نگهداری فرزندان در سایه خیانت
زهرا بیست و هشت ساله است. خانم جوانی که اسیر چهار فرزندش شده است. او باخیانت شوهرش کنار می آید تا در کنار فرزندانش زندگی کند. زهرا از جمله دخترانی است که با ازدواج زیر سن، زندگی اش به جهنم تبدیل شد. از حرف های وی چنین برداشت کردم که مادر زهرا به خاطر داشتن فرزند زیاد دختر، در اولین خواستگارش آن ها را به عقد نکاح در می آورد. زهرا داستان زندگی خود را اینگونه باز گو می کند. “خوب مادرم شش دختر دارد، پسر ندارد به این دلیل دختران خود را به اولین خواستگار اش میداد، من را نیز وقتی پانزده یا شانزده ساله بودم؛ به یک مرد که از من بزرگتر بود داد. شوهرم داد، شوهرم آن زمان بیست و پنج ساله یا بیشتر از آن بود. از زهرا پرسیدم، که چرا بخاطر ازدواج کردن زود اقدام کردی، آیا از زندگی زن و شوهریات خوش و راضی استی؟ گفت: در اول خیلی خوش و راضی بودم، زندگی عاشقانه داشتیم، شوهرم را دوست داشتم. مدت گذشت اولین فرزندم را به دنیا آوردم که پسر بود، نام اش را علی گذاشتم، بعد از آن برای دومین بار مادر شدم که او هم پسر بود و نام اش را پدر کلانش قادر گذاشت، بعد از آن روز های خوش، روز های تاریک در انتظار ما بود، که یک روز متوجه شدم که شوهرم با یک دختر از قوم ما بود در تلفون حرف میزند وقتی شوهرم را تعقیب کردم با او دختر به رستورانت رفت و غذا خورد و رابطه پنهانی داشت. دنیا برایم تبدیل به جهنم شد که چرا شوهرم چنین کار را میکند؟ ما که خیلی با هم خوش بودیم، بعد شروع به سوال کردن از شوهرم کردم، او چیزی نگفت. فقط گفت: بعد از این دیگر هرگز این کار را نمیکنم. بعد از آن روز فکر نمیکنم جوان هستم، تصور میکنم پژمرده شدهام و هرکار میکنم خوشی گذشته را ندارم. حالا تنها زنده هستم که فرزندانم را بزرگ کنم. زهرا حالا بیست و هشت ساله است و دارای چهار فرزند، سه پسر و یک دختر میباشد. زهرا همه چیز دارد؛ تنها اعتماد و خوشی از زندگی مشترک و رابطه عاطفیاش رفته است. وقتی در لابلای سخنان زهرا گفتم: چرا به چنین رابطه ادامه میدهی وقتی خوش نیستی؟ گفت: بخاطر فرزندانم، اگر اقدام به طلاق کنم فرزندانام را از من میگیرد. زهرا آه کشید! و ادامه داد… شوهرم از من میپرسد که چرا اعتماد نداری من که برایت وعده دادم که دو باره هرگز چنین کاری را نمیکنم. من به شوهرم گفتم: اعتماد که یک بار ازبین رفت دیگر بدست نمیآید، خامی تمام چیز پخته میشود ولی خامی انسان نه! حالا من با یک قلب شکسته به این زندگی ادامه میدهم، خوشی های من قربانی هوس بازی های تو شد، کاش از اول فکر میکردی. یادگار که برایم گذاشتی به قیمت گرفتن خوشی از رابطه و زندگی مشترک ما تمام شد” به گفته او: تنها امید من فرزندانام است. زهرا، یک مادر است که در سن خورد عروسی کرده و تمام مسوولیت زن و شوهری را به عهده گرفته اما؛ با یک اشتباه شوهراش تمام دلخوشی ها را از زندگی او ربود. از لابلای حرف های زهرا درک کردم که او کمر درد است، شاید از نگرانی و تشویش ویاهم از طفل به دنیا آوردن به سن خورد دچار دسک کمر شده باشد، خودش را خم کرده نمیتوانست. آرزوی زهرا این بود که هیچ وقت اعتماد رابطه ازبین نرود و یادگار چنین از رابطه نباشد…
پیامد جنگ بالای زنان افعانستان
زمانیکه طالبان با نیروهای حکومت پیشین در ولایت غزنی می جنگیدند، شوهرم کشته شد، او افسر پولیس بود و برای اینکه غزنی را طالبان گرفته نتواند در صف پولیس استقامت کرد و جنگید و روزی خبر کشته شدن اش را به من دادند. صدیقه( نام مستعار) خانم ۳۶ ساله که در ولایت غزنی و صاحب یک فرزند است. او از سرنوشت تلخ خود میگوید که بعد از آمدن طالبان و با از دست دادن یگانه حامی اش که شوهرش بود غم زن بودن در افغانستان را به دوش کشیده است. سیمون دوبوار( Simone de Beauvoir) در سال 1949 در کتاب مشهور خود بنام جنس دوم این سوال را مطرح کرد ” زن چیست” او بر این باور بود که زن چیزی نیست جز نتیجه و محصول نیروهای اجتماعی و اقتصادی، به عقیده او زن از تولد زن زاده نمی شود بلکه تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی است که به زن تبدیل میگردد. بیشتر از چهار دهه جنگ در افغانستان ویرانی، معیوبیت و کشته شدن هزاران انسان، و همچنان بی سرپرست شدن هزاران زن و کودک، از بین رفتن نظم و ثبات روآنی جامعه و قوی تر شدن خشونت های ساختاری و فقر مضاعف را به بار نشانده است. این گزارش به روایت زنی، پرداخته شده که از جنگ و فرهنگ زن ستیزی متاثر شده است. صدیقه ۳۶ سال سن دارد و در ولایت غزنی بدنیا آمده، او درسن۲۵ سالگی با احمد شعیب( نام مستعار) که افسر پلیس بود ازدواج کرد، صاحب یک فرزند بود که شوهرش را در جنگ با طالبان در ولایت غزنی از دست داده است. صدیقه می گوید، وقتی طالبان غزنی را تصرف کردند، من مجبور شدم به خاطر مشکلات اقتصادی و خانوادگی، با مردی ۶۲ ساله ازدواج کنم، اما روز به روز با شرایط دشوار روبرو هستم. گاهی فکر میکنم باید از دنیا خدا حافظی کنم. وی گفت،” بعد از کشته شدن شوهرم خانه پدرم رفتم، پدرم سال خورده است و یک برادر دارم که او خورد سال است و مادرم فوت