رینا امیری: ممنوعیت دختران از آموزش دلخراش کننده است
فرخنده: رینا امیری نماینده ی ویژه ی آمریکا در امور زنان و حقوق بشر در افغانستان، شب گذشته ۴حمل سال جاری در پیامی به صحفه ی ایکس نوشت که ادامه ی ممانعت های طالبان علیه آموزش دختران دلخراش کننده است. خانم امیری هم چنان افزود؛ این عملکرد تبعضی آمیز طالبان علیه زنان و دختران، افغانستان را فقیر و وابسته به کمک های خارجی نگه می دارد و هم چنان خانواده ها مجبور به ترک کشور می شوند خانم امیری هم چنان نوشت که هیچ جایگزینی برای آموزشی رسمی برای همهی شهروندان افغانستان وجود ندارد. جهان پشت فراخوانی از طالبان برای لغو احکام مخربی که پتانسیل بیش از ۵۰ درصد جمعیت را نابود میکند، ایستاده است. وی هفته گذشته ۲۹ حوت ۱۴۰۲ نیز طی نشستی تحت نام( باز سازی امنیت از دیدگاه زنانی که تحت سلطه ی طالبان زندگی می کنند) سخنرانی می کرد گفت ادامه ی محدودیت های طالبان علیه زنان در افغانستان مخصوصا در عرصه ی آموزش دلخراش کننده است. طالبان چهار روز قبل برای سومین سال زنگ مکتب را بدون حضور دختران نواختند این گروه بعد از تسلط دوباره در افغانستان، دروازه های مکاتب را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند بعد از آن دختران را از رفتن به دانشگاه و مراکز اموزشی نیز منع کردند. این عملکرد تبعیض آمیز طالبان واکنش های تند جهانی را نیز در پی داشته است. سازمان ملل اما بهانه های طالبان برای باز گشایی مکاتب دخترانه را بیهوده می خواند.
منع شرکت دختران در برنامه آموزشی خبرنگاری توسط طالبان
گروه طالبان این بار، دختران را از شرکت در یک برنامه ی آموزشی خبرنگاری در ولایت ننگرهار منع کردند. فرخنده: منابع محلی می گویند؛ این دوره ی آموزشی کوتا مدت توسط رادیو و تلویزیون «همیشهبهار» راهاندازی شده بود و نیروهای امر به معروف گروه طالبان روز(سهشنبه، ۲۹ حوت) دختران را از شرکت در آن منع کردهاند. این منبع با حفظ هویت اش می گوید؛ ماموران امر به معروف گروه طالبان به دفتر رییس رادیو و تلویزیون رفته و این دستور را بهصورت شفاهی برای او گوشزد کرده و تهدید کرده است که در صورت سرپیچی از این امر، دفتر رادیو تلویزیون بسته شده و مسؤلان و کارمندان آن باز داشت خواهد شد. اتلخان استانکزی، مدیر مسوول رادیو و تلویزیون همیشهبهار میگوید که در این برنامهی آموزشی کوتاهمدت خبرنگاری، ۱۵ دختر شرکت کرده بودند. آقایی استانکزی میگوید که در ده سال گذشته، همیشه برنامههای آموزشی کوتاهمدتی را در زمینهی روزنامهنگاری در دفتر شان برگزار میکردند که در آن دختران و پسران برای آموزش حرفهی خبرنگاری شرکت میکردند. وی هم چنان افزود؛ این دانش آموزان در این دوره ی کوتاه مدت در زمینههای نوشتن خبر و گزارشنویسی، فنون گویندگی و پخش رادیویی آموزش میدیدند. چند ماه پیش رادیو و تلویزیون همیشهبهار توسط نیروهای گروه طالبان بسته شده بود و پس از مدتی، دوباره به فعالیت آغاز کرد. این در حالی است که پس از حاکمیت طالبان، خبرنگاران زن با محدودیتهای گسترده مواجه شدند. در برخی از ولایتها پخش صدای زنان از طریق رادیوها نیز منع شده است.
