Skip to main content

Farkhundanews

نگاهی به وضعیت دختران افغانستان در سایه محدودیت‌های آموزشی

فرخنده؛ همزمان با فرا رسیدن روز جهانی دختر در تاریخ ۱۱ اکتبر، جهان از این روز تجلیل کردند اما در افغانستان سه سال است که برای بسیاری از دختران افغانستان، دروازه‌های مکتب و دانشگاه بسته مانده‌اند که دختران افغانستانی در انزوا و افسردگی قرار دارند. ثریا، دختری 25 ساله‌ از ولایت بامیان است، وی محصل سال سوم در دانشگاه مرکزی طبی کابل بود که طالبان فقل بر دروازه انداخت تا راه پیشرفت برای همه‌ی دختران افغانستان بسته شود، او هر روز با کتاب‌هایی که زمانی همدم رؤیاهایش بودند، به گوشه‌ای از خانه پناه می‌برد. وی روزی می‌خواست داکتر شود و به زنان به خصوص زنانی که در ولایت و قریه‌های دور دست زندگی می‌کند؛ کمک کند، اما حالا تنها به کتابچه‌ای خالی خیره می‌شود و نمی‌داند که آیا این رؤیاها هرگز به حقیقت خواهند پیوست. پس از تغییر نظام در سال 2021، طالبان بر اریکه‌ی قدرت نشستند و محدودیت‌های شدیدی و روز افزون را بر تحصیل، و کار زنان اعمال کردند که مکتب برای دختران بالاتر از صنف ششم و دانشگاه برای محصلان تا امر ثانی بسته شد. هزاران دختر مانند ثریا، که روزی با امیدهای بزرگ به مکتب و دانشگاه می‌رفتند، ناگهان خود را از این حق طبیعی محروم دیدند. ثریا می‌گوید: « من در یک خانواده از سطح سواد پایین متولد شدم، که همواره در تقلای پیش‌رفت بودم و می‌خواستم روزی یک داکتر نخبه شوم، به قریه‌های دور دست بروم و کلینیک و شفاخانه بسازم، به زنانی محروم جامعه خود خدمت کنم، مکتب را از بامیان شروع کردم و صنف اول را در همان‌جا خواندم، که بعد بخاطر درس و تعلیم عازم کابل شدیم، در کابل همچنان به ادامه، مکتب را در مکتب دخترانه سیدالشهدا از صنف دوم شروع کردم، که هم درس می خواندم و هم قالین بافی می‌کردیم. تا هزینه‌ی درس و تعلیم خود را بدهم. در آن زمان بیشترین انگیزه را از استاد و محیط خود می‌گرفتم، تاکه آهسته و پیوسته از مکتب فارغ شدم اما در زمانی‌که متعلم بودم، با مشکلات و چالش‌های زیادی روبرو شدم، من از میان دود و باروت انفجار و مشکلات شدیدی امنیتی فایق آمدم تا به هدف خود برسم و بخاطر این‌که روزی یک داکتر موفق شوم تمام چالش‌ها را به جان خریدم، با نمره‌ی بلند و تلاش زیاد توانستم در رشته‌ی ستوماتولوژی دانشگاه طبی کابل کامیاب شوم و سه سال را با شوق و انگیزه‌ی تمام خواندم که حتی یک روز هم غیرحاضری نمی‌کردم و تا این‌که طالبان آمد و تمام رویا و هدفم مثل دود به هوا رفت، در طی این سه سال من هر شب خواب می‌بینم که دوباره به دانشگاه و دنبال رویای خود برمی‌گردم، با معلم‌هایم حرف می‌زنم و امتحان می‌دهم. اما صبح که بیدار می‌شوم، دوباره در خانه‌ام.» ثریا با چشمان پر از حسرت و بغض ادامه می‌دهد: «نمی‌دانم این کابوس کی تمام می‌شود.» محرومیت دختران از تحصیل تنها به معنای ازدست‌دادن آموزش نیست؛ بلکه آینده‌ای پر از چالش‌های اجتماعی و روانی را نیز رقم می‌زند. برخی از این دختران مجبور به ازدواج‌های زودهنگام شده‌اند، و برخی دیگر دچار افسردگی و انزوا. «وقتی دختران در خانه می‌مانند، احساس می‌کنند بی‌ارزش هستند و جایی در جامعه ندارند. من در طی این سه سال خیلی احساس بدی دارم و خود را یک موجود که هیچ حقی در جامعه ندارد قلم‌داد می‌کنم، افسردگی و تشویش‌های ناشی از حالت روانی در اوایل حکومت داشتم، با وجود آن می‌خواستم تسلیم نشوم و خود را قوی می‌گرفتم اما از دل من خداوند خبر دارد، من با اشتراک در صنف‌های آنلاین و مطالعه کتاب همواره در پی گسترده کردن معلومات و دانستنی‌های خود بودم و استم» با وجود محدودیت‌ها، برخی خانواده‌ها و دختران تلاش می‌کنند تا امیدی را در دل خود زنده نگه دارند. و امید به این دارند که روزی این تاریکی و سیاهی تبدیل به روشنی خواهد شد و آفتاب طلوع خواهد کرد، بخاطر آن صنف‌های مخفیانه درسی، آموزش‌های آنلاین و خودآموزی در خانه به بخشی از زندگی این دختران تبدیل شده است. ثریا نیز گاه‌گاهی از اینترنت برای یادگیری زبان انگلیسی و سایر صنف‌ها استفاده می‌کند وی امیدوار است که روزی بتواند در دانشگاه به ادامه تحصیل خود بپردازد. «ما نمی‌توانیم رویاهایمان را فراموش کنیم، حتی اگر همه‌چیز علیه ما باشد.» یازده اکتبر که مصادف است با روز جهانی دختر، و از این روز درحالی در دیگر کشورها تجلیل می‌شود که در افغانستان زنان و دختران از حقوق اساسی خود محروم اند و محرومیت نیمی از جامعه از حقوق اساسی خود، نه‌تنها آینده آن‌ها بلکه آینده کل جامعه را تهدید می‌کند. امروز پیام ثریا و هزاران دختر افغانستان به جهان این است: «ما به حمایت شما نیاز داریم. به ما کمک کنید که از تاریکی عبور کنیم و آینده‌مان را دوباره بسازیم. در شرایط فعلی تنها کمک کننده‌ی دختران و زنان افغانستان نهادهای ملی و بین‌المللی است» ثریا به دختران جامعه‌ی خود روز دختر را تبریک گفته و می‌گوید: « من روز جهانی دختر را به همه‌ی دختران سرزمینم تبریک می‌گویم و امیدوارم روزی دختران افغان خنده کنند و به رویا و هدف خود برسند، پیام من برای‌شان این است که هیچ‌گاه تسلیم شرایط نشود و خود را مصروف آموزش و تحصیل کنند، در کتابخانه مراجعه خود و با مطالعه کردن کتاب های گوناگون به دانش خود بیافزاید.» در حالی که روزها می‌گذرند و امیدها کمرنگ می‌شوند، تنها با تلاش‌های جمعی و توجه جهانی است که می‌توان صدای دختران محروم از آموزش را بلندتر کرد و فردایی روشن برای آن‌ها ساخت. گزارش: شماییل توانا ناصری