کرده خواهر و برادرانم پیش مادر اندرم زندگی می کنند، زندگی ام روز به روز با مشکلات زیادی مواجه شد. بالاخره بعد از یک سال با مردی، نادر( نام مستعار) که ۶۲ سال سن داشت دوباره ازدواج کردم.” صدیقه می گوید صاحب یک فرزند دیگر شدم، شوهر دوم ام بخاطر که سن و سال از او گذشته بود همیشه مریض بود بعد از یک مریضی سخت فلج شد. پسران شوهر دوم ام از پدر خود سرپرستی کردند، فرزند ام را هم از من گرفتند. به گفته صدیقه، پسران شوهرش که از مادری دیگر بودند، وی را بیرون میکند. وی ناچار دوباره به خانه پدرش میرود اما پدرش از دنیا رفته است. صدیقه میگوید زمانیکه با شوهر اولم زندگی میکردم زندگی خوبی داشتیم و درآمد که شوهرم داشت زندگی ما را به خوبی کفایت میکرد و من خودم از طریق دست بافی و خامک دوزی نیز کمی در خرج خانه سهم میگرفتم میخواستیم یک خانه بخریم اما همه چیز تغییر کرد. صدیقه میگوید حالا با دوخت و خامک دوزی خرچ خود و یک پسرم را پیدا میکنم، به مشکل میتوانم مشتری خامک دوزی و دست بافت پیدا کنم، پیش از طالب مشتریانم خوب بودند و همچنان کرایه را که از یک بافت و خامک خود میگرفتم حق زحمتم را میکرد اما حالا مردم پول نان خود را در افغانستان ندارد چه برسد به پول بافت و خامک. او گفت، از یک طرف مشکلات اقتصادی و از سوی حرف های مردم که یک زن بی سرپرست ام و از دو شوهر اقبالی ندارم،دید بد بعضیها و حتا کم شدن رفت و آمد بعضی از نزدیکانم تلخی این زندگی را چند برابر کرده است. در افغانستان هزاران روایت های نا گفته و بی درمان وجود دارد که با روی کار آمدن گروه طالبان وضعیت زندگی این قشری از جامعه بیشتر شکننده و آسیب پذیر شده است. شکیلا گلستانی
زندگی که بخاطر پسر نیاوردن از هم پاشید
بخاطر که پسر به دنیا نیاوردم شوهرم مرا طلاق داد، شاید این یکی از صدها داستانی باشد که در افغانستان اتفاق افتاده باشد اما کمتر زنانی هستند که حاضر به بازگو نمودن دردها و رنجهای زنانهاش میشود. فرزانه روایت اش را در عالم مهاجرت بیان نموده است. روزگار شادی بود، روستاهای افغانستان در امنیت نفس می کشیدند، قریه ها مکان آسایش بود، سیاست زندگی اجتماعی را مکدر نکرده بود. رسانه فرخنده: فرزانه «نام مستعار)» دختری باشنده قره باغ ولایت غزنی وقتی هژده سال اش میشود مانند بسیاری دختران دیگر خانه شوهر می رود، شوهر و دو فرزند دختر تمام دنیای فرزانه بود. فرزانه برای خوشی خانواده اش هر کاری در توان داشت میکرد، فرزانه روزها در زمین های زراعتی کار میکرد و شب کارهای خانه را انجام میداد، می گوید بسیار خسته می شدم اما بخاطر که شوهر و فرزندانم خوشحال باشند، خم به آبرو نمی آوردم. روزگار به خوبی سپری میشد، سرپرست، مرد خانه ی داشتم که خرچ خانه ام را می آورد و من هم کوشش میکردم زن خوب برایش باشم دوست اش داشتم و بخاطر که از من آزرده نشود کوچکترین حرفی در مقابل اش نمی گفتم. ما صاحب دو فرزند بودیم و اینکه نتوانستم پسر به دنیا بیاورم، حس حقارت می کردم گویاه من کاری بدی انجام دادم و گناهی مرتکیب شدم که دو دختر دارم اما پسر نه. شوهرم که یگانه تکیه گاه من در زندگی بود، مثل بیگانه با من رفتار میکرد. یک روز گفت میخواهم دوباره ازدواج کنم من هیچ حرفی برایش نگفتم چون گفته نمیتوانستم از من اجازه ی نگرفت و یا نظری نخواست و نمیخواست هم چیزی بگویم چون برایش مهم نبود. دختر بزرگ ام دوازده ساله و دختر کوچک ام هشت سال اش بود که پدر اش ازدواج کرد. من حس حقارت پسر به دنیا نیاوردن را داشتم و امباق دار شدنم هم اضافه شد این حس و ناامیدی هر روز مرا از درون می خورد اما به روی نمی آوردم و زن که در خانه ام آمده بود را مثل خواهر دوست میداشتم با خود میگفتم حتمن قسمت همین است نمیشود زندگی طبق خواسته ات باشد. مدینه، زن شوهرم صاحب فرزند شدند و به میل شوهرم پسر بود، روز به روز رفتار شوهرم نسبت به من و دخترانم بد شد مثل اینکه ما دشمن او باشیم اما من پسر او را مانند فرزند خود فکر میکردم و حس و عاطفه مادری به او داشتم. شوهرم تصمیم جدا شدن از من را گرفت و من را با دخترانم یکجا گفت باید خانه دیگری برای خود پیدا کنید. دخترانم مثل یتیمانی بودند که پدر شان را از دست داده باشند، ما به خانه دیگری رفتیم و از شوهرم جدا شدم راه دیگری هم نداشتم چون تصمیم را او می گرفت. من با خامک دوزی و کمک از سوی فامیل پدری ام زندگی را پیش می بردم، خواهر کوچک تر از من مرا در خانه اش در مرکز شهر غزنی جا داد و با او در یک حویلی زندگی می کردیم. خواهر و شوهراش در مشکلات اقتصادی برای من و دخترانم کمک می کردند. «خراب شدن خانه ی که از خودت فکر اش می کردی برای هیچ زنی آسان نیست شام که میشد همه مردان سودا به دست به طرف خانه های خود برمی گشتند اما خانه ی من مردی نداشت که سودای خانه ام را بیاورد و دخترانم را نوازش بدهد» روزها پنهان از دخترانم گریه می کردم،گریه می کردم برای مرد که مرا تنها گذاشت! برای مردی که تمام زندگی ام بود اما او راه دیگر انتخاب کرد و مرا و دخترانم را از خود بیگانه کرد. فرزانه سالها با خواهر کوچک اش زندگی کرد، دختر بزرگ اش را به شوهر داد و روانه زندگی جدید اش کرد. فرزانه با دختر دوم اش بعد از تحولات و آمدن طالبان به پاکستان مهاجر شدند اینجا نیز با خواهر اش یکجا زندگی میکند و تنها امید و تسکین دهنده درد هایش خواهران اش استند. زینب دختر هژده ساله سفید پوست که حالا به همه ابعاد زندگی پی برده است حس نفرت دارد به پدر، اما فرزانه هنوز به خوبی از شوهر اش یاد می کند. شوهر فرزانه با خانم دوم و یک پسر اش در ایران زندگی میکنند و حتا یک زنگ هم به یکدیگر نمی زنند. سهیلا گلستانی
