Skip to main content

Farkhundanews

دختری از تبار سخت‌کوشی و مقاومت در برابر مشقت‌ها

زهرا “محمدی” دختری که در طول بیست و دوسال زندگی اش پستی و بلندی‌های زیادی را تجربه کرده، توانسته است به ناهنجاری‌های زندگی نه، بگوید و خود را جز از دخترانِ پرتلاش تحصیل کرده افغانستان قلم‌داد نماید.

زلزله‌های پی‌هم آرامش را از ما ربوده است

هر لحظه احساس می کنیم که زلزله است، زمین زیر پاهای مان می لرزد، زمین آرام نیست وحشی شده، لرزش قسمی است که یک اهتزاز به پاهای آدم می خورد و حس می کنیم که زمین زیر پاهایت در حال حرکت است؛ اما حس می شود که زلزله تمام نشده، زلزله و پس لرزه‌ها وحشتناک خانه ها را تکان می دهد و همه را وحشت زده کرده

برخورد طالبان با زنان؛ لیلا بسیم: زنان افغانستان مرحله به مرحله از تمامی عرصه‌ها حذف می‌‌شوند

بیش از یک سال از عمر حکومت گروه طالبان در افغانستان می‌گذرد. در این مدت زنان جامعه شاهد بیشترین محدودیت‌ها و فشارهای این گروه بوده است. زنان در این مدت از حقوق سیاسی و اجتماعی‌شان محروم بوده و حتی حق آموزش و کار نیز از آنان گرفته شده است. برخی فعالان حقوق زن با انتقاد از وضعیت موجود، طالبان را متهم به حذف زنان از تمام ساختارهای جامعه می‌کنند. لیلا بسیم، فعال حقوق زن در خصوص برخورد طالبان با زنان افغانستان می‌گوید: «طالبان یک گروه ایدئولوژیک است. فکر و عقیده این گروه در مورد زنان طوری است که نمی‌خواهند زنان در اجتماع و مسایل کشور حضور داشته باشند. به این اساس مرحله به مرحه زنان را از تمام عرصه‌ها حذف می‌کند. از بستن مکاتب گرفته تا محدودیت‌های تحصیلی و کاری؛ تا حدی که حالا ما شاهد هستیم که درهای دانشگاه و تمام مراکز آموزشی به روی زنان بسته است و همچنین تمام درهای کاری از نهادهای دولتی گرفته تا شرکت‌های خصوصی و انجوهای ملی و بین‌المللی.» بسیم با اشاره به چالش‌های فراراه زنان در شرایط موجود، گفت: «طالبان حق زندگی را اکنون از زنان گرفته است و تمام راه‌های زندگی را بر روی آنان بسته‌اند. تنها بخش آموزشی را که طالبان برای زنان اجازه داده بودند بخش‌های طبی بود اما دیدیم که طالبان آن هم محدود شد و در آموزن طبابت بازهم زنان را اجازه ورود ندادند. این مشخص می‌سازد که تمام حرف‌های‌شان دروغ و نیرنگ است.» به گفته وی، «طالبان هیچ برنامه‌ای برای تحصیل و کار زنان ندارد و ذهنیت عقب مانده طالب هم این اجازه را به زنان نمی‌دهد که به مشارکت بانوان در ساختارهای سیاسی و اجتماعی باور داشته باشند» بسیم در خصوص ادعای طالبان مبنی بر تامین حقوق زنان براساس «شریعت اسلامی»، تصریح کرد: « دیدگاه طالبان در شریعت اسلام هم جایی ندارد. اکنون طالبان زنان را از تمام عرصه‌های اجتماعی حذف کرده است. در صورتی که ما می‌دانیم در دوران حضرت عمر (رض) یک زن شهردار یک شهر بود و حضرت عمر به مردمش فهماند که این زن حق دارد نرخ تعیین کند و حق دارد دستور بدهند، اما دیدگاه طالبانی هیچ وقتی اجازه نمی‌دهد که یک زن این موقف را داشته باشند. پس به این لحاظ معلوم می‌شود که طالبان کلا خلاف شریعت عمل می‌کند. آنچه را که طالبان از مدارس پاکستانی فرا گرفته‌اند، خلاف بشریت و مخالف کنوانسیون‌های حقوق بشری است که همه در راستای ترویج افراط گرایی از سوی طالبان است.» وی ابراز امیدواری می‌کند که ذهنیت طالبانی تغییر کند و در آن سوی دیگر هم جامعه جهانی و سازمان‌های حقوق بشری در این عرصه با مردم افغانستان مخصوصا با زنان افغانستان همصدا باشند. این فعال حقوق زن در اخیر تاکید کرد: «توقع داریم فشارهای سیاسی بر طالبان عملا وارد شود و جهان از ادامه تعامل با این گروه دست بردارد تا برخورد طالبان با زنان افغانستان اصلاح شود و ما شاهد پایان این همه محرومیت و محدودیت باشیم.»