قتل فجیع دختر هفت‌ساله در هرات

فرخنده: منابع محلی در هرات از یافتن جسد یک دختر هفت‌ساله خبر می‌دهند که سه روز پیش در منطقه نوآباد ناحیه یازدهم شهر هرات ناپدید شده بود. این جسد روز گذشته (سه‌شنبه) پیدا شده و به‌گفته‌ی منابع، کودک به‌طرز فجیعی به قتل رسیده و دست و پای او قطع شده است. علت قتل هنوز مشخص نیست و مقام‌های محلی طالبان در این زمینه هیچگونه اظهارنظری نکرده‌اند. این حادثه در شرایطی اتفاق می‌افتد که گزارش‌های مشابهی از قتل و کشف اجساد در سایر ولایات نیز به‌طور مکرر منتشر می‌شود. تحقیقات در خصوص این قتل ادامه دارد، اما به‌طور کلی، انگیزه‌های اکثر قتل‌ها در افغانستان مرموز باقی مانده و عوامل آن معمولاً به عنوان افراد مسلح ناشناس معرفی می‌شوند. این وضعیت، نگرانی‌های عمیق‌تری را درباره امنیت و وضعیت حقوق بشر در کشور به‌وجود آورده است.

محرومیت ۳۸ هزار دختر افغانستان از آموزش به دلیل ممنوعیت طالبان

فرخنده: صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) روزگذشته(چهارشنبه، ۲۸ سنبله) اعلام کرد که در پی منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم توسط طالبان، ۳۸ هزار دختر افغان امسال از ادامه آموزش عالی محروم شده‌اند. بر اساس این گزارش، نزدیک به ۱.۵ میلیون دختر، به اضافه ۲۸ هزار دختری که در سال جاری صنف ششم را به پایان رسانده‌اند، دیگر دسترسی به تحصیل ندارند. یونیسف تأکید کرده است که با آغاز سال تحصیلی در برخی ولایت‌های افغانستان، این دختران از حق آموزش محروم مانده‌اند و تصمیم طالبان همچنان تأثیر منفی خود را بر دخترانی که تازه فارغ‌التحصیل شده‌اند، برجای گذاشته است. طالبان از زمان تسلط مجدد خود در آگوست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم و سپس ورود دانشجویان دختر به دانشگاه‌ها را ممنوع کردند. با وجود گذشت سه سال، رهبران طالبان و مقامات مسئول هیچ توضیحی در مورد این ممنوعیت ارائه نداده‌اند و اخیراً پرسش در این مورد را نیز ممنوع اعلام کرده‌اند.    