افزایش مشکلات روانی و صحی مادران در اکثر مناطق افغانستان
مادران در مناطق افغانستان از مشکلات صحی و اجتماعی رنج می برند. شگوفه منحیث داکتر زن روزانه پای صحبت های مادران و زنان می نیشیند که هزاران حرف برای گفتن دارند که البته دنبال شونده خوب اند. شگوفه از حال و روز زندگی مادران و فرزندان که قربانی سنتهای ناپسند شده با خبر می شود که به گفته وی حتا باوراش سخت است. شگوفه غزنویی داکتر در یکی از شفاخانه های ولایت غزنی در بخش مادران و اطفال سوتغذی کار میکند. او در صحبت با رسانه فرخنده از وضعیت روحی و روانی زنان و مادران افغانستان می گوید، روزانه مادرانی را ملاقات میکند که به دلیل قانون مرد سالار و فرهنگ سنتی و ناآگاه از روبرو شدن حتی با زن دیگر هراس دارند. شگوفه هر روز حرف های ناگفته زنان، زندگی در جهالت و ظلم را می شنود که برایش خالی از رنج نیست اما امیدوار است به این که کوچک ترین کار که از دست اش می آید برای این زنان انجام می دهد. سوال را از مادران پرسیدم که با کدام مشکلات صحی و روانی روبرو هستند؟ شگوفه؛ « تجربه که دارم و همه روزه می بینم، در منطقه که کار میکنم، مادران از مشکلات صحی و روحی و (اجتماعی) رنج می برند، زنان حتا از مواجه شدن با داکتران زن می ترسند، ما وقتی می خواهیم اطفال سوتغذی را زیر تداوی بگیریم و شرایط بستر شدن را دارند اما مادران آنها باز هم ترس دارند چی برسد به اینکه زنان و مادران برای مراجعه با داکتر بیایند و با ما حرف بزنند.” او میگوید، من در جریان کارم با مواردی برخوردم که مادران زمانی با مشکلات روانی زیاد دچار بوده اما بخاطر ممانعت فامیل و شوهرش نتوانسته در شفاخانه مراجعه کند. همچنان وقتی با هزار ترس و لرز، به شفاخانه مراجعه کردند و شرایط بستر را داشتند بخاطر ترس از شوهر، داکتر مرد و حتی ترس از محیط شفاخانه بستری نمیکردند. در حالیکه شفاخانه برای آنها یک محیط امن است و تمام داکتران و کارمندان همه زنان است، اما آنها حتا جرعت این را ندارند که بروند و از مشکلات شان حرف بزنند، راز دل شان را بگویند و برای حل این مشکلات راه و چاره بسنجند. در مناطق دور دست که کار میکردم، مادران و زنان بعد از آن که با مشاور و روانشناس حرف می زنند تا دو،سه حتا شش هفت جلسه نمی توانند به خاطر فشارهای«اجتماعی، خانواده گی» که بالای شان است، آزاد گپ بزنند، بعد از چندین جلسه وقتی میفهمند و پیدا می کنند که در محیط امن هستند آن وقت، قفل های قلب شان را باز می کنند و رازهای که سالها در دل شان دفن کرده بودند را بازگو می کنند. وی گفت” مثلا ما در شفاخانه مادرانی را با مشکلات زیاد زندگی داشتیم که وقتی طفل شان گریه می کرد در عوض اینکه به طفل شان محبت بدهند طفل شان را زیر خشونت می گیرفتند، سیلی میزندد و حتا به حدی که ما طفل را از مادر دور می کردیم و برایش بازگو می کردیم که این کارات اشتباه است.” به قول خانم غزنوی در جامعه سنتی، زنان و مادران از نحوه استفاده خدمات صحی نا آگاه اند. ” تنظیم خانواده یکی از مسایل اساسی است که همچنان زنان در افغانستان از آن ناآگاه است، من در جریان کار با زنان بسیاری سر خوردم که پشت سرهم اولاد به دنیا می آورند، حمل های پشت سر هم، مادر که طفل نه ماه سوتغذی در آغوش اش دارد، طفل دیگر شش ماه در بطن اش دارد، من با دیدن این حالت حیران می مانم، واقعا تاسف بار است، تاسف بار است مادری که حمل می گیرد نمیداند تنظیم خانواده چی است، واکسین دی تی پی چی است واکسین بگیرند، نگیرند.” شگوفه منحیث داکتر زن که چندین سال در بخش صحت مصروف بوده در آخرین حرف و پیام اش می گوید؛ براساس گزارش سازمان صحت جهانی در هر دو ساعت، یک زن باردار در افغانستان می میرد، میدانید یعنی چی؟ یعنی هر دو ساعت بعد تنها یک زن نه بلکه یک مادر، یک خواهر، یک دختر، یک همسر و از همه مهمتر یک انسان از بین می رود. جهان در هر دو ساعت بعد تنها یک انسان نه بلکه شالوده چندین خانواده و سنگ بنای یک جامعه را از دست میدهد. او با حالت تعجب میگوید، زنان و سکتور صحی در افغانستان تحت مدیریت طالبان چی خواهد شد؟ شکیلا گلستانی
As a teacher, Siddiqa believes that Afghan teachers are marginalized
