عفو بین الملل خواهان آزادی بدون قید و شرط یک فعال آموزش دختران از سوی طالبان شدند
فرخنده: سازمان عفو بین الملل در حالی خواستار آزادی آقایی عظیمی شدند که گروه طالبان به تازگی اعلام کرده است که احمد فهیم عظیمی به یک سال زندان محکوم شده است. این سازمان طی یک بیانیه، بازداشت آقایی عظیمی را ناعادلانه و خلاف قوانین بین المللی حقوق بشر خوانده است. احمد عظیم فهیمی با همکارش صدیق افغان در تاریخ ۱۷ ماه اکتوبر سال ۲۰۲۳ توسط طالبان در کابل بازداشت شد. صدیق افعان به تازگی آزاد شده است اما احمد عظیم فهیمی به اتهام فعالیت علیه رژیم گروه طالبان به یک سال زندان محکوم شده است. چند روز قبل نیز کارشناسان سازمان ملل متحد خواستار آزادی بدون قید و شرط آقایی عظیمی شده بودند. آنان در تاریخ ۳ ماه ثور گفته بودند که طالبان آقایی عظیمی را از شش ماه بدینسو بازداشت کرده است. به گفته ی این سازمان هیچ توجیه یا بهانه ی برای زندانی کردن اقایی عظیمی وجود ندارد. طالبان پس از تسلط دوباره در کشور ده ها تن از فعالان حقوق بشر، جامعه ی مدنی، معترضان و فعالان آموزش را به اتهام های مختلف بازداشت شکنجه و حتی به قتل رسانده است.
دختریکه مادرش را از خودکشی نجات داد
افغانستان، کشوری که خاکش بوی خون می دهد و گوشه گوشه این سرزمین درد می کند. زندگی در این جا شجاعت می خواهد. اطفال این سرزمین در کودکی جوان و در جوانی پیر می شوند. دختران و پسران که برای یافتن لقمه ی نان، جوانی اش را می فروشد. باگذشت بیشتر از بیست و پنج سال جنگ های داخلی در افغانستان هزاران کودک یتیم و هزاران زن بیوه شدند. که امروز در کوچه ها و پس کوچه های شهر دست فروشی یا هم گدایی می کند. در این میان داستان دختری را روایت می کنیم که پدر و دو برادرش را در جنگ از دست دادند. دختری نزده ساله ی که تلاش کرد تا خانواده اش را دوباره استوار نگهدارد. تمنا: اسم مستعار دختر نزده ساله ی پروانی است که بعد از کشته شدن پدر و برادرش در جنگ مادرش را از خودکشی نجات داد و خودش با هزاران امید دوباره بر خواست تا خانواده ی از هم پاشیده اش را دوباره استوار سازد. او داستان اش را با این جمله آغاز کرد.« اگه پدرم زنده بود من هم میتوانستم درس بخوانم و مثل دختران دیگر زندگی راحتی داشته باشم». او یک دختر اما مثل یک مرد واقعی در کوچه ها و پس کوچه های کابل دست فروشی می کرد تا خرج و مصارف فامیل اش را تآمین کند. « هنوز داغ برادر کوچک ترم که در یکی از ملی بس های شهری در انتحاری کشته شد فراموش نکرده بودیم که خبر مرگ پدر و برادر بزرگم زندگی را برای ما جهنم ساخت. وقتی مادرم از مرگ عزیزان اش خبر شد به نیت خودکشی از بام خود را پایین انداخت. حق من نبود در این سن با این مشکلات مقابله کنم، آسان نبود روزهای که تنها سرپرست فامیل ام بودم مادرم دیگر امید زندگی را از دست داده بود فقط من بودم و یک برادر و خواهر کوچک ام که دست چپ و راستش را نمی شناخت. برای تسلی دل مادرم برش قول دادم نگران نباشد مثل یک مرد کار می کنم و خرج و مصارف خانه را پوره میکنم. از همان روز ببعد از دوکان سرکوچه چند قلم و ماسک گرفتم و تا شب سر سرک فروختم، شب چند نان گرفتم، روزها به همین منوال می گذشت خواهرم را به مکتب فرستادم تا مثل به این سرنوشت گرفتار نشود. روزها در این فکر بودم که چگونه کرایه خانه، برق،آب …را پوره کنم» تمنا می گوید این مشکلات بعد از تسلط دوباره ی طالبان چند برابر شد، دیگر نتوانستم مثل روزهای قبل در بیرون از خانه کار کنم. محدودیت های طالبان از یک طرف باز داشت و منع تحصیل و کار از طرف دیگر، زندگی را برای من تلخ تر کرده است. کودکان افغانستان محروم ترین کودکان جهان است که بجای درس کار و به جای زندگی کردن فقط نفس می کشند. فقر، بیسوادی، جنگ، عدم تحصیل و ده موانع دیگر باعث شده است تا این کودکان نتواند به گ آینده ی روشن دست یابد.