کلینتون: دختران طالبان در خارج تحصیل می‌کنند، دختران افغانستان در کشور محروم‌اند

فرخنده: هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا گفته است، در حالی که دروازه‌های مکاتب به روی دختران افغانستان بسته است فرزندان طالبان در خارج از افغانستان تحصیل می‌کنند. کلینتون در این مطلب ادعاکرده که دختران مقام‌های بلندپایه‌ی طالبان در خارج مصروف تحصیل هستند اما این گروه برای دختران مردم افغانستانی در کشور خود اجازه‌ی تحصیل را نمی‌دهند. کلینتون با اشتراک‌گذاری یک گزارش روزنامه‌ی تلگراف که در آن در مورد تحصیل دختران طالبان در خارج از افغانستان پرداخته شده، نوشت: «مانند همه گروه‌های بنیادگرا، قوانین آن‌ها [طالبان] فقط روی دیگران اعمال می‌شوند.» وی هم چنان گفته است که طالبان با این تفاوت بین فرزندان خود و دختران افغانستان، یک عملکرد بنیادگرایی را انجام می دهد که علیه دیگران ظلم می‌کنند. این واکنش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که طالبان پس از حاکمیت مجدد در افغانستان دروازه های مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند. به تازگی ملا هیبت الله اخون زاده رهبر این گروه، طی فرمان جدید صدا و صورت زنان را نیز عورت اعلام کرده است.

تبریک اشرف غنی به ذکیه خدادادی برای مدال پارالمپیک

فرخنده: اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، کسب مدال برنز توسط ذکیه خدادادی در بازی‌های پارالمپیک پاریس را تبریک گفت و این دستاورد را جرقه‌ای از امید برای آینده‌ای عاری از تبعیض در افغانستان دانست. غنی در شبکه اجتماعی اکس اظهار داشت که موفقیت خانم خدادادی، به‌ویژه با توجه به محدودیت‌های فزاینده طالبان علیه زنان، نمادی از مقاومت و ایستادگی زنان افغانستان است. ذکیه خدادادی، ورزشکار پاراتکواندو و عضو تیم پناهندگان، در رقابت‌های پاراتکواندو پارالمپیک پاریس موفق شد پس از شکست ورزشکاران کوبا و ترکیه، مدال برنز را کسب کند. این اولین بار است که او موفق به کسب مدال در بازی‌های پارالمپیک می‌شود. اشرف غنی در پیام خود تأکید کرد که این دستاورد، به‌ویژه در شرایط کنونی، نویدبخش آینده‌ای است که در آن هرگونه تبعیض، به‌ویژه تبعیض جنسیتی، از بین رفته و محکوم خواهد بود. او همچنین اظهار داشت که این موفقیت خدادادی، که در شرایط دشوار برای زنان افغانستان به دست آمده، باعث خوشحالی و افتخار است. چندین نهاد داخلی و بین‌المللی نیز از این دستاورد به‌عنوان موفقیتی تاریخی و نمادی از استقامت زنان یاد کرده‌اند.