Siddiqa (pseudonym), a woman ho has been a teacher in one of Afghanistan’s public schools for more than five years, She taught for two years as a fee, And in 2019, she was able to be recruited in one of the public schools by scoring in the competitive exam that was conducted by the National Examinations Committee of Afghanistan during the republic to recruit teachers in public schools Siddiqa graduated from the chemistry department of Seyyed Jamal al-Din Afghan teacher trining college in Kabul and has been teaching biology and science. she considers the Taliban regaining power in Afghanistan as a big shock for all the people and women of the country. Siddiqa: “I have been working as a teacher in one of Afghanistan’s public schools for four years, teaching male students, and one of my goals and dreams was to become a teacher, and I worked hard to achieve this dream and goal. I faced many problems, after the presence of the Taliban in Afghanistan, it was a big shock for me after more than 20 years. When the schools were closed at the beginning of the arrival of this group, I felt a sense of hopelessness, I said to myself that all my hard work to study and become a teacher was wasted!” Like other teachers in Afghanistan, Siddiqa lives in a bad economic situation, she manages her and her family’s income with six thousand Afghanis a month. She says that after the presence of the Taliban, the income of each teacher has decreased compared to the republican era, and with the price It has become more difficult for him to provide food and fuel. Siddiqa has to feed her family of 9 people with a small salary as a teacher, because she is the only worker in the family, she lost her father more than seven years ago and her brothers are small. Siddiqa: “After my father left, I was the only child in the family and I had to work. With the support of my mother, I was able to become a teacher.” I asked Siddiqa about the school where she teaches and the teaching process these days? Siddiqa: “I teach in a high school, because the school is far away, I have to walk for about an hour and a half to be there at 8:00. In the republic, I used to teach high school classes, and now that female teachers don’t allowed teach high school and middle school, that’s why I teach elementary school from fourth to sixth grade.” I asked her about the quality of lessons in public schools. Siddiqa: “After the fall of the system and the destruction of the schools and the expulsion of many professional teachers, the schools faced problems, and most importantly, Recruitment of teachers against the teaching field is one of the serious problems of the government schools in Afghanistan, which has never been addressed not done” I asked her if how many of her colleagues were dismissed after the presence of the Taliban? Siddiqa: “I don’t know about other provinces, have female teachers really been removed from their duties or not? But in the school where I am a teacher, none of my colleagues, male or female, have been removed from their duties.In 2022, female teachers were forced out of boys’ schools to work as a service in girls’ schools that are open up to 6th grade, and this year told us that we can teach 1st through 6th grade. And in the girls’ schools of our region, the male teachers, who were extra formed due to the lack of middle and high school classes for girls, changed from girls’ schools to boys’ schools. she said about the girls now that they can’t continue their studies, “I remember one of my students in the sixth grade had a lot of absenteeism. One day when she came to school, I asked her, why don’t you come to school, my daughter, what is your problem, her answer brought tears to my eyes.( Here, Siddiqa’s voice was taken, it was clear from her voice how much pain she felt as a teacher and woman who was banned from working and studying in the country) Teacher, I’m not coming because I don’t want to finish the sixth grade, I want to fail so that I can come to school next year, this is really the depth of the disaster. He thinks how to fail himself so that he can come back to school. It is really sad and disappointing. It is a pity that our generation remains illiterate.” At the end, Siddiqa pointed out and said that the economic situation of teachers in Afghanistan was not good during the republic, and during the Taliban era, the economic situation of these teachers has become worse, not better. After entering Kabul, the Taliban have imposed many restrictions on the right to work and education of women and girls. This group closed secondary and high schools for female students based on an order until further notice. These decrees resulted in the reactions of international organizations and the world community, including the Organization of Islamic Cooperation, and these organizations have condemned the actions of the Taliban. Also, the Organization of Islamic Cooperation called the ban on the education of women and girls “against the Sharia and the traditions of Islam” and asked the Taliban to cancel the ban on women working in charitable institutions. Leila Rezaei