بختی که هیچوقت یار نشد
اشک هایش هم چون ژاله از گونه هایش می ریخت. نگاه پرسوزش هزاران درد، غم، افسردگی و هزاران مشکل دیگر را در چهره اش نمایان می کرد نرگس اسم مستعار زن 37 ساله ی است که پس از تسلط دوباره ی طالبان در افغانستان، محتاج لقمه نانی است تا برای فامیل هشت نفری اش مهیا کند. نرگس از جمله افسرانی است که سالها در ولایت پروان در بخش نظامی خدمت کرده است. داستان زندگی نرگس سراسر مقابله با مشکلات است. میگوید«بعد از سقوط دور اول حکومت طالبان، من هم مثل دختران دیگر مکتب می رفتم و با هزاران شوق، علاقه و امید برای یک آینده ی درخشان قدم بر می داشتم. روزی از مکتب آمدم تا خبری کامیاب شدن ام را برای فامیل ام بگویم که قبل از این خبر خوب، خبری نامزد شدنم را شنیدم دستانم یخ بسته بود و دست و پایم می لرزید با خود می گفتم او شخص که قرار است زندگی من باشد کی است؟ از کجا است؟ و ایا اجازه می دهد من تحصیل ام را ادامه دهم یاخیر؟ هنوز هم نمی توانم باورکنم که چرا پدرم به خاطر اینکه پدرشوهرم دوست قدیمی اش بود زندگی مرا به خاطر دوستی اش نابود کرد. پدر شوهرم به خاطریکه با آب و قران خواستگاری آمده بود و دوست صمیمی پدرم بود. به خاطر این رسم و رواج سنتی حتی با من مشوره هم نکرد. بهار سال 1383 دوستانم به صنف جدید راه یافتن و من به خانه ی جدید. با وجود مخالفت های فامیل شوهرم کنار امدم و درس هایم را ادامه دادم. به خاطر ادامه ی تحصیل فامیل شوهرم مرا لت و کوب می کرد، غذای درست نمی داد، حتی موهایم را کنده بودند ولی من بچه ام را بغل می کردم و در صنف میرفتم. نان برای خوردن نداشتم، شیر برای بچه ام نداشتم با وجود این چالش ها توانستم دوازده سال مکتب را تمام کنم . بعد در یک انستیتویت شروع به تحصیل کردم به خاطر ممانعت ها و محدودیت های فامیل ام درسهایم نیمه تمام ماند. بعد در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شدم بعد از چند سال به صفوف نیروی های امنیتی افغانستان پیوستم. ما روز های سختی را گزراندیم جای دور و خطر ناک می رفتیم با وجود این مشکلات از زندگی ام راضی بودم تا اینکه طالبان امد و برای همیشه خوشی های زندگی را از من ربود. ساعت نه شب بود که رییس ما برایم زنگ زد که با فامیل ام کابل فرار کنم زیرا طالبان پروان را تصرف کرده بود هیچ کسی فکر نمی کرد که کابل هم به دست گروه سقوط کنند که با چپلق و موتر سایکل امده اند. وقتی من کابل رسیدم طالبان کابل را هم تصرف کرد. ازآن روز ببعد زندگی روی خوشی را از ما گرفت طالبان اجازهای کار نداد پسر بزرگ ام که صنف دوازده بود کراچی گرفت، دخترم نتوانست دانشگاه برود. شوهرم مریضی قلب دارد نمی تواند کار کند به همین خاطر پسرم به طور غیر قانونی به طرف ایران رفت در راه به دست آدم ربایی ها ربوده شد و شش روز زیر شکنجه و لت، پیش آن ها ماند و به کمک برادرانم در بدل بیست میلیون تومان ایرانی آزاد شد». او فعلا در سخت ترین شرایط اقتصادی قرار دارد. روزانه به خاطر پاک کاری به خانه ها می رود و صد یا یک صدو پنجاه افغانی می گیرد. ترس جان و یافتن لقمه ی نان دو درد مشترک است که افسران پیشین افغانستان است که به بعد روی کار امدن طالبان با آن دست وپنجه نرم می کند. این در حالی است که طالبان در برگشت دوباره ی شان در افغانستان، عفو عمومی اعلان کرده بودند اما بعد از آن مردم شاهد دهها موارد از قتل های مرموز، و کشتار نظامیان پیشین بوده است. مصطفی شهریار
webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config webpack config may be the culprit or my npm run dev script, but I’m not sure what the issue is. When I run my app in dev mode I’m getting error messages like:believe my webpack config
دیدهبان جهانی حقوق بشر: حقوق زنان افغانستان نادیده گرفته میشود

معاون بخش حقوق زنان در سازمان دیده بان حقوق بشر میگوید، حقوق زنان افغانستان نادیده گرفته میشود. هیدر بار، معاون بخش حقوق زنان در سازمان دیده بان حقوق بشر میگوید که امریکا با نادیده گرفتن قطعنامۀ ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد، از حقوق زنان افغان، دست شست. هیدربار روز گذشته در توئیترش نوشت، زمانی که از زلمی خلیل زاد، نماینده ارشد ادارۀ ایالات متحده در مذاکرات با طالبان، در آن وقت در مورد حقوق زنان افغان سوال شد او آن را بیش از حد نادیده گرفت و به حیث موضوعی که افغانها باید آن را بین خود حل کنند، از آن کنار رفت. زلمی خلیلزاد تا هنوز در مورد این ادعا چیزی نگفته است. گفتنی است طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان محدودیتهای زیادی بر زنان وضع کرد؛ منع کار و تحصیل از محدودیتهای عمده این گروه بر زنان کشور است.
دختری که آرزوهایش برباد شد؛ «حس یک زندانی را دارم»

فهیمه صنف یازدهم مکتب بود که استادان برای انتخاب تیم ورزشی مکتب دانش آموز انتخاب میکردند. چند دانش آموز انتخاب شدند، اما فهمیه به خاطری که قد بلند نداشت، استاد ورزش به او میگوید که نمیتواند بسکتبال بازی کند و نمیتوانند او را در تیم بگیرند. اما با شوق و علاقهای که فهیمه به ورزش داشت و نیز با پشتکار و تلاش توانسته بود وارد تیم شود. با سماجت تمام حرفهای استادش را جدی نگرفته بود به محل تمرین تیم بستکبال میرود و به استادش میگوید میخواهم تمرین کنم. وقتی استاد تیم متوجه علاقهی فهمیه به ورزش میشود به او هم عضویت تیم را میدهد، از اینجا بود که فهیمه شروع میکند و به کپتانی تیم ملی بسکتبال تیم ملی دختران میرسد. فهیمه تحصیلاتش را در رشته ریاضی و فزیک در دانشگاه هرات به پایان رسانده است و تا قبل از سقوط نظام جمهوریت، عضویت تیم ملی بسکتبال افغانستان را داشت. وقتی از او در بارهی سفرها و دستاوردهای ورزشیاش پرسیدم با حسرت تمام شروع به حرف زدن کرد: «به خاطر مسابقات در کشورهای مختلف سفر کردیم، از ایران گرفته تا هند، تاجسکستان. یک بار هم از سوی پادشاه بوتان دعوت شدیم و در مسابقات جام آسیایی زنان که در کشور قرقیزستان برگزار شده بود هم اشتراک کرده بودیم.» در مسابقات آسیایی، تیم ملی دختران قهرمان میشود، اما هیچ رسانهای این خبر را نشر نمیکند و شاید برای فهیمه این بدترین خاطره ورزشیاش باشد: «در یک هوتل جمع بودیم که ببینیم تلویزیونها خبر قهرمانی ما را نشر میکند یا خیر، خبرها را به دقت میدیدیم که متوجه شدیم خبر زنی را که بینیاش توسط شوهرش بریده شده در سرخط اخبار بود و در زیرنویس همان خبر خبر غمانگیز قهرمانی تیم ملی باسکتبال دختران در مسابقات بیشکیک قرقیزستان نشر میشد.» از یک سو تناقص زندگی میان دو زن افغانستانی برای فهیمه آزار دهند بوده و از سوی هم، نشر نشدن خبر قهرمانی و به