یونسکو؛ ۱.۴ میلیون دختر در افغانستان از تحصیل محروم است
زندگی دختران تحت حاکمیت طالبان سازمان یونسکو گفته در حال حاضر ۱.۴ میلیون دختر در افغانستان از تحصیل و آموزش محروم هستند. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد یا یونسکو دیروز پنج شنبه ۲ حمل ۱۴۰۳ با نشر پستی در صفحه ی فیسبوک اش گفته است که ۱.۴ میلیون دختر در افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند. این نهاد هم چنان گفته است که محروم کردن دختران باعث آسیبهای جدی به روح و روان آنان و مانع توسعهی افغانستان میشود. ممنوعیت آموزش و تحصیل دختران از سوی این گروه با محکومیت گستردهی بینالمللی مواجه شده است و بسیاری از کشورهای جهان لغو آن را یکی از پیششرطهای عادیسازی روابط با این گروه دانستهاند. این گروه پس از بازگشت دوباره در افغانستان، دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب تا اطلاع ثانیوی منع کرده و پس از آن دانشگاه ها و مراکز آمورشی را نیز به روی دختران بستند. این گروه چهار شنبه ۱ حمل ۱۴۰۳ برای سومین بار زنگ مکتب را بدون حضور دختران نواختند.
زنان معترض: ممانعت از آموزش نقض آشکار حقوق بشری است
جنبش اعتراضی « زنان بسوی آزادی» می گوید طالبان از زنان باسواد و تحصیل کرده می ترسند. فرخنده: گروه از زنان معترض تحت نام« زنان به سوی آزادی» می گویند ممانعت از آموزش نقض اشکار حقوق بشر است. آموزش حق اساسی و اولیه ی دختران است وممانعت از آموزش دختران عواقب جبران نا پذیری در پی خواهد داشت. این جنبش در اعلامیهای دربارهی آغاز سال نو تعلیمی و ادامهی محرومیت دختران از آموزش گفته است که آموزش حق اساسی و بنیادی هر فرد یک جامعه است. این جنبش اعتراضی زنان در ادامه ی اعلامیه گفته است که گروه طالبان از زنان باسواد و تحصیل کرده می ترسند. این گروه اعتراضی زنان هم چنان می گوید که جامعه ی جهانی باید آپارتاید جنسیتی را به رسمیت بشناسند و از به رسمیت شناختن گروه طالبان جلوگیری نموده و مانع سیاست های سرکوپ گرایانه ی این گروه شوند. طالبان از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیتهای گستردهای بر حقوق و آزادیهای زنان وضع کردهاند. با این حال کارشناسان سازمان ملل متحد نیز این رفتار طالبان را جنایت علیه بشریت خوانده و گفته است که عملکرد طالبان در برابر زنان افغانستان جز آپارتاید جنسیتی چیزی دیگری نیست.
