به خانه‌ی تان بنشینید و ما معاش شما را پرداخت می‌کنیم، برادر تان را که سواد داشته باشد به جای تان روان کنید، وزارت خانه‌های امور زنان بسته شدند؛ و یا هم به زور اخراج شدند 2: زنانِ که در پست‌های بلند دولتی مثل جنرال، دگروال، بریدمل، پولیس و غیره بودند بسیار به شکل فجیع اختطاف و کشته شدند. 3: زنان از حق تحصیل باز ماندند، اما با تلاش معترضین و دادخواهی‌های مکرر؛ طالبان پوهنتون را به روی دختران باز کردند، با آن هم شرط و قیودات سختی را برای دانشجویان دختر گذاشتند. که باعث دل‌سردی و بی علاقه‌گی محصل‌های دختر از درس و حتا ترک دانش‌گاه شدند. 4: در حگومت فعلی طالبان دختران بالا‌تر از صنف ششم اجازه‌ی رفتن به مکتب را ندارد. 5: در حکومت فعلی طالبان 1401/7/24 زنان در رسانه ها کار کرده نمی‌تواند. تعدادی کمی که هم حضور دارد، با لباس و ماکس سیاه باید کار کند. 6: زنان در حکومت فعلی طالبان به تنهای سفر کرده نمی‌تواند؛ و باید یک محرم با خود داشته باشد. 7: و در تازه ترین موارد؛ حق انتخاب رشته‌های مهم شغلی در بزرگترین آزمون کانکور از دختران سلب شد 8: طالبان به زور با دختران کسانیکه پست بلند دولتی داشتند، نکاح کردند. وضعیت زنان در حکومت بیست سال قبل طالبان با گذشت نزدیک به 18 سال از سقوط حکومت طالبان، دورانی که زنان افغانستان متحمل سخت‌ترین تبعیض‌ها و سختگیری‌ها از جانب این حکومت بودند، اینک زنان این کشور دوباره به همان سرنوشت دچار شده اند. آن‌ها که در دوره طالبان حتی حق درس خواندن نداشتند اکنون با حضور در جامعه توانسته‌اند در برخی فعالیت‌های مختلف سیاسی و اجتماعی شرکت کنند. و توانستن که به خارج از کشور برود. ولی با وجود تمام پیشرفت‌هایی که افغانستان در این زمینه داشته است هنوز هم زنان این کشور با چالش‌های زیادی روبرو هستند، مردسالاری کماکان فرهنگ غالب در این کشور است و بخش زیادی از قربانیان خشونت‌های خانوادگی و اجتماعی را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین طالبان مانع بزرگی بر سر راه تحقق حقوق زنان در این کشور محسوب می‌شود. سازمان آمار مرکزی(cso) در سال 2010 مهم‌ترین مشکلات مربوط به زنان افغان را خشونت خانگی، ازدواج اجباری و عدم حمایت مالی عنوان کرد. وضعیت حقوق زنان در دوره حکومت بیست سال قبل طالبان گروه‌های حقوق بشری شرایط زندگی زنان افغانستان در دوره طالبان را یکی از بدترین شرایطی که جهان با آن روبرو شده است توصیف کردند. از سال 1996تا 2001 حق رأی دادن، آموزش و کار کردن توسط طالبان از زنان سلب شده بود. در سال 1997 طالبان بر اساس قانونی درس خواندن زنان در مراکز آموزش عمومی را ممنوع اعلام کرد. به این ترتیب مراکز آموزشی کوچکی به‌صورت خودجوش در خانه‌ها توسط افراد برای آموزش به دخترها شکل گرفت. اما در سال 1998 طالبان درس خواندن دختران در این مکاتب را بعد از 9 سالگی ممنوع و موارد آموزشی قبل از این سن را محدود به آموزش قرآن کرد. به این ترتیب نرخ سواد در افغانستان به 13درصد در شهرها؛ و 3 تا 4 درصد در روستاها کاهش یافت. در سال 1998 آن‌ها از دسترسی به بیمارستان‌های عمومی منع شدند. این مسئله نه تنها بر سلامت زنان این کشور تأثیر منفی گذاشت، بلکه منجر به افزایش نرخ مرگ و میر نوزادان نیز گشت. طبق آمار در آن زمان از هر 1000 کودک 165 نفر زیر سن یک سالگی جان خود را از دست می‌داد در سال 1997 طالبان اشتغال زنان در اماکن عمومی را ممنوع اعلام کرد. ممنوعیت اشتغال زنان نه تنها بر زندگی زنان افغان بخصوص آن‌هایی که دارای تحصیلات و یا سرپرست خانوار بودند تأثیر منفی گذاشت بلکه اخراج معلم‌های زن برای سیستم آموزشی این کشور نیز عواقبی منفی به بار آورد و آن را با کمبود نیرو روبرو کرد. طالبان حجاب بسیار سخت‌گیرانه‌ای شامل برقع بر زنان تحمیل کرده بود. همچنین آن‌ها قانوناً اجازه راه رفتن در خیابان را نداشتند، مگر اینکه همسر یا یکی از مردانی که محرم باشند، آن‌ها را همراهی کند. طالبان خانواده‌ها را تشویق به ازدواج زودهنگام دخترانشان می‌کرد. طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل 80 درصد ازدواج‌ها در دوره حکومت طالبان اجباری بوده است. کبرا ( علی‌زاده )

حمله بر آموزش‌گاه کاج؛ دامنه‌ی اعتراضات زنان و دختران به پنجشیر کشیده شد

شماری از زنان معترض در ولایت پنجشیر به کاروان اعتراض برضد عاملان حمله‌ی انتحاری بر مرکز آموزشی کاج، با شعار «نسل کشی جنایت است سکوت خیانت است» پیوستند. نوار تصویری‌که از این زنان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود نشان می‌دهد که این حرکت اعتراضی در یک فضای سربسته صورت گرفته‌است. این درحالیست که ولایات کابل، بلخ، هرات، بامیان و غزنی در روزهای گذشته شاهد اعتراضات زنان در محکومیت حمله انتحاری بر مرکز آموزشی کاج بودند.

زنان معترض در حمایت از اعتراض زنان ایرانی: ایران برخاست حالا نوبت ماست

به دنبال کشته‌شدن مهسا امینی، دختر کورد ایرانی که در بند «گشت ارشاد» دولت این کشور جان باخت و ادامه‌ی اعتراض‌های زنان ایرانی، زنان معترض افغانستانی نیز امروز در مقابل سفارت ایران در شهر کابل دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز در حمایت از زنان ایرانی زدند. این زنان با شعار «ایران برخاست، حالا نوبت ماست» در مقابل ورودی سفارت ایران تجمع کرده بودند. گفته می‌شود منسوبین امنیتی طالبان، با شلیک‌های هوایی این حرکت اعتراضی را متوقف و زنان معترض از اطراف سفارت ایران دور کردند.