جای آن نشر شدن خبر خشونت برای او سخت و نا امید کننده بوده است: «خوشحالی را همه فراموش کردیم، یک طرف زنی ایستاده بود که بینیاش توسط شوهرش و عزیزترین کس در زندگیاش بریده میشود و از طرف دیگر دخترانی که با حمایت فامیل و مردان خانواده، پدر، برادر و شوهرشان مقام قهرمانی را گرفته بودیم.» فهیمه آرزو داشت که مربی بسکتبال شود و بتواند برای همنوعانش دنیای متقاوت را رقم بزند، ولی در کنار برباد شدن آرزوهایش اکنون حتا نمیتواند بسکتبال بازی کند، حالا او هم مثل تمام دخترانی که آرزوهایشان در تاریکی گم شده است و هیچ روزنهای برای آیندهی بهتر نیست، مجبور شده است از تمام آرزوهایش دست بکشد و برای گذراندن زندگی در یکی از مکتبهای خصوصی کار کند. وقتی در مورد گذراندن روزگار حرف میزند، خستگی را میشود از تک تک کلماتش فهمید: «روزها برایم به سختی سپری میشود و از اینکه نمیتوانم تمرین کنم و زمان زیادی میشود که توپ بسکتبال را به دست نگرفتهام برایم سخت است و آزارم میدهد. حس زندانیِ را دارم که فقط حق دارد اندکی نفس بکشد.» در همینحال دیدبان حقوق بشر از کمیته بین المللی المپیک خواسته است که عضویت کمیته المپیک افغانستان را که تحت کنترول طالبان است و به دلیل این که گروه طالبان ورزش زنان و دختران را منع کرده است، به حالت تعلیق در بیاورد. دیدبان حقوق بشر افزوده است که یکی از محدودیتهای اعمال شده بر دختران و زنان توسط طالبان منع آنان از ورزش است. طالبان ورزش زنان را حرام میدانند و آنان را از ورزش منع و سالونهای ورزشی را به روی آنها بسته کرده است. پس از تسلط طالبان ورزشکاران زن در افغانستان از ورزش دست کشیده و یا هم مجبور به ترک کشور شدند. گزارشگر: سهیلا گلستانی
a
a
سازمان ملل: کسبوکارهای زنان در افغانستان در حال نابودی است

کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان هشدار داده که با افزایش محدودیتهای طالبان علیه زنان، کسبوکارهای تحت مدیریت زنان در افغانستان در حال نابودی قرار گرفته است. این سازمان در گزارشی نوشته که شمار مراکز تجاری زنان از رونق افتاده و آنها مشتریان خود را از دست دادهاند. گزارش به نقل از مقامهای سازمان بینالمللی کار افزوده که در پی به قدرت رسیدن طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، اشتغال زنان به «یکچهارم» کاهش یافته است. براساس آمار این سازمان، در پی صدور فرمانهای پیاپی طالبان، محدودیت اشتغال زنان باعث شده که تولید ناخالص داخلی افغانستان در دو سال اخیر حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد کاهش یابد. کارولین گلاک، نویسنده گزارش آژانس پناهندگان سازمان ملل به یک مرکز تجاری زنان در هرات سر زده و در این گزارش نوشته که این مجتمع تجاری پررونق حالا به محله «خاموشی» تبدیل شده است. این مرکز، که پارسال به حمایت این سازمان برای اشتغال زنان مهاجر بازگشته به هرات ساخته شد، در پی وضع مقررات سختگیرانه طالبان علیه زنان، به تدریج از رونق افتاد. به گزارش خانم گلاک، تاجران زن در این مرکز مشتریان خود را از دست دادهاند و درآمد آنها حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. طالبان پاییز پارسال کار زنان در نهادهای غیردولتی را ممنوع کردند. پیش از آن اشتغال زنان را در زمینههای گوناگون دیگر هم ممنوع یا محدود کرده بودند.
وضعیت زنان در افغانستان؛ «موتر طالبان مرا زیر گرفت و فرار کرد»

صبح روز سه شنبه من به خاطر تجلیل از روز جهانی زن و خواستن حق تحصیل، کار و آزادی به جمع بانوان شجاع پیوستم. ساعت ۹:۳۳ قبل از ظهر به ساحهای که همه جمع شده بودند رسیدم و رأس ساعت ده اعتراضات شروع شد. من هم با دوربین دستداشته خود از بانوان عکس و فلم میگرفتم. اعتراضات حدود ۲۰ تا ۳۰ طول کشید و طالبان هیچ گونه واکنشی نشان نداده و خشونت نکردند؛ به خاطری که اعتراضات در پیش دفتر نمایندگی سازمان ملل برگزار شده بود. بعد از ختم برنامه همه پراکنده شدند و چند نفری به سوی خانه روان شدیم. موتری که در آن آمده بودم منتظرم بود تا مرا به خانه برساند. موتر را از جاده که تظاهرات بود دور کردند و من در راه رفتن به نزدیک موتر بودم. سرک خلوت بود و بزرگ و یک موتر شخصی از نوع کرولای ۲۰۰۰ که حامل طالب بود با سرعت بالا آمد و از مسیر مستقیم و اصلی منحرف شد. مرا زیر گرفت و لینز کمره مرا نیز شکستاند و به سرعت فرار کرد. قبل از زیر گرفتن من دو بانوی دیگر را نیز با موتر زده بودند که هریک آسیب دیده اند. بانوان فریاد زدند که موتر را ایستاد کنید اما طالبان که آنجا بودند با پوزخندی میگفت «موتر رفت او را کسی گرفته نمیتانه». بعد من در موتر سوار شده طرف خانهام حرکت کردم. در کارته پروان متوجه شدم یک موتر به تعقیب ما است و ما را تا چهارراهی حاجی نوروز واقع برچی تعقیب کردند. خوشبختانه ما توانستیم از کوچههای فرعی خود را به خانه برسانیم. تا موقع که به خانه نرسیده بودم از ترس زیاد به حال خود نمیفهمیدم که حالم چطور است. زمانی به خانه رسیدم از موتر نتوانستم پایین شوم و به برادرم تماس گرفتم و مرا به بسیار مشکل داخل خانه آوردند. درد داشتم از ناحیه پاهایم اما نمیدانستم دقیقا چه اتقاق افتاده. با خود میگفتم آیا پاهایم دوباره حرکت خواهد کرد و هزار فکر شبیه این… ساعت ۳ شد و من همچنان مینالیدم از درد. مادرم خانمی را که گویا شکسته بند است آورد که پایم را چک کند. او گفت این پنجه پایت همه بندهایش برآمده باید قوی باشی تا اینها را بجا کنم. تحمل کردم خیلی درد داشت اما بندها را یکی یکی بجا کرد و پایم با بنداج بست و پای راستم را گفت باید عکس بیگیری و خودش رفت. من چند تا مُسکن خوردم و دردم کمتر شد و استراحت کردم تا ساعت ۶ بعد از ظهر و باز هم با درد از خواب بیدار شدم. درد غیر قابل تحمل بود تا ساعت ۹ و نیم تحمل کردم و مدام گریه میکردم. بعدش از نالیدن و گریه زیاد برادرم با مادرم مرا به شفاخانه بردند اما متاسفانه داکتر اکسری و ارتوپیدی نبود با چند تا پیچکاری دردم را آرام کردند و به خانه آمدیم و شب را استراحت کردم. روز چهارشنبه شنبه به نزد داکتر رفتم داکتر از پایم عکس گرفت گفت شکر خدا استخوان سالم است اما پایت از قسمت عضله شدیدا آسیب دیده و دو جای عضله پاره شده و همچنان سیلیهای زیر زانو نیز شدیدا آسیب دیده. پایم را بست و گفت هرسه روز باید چک شوی و برای ده روز تعداد قرص و پیچکاری داد و گفت اینها را تزریق کن و بعد از ده روز باید به فیزیوتراپی بیایی تا سیلی به حالت عادی برگردد.