فعالان حقوق بشر و آموزش: عملکرد طالبان علیه آموزش دختران شرم آور است
همزمان با آغاز سال جدید تعلیمی، نهاد حقوق بشری موسوم به «فریدم نو» ممنوعیت آموزش دختران توسط طالبان را «شرمآور» خوانده است. این نهاد حقوق بشری با نشر پیامی در صفحه ایکس گفته که دختران افغان هم چنان از تعلیمات متوسطه و بالاتر از آن محروم هستند. به گفته این نهاد، طالبان باید این سیاست و همه احکام علیه زنان را برگردانند و اجازه دهند که زنان و دختران افغانستان نیز بتوانند تحصیل کنند. پیش از این وزارت خارجه آلمان نیز خواستار بازگشایی مکاتب دخترانه شده بود و سازمان ملل نیز بهانه های طالبان برای منع آموزش دختران را بیهوده گفته بود. از سوی هم” جنبش زنان پنجره امید” به مناسبت فرا رسیدن سال تعلیمی 1403 طی صدور اعلامیه گفته است با آغاز سال جدید تعلیمی در افغانستان،اما هنوز خبری از باز شدن مکاتب دوره متوسطه ولیسه نیست. معترضان گفته، طالبان در دوره ابتداییه مضامین دینی را جایگزین مضامین ساینسی، اجتماعیات و ریاضیات نموده است. دختران و زنان معترض در بیانیه شان گفته است” درعصر حاضر سواد شامل توانایی ها و مهارت های چون، سواد عاطفی، سواد ارتباطی، سواد مالی، سواد رسانه یی، سواد تربیتی، سواد سلامتی، سواد علمی، سواد تحلیلی، سواد انرژی و سواد محیط زیستی میشود که دختران بتواند با استفاده از آنها تغیر در زندگی خود ایجاد کند.” معترضان گفته، در حال حاضر میلیونها دختر افغانستان بیشتر از 950 روز میشود که از آموزش محروم اند. که تنها امسال بیش از 330 هزار دختر از ادامه آموزش در دوره متوسطه محروم شدند. معترضان ممنوعیت و محدودیت دختران از تعلیم و آموزش را آپارتايد جنسیتی دانسته گفته اند که چنین فشارها باعث خودکشی، ازدواج زیر سن، ازدواج اجباری، و باعث فشارهای روحی وروانی جبران ناپذیر برای دختران گردیده است. معترضان خواهان آموزش دوره متوسطه و لیسه با معیار های بین المللی شده و گفته اند که هرچی زودتر محدودیتهای وضعشده از سوی طالبان علیه زنان برطرف گردد. این واکنش ها در حالی مطرح می شود که وزارت معارف طالبان روز چهار شنبه ۱ حمل ۱۴۰۳ برای سومین سال زنگ مکتب را بدون حضور دختران نواختند.
برگزاری مراسم موسوم به «جهنده بالا» برای تجلیل از نوروز با وجود ممانعت طالبان
فرخنده: با وجود ممانعت های طالبان در برگزاری از جشن نوروز در افغانستان، مراسم موسوم به «جهنده بالا» برای تجلیل از این جشن باستانی در زیارتگاه سخی در شهر کابل برگزار شد. اما در برخی از گزارش ها گفته شده که طالبان، در ولایت های مختلف مانع برگزاری جشن نوروز شدند. سال گذشته نیز وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت طالبان، نوروز را «جشن غیراسلامی» خواند و اعلام کرد که هیچ کسی در افغانستان نباید از نوروز تجلیل کند نوروز اولین روز بهار است و در آن طبیعت از خوابی طولانی بیدار میشود و مجددا زندگی خودش را از سر میگیرد. جشن نو روز که برگزاری آن از ارزش های ملی و فرهنگی افغانستان شمرده می شود، یکی از بزرگترین جشن های باستانی در افغانستان است که پیشینه آن به چندین هزار سال قبل بر می گردد. با داخل شدن سال نو در رگ رگ طبیعت خون تازه جاری می شود. ابازر احمدی استاد در یکی از مرکز آموزشی در کابل می گوید« در افغانستان، تجلیل