دختری از دل بحران: از افغانستان تا بورسیه تحصیلی در کانادا

فرخنده: در میان اخبار و وقایع تلخ افغانستان، داستان‌های موفقیت و پشتکار به خوبی می‌تواند الهام‌بخش باشد. نیکبخت سرور، دانشجوی 20 ساله دانشگاه ابن‌سینا، یکی از این داستان‌های الهام‌بخش است که به تازگی موفق به دریافت بورسیه تحصیلی از کشور کانادا شده است. این موفقیت نه تنها برای او، بلکه برای مادرش که از ابتدای زندگی‌اش تنها حامی و پشتیبانش بوده، پیروزی بزرگی محسوب می‌شود. نیکبخت، که در کابل متولد شده و اهل ولایت غزنی است، دوران کودکی‌اش را در شرایطی دشوار گذرانده است. فقدان پدر و تنها بودن در کنار مادر و برادرش، باعث شد که او از همان سنین پایین با مشکلات و چالش‌های زیادی روبرو شود. با این حال، مادر نیکبخت همیشه به او انگیزه می‌داد و او را برای دنبال کردن رویاهایش تشویق می‌کرد. این حمایت و محبت مادر باعث شد تا نیکبخت با تمام قدرت و تلاش، به اهدافش نزدیک‌تر شود. نیکبخت در گفتگو با خبرنگار” رسانه فرخنده” از مسیر پر فراز و نشیب خود گفت: «من مکتب را در لیسه عالی شکوه به پایان رساندم و در دانشگاه ابن‌سینا رشته کامپیوتر ساینس را آغاز کردم. اما با بسته شدن دانشگاه، تصمیم گرفتم تا روی تقویت زبان انگلیسی خود تمرکز کنم و برای امتحان تافل آماده شوم.» او افزود که موفقیت در این امتحان نقطه عطفی در زندگی‌اش بود و به او این امکان را داد که به دنبال بورسیه‌های تحصیلی برود. زمانی که طالبان به قدرت رسیدند، نیکبخت با مشکلات جدیدی مواجه شد. «من در حال آماده‌سازی برای کنکور بودم، اما با تسلط طالبان بر کابل، دیگر به دانشگاه نرفتم. تصمیم گرفتم که در یکی از دانشگاه‌های خصوصی رشته کامپیوتر ساینس را آغاز کنم، اما آن دانشگاه نیز بسته شد.» این دانشجوی پر تلاش، با وجود همه مشکلات، به دنبال بورسیه‌های تحصیلی بود و در نهایت موفق به دریافت بورسیه از کانادا شد. اما این مسیر نیز بی‌دردسر نبود. او با چالش‌هایی مانند عدم اطمینان به سفر به پاکستان بدون محرم و دریافت ویزای کانادا برای دختران افغان مواجه شد. در خصوص آینده‌اش، نیکبخت با امیدواری گفت: «من حتماً به افغانستان برمی‌گردم. اگر طالبان نباشد، برای زندگی کردن برمی‌گردم، اما اگر طالبان باشد، فقط برای کسب و کار به افغانستان خواهم رفت. هدف من این است که دانش و توانمندی‌های خود را در افغانستان به کار بگیرم و به توانمندسازی بانوان افغانستان کمک کنم.» او همچنین به دوران سه ساله حکومت طالبان اشاره کرد که در آن به صورت آنلاین در دانشگاه آمریکایی تحصیل کرده و در «آموزشگاه ابر ستاره» در غرب کابل زبان انگلیسی تدریس می‌کرد. نیکبخت در پاسخ به این سؤال که اگر طالبان وجود نداشت، اکنون کجا بود، گفت: «اگر طالبان نمی‌بود، من رشته کامپیوتر ساینس را در دانشگاه ابن‌سینا تقریباً به اتمام رسانده بودم و حالا می‌توانستم برای دوره ماستری اقدام کنم.» این دختر جوان آرزویش این است که روزی شاهد بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها برای دختران در افغانستان باشد تا دختران دیگر نیز بتوانند به تحصیل و پیشرفت ادامه دهند. نیکبخت پیام خود را به دختران جوان افغانستان این‌گونه بیان کرد: «با توجه به وضعیت کنونی، باید تلاش کنید تا بورسیه‌های تحصیلی بگیرید و در کشورهای خارجی به تحصیل ادامه دهید. همچنین باید روی تقویت زبان انگلیسی خود کار کنید و در امتحانات بین‌المللی شرکت کنید.» او همچنین از جامعه بین‌المللی خواست که مکتب‌ها و دانشگاه‌ها برای دختران باز شوند و نخبه‌های کشور مجبور به ترک وطن خود نشوند. داستان نیکبخت سرور نمونه‌ای از اراده، تلاش و امید در برابر چالش‌هاست و می‌تواند منبع الهام برای همه کسانی باشد که در مسیر تحقق آرزوهایشان با مشکلات روبرو هستند. گزارش: کبرا علی‌زاده