«جنایات طالبان»؛ مهاجران افغان مقیم پاکستان تظاهرات کردند
ائتلاف گروه های معترض افغانستانی مقیم پاکستان روز گذشته به مناسبت 8 مارچ روز جهانی همبستگی زنان تظاهرات کردند. به گزارش فرخنده نیوز، این ائتلاف با نشر قطعنامهای در پیوند به «جنایات طالبان» در کشور خواستار حمایت جامعه جهانی از موقف زنان افغانستان شد. متن کامل قطعنامه این ائتلاف به شرح زیر است: به نام خدای عدالت و آزادی قطعنامه ایتلاف گروههای خودجوش معترض افغانستان مقیم پاکستان: زنان بعد از حاکمیت نامشروع گروه طالب در افغانستان با موارد جدی نقض حقوق بشری، آزادیهای فردی، حقوق شهروندی و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی فراوان مقابل شدند که در تمامی این دوره زنان بودند که با دستان خالی مقابل یک گروه خودخواندهی تروریستی ایستادهگی نموده و از حق و حقوق اکثریت خاموش افغانستان با شعار نان، کار، آزادی دفاع نمودند، طالبان با اعمال زن ستیزانهشان همواره تلاش بر حذف زنان از اجتماع دارند؛ آنها با بازداشتهای خودسرانه و سرکوب زنان در پی امتیاز گیری از جامعه جهانی، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بوده و لز نام و جایگاه زنان بحیث ابزار در بازیهای سیاسی و گفتمانهای رسمی خویش در ستیژهای بین المللی استفاده میکنند. این دومین هشتم مارچ تحت حاکمیت یک گروه تاریک اندیش و مستبد است که زنان از ابتداییترین حقوق خویش محروم و به شدت محکوم اند، جهان به خصوص جامعه جهانی باید طالبان را در تمامی موارد نقص حقوق زنان و موارد حذف زنان پاسخگو قرار دهد حالا وقت آن رسیده تا سازمان ملل با قاطعیت و جدیت در قبال سرنوشت مردم افغانستان تصمیم بگیرد با درک نا هنجاری ها، بیتفاوتیها و بیمهریها ها جهان پیرامون سرنوشت مردم افغانستان یکبار دیگر از جامعه جهانی و سازمان ملل خواسته خویش را از آدرس ایتلاف گروه های خود جوش معترض افغانستان مقیم پاکستان) قرار ذیل بیان میداریم. ۱. ایتلاف گروههای معترض افغانستان مقیم پاکستان خواهان تشکیل یک حکومت همه شمول بر اساس رای مردم و مشارکت تمام اقوام بخصوص زنان در تمام ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان هستیم. ۲. جهان باید سکوت ننگین و شرمآور خود را در قبال جنایات طالبان در افغانستان بشکند، وقت آن فرا رسیده کنار زنان افغانستان بیاستید و با زنان افغانستان همصدا شوند. ۳. جامعه جهانی باید مدافع حقوق مردم افغانستان باشد، نه باج دهی گروه طالب، ارسال چهل میلیون دالر در هر هفته به گروه نامشروع و متجاوز طالب، جفا در حق زنان مظلوم افغانستان است، لطفا این روند غیر شفاف را توقف دهید. ۴. وضع محدودیتهای بیشتر مانند بسته کردن دفتر دوحه، قطع کمکهای مالی، تحریم سفرهای مقامات طالبان، اخراج فامیلهای رهبران گروه طالبان از کشورهای امن، تنها راه است که طالبان وادار به تمکین نمودن در برابر خواستهای مردم و مشخصا زنان افغانستان میکند، لطفا از اقدامات فوق الذکر دریغ نکنید. ۵: خواست ما تنها بازشدن درب مکاتب طالبانی، دانشگاه طالبانی و رفتن به وظیفه با پوشش طالبانی نیست، جهان باید بداند که ما زنان افغانستان مشارکت سیاسی برابر با مردان، انتخابات عادلانه و حاکمیت برخواسته از رای مردم و تحقق عدالت میخواهیم، این خواسته هماهنگ با پرنسیپهای بین المللی، ارزشهای حقوق بشری و هنجارهای دموکراسی است که جهان خود را داعیه دار آن میداند، پس لطفا از موقف زنان افغانستان حمایت کنید. ۶: از مردم افغانستان میخواهیم کنار زنان معترض افغانستان بیایستند و به حرکتهای خودجوش مردمی بپیوندند و برای اولین بار در تاریخ سیاسی افغانستان تغییر سرنوشت سیاسی خویش را فارغ از نسخههای غرب و شرق بحیث شهروندان مسوول با دستان خویش رقم بزنند. ۷: هموطنان آگاه و شرافتمند خطاب بتو میگوییم، بقول نلسون ماندلای بزرگ برای آزاد زیستن لازم نیست زمین و آسمان بخرید، کافیست خود را نفروشید، پنهان شدن پشت پنجره خانهها و زنده دفن شدن در زیر زمینیها برای شما آزادی به ارمغان نمی آورد. بیاید برزمیم، بجنگیم، زنجیر اسارت را بشکنیم و قربانی بدهیم تا خانه مشترک من و تو (افغانستان) سرنوشت من و تو و آینده فرزندان من و تو خوراک بازیهای سیاسی چند سیاست سوار مزدور نشود. ومن الله التوفیق ایتلاف گروههای معترض افغانستان مقیم پاکستان