نوروز هر سال حتا قبل از فرا رسیدن سال نو آغاز میشود. مردم حداقل یک هفته قبل، دست به پاککاری خانهها زده، با این دیدگاه که آنچه از سال قبل به نشانهی بدبختی باقی مانده را از خانههای شان دور می کند، سفرهی هفت سین آماده کرده و از بهار با حلوای سمنک پذیرایی می کنند. مردم در روز نوروز، میلهگاهگردی، بزکشی، دید و بازدید از دوستان و آشنایان دارند. در این مراسم، لباسهای نو به تن کرده، با دستهای رنگ حنا بسته به پیشواز استقبال از بهار میروند.» به گفته ی آقایی احمدی؛ نوروز خود جز فرهنگ دیرینه مردم افغانستان است حتا قبل از دورهی زرتشتیان بوده، قدمت داشته است این روز هر سال تجلیل شده و مردم آن را گرامی داشته اند. طالبان اما نوروز راحرام دانسته و تجلیل از این روز را منع کردند. آنان به این باور است که طالبان اما به این باور است که این روز، روز تولد جمشید زرتشت است وگرامی داشت از این روز حرام است. این گروه پس از به حاکمیت دوباره در افغانستان در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی، تجلیل از این روز را حرام اعلان نموده و امسال برای سال سوم است که مردم این روز را در خانه های شان تجلیل می کنند. با این حال ابازر احمدی می گوید: «از نگاه شریعت حرام به حکمی اطلاق میشود که مغایرت داشته باشد با نقص یکی از حکمهای اسلامی؛ اما تجلیل از نوروز هیجگونه مخالفت با نادیده گرفتن حکمهای شرعی ندارد. این عید تنها مقدمهایست برای نو شدن زندگی، احیای طبیعت، و دوباره رسیدن بهار.» در گذشته مردم، آغاز سال نو را با دعای تحویل سال در مساجد آغاز می کردند و در هنگام تحویل سال با دعا و نیایش از خداوند می خواهستند که سال نو را سال خوبی برای آنها قرار دهد. پیش از طالبان، مردم افغانستان با راه اندازی برنامه های مختلف نورزو را به شکل ویژه ی تجلیل می کردند. طوری که استان بلخ به مرکزیت شهر مزار شریف در شمال افغانستان همهساله با نزدیک شدن فصل بهار و جشن باستانی نوروز، حالوهوای دیگری به خود میگرفت و آماده پذیرایی هزاران مسافر و زایر از نقاط مختلف افغانستان و کشورهای همسایه میشد. تجلیل از نو روز را مردم با برافراشته شدن علم سخی در مزار شریف، آغاز می کردند زیارتگاه روضه مزار شریف تا 40 شبانه روز پذیرای مردم بود که از گوشه و کنار افغانستان و جهان خود را به مزار شریف رسانده که روزهای چهارشنبه و شب های جمعه اوج حضور مردم در بارگاه منسوب به حضرت علی (ع) بود. کابل نیز از مناطق مهم دیگری است که زیارت سخی در آن انجام می شود. در کابل نیز پرچم منسوب به مولا علی (ع) توسط علما، روحانیون و پهلوانان افغان در نخستین روز ماه حمل برافراشته شده و تا 40 روز که علم برافراشته است، مردم به زیارت سخی آمده و به نیایش و دعا می پردازند. مردم با شور و شوق در این روز به زیارت و مکان های مقدس می رفتند بر علاوه بیشتر از هموطنان ما این روز را کنار فامیل های شان در طبیعت و هوای آزاد تجلیل می کردند. این در حالی است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در چهارم حوت 1388 (23 فبروری 2010) روز 21 مارچ (نوروز) را در تقویم خود به عنوان روز جهانی ثبت نمود. سازمان ملل، ثبت نوروز را در چهارچوب مادهی چهل و نهمِ مصوبات این سازمان، به منظور تقویت فرهنگ “صلح جهانی” عنوان کرده است.