زوال رویای یک نسل: سه سال زیر سایه طالبان

فرخنده: در مرکز کابل، خیابان‌های باریک و پر از گرد و غبار پایتخت، رنگ و بوی جشن به خود گرفته است. پرچم‌های طالبان بر روی دیوارهای آسیب‌دیده و ساختمان‌های نیمه‌خراب شهر به اهتزاز درآمده‌اند، و نیروهای طالبان با تدابیر شدید امنیتی به مناسبت «پیروزی» خود در برابر نیروهای آمریکایی، مراسم‌های بزرگ و باشکوهی را برگزار می‌کنند. اما در دل این جشن‌های پرهیاهو، در پس‌زمینه‌ای از شادی‌های ظاهری، واقعیت تلخ و ناامیدکننده‌ای در حال وقوع است: سه سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان و به‌ویژه، تأثیر عمیق آن بر زندگی زنان افغانستان. تاریکی بر افق روشنایی: سه سال با قوانین سختگیرانه بهار سال ۱۴۰۱، زمانی که طالبان با صدور فرمانی جدید، ورود دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب را ممنوع کردند، کشور به مکانی بی‌رحم و تاریک تبدیل شد. این فرمان، همراه با محدودیت‌های بیشتر بر تحصیلات عالی، بسیاری از دختران جوان را از مسیر روشن آینده خود محروم ساخت. در گوشه‌ای از کابل، در یک اتاق ساده و کوچک، کیانا محمدی، ” مستعار” دختر ۲۴ ساله از ولایت غزنی، با نگاه‌های خیره به دیوار، به یاد می‌آورد روزهایی که امیدها و آرزوهایش در آستانه تحقق بود. کیانا که در زمان سقوط کابل دانشجو سال سوم دانشگاه کابل بود، اکنون در دل ناامیدی و نگرانی به سر می‌برد. این روزها، او در میان جمعیت شلوغ و ناآشنا در جستجوی شغل است. بر روی میز کوچک و چوبی اتاقش، کتاب‌های درسی که روزی او را به دانشگاه می‌بردند، به نشانه‌ای از گذشته‌ای دور تبدیل شده‌اند. او با چشمانی پر از اشک و صدای لرزان می‌گوید: «دقیقاً در نقطه‌ی اوج زندگی بودم که طالبان افغانستان را گرفت. من که یگانه هدفم کمک به خانواده و رشد استعدادهایم بود، اکنون برای همیشه خانه‌نشین شدم. من می‌خواستم سرنوشت خود را به بهترین شکل رقم بزنم، اما طالبان این رویاها را برای همیشه از بین برد.» زندان‌های ذهنی: چالش‌های روانی و امید به آینده کیانا با دلشکستگی ادامه می‌دهد: «هر روز به یاد روزهایی می‌افتم که در کلاس‌های دانشگاه حاضر می‌شدم و به آینده‌ای روشن امید داشتم. حالا به دلیل عدم داشتن سند فراغت، حتی نتوانسته‌ام شغف و استعدادهایم را به نمایش بگذارم.» او به تصویر بزرگی از آینده‌ای درخشان نگاه می‌کند که به‌طور ناگهانی از میان دستانش رفته است. زندگی در سایه قوانین سختگیرانه طالبان، به معنای از دست دادن امیدها و آرزوهاست. با وجود تمامی مشکلات، کیانا هنوز امید خود را حفظ کرده است. او به آینده‌ای بهتر و روشن‌تر چشم دوخته و در تلاش است تا تحصیلات خود را در خارج از کشور ادامه دهد. «هدف من هنوز پابرجاست. می‌خواهم ادامه تحصیلم را در بیرون از کشور به پایان برسانم و آرزوهایی که در افغانستان داشتم را در یک کشور دیگر محقق کنم. خواهرانم نیز در وضعیت مشابه من به سر می‌برند و زندگی‌شان در آینده‌ای نامعلوم ادامه دارد.» کیانا با اعتماد به نفس و امید به آینده، پیامی به دختران افغان ارسال می‌کند: «من باور دارم که دختران افغانستان هرگز تسلیم نمی‌شوند. این قشر جامعه چالش‌ها و مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته است و باید از فرصت‌های موجود، چه حضوری و چه آنلاین، استفاده کنند. مطمئن هستم که تک‌تک این دختران نخبگان افغانستان هستند.» صدای اعتراض و تغییر: یک درخواست جهانی در این میان، جامعه جهانی و سازمان ملل به نقض مداوم حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان در افغانستان، توجه کرده و انتقادات تندی از دولت طالبان مطرح کرده‌اند. زنان معترض افغان با صدای بلند خواستار به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی و تغییر وضعیت موجود هستند. آنها امیدوارند که صدای‌شان به گوش جهانیان برسد و وضعیت زنان و دختران افغانستان بهبود یابد. حماسه‌ای در زیر سایه‌ها در حالی که طالبان با جشن‌های بزرگ و نمایش‌های پرزرق و برق خود در کابل به استقبال می‌روند، واقعیت‌های تلخ زندگی روزمره برای بسیاری از زنان و دختران افغانستان، همچنان در سایه قوانین سختگیرانه این گروه به یک بحران انسانی تبدیل شده است. در میان شادی‌های ظاهری و جشن‌های پیروزی، صدای زنان افغانستان در گوش جهانیان باقی مانده است. آنها همچنان در جستجوی روزی هستند که آرزوهایشان نه در دل خاک، بلکه در روشنایی آینده‌ای بهتر به حقیقت بپیوندند. در حالی که کابل در این روزها در حال جشن گرفتن است، امید به تغییر و عدالت برای میلیون‌ها زن و دختر افغانستان همچنان در دل‌هایشان زنده است. گزارش: مصطفی شهریار

زندگی در سایه محدودیت‌ها؛ داستان‌های دختران افغانستان در دوران طالبان

فرخنده: پانزدهم آگست، یادآور نقطه عطفی تلخ برای افغانستان است. سه سال پیش، در چنین روزی، طالبان به قدرت بازگشتند و کابل بار دیگر تحت سلطه آنان درآمد. این روز نه تنها پایان یک دوران برای حکومت افغانستان بود، بلکه آغاز فصل جدیدی از محرومیت و محدودیت برای دختران و زنان افغانستان شد. در دل کوه‌های سرسبز بامیان، زندگی دختر 19 ساله‌ای به نام پری محمدی به گونه‌ای در حال تغییر است که شاید هیچ‌گاه تصور نمی‌شد. پری، که در صنف دهم مکتب بود، با تصمیم طالبان مبنی بر ارتقای دانش‌آموزان به دلیل امتحان یک‌روزه مواجه شد. امروز، پری در اتاق کوچک و پر از یادگاری‌های دوران کودکی خود، با چشمانی پر از ناامیدی می‌گوید: “سه سال است که در تاریک‌ترین نقطه زندگی خود قرار دارم. هر روز سنم بالا می‌رود، اما هیچ دستاوردی ندارم. باید حالا در سال دوم دانشگاه می‌بودم، اما تمام آرزوهایم به باد رفته‌اند.” پری در کنار خانواده‌اش در یک خانه کوچک زندگی می‌کند که روزگار سختی را سپری می‌کنند. اتاقی که او در آن می‌خوابد، دیوارهایی کاهگلی دارد و تنها یک پنجره کوچک برای نورگیری وجود دارد. بر روی دیوار، نقاشی‌هایی از دوران پیشین و یادداشت‌هایش برای آینده‌اش دیده می‌شود. او آرزو داشت که به یک فرد موفق تبدیل شود و آینده‌ای روشن داشته باشد، اما حالا این آرزوها تنها در دل او باقی مانده‌اند. پری می‌گوید: “من از جامعه جهانی می‌خواهم که به زنان افغانستان اجازه دهد تا به تحصیل ادامه دهند و به حقوق انسانی خود برسند.” سحر؛ صدای اعتراض در تبعید در خیابان‌های شلوغ تهران، زندگی سحر به گونه‌ای متفاوت از دوران پیشین خود در افغانستان می‌گذرد. او، که زمانی فارغ‌التحصیل از صنف چهارده بود، با فقر، تهدیدات، و نابرابری جنسیتی روبرو شد. سحر با اشک‌هایی در چشمانش و با نگاهی خسته از روزهایی که بر او گذشته است، می‌گوید: “سه سال تحت سلطه طالبان بسیار سخت گذشت. مشکلات اقتصادی و تهدیدات مختلف، زندگی من را به شدت تحت تأثیر قرار داد. من از جامعه جهانی می‌خواهم که صدای دختران افغان را بشنوند و ما را تنها نگذارند.” سحر در ایران به‌عنوان مهاجر زندگی می‌کند، در یک آپارتمان کوچک که تنها دارایی‌های او در آن، چند کیف قدیمی و یادگاری‌های کوچکی از دوران پیشین است. او به یاد تظاهرات‌هایی که در افغانستان علیه طالبان برگزار کرده و شکنجه‌هایی که در این راه متحمل شده است، می‌گوید: “در یکی از تظاهرات‌ها من را طالبان زندانی کردند و در بدل پول آزاد کردند. حالا در ایران، هر روز با مشکلات اقتصادی و تهدیدات مختلف روبرو هستم.” از سوی دیگر، در اتاقی کوچک و شلوغ در یک خوابگاه دانشجویی در تهران، رویا بیست و سه ساله از ولایت غزنی به یاد روزهایی که در دانشگاه کابل درس می‌خواند، می‌افتد. او که حالا در وضعیت سردرگمی قرار دارد، با صدای آرام و سرشار از ناامیدی می‌گوید: “در دوران طالبان، بیش از پنجاه و دو فرمان محدود کننده علیه زنان صادر شده است. ما از تحصیل و کار محروم شده‌ایم و به‌طور سیستماتیک از جامعه حذف شده‌ایم.” اتاق رویا، که در آن چندین کتاب و لوازم تحریر پراکنده است، نماد تلاش‌های او برای ادامه تحصیل در شرایط دشوار است. او با وجود مشکلات، کورس‌های آنلاین گرفته و امید دارد که بتواند تحصیلات خود را در خارج از افغانستان ادامه دهد. او از جامعه جهانی می‌خواهد که به وضعیت زنان افغان توجه کند و به آنان فرصت‌های بیشتری برای تحصیل و کار بدهد. “اگر طالبان نبود، شاید حالا من دانشگاه را تمام کرده بودم و در یکی از رسانه‌ها وظیفه داشتم یا در دوره ماستری خود را در خارج از کشور ادامه می‌دادم.” “پری، سحر، و رویا، تنها نمونه‌هایی از میلیون‌ها دختر و زن افغان هستند که در دوران حکومت طالبان با محدودیت‌ها و بحران‌های شدید روبرو شده‌اند. تعطیلی مکتب‌ها، محرومیت از تحصیل و کار، و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، زندگی این دختران را تحت فشارهای سنگین قرار داده است. با این حال، امید و اراده آن‌ها برای رسیدن به حقوق انسانی و تحصیل همچنان زنده است و نیاز به حمایت جهانی را بیش از پیش روشن می‌کند.” پانزدهم آگست، روزی که باید به یاد داشته باشیم که در دوران حکومت طالبان، زنان افغانستان در حال گذراندن یکی از سخت‌ترین دوران‌های تاریخ خود هستند. این گزارش یادآور است که جامعه جهانی باید به صدای دختران افغان گوش دهد و برای بهبود وضعیت آنان اقداماتی مؤثر و فوری انجام دهد. گزارش: کبرا علی‌زاده  

بازماندن از تحصیل و کار پر استرس در بیرون، ماجرای امروزی دختران افغانستان

بازار فروشندگی زنان پس از تسلط طالبان رونق یافته است دختران باز مانده از تحصیل به فروشندگی روی آوردند. فرخنده: صدف ۱۶ ساله از ولایت غزنی است او فعلا در کابل زندگی می کند. صدف می گوید مدت دو ماه می شود در یکی از سیمساری های دشت برچی فروشندگی می کند. دوکان مزّیین دارد او که ماه دو هزار معاش می گیرد از مشتری هایش راضی است اما از زندگی اش ناراضی. او از جمله دخترانی است که با ورود طالبان بر اریکه ی قدرت از تحصیل باز ماند. صدف می گوید «انتظار نداشتم روزی به چنین سرنوشت گرفتار شوم من با تلاش و زحمات شبانه روزی آرزو داشتم یک داکتر موفق شوم دختر سر به هوایی بودم جز درس خواندن به هیچ چیزی فکر نمی کردم، هنوز هم نمی توانم باورکنم که طالبان چگونه دروازه های مکاتب را به روی ما بست و مارا از رسیدن به رویاهای که از کودکی در ذهن خود بافته بودیم محروم ساخت.» او هم چنان می گوید «وقتی طالبان برای بار دوم افغانستان را تصرف کرد من صنف هفت مکتب بودم طالبان دیگر به ما اجازه ندادند تا درس بخوانیم و دروازه های مکاتب را به روی ما بست، دیگر هیچ امیدی نداشتم خانه نشستن برایم یک کابوس شده بود دوست داشتم درجای خودم را سرگرم کنم ولی سخت با مخالفت فامیل ام روبرو شدم پس از آن که طالبان دختران را با خود بردند خانواده ام بیشتر ترسیده بود حتی اجازه ی بیرون رفتن را به من نمی داد ولی من این محدودیت نشدم مدت دوماه می می شود که در یکی از دوکان های سیمساری فروشندگی می کنم. با وجودی که فامیل ام با این شغل سخت مخالف است اما من راضی هستم و می خواهم درامد داشته باشم و زندگی مستقیل که وابسته به هیچ کسی نباشد بسازم» او که سخت با مخالفت خانواده اش رو برو است می گوید که آن ها می ترسند که من را نیز مانند شماری از دختران، طالبان ببرند ولی من هرگز تسلیم این کابوس نمی شوم نشستن در خانه برایم دلتنگی و نا امیدی چیزی دیگری نمی دهد. صدف می گوید طالبان دو روز بعد یا سه روز بعد در فروشگاه می آید و به ما هشدار می دهد تا حجاب کامل اسلامی داشته باشیم و هم چنان موسیقی گوش نکنیم. او که در باره ی آینده اش سخت نگران است می گوید اگر طالبان نمی بود حالا صنف دهم مکتب می شد و می توانست آزادانه تحصیل کند. در کنار دوکان داری تلاش می کند تا راهی را برای رفتن به خارج از کشور یابد تا تحصیل اش را در بیرون از کشور ادامه دهد. آن طرف تر پهلوی دوکان صدف، یک فروشنده ی دیگر به اسم الهام فروشندگی می کند او ۲۲ سال سن دارد با هزاران امید پشت ویترین نشسته و چشم به در دوخته است تا شاید مشتریی بیاید. وی می گوید در هفت سالگی مکتب را شروع کردم با تمام توانایی های که داشتم تلاش کردم و به موفقیت تمام مکتب را تمام کردم. روزها و شب های آمادگی کانکور را به موفقیت به پایان رساندم بعد از سپری نمودن امتحان کانکور توانستم به رشته ی دلخواه ام در یکی از دانشگاه دولتی کامیاب شدم بعد از یک سمستر طالبان دروازه های دانشگاه را به روی ما بست. مدت چند ماه در چهار دیواری خانه حبس شده بودم اما بعد از آن در یک خیاطی مصروف شدم یعد از چند مدت خیاطی، کار آنلاین شروع کردم و لوازم آرایشی میفروختم با این شغل می توانستم همراه با پدرم نیز در خرج و مصارف خانه کمک کنم فعلا هم در دوکان لباس فروشی مصروف فروشندگی هستم. و ماهانه ۳۰۰۰ افعانی معاش میگیرم. وی هم چنان افزود« بیشتر روزها طالبان در دوکان ها می آید و به ما می گوید که موسیقی گوش نکنیم و لبتس دراز بپوشیم به گفته ی الهام مشتریان اش با وی رفتار خوبی دارد اما از شغل اش راصی نیست او می گوید اگر طالبان نبود حالا در دانشگاه درس می خواند. این روزها بیشتر از دختران بازمانده از تحصیل به کارهای شاقه و فروشندگی روی آوردند. زهرا، ۲۱ سال سن دارد او می گوید هفت سال قبل پدرم از میدان وردک به کابل کوچ کرد و یگانه هدف وی تحصیل ما بود من دوست داشتم دوشادوش پدرم کار کنم و در اقتصاد خانواده کمک شوم مکتب را با موفقیت تمام کردم اما طالبان اجازه ندادند که رویایی رفتن به دانشگاه را تجربه کنم. بعد از بسته شدن دروازه های مراکز آموزشی بسته شد در یکی از شرکت های خیاطی کار می کردم اما طالبان ما را از رفتن به شرکت های خیاطی نیز منع کردند. او می گوید«حالا مدت دو ماه می‌شود که با پول قرض الحسنه دکان گرفتم، با پول سه لک افغانی به این کار شروع کردم. روزانه مبلغ ۱۵۰۰ افغانی کار می‌کنم و حالا از کاری که شروع کردم راضی استم، مردم هم با من رفتار نیک دارد چون من تازه وارد بازار شدم، کمی برایم عجیب و غریب است. گاه‌گاهی طالبان می‌آید از جواز می‌پرسد و می‌گوید که باید حجاب داشته باشید، آهنگ پخش نکنید. اگر طالب نمی‌آمد حالا مصروف درس بودیم و آرزوی پدرم که درس خواندن ما بود به خاک یکسان شد، من زیاد درس می‌خواندم، تشویق خانواده خود را هم به همراه داشتم، حتی پدرم از جان خود می‌گذشت تا ما درس بخوانیم. از گروه طالبان می‌خواهم که مکتب‌ها و ماه دانش‌گاه‌ها را بروی دختران باز کند، به زنان اجازه‌ی کار بدهد، زنان نصف جامعه را تشکیل می‌دهد، حق دارد تا کار و تحصیل کنند.” با این حال آقای ظاهر بهزاد، آگاه مسائل اقتصادی و استاد دانش‌گاه چنین می‌گوید:” آن‌عده از زنان دختران‌که در دکان‌ها، مارکیت‌ها و فروش‌گاه‌های مختلف، در نواحی و مراکز بزرگ‌شهرها مصروف فروش لوازم‌آرایشی‌، البسه‌زنانه و صنایع‌دستی است باید گفت که تعدادی از این زن‌ها هم هستند که تنها نان‌آور و سرپرست فامیل‌شان می‌باشند. و هرگونه محدودیت می‌تواند حداقل این افراد را در رابطه به مواد غذای‌شان به چالش بکشند. محدودیت وضع شدن بالای این طبقه می‌تواند بالای تولیدات داخلی در درازمدت و کوتامدت تاثیرات منفی را به‌بار بیآورد. بنابراین دولت می‌تواند،

طالبان با توزیع برقع به دختران دانش آموز در ولایت بدخشان محدودیت دیگر وضع کردند

فرخنده: منابع محلی از ولایت بدخشان گزارش داده که مسئولان ریاست معارف طالبان در این ولایت در همکاری با یک مؤسسه‌ی داخلی برای دانش‌آموزان دختر دوره‌ی ابتدائیه به چهار مکتب شهر فیض‌آباد، مرکز ولایت بدخشان «برقع» توزیع کرده‌اند. منابع افزده که طالبان  دیروز ( ۱۳ جوزا) برای ۲۰۰ دختر در «لیسه عالی مخفی بدخشی»، «لیسه نسوان نمبر ۲»، «لیسه نسوان باغ شاه» و «لیسه نسوان الجهاد» در فیض‌آباد برقع توزیع کرده‌اند. به گفته‌ای منابع طالبان در هر مکتب برای ۵۰ تن از دانش آموزان برقع و لباس توزیع کرده است. این کمک ها از سوی یک مؤسسه موسوم به «مؤسسه‌ی انکشافی و اقتصادی روز» تهیه شده است. قرار است برای ۵۰۰ دانش‌آموز دختر مکاتب ابتدایی ولسوالی‌های بهارک و شهدا نیز برقع و لباس توزیع خواهد کرد. نازیه بهارستانی، رییس مؤسسه‌ روز گفته است که او تلاش می‌کند برای تمام دانش‌آموزان مکاتب ابتدایی بدخشان، چادر برقع، لباس و یونیفورم مکتب تهیه کند. طالبان از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر پوشش زنان و دختران وضع و توصیه کرده‌اند که زنان در اماکن عمومی «برقع» بپوشند. این گروه محدودیت های زیادی را علیه زندگی دختران وضع کرده است دروازه های مکاتب و دانشگاه ها را نیز به روی انان بسته و آنان را از رفتن به اماکن تفریحی نیز منع کردند.