مردم در کابل: بازداشت زنان به بهانه حجاب بازی با احساسات مردم است
در جلسه مردمی که با اشتراک کثیر از علما، وکلای گذر، ملاامامان مساجد، اساتید، متفنذین قومی و طالبان برگزار شده بود ، مردم و عالمان دینی غرب کابل گفتند همه مردم افغانستان مسلمان هستند اما با تفاوتهای مذهبی، فرهنگی، سمتی و زبانی در افغانستان زندگی میکنند. در این جلسه، مردم و علما گفتند همانطوریکه در فرعیات مذاهب باهم تفاوت دارد در نوع تعریف حجاب نیز تعاریف متعددی میباشد. مسوولان محلی تلویحا، گیردادن به نوع پوشش و دستگیری دختران و زنان به بهانه حجاب را تعرض به ناموس مردمی خوانده گفتند که چنین کار باعث آشوب سراسری خواهد شد. علما و کیلان گذر خواهان توقف چنین برنامه از سوی طالبان شدند و گفتند که اداره طالبان باید بدانند که این کار مربوط خانوادهها و ائمه جماعات میباشد. مردم نیز با گفتن صدای بلندی الله اکبر این امر تایید کردند و از فضای مجلس چنان معلوم میشد که مردم بسیار خشمگین شده است. طالبان و اداره امر به معروف آنان در حوزه ۱۸ تأیید کردند که دختران و زنان را بخاطر تذکر حجاب به حوزههای امنیتی انتقال داده اند. براساس پشنهاد،علما وکلای گذر ومردم غرب کابل، گفته شد که براساس مصلحت وحساسیت های موضوع پوشش اسلامی وحفظ حجاب را به علما ومخصوصاًتطبیق عملی حجاب را به والدین شان سپرده شود. چندی پیش، سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای گفتهاست که «سرکوب و دستگیریهای خودسرانه» زنان به بهانه نوع پوشش سلب آزادی زنان میباشد. این سازمان نوشته است، نقض بیشتر آزادیهای رفت و آمد وابراز عقیده زنان آشکارا انجام میشود. سازمان عفو بینالملل از حکومت طالبان خواستهاست که فورا به این سرکوب پایان داده و زنان دستگیر شده را آزاد کند. همچنان ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر ملل متحد برای افغانستان نیز روز گذشته از حکومت طالبان خواست زنانی که به دلی «بدحجابی» بازداشت شدهاند، باید «فورا و بدون قید وشرط» آزاد شوند. او در ایکس نوشت که بازداشت اخیر زنان در کابل به دلیل «بدحجابی» که توسط طالبان نیز تایید شده است «متأسفانه بیانگر محدودیتهای بیشتر بر آزادی بیان زنان و تضعیف سایر حقوق است». همچنان علما و سیاست مداران برجسته کشور نیز این روند محکوم کرده است. سیاسیون گفته است که دستگیری دختران جوان و زنان به بهانه حجاب عمل خلاف همه موازین شرعی و قانونی بوده و این کار بازی کردن با نوامیس جامعه اطلاق میشود. عبدالرسول سیاف سیاف یکی از علمای و سیاست مدار افغانستان طی نوشتههایش در شبکههای اجتماعی گفته است” از خدا بترسید و از پیامبر شرم کنید” او اشاره به افکار عمومی کرده گفته است، قهر مردم قهر خدا میباشد. طالبان از هفته گذشته تا حال جمع آوری دختران و زنان جوان را از مناطق مختلف کابل و ولایات به بهانه حجاب شروع کرده است. دسته کم دو تن دختر جوان بعد از رهایی از بند طالبان دست به خودکشی زده است. گفته میشود این دستور تنها در مناطق فارسی زبانها اجرا میشود و تنها مناطق فارسی زبانها مورد توجه و بررسی نیروهای طالبان میباشد. ش ج بهار
تلاشهای نافرجام زنان آموزگار در افغانستان
صدیقه به عنوان آموزگار به این باور است که آموزگاران افغانستان در حاشیه قرار گرفته است. صدیقه( نام مستعار) زن که بیشتر از پنج سال می شود که دریکی از مکتب های دولتی افغانستان معلم است، وی دو سال به شکل حق الزحمه تدریس کرده و در سال ۲۰۱۹ در آزمون رقابت که در دوران جمهوریت توسط کمیته ملی امتحانات افغانستان برای جذب معلمان در مکتب های دولتی اخذ میگردید توانست با کسب نمره در این آزمون مورد نظر در یکی از مکتب های دولتی جذب شود. صدیقه از رشته کیمیا دارالمعلمین سید جمال الدین افغان از کابل فارغالتحصیل گردیده و مشغول تدریس این مضمون و بیولوژی بوده، در حال حاضر مضمون چون ساینس و دیگر مضمون های مربوط به رشته تحصیلی اش را در صنف ابتدایی تدریس میکند. وی قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان را یک شوک بزرگ برای همه مردم و زنان کشور می داند. صدیقه:” من به مدت چهار سال می شود که به عنوان معلم در یکی از مکاتب دولتی افغانستان مشغول تدریس دانش آموزان پسر هستم، و یکی از اهداف و آروزم آموزگار شدن بود و برای رسیدن به این آروز و و هدفم زحمتی زیادی را کشیدم و مشکلات زیادی را متقبل شدم، بعد از حضور طالبان در افغانستان آن هم بعد بیشتر ۲۰ سال برایم یک شوک بزرگ بود. وقتی که مکتبها در اوایل آمدن این گروه بسته شد، به من حس نا امیدی دست داد با خود گفتم یعنی این همه زحمت من، برای درس خواندن و آموزگار شدن به باد رفت!” صدیقه مانند دیگر آموزگاران افغانستان در وضعیت بد اقتصادی به سر می برد، وی با شش هزار افغانی ماهانه معاش زندگی خود و خانواده اش را اداره می کند وی می گوید که بعد از حضور طالبان معاش هر آموزگار نسبت به دوران جمهوریت کمتر شده و با قیمت شدن مواد خوراکی و سوختی تامین این هزینه برایش دشوار تر شده است. صدیقه با معاش کمی آموزگار مجبور است خانواده ۹ نفرهاش را سیر کند، چون او تنها فرد کارگر خانواده است وی پدرش را بیشتر از هفت سال می شود از دست داده و برادرانش خورد است. صدیقه:” بعد از رفتن پدرم من فرزند برزگ خانواده بودم و مجبور بودم که کار کنم، با حمایت مادرم توانستم آموزگار شوم.” از صدیقه درباره مکتب که در آن تدریس میکند و روند تدریس در این روزها را پرسیدم؟ صدیقه:” من در مکتب که لیسه است تدریس میکنم ، به دلیل دور بودن مکتب مجبورم تقریبا یک و نیم ساعت پیاده بیروم تا ساعت ۸ در آن جا حاضر باشم در دروان جمهوریت دروان لیسه را تدریس می کردم و حالا که به آموزگاران زن اجازه نیست که صنف های لیسه و متوسطه را تدریس کنم به همین خاطر دوران ابتدایی از صنف چهارم تا ششم را درس می دهم.” از وی در باره کیفیت درس مکتبهای دولتی پرسیدم؟ صدیقه:” بعد از سقوط نظام و از بین رفتن مکتبها و بیرون شدن بسیاری از استادان مسلکی مکاتب را دچار مشکل ساخته و از همه مهم تر جذب آموزگاران خلاف رشته یکی از مشکلات جدی مکتبهای دولتی در افغانستان است که هیچ وقت به آن رسیدگی صورت نگرفته است” از وی پرسیدم که آیا بعد از حضور طالبان چی تعداد از همکارانش از وظیفه برکنار شده است؟ صدیقه:” دیگر ولایتها را نمیدانم آیا واقعا آموزگاران زن از وظيفه شان برکنار شده یا نی؟ ولی در مکتب که من آموزگار هستم هیچ یکی از هم کارهایم چه زن و مرد از وظیفه اش برکنار نشده است، در سال ۲۰۲۲ آموزگاران زن مجبور شدند که از مکتب پسرانه به شکل خدمتی در مکتب های دخترانه که تا صنف ششم باز است برای تدریس بیروند، و امسال برای ما گفت شده که می توانید از صنف اول تا ششم را تدریس کنید و در مکتب های دخترانه منطقه ما استادان مرد که به دلیل نبود صنف های متوسطه و لیسه دخترانه، اضافه تشکیل بودند از مکتب دخترانه به مکتب های پسرانه تبدیل شدند.” او درباره دختران حالا نمیتوانند ادامه تحصیل کند گفت،” خوب یادم است یکی از دانش آموزم در صنف ششم غیر حاضری زیاد داشت یک روز که به مکتب آمده بود ازش پرسیدم دخترم چرا به مکتب نمی آیی کدام مشکل داری، جوابش اشک ام را درآورد( در اینجا صدای صدیقه گرفته شد از صدایش معلوم بود که به عنوان یک آموزگار و زن که کار کردن و تحصیلاش در کشور برایش ممنوع شده چقدر درد آورد بوه) گفت استاد من نمی آیم چون نمی خواهم صنف ششم را تمام کنم می خواهم ناکام شوم تا بتوانم سال آینده هم به مکتب بیایم، این واقعا عمق فاجعه است دختران که در این سن باید در شرایط روحی و روانی خوب و با ذهنیت آرام درس شان بخواند بجایش فکر می کند که چگونه خود را ناکام کند تا بتواند دوباره به مکتب بیاید، واقعا ناراحت کننده و مایوس کننده است جای تاسف است که باز هم یک نسل ما بیسواد باقی می ماند.” صدیقه در آخر تذکر داد و گفت، که وضعیت آموزگاران در افغانستان در روان جمهوریت وضعیت اقتصادی و خوبی نداشتند، در دوران طالبان وضعیت اقتصادی این آموزگاران بدتر شده است نه بهتر. طالبان بعد از وارد شدن به کابل، محدودیتهای زیادی را بر حق کار و تحصیل زنان و دختران وضع کرده اند. این گروه مکاتب متوسطه و لیسه را به روی دانشآموزان دختر بر اساس فرمانی تا “امر ثانی” بستند. این فرمانها واکنشهای نهادهای بینالمللی و جامعه جهانی از جمله سازمان همکاری اسلامی را در پی داشت و این نهاها اقدام طالبان را محکوم کرده اند. همچنان سازمان همکاری اسلامی ممنوعیت تحصیل زنان و دختران را “مخالف شریعت و سنتهای اسلام” خواند و از طالبان خواستند تا ممنوعیت کار زنان در موسسات خیریه را لغو کنند. لیلا رضایی
جنبش جدید دادخواهی برای زنان اعلام موجودیت کرد
جنبش زنان آزاده و مقاوم در اعلامیهای طالبان را گروه تروریستی خوانده و آنان را باعث ویران نمودن افغانستان و مانع رشد رشد فکری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میدانند. این جنبش که به تازهگی اعلام موجودیت کرده، در قطعنامه پنج مادهای از مردم خواسته که در برابر ظلم و آپارتاید جنسیتی صدا بلند نموده و سازمانهای بینالمللی نباید این ظلم را نادیده بگیرد. رسانه فرخنده: قطعنامه زنان آزاده و مقاوم در این پنج ماده تذکر داده که” 1: زنان آزاده و مقاوم در برابر گروه تروریستی طالب که سال های سال افغانستان را به ویرانه کشیده است و باعث عقب ماندگی جامعه افغانستان گردیده، ایجاد شده است. 2: این جنبش علیه گروه طالبان فعالیت های مستقل خود را آغاز کرده و تلاش های خود را برای اینکه به رسمیت شناخته نشود انجام میدهد. 3: ما سکوت را شکسته و در برابر ظلم و آپارتاید جنسیتی صدا بلند خواهیم کرد. جنبش زنان آزاده و مقاوم از هم میهنان عزیز خویش میخواهند تا بیشتر ازین در برابر ظالم سکوت اختیار نکنند و بیشتر ازین تماشاگر این همه جنایات این گروه نباشند. 4: جنبش زنان آزاده و مقاوم از سازمان های جهانی و بین المللی میخواهد تا از حمایت و مشروعیت بخشیدن بر این گروه متحجر در افغانستان، دست بردارند. 5: این جنبش از سازمان های بین المل و جامعه جهانی میخواهد تا از کمک های مالی خود به این گروه پایان بخشند. در تازهترین مورد، سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای گفتهاست که «سرکوب و دستگیریهای خودسرانه» زنان به بهانه نوع پوشش سلب آزادی زنان میباشد. این سازمان نوشته است، نقض بیشتر آزادیهای رفت و آمد وابراز عقیده زنان آشکارا انجام میشود. سازمان عفو بینالملل از حکومت طالبان خواستهاست که فورا به این سرکوب پایان داده و زنان دستگیر شده را آزاد کند. بازداشت زنان به دلیل نحوه پوشش توسط طالبان در کابل، واکنشهای گستردهای را به دنبال داشتهاست. همچنان ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر ملل متحد برای افغانستان نیز روز گذشته از حکومت طالبان خواست زنانی که به دلی «بدحجابی» بازداشت شدهاند، باید «فورا و بدون قید وشرط» آزاد شوند. او در ایکس نوشت که بازداشت اخیر زنان در کابل به دلیل «بدحجابی» که توسط طالبان نیز تایید شده است «متأسفانه بیانگر محدودیتهای بیشتر بر آزادی بیان زنان و تضعیف سایر حقوق است». نهاد حقوق بشر «فریدم نو» در واکنش به بازداشت شماری از دختران به اتهام «بدحجابی» از سوی طالبان در کابل نیز گفته است که افراد بازداشت شده باید بهگونه فوری آزاد شوند. این نهاد تصریح کرده است: «دستگیری زنان در منطقه اکثریت هزارهنشین کابل به دلیل عدم پایبندی به قوانین حجاب اجباری بار دیگر نشاندهنده سیاستهای واپسگرایانه طالبان است.» محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، بازداشت زنان را بهانهای برای «تحقیرقومی و مذهبی» یک ملیت خاص خواندهاست. آقای محقق در صفحه فیسبوک خود نوشته: «ربودن دختران درکابل و طرح مسأله بیحجابی گزینشی بوده و بهانهایست برای تحقیر قومی و مذهبی یک ملیت خاص.» احمد مسعود، رهبر جبههی مقاومت ملی که در برابر طالبان در افغانستان فعالیتهای مسلحانه دارد، نیز در مورد بازداشتهای اخیر زنان و دختران واکنش نشان داده و گفته است: «آنچه امروز زیر نام شریعت علیه زنان با عزت و شجاع افغانستان به اجرا گذاشته میشود، نه با اصول و ارزشهای دین اسلام قابل جمع است و نه با هیچ دین و آیین الهی و بشری.» آقای مسعود گفته است که محروم ساختن زنان افغانستان از اساسیترین حقوق انسانی شان، همزمان که دشمنی با نیمی از نفوس جامعه است، «دشمنیِ حسابشده» در برابر توسعهی بشری و پیشرفت ملت و کشور نیز به حساب میآید. شورای جهانی هزاره»، نهاد دیاسپورای شهروندان هزاره افغانستان در اروپا و استرالیا هم نسبت به دستگیری زنان در غرب کابل ابراز نگرانی کردهاست. در همین حال، نصیر احمد فایق، نمایندهی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد هم میگوید که «احترام به زنان» و حفاظت از ناموس، جزء فرهنگ مردم افغانستان بوده است؛ اما طالبان آن را نقض کردهاند. آقای فایق افزوده است که در هیچ حاکمیتی در افغانستان، این احترام و فرهنگ نقض نشده است. او همچنان گفته است: «رژیمی که ظاهرا خود را پیرو احکام شریعت اسلام و حامی فرهنگ مردم افغانستان میداند، چگونه به خود حق میدهد که بدون حضور محرم و یا پلیس زن، زنان و دختران را بدون دلیل گرفتار و توقیف نماید.» فایق تاکید کرده است که در حاکمیت طالبان در افغانستان، اصلا «امنیت فکری و آرامش خاطر» در بین مردم وجود ندارد. شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز در شبکه ایکس نوشتهاست: «طالبان همچنان به تقویت آپارتاید جنسیتی خود و تبعیض، جداسازی و محرومیت زنان و دختران ادامه میدهند در حالی که جهان و سازمان ملل نظارهگر آن هستند. بر اساس گزارشهای رسانه فرخنده، طالبان در شهر کابل بخصوص منطقه دشت برچی بازداشت دختران را به بهانه حجاب دستگیر و زندانی نموده است. شاهدان عینی تایید میکنند که بیشترین جمع آوری دختران به بهانهی حجاب و اتهام بدحجابی از مناطق پل خشک، ایستگاه نانوایی، مراکز تجارتی، تانک تیل و چندین منطقه بوده است. ش ج بهار
عفو بینالملل: نقض صریح آزادی رفت وآمد زنان در افغانستان توسط طالبان
عفو بینالملل خواستار پایان دادن سرکوب زنان در افغانستان شد سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای گفتهاست که «سرکوب و دستگیریهای خودسرانه» زنان به بهانه نوع پوشش سلب آزادی زنان میباشد. این سازمان نوشته است، نقض بیشتر آزادیهای رفت و آمد وابراز عقیده زنان آشکارا انجام میشود. سازمان عفو بینالملل از حکومت طالبان خواستهاست که فورا به این سرکوب پایان داده و زنان دستگیر شده را آزاد کند. بازداشت زنان به دلیل نحوه پوشش توسط طالبان در کابل، واکنشهای گستردهای را به دنبال داشتهاست. محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، بازداشت زنان را بهانهای برای «تحقیرقومی و مذهبی» یک ملیت خاص خواندهاست. آقای محقق در صفحه فیسبوک خود نوشته: «ربودن دختران درکابل و طرح مسأله بیحجابی گزینشی بوده و بهانهایست برای تحقیر قومی و مذهبی یک ملیت خاص.» ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر ملل متحد برای افغانستان نیز روز گذشته از حکومت طالبان خواست زنانی که به دلی «بدحجابی» بازداشت شدهاند، باید «فورا و بدون قید وشرط» آزاد شوند. او در ایکس نوشت که بازداشت اخیر زنان در کابل به دلیل «بدحجابی» که توسط طالبان نیز تایید شده است «متأسفانه بیانگر محدودیتهای بیشتر بر آزادی بیان زنان و تضعیف سایر حقوق است». احمد مسعود، رهبر جبههی مقاومت ملی که در برابر طالبان در افغانستان فعالیتهای مسلحانه دارد، نیز در مورد بازداشتهای اخیر زنان و دختران واکنش نشان داده و گفته است: «آنچه امروز زیر نام شریعت علیه زنان با عزت و شجاع افغانستان به اجرا گذاشته میشود، نه با اصول و ارزشهای دین اسلام قابل جمع است و نه با هیچ دین و آیین الهی و بشری.» آقای مسعود گفته است که محروم ساختن زنان افغانستان از اساسیترین حقوق انسانی شان، همزمان که دشمنی با نیمی از نفوس جامعه است، «دشمنیِ حسابشده» در برابر توسعهی بشری و پیشرفت ملت و کشور نیز به حساب میآید. شورای جهانی هزاره»، نهاد دیاسپورای شهروندان هزاره افغانستان در اروپا و استرالیا هم نسبت به دستگیری زنان در غرب کابل ابراز نگرانی کردهاست. در همین حال، نصیر احمد فایق، نمایندهی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد هم میگوید که «احترام به زنان» و حفاظت از ناموس، جزء فرهنگ مردم افغانستان بوده است؛ اما طالبان آن را نقض کردهاند. آقای فایق افزوده است که در هیچ حاکمیتی در افغانستان، این احترام و فرهنگ نقض نشده است. او همچنان گفته است: «رژیمی که ظاهرا خود را پیرو احکام شریعت اسلام و حامی فرهنگ مردم افغانستان میداند، چگونه به خود حق میدهد که بدون حضور محرم و یا پلیس زن، زنان و دختران را بدون دلیل گرفتار و توقیف نماید.» فایق تاکید کرده است که در حاکمیت طالبان در افغانستان، اصلا «امنیت فکری و آرامش خاطر» در بین مردم وجود ندارد. شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز در شبکه ایکس نوشتهاست: «طالبان همچنان به تقویت آپارتاید جنسیتی خود و تبعیض، جداسازی و محرومیت زنان و دختران ادامه میدهند در حالی که جهان و سازمان ملل نظارهگر آن هستند. وزارت امر به معروف و نهی ازمنکر طالبان روز چهارشنبه تایید کرد که شماری از زنان در کابل به دلیل «بدحجابی» بازداشت شدهاند. فعالان حقوق زنان میگویند دستگیری دختران و زنان به بهانه عدم رعایت «حجاب مورد نظر طالبان»، در چند روز پیهم در کابل جریان داشتهاست. این فعالان گفته¬اند که چنین اتهامی بهانهای برای سرکوب زنان از سوی طالبان است. فعالان سیاسی و نویسندگان نیز در واکنش، گفته است بازداشت دختران به بهانهی«بدحجابی» یک جنایت و اختطاف بشمار رفته که از سوی طالبان انجام میشود. به باور آنان، این گروه پس از اختطاف، زنان و دختران را مورد شکنجه، آزار و حرمتشکنیهای وحشتناک قرار میدهند. فعالان سیاسی با انشتار بیانیههایشان نوشته اند که در دونیم سال گذشته بیش از صد مورد خودکشی زنان به ثبت رسیده است که روایت تحریم و تحقیر گروه حاکم را میکند. گزارش: ش ج بهار
تهدید و تعقیب زنان معترض توسط طالبان و افزایش نگرانی از افسردگی زنان
یک نهاد حقوق بشری: زنان معترض به دلیل مطالبه حقوق خود با «خشونت و سوءاستفاده» از سوی طالبان روبهبرو هستند. نهاد مدافع حقوق بشری موسوم به «فریدم نو» در واکنش به خودکشی یک عضو تیم «جنبش اتحاد و همبستهگی زنان» در کندز میگوید که زنان معترض به دلیل مطالبه حقوق خود با «خشونت و سوءاستفاده» از سوی طالبان روبهبرو هستند. نهاد فریدم نو جمعهشب، ۱۵ جدی، از خودکشی زهرا محمدی، یکی از زنان معترض، ابراز تأسف کرده است. این نهاد در صفحه ایکس خود نوشته است: «ما از گزارشهای رسیده از افغانستان مبنی بر خودکشی زهرا محمدی، فعال حقوق زن، پس از آزادی از زندان طالبان، بسیار متأسفیم. جان بازیگران مدنی باید محافظت شود.» این در حالی است که روز گذشته منبعی از تیم جنبش اتحاد و همبستهگی زنان، به فرخنده نیوز تایید کرد که یک عضو این تیم بهتازهگی خودکشی کرده است، گفت که پیکر بانو محمدی روز یکشنبه هفته گذشته به خاک سپرده شد. منبع افزود که پس از آزادی این زن، خانوادهاش فشارها و محدودیتها بر وی را افزایش دادند تا جاییکه مانع صحبت با دوستانش میشدند. همچنان «فریدم نو» در واکنش به بازداشت شماری از دختران به اتهام «بدحجابی» از سوی طالبان در کابل نیز گفته است که افراد بازداشت شده باید بهگونه فوری آزاد شوند. این نهاد تصریح کرده است: «دستگیری زنان در منطقه اکثریت هزارهنشین کابل به دلیل عدم پایبندی به قوانین حجاب اجباری بار دیگر نشاندهنده سیاستهای واپسگرایانه طالبان است.»