امیری: آن چه در افغانستان می گذرد دلخراش کننده است
رینا امیری بار دیگر در مورد محدودیت های طالبان علیه آموزش دختران گفت؛ آن چه در افغانستان می گذرد دلخراش کننده است. بر اساس گزارش ها رینا امیری نماینده ی ویژه ی آمریکا در امور زنان و حقوق بشر افغانستان شام دیروز سه شنبه ۲۹ حوت ۱۴۰۲ طی نشستی تحت نام( باز سازی امنیت از دیدگاه زنانی که تحت سلطه ی طالبان زندگی می کنند) سخنرانی می کرد گفت ادامه ی محدودیت های طالبان علیه زنان در افغانستان مخصوصا در عرصه ی آموزش دلخراش کننده است خانم امیری هم چنان گفت؛ در سال جدید هجری شمسی در حالی دروازه های مکاتیب باز می شود که دختران بالاتر از صنف ششم نمی تواند مکتب بروند. وی هم چنان گفت که عواقب محدودیتهای طالبان بر زنان و دختران تنها بر آنان تأثیر نمیگذارند، بلکه تمام جمعیت افغانستان با آن مواجه هستند. وی هم چنان در یک قسمت از سخنرانی خود تاکید کرد که طالبان به اهدافاش برای عادسازی روابط دست نخواهند یافت، مگر اینکه این گروه به مطالبات مردم افغانستان برای حقوقشان توجه کنند. این در حالی است که امروز ۱ حمل ۱۴۰۳ وزارت معارف طالبان مراسمی برای نواختن زنگ مکتب برگزار کرده است. حبیبالله آغا، سرپرست وزارت معارف طالبان در سخنرانی خود در این مراسم به آموزش دختران اشاره نکرد.
ایجاد ترس به بهانه اصلاح از سوی طالبان به مراکز آموزشی
طالبان با وجود ممنوع کردن تحصیل و تعلیم دختران، همچنان فشارهای روز افزون را بر روزنههای اندک تعلیمات ابتدایی آورده تا از همین آدرسها نیز زنان و دختران را ممنوع نماید. گشت طالبان به بهانههای مختلف و وارد شدن به مراکز باعث ایجاد ترس بین دختران دانش آموز گردیده است. اما دختران هنوز بخاطری فراگیری علوم، ترس به جان خریده و از اهانت چشم پوشی کرده و بدون اعتراض به صنفهایشان، حاضر شده است. به گفته دختران فعلا نه گوش شینوایی است و عملی برای اقدام، تنها قربانی سیاستها در افغانستان زنان بوده و است. حسینا دختری که برای فراگیری زبان انگلیس اقدام کرده و میخواهد با فراگیری این زبان راهی برای برون رفت از مشکلات اش پیدا کرده تا در آینده بتواند شامل بورسهای دانشگاهی گردد. میگوید بار طالبان با آمدنهای غافل گیرانه دختران را ترسانده اما دختران، از درس شان عقب نشینی نکرده است و به درسهای شان برای فراگیری زبان انگلیسی ادامه داده است. حسینا گفت« در داخل صنف یازده شاگرد اناث و پنج شاگرد از قشر ذکور بودیم معیار تعریف شده و تفکیک صنفها بین پسر و دختر شده بود، پرده سفید کلان صنف را به دو حصه تقسیم نموده بود، سرگرم تمرین صحبتکردن بودیم که یکی از استادان با حالت سراسیمه آمد، و گفت:« امر به معروف طالبان آمده»، من که در چوکی اول نشسته بودم چنان بالایم تاثیر کرد که قلبم از دهنم بیرون میشد و به شدت میتپید، همهی دختران طرف تهکوی یا زیر زمین دویدیم، من که خیلی ترسیده بودم و همچنان گلویم را بغض میفشرد. هر قدم که پایین طرف تهکوی میرفتم، احساس میکردم، طرف تاریکی و نابودی خودم میروم. سیاهی تهکوی شبه سیاهی سرنوشت ما بود، که به خاطر حق اساسی خود آنچنان پنهان میشدیم. دلم برای خودم سوخت و با حالت مأیوسانه طرف دیگر دختران دیدم که هر کدام حالت دور از وصف را داشتند، دو تا از صنفیهایم گردن همدیگر را گرفته بود و زار زار گریه میکردند.» با حالت پریشان ادامه و گفت، آن روز طالبان رفتند، استاد صنف با حالت آشفته و صدای آهسته از دختران معذرت خواهی و گفت جبران نیم ساعت هدر رفته را یک ساعت دیگر مهیا خواهد کرد. آن نیم ساعت شاید سالی برای من و همصنفیهایم گذشت اما حسینا بعد از تعریف ماجرا به خانواده اش، فامیلش به هراس انداخته و باعث شده که دیگر حسنیا به مرکز آموزشی زبان حاضر نشود. دینا آموزگار دیگر میگوید« وقتی نام طالب را میشنویم دیگر تمام داشتهها در ذهنمان دود شده به هوا میرود. وی گفت:” تمرین گفتگو داشتیم که یک طالب با هیکل وحشتناک داخل صنف شد، بدنم سرد شد، چادرم را پیشتر از قبل بهسر کردم و ماکس زدم. همهی دختران همین کار را کرد، با وارد شدن او همهچی بههم خورد، هیچ بلند حرفزده نمی توانستیم و حتی با اشاره گپ میزدیم، گرچی با رعایت اصول صنفها دایر گردیده بود اما بازهم دختران ترسیده بودند، طالب یک ساعت مکمل در صنف ما حرف اما نمیدانم چی گفت، زیرا در آن وقت ضمن گذشتن ساعت به آهستهگی تمام حواس مان به مساییل بود که بهانه پیدا نکند و صنف ما را با بهانه مختلف بسته نکند.» دینا با حرف و گفتههایش با استعداد بنظر میرسد، میگوید همواره مسیر پر تلاطم را در راه علم و دانش طی کرده، از سختترین چالشهای روزگار گذشته که حتی با مرگ هم دست و پنجه نرم کره، اما با جسارت تمام پیروز میدان شده است. میگوید« اینبار قضیه فرق دارد، با آمدن طالبان و فرمان منع تحصیل فهمیدم که به تنهایی نمیتوانیم که راه بجایی بیبریم.» دینا از همه دختران خواست که تلاش کنند و از شرایط سخت و دشوار فرصتی خوب بسازند و تسلیم نشوند، او گفت، باورد دارد که زمان خوب از راه میرسد اما شاید دیرتر. در همین حال استادان دانشگاه و مراکز آموزشی به این باور است که، دختران افغانستان با استعداد و تواناییهای که دارند، اگر فرصت برای تحصیل برایشان مهیا گردد، در زمینه تحصیل موفق عمل خواهند کرد. شجاع” اسم مستعار” میگوید که دختران افغانستان در این دو سال منع تحصیل، آسیبهای فراوان را متحمل شده که اگر ادامه پیدا کند، نصف جامعه افغانستان از سیر عملی منطقه و جهان پس مانده خواهد شد. آنان با استناد احادیث و گفتههای” حضرت محمد” ص” پیغمبر دین مبین اسلام میگویند که فرا گرفتن علم برای مرد و زن مسلمان فرض است و هر شخص باید در این راستا تلاش کنند. گفتنی است که کارشناسان میگویند که پس از بهجود آورده شدن رژیم طالبان، نهادهای تحصیلی و آموزشی بهگونه ویژه مورد دگرگونسازی قرار گرفتند. تغییر در کیفیت و دستبرد در نصاب آموزش و تحصیل، تغییر در شکلیات و امور اداری، کُندسازی فرایند بروکراسی، سرآمد مدرسه و جولان ملاها در دستگاه حاکمیت، تغییر جزئیات و مهر و تصدیق در مدارک و صدور آن بهواسطه ادارات و نهادهای رژیمی که اعتبار، مشروعیت و رسمیت ملی و بینالمللی ندارد؛ و مهمتر از همه بستهشدن دانشگاهها و مکاتب بهروی دختران که بیانگر بیارزشی تحصیل و کسب علم و آموزش در نگرش طالبانی است، مسبب تولد نوعی بینش بیرنگی و ارزشباختگی نسبت به تحصیل و آموزش، و فروپاشی اعتبار نهادهای اکادمیک در باور جمعی گردید است. کبرا “علی زاده”
یک ساله شدن ممنوعیت دختران از آموزشهای عالی در افغانستان
محرومیت دختران از آموزشهای عالی در افغانستان یکساله شد. طالبان در یک سال گذشته هیچ اقدامی برای بازگشایی دانشگاهها بهروی دختران نکرد. وزارت تحصیلات عالی طالبان در (٢٩ قوس) سال ١٤٠١ اعلام کرد که آموزش دختران در دانشگاهها تا «امر ثانی» تعلیق شده است. «حنیفه سهرابی » دختری که با روی کار آمدن طالبان و بستهشدن دروازههای دانشگاهها از ادامه آموزش در رشته ( فزیک ) بازمانده است. به فرخنده نیوز گفت که هیچ امید و آیندهای برای زندگی در افغانستان نمیبیند. او می گوید تمام دوستان و همصنفان دانشگاهی اش، یا عروسی کردند و یا مجبور به مهاجرت به کشورهای مختلف شدند. این دختر دانشجو گفت که با آمدن طالبان زندگی او به چهاردیواری خانه خلاصه شده و این وضعیت بر روان او تاثیر منفی گذاشته است. طالبان طی دو سال گذشته دروازههای مکاتب و دانشگاهها را به روی دختران بسته است. با وجود اعتراضات زنان در داخل کشور و درخواستهای جهانی، طالبان هیچ تلاشی برای بازگشایی دانشگاهها بهروی دختران نکرد و برعکس محدودیتهای جدیدی بر زندگی اجتماعی زنان وضع کردند. طالبان چهار روز پس از بستن دروازههای دانشگاهها بهروی دختران، در ٣ جدی ١٤٠١، فعالیت و کار زنان را نیز در شرکتها و نهادهای غیر دولتی هم ممنوع کرد.
بلند پروازی دختری که در لحظهی بهم خورد
آفتاب سردی میتابد، سمیرا دستهایش را به هم میمالد، تا گرم شود، فکر میکرد همه چیز به روال عادی است، از مکتب خارج میشود و تا خانه در فکر شور و اشتیاق سال بعدی تعلیمی است. سمیرای دانشآموز، در صحن حویلی مکتب چند لحظهی مینشیند و در اندیشهی عمیق فرو میرود، خوشحال است که صنف ششم را سپری کرده و به دور از دغدغههای روزگار برای زمستان خودش برنامهریزی میکرد، میگوید: انشاءالله اول نمرهی عمومی امسال صنف ششم استم و باید برای اینکه بتوانم در صنف هفتم، هم اول نمره باشم، باید آمادگی بگیرم، و صنف هفت که مضامین اش سخت است، آمادگی کیمیا، فزیک و ریاضی ضروری است در همان لحظه به فکر کتابهایش میافتد، زیر زبان میگوید باید اول کتابهای صنف هفتم را در تاریخ ۲۵ قوس بگیرم، اگر کمبودی داشت بخرم تا بتوانم در صنف آمادگی بروم. ۱۶ قوس، آخرین روزی مکتب و آزمون برای صنف ششم بود که سمیرا میخواست با شور و شوق آخرین امتحان که مضمون ریاضی بود، را سپری کند، با لباس سیاه و چادری سفید روانهی مکتب شد، دیوارهای مکتباش آنقدر کهنه و فرسوده است که هر لحظه ممکن است سقف فرو بریزد، با این همه با شور و اشتیاق داخل مکتب و صنف خود میشود، برای نشستن چوکی وجود ندارد، میرود بدون کدام شکایتی، بالای فرش خاکی و نازک در هوای سرد مینشیند، و با خود فورملهای ریاضی را تکرار میکند، استا وارد صنف میشود و بعد از صف بندی، پارچههای امتحان را توضیح میکند. زمان امتحان تمام میشود. وقتی بعد از ختم آخرین بدون خدا حافظی از صنفیها و استادانش از مکتب بیرون میشود و در هوای سرد کوچه قدمی با غرور گام بر میدارد، در تخیل اش آینده با سواد بودن و رشتههای متفاوت را میچرخاند، گاهی به طب فکر میکند، گاهی به حقوق، همچنان سیری به رشته ژورنالیزم از ذهن میگذارد. در این وقت خوب و تخیل زیبایش با دختری کاکایش تمنا که محصل سال دوم ژورنالیزم در پوهنتون کابل بود روبرو میشود، تمنا که از همه اتفاقها باخبر است، برایش با لبخند تلخی میگوید، تبریک! از مکتب فارغ شدی، سمیرا را از حال و هوای کودکانهاش بیرون میکند، دلش یخ میشود، از خیالات به دنیای واقعی برمیگردد، به یادش میآید که طالبان بر اریکهی قدرت نشسته است و نمیگذارد که دختران بعد از صنف ششم ادامه تحصیل کند. وقتی به یادش آمد که دختران فقط تا صنف ششم اجازه درس خواندن دارد، دیگر مکتبی درکار نیست، دیگر درسی وجود ندارد و نیازی نیست برای زمستان برنامهریزی کند، با حالت پژمرده و با بار سنگین نا امیدی و در حالت مبهم و سردی به راهش ادامه میدهد، اشک ناخودآگاه از چشمانش سرازیر میشود، بدون هیچ حرف و خداحافظی با دختر کاکایش، رفت اما نمیفهمید که چیکار کند؟ سمیرا با هیچ یک از همصنفی هایش خدا حافظی نکرده بود، او که به فکر سالها گذشته از مکتب بیرون شده بود، فکر کرده بود که در شروع سال همه رفقایش در آغوش میگیرد و با آنها در گوشه و کنار مکتب از آینده حرف خواهد زد و برنامههای آینده اش را همراه رفقایش تعریف خواهد نمود اما حالا در دلش آرزو میکرد که ای کاش تمام ورقهای امتحان را بدون جواب یعنی رها میکرد کاش به همه صنفیهایش گفته بود که امتحان سالانه را قصدا سپری نکنند تا باز بتوانند در زیر یک سقف جمع شوند و دوباره به مکتب بیایند. دختری کاکایش فهمید که چرا سمیرا چنین رفت، غمگینی شدیدی تمام وجودش را فرا گرفت و آه سردی کشید، با خود گفت کاش مکتبها و دانشگاهها بروی دختران باز شود، و گروه طالبان برای همیشه ناپدید شود. تا زنان سرزمینم آزادانه بتواند به تمام حقوق خود برسند. تمنا هم مانند سمیرا از میان دود و باروت کابل، برخاسته و برای آموختن مکتب و دانشگاه آماده شده و همیشه در تقلای رسیدن به اوج موفقیت بود. در مکتب سید الشهدا آموزش دیده است. این مکتب در سال ۱۴۰۰ هش مورد دو حملهی انتحاری بزرگ قرار گرفت که در آن حمله صدها تن کشته و زخمی شد، که بعدها طالبان مسئولیت اش را برعهده گرفت. با این همه کارشناسان میگویند انتظاری از طالبان داشتن غیر منطقی میباشد. کارشناسان میگویند که طالبان به خواست جامعه جهانی در برابر حقوق زنان و رعایت حقوق بشر و همچنان تامین امنیت اقلیت های مذهبی و تشکیل حکومت همه شمول تمکین نکرده است. سمانه پاکدل” اسم مستعار” میگوید جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی باید توجه جدی در برابر تلف شدن حقوق بشری و حقوق زنان داشته باشد. او افزود اگر این روند ادامه پیدا کند جامعه افغانستان بل فقر و بدبختی و همچنان تاریکی جهل مبتلا خواهد شد. کبرا “علی زاده”