مونسه مبارز: طالبان، زنان را ابزار مقاصد سیاسی‌شان قرار می‌دهند/ باید مردم افغانستان در برابر طالبان متحد شوند

طالبان طی بیشتر از یک سال محدودیت‌های زیادی بر زنان در افغانستان وضع کرده است. این گروه به محض رسیدن به قدرت، دروازه‌های مکاتب را به دختران بالاتر از صنف ششم مسدود کرد و به تدریج زنان را از حضور در ساختار‌های حکومتی نیز حذف کرد. رهبری این گروه حدود دو ماه پیش دستور‌های سختگیرانه‌تری مبنی ممنوعیت حق کار و تحصیل زنان افغانستان صادر کرد که با موجی از واکنش‌های ملی و بین‌المللی هم روبرو شد. این درحالی است که طالبان محرومیت‌های زنان از کار، آموزش و سایر آزادی فرادی را یک امر شرعی و اسلامی می‌دانند و مدعی‌اند حقوق زنان را براساس «شریعت اسلامی» در جامعه تأمین خواهند کرد. برخی فعالان حقوق زن این دیدگاه طالبان را نمی‌پذیرند و می‌گویند استدلال‌های مقامات طالبان در خصوص زنان پایه و اساس شرعی و اسلامی ندارند. مونسه مبارز، فعال حقوق زن و آگاه مسایل سیاسی با اشاره به وضعیت زنان در حکومت طالبان به خبرنگار «فرخنده نیوز» گفت: «وضع محدودیت‌ها از سوی طالبان بر زنان کشور کدام دلیل شرعی و اسلامی ندارد. بلکه یک عملکرد سیاسی برای تأمین منافع این گروه است که به این روش زنان به گروگان گرفته شده‌اند.» خانم مبارز با بیان این که «محدودیت طالبان بر زنان در تاریخ و فرهنگ مردم افغانستان جای ندارد»، افزود: «طالبان با تغییر روایت‌های دینی زنان را ابزار مقاصد سیاسی‌شان قرار می‌دهند و این هیچ ارتباطی به دین و فرهنگ مردم افغانستان ندارد، بلکه ارتباط به آجندای سیاسی طالبان دارد. » وی همچین گفت: «این گروه هرگاه از آدرس کشور‌ها و سازمان‌های بین‌المللی تحت فشار قرار بگیرد در صدد وضع محدودیت و آزار و اذیت زنان بر می‌آیند، چون می‌دانند که بحث زن یک بحث مهم و ارزشمند برای جهانیان است. طالبان هم می‌خواهند از همین طریق جهانیان را تحت فشار قرار دهند تا به رسمیت شناخته شوند و کمک دونر‌های خارجی را هم جلب کنند.» به گفته این فعال حقوق زن، «دنیا اما این گروه را با چنین ساختار و حکومتداری هرگز به رسمیت نخواهند شناخت. زیرا بحث زنان افغانستان بحث یک نفر و چند نفر نیست، بلکه بحث ۱۹ میلیون نفوس یک کشور است که طی ۲۰ سال اخیر در تمام روند توسعه‌ای و انکشافی سهیم بودند.» مبارز در خصوص ادعای طالبان مبنی بر تأمین حقوق زنان براساس “شریعت اسلامی”، تصریح کرد: «ادعای طالبان مبنی بر این که در چارچوب شریعت اسلام برای زنان حقوقی قائل‌اند یک ادعای دروغ و واهی است، به خاطر این که چارچوب‌های شریعت کاملاً واضح و مشخص است که براساس آن آموختن علم بر مرد و زن فرض است و همه انسان‌ها را به آموختن علم و دانش توصیه کرده است. بنابر این، می‌توان گفت که دیدگاه طالبان خلاف شریعت است، چون در هیچ جای شریعت گفته نشده که مرد‌ها درس بخواهند اما زنان نه. » وی با بیان این که دیدگاه طالبان در خصوص وضع محدودیت‌ها بر زنان «شرعی و اسلامی» نیست، می‌افزاید: طالبان با این روش می‌خواهند حمایت نیرو‌های خشن‌شان را که بر اساس همین روایت‌ها آدم می‌کشند و جنایت می‌کشند با خود داشته باشند. این آگاه مسائل سیای در اخیر گفت: «تا زمانی که مردم افغانستان به شمول رهبران سیاسی در برابر گروه طالبان متحد و منجسم نشوند و همچنین جهان حمایت‌شان را از طالبان قطع نکنند راه حلی هم وجود نخواهد داشت و بحران فعلی افغانستان همچنان غیرقابل حل خواهد بود.»

دخترانم آرزو دارند داکتر و مهندس شوند…

  صبح زود شوهرم آماده میشود تا به وظیفه برود، مثل همیشه گلثوم و ثریا هم بیدار میشود با اصرار و شیطنت کودکانه شان کوشش میکند مانع رفتن پدرشان به وظیفه شوند تا بیشتر با آنها باشد و با هم بازی کنند، شب قبل اخبار ساعت شش گفته بود که طالبان دانشگاه ها را بروی دختران تا امر ثانی بسته اند، در کنار این بیشتر از 18 ماه می‌شود که مکتب ها به روی دختران بالاتر از صنف ششم همچنان بسته است. این شرایط و اعمال دستور های ضد زن از سوی گروه طالبان تمام دختران افغانستانی را متاثیر کرده است. پدرش انگار تقسیم اوقات ساخته که باید ساعت ۷:۳۰ آماده شود، بعد برای دختران زیرک خود توضیح بدهد، اندکی با آنها بازی کند. بعد آنها را قانع کند که باید سر کار برود وگر نه آنها غذای برای خوردن نخواهد داشت و لباسی برای پوشیدن، در آخر هم باید وعده بدهد هر چیزی که گلثوم و ثریا میخواهند را برای شان در وقت برگشت بیاورد بعد اجازه سرکار رفتن را بگیرد. این کار همیشه‌گی شوهرم است. آنها بازی های دلخواه خودشان را دارند ، یکی از بازی های مورد علاقه شان استاد بازی است یعنی گلثوم و ثریا استاد میشود و چیز های که از معلم شان یاد گرفته را به پدرش درس میدهد، در آخر به پدرش کار خانگی میدهد و از امتحان آخر سال او را میترسانند. بازی بعدی که گلثوم بیشتر از همه دوستش دارد داکتر بازی است، پدرش و ثریا مریض میشود و مشکل خود را به گلثوم میگوید و گلثوم با اله فشار که در دست دارد به سراغ مریضانش میرود. ابتدا فشار آنها را میبیند و یک عدد را میگوید که میزان فشار خون شان را نشان می‌دهد و پدرش را که عاشق گوشت ماهی است و خواهرش ثریا که عاشق شیرنی است را از خوردن آنها منع میکند، در آخر یک نسخه طولانی را که تنها خودش میفهمد چه نوشته است را میدهد و سفارش میکند که یک ماه بعد دوباره مراجعه کنید تا کاملا صحت یاب شوید. بازی که ثریا عاشق آن است مهندس بودن است، او در نقش مهندس ظاهر می‌شود و با کارت های ورق بازی(پاستور) خانه می‌سازد. وقتی کارت ها روی هم قرار نمی‌گیرد فکر میکند و انگار معادله‌ای را در ذهن خودش حل میکند تا با حل آن معادله کارت ها را به روی هم استوار نگهدارد، بلاخره با کمک پدر و خواهرش خانه مورد علاقه ی خود را می سازد. بازی دیگری هم است که من سخت مخالفش هستم و چند باری با گلثوم، ثریا و حتا پدرش دعوا کردم، چون بازی پر سر و صدای است و آن بازی در نقش یک سیاست‌مدار است. گلثوم چند بالشت بالای هم قرار می‌دهد و برای خودش جایگاه سخن‌رانی را آماده میسازد پدر و خواهر کوچک اش را به عنوان مخاطب پیش رویش مینشاند. گلثوم شروع به سخنرانی میکند و حرف های خود را فقط خودش و خدایش میداند ولی اکت و ادایش بی نظیر است و در اخیر پدر و خواهرش بلند میشود برایش کف میزند. اما حرف سنگین که از دخترانم شنیدم را این‌جا بازگو می‌کنم؛ ساعت نزدیک های هشت صبح بود، شوهرم باید به وظیفه میرفت و طبق معمول از دخترانش فرمایش میگرفت که شب برای آنها چی بیاورد، گلثوم و ثریا بدون هیچ مکثی گفتند برای ما چادر نماز بزرگ ، یک اسباب بازی گاو ، و چند اسباب بازی گوسفند و دو سه تا عروسک بیاور، پدرش بخاطر که بر خلاف روز های دیگر که فرمایش آنها خوردنی و پوشیدنی و قلم و کتابچه و معما بود پرسید چرا گاو و گوسفند ؟ آنها گفتند که شنیده اند، گروه طالبان دختران را به مکتب نمیگذارند و جدیدا دانشگاه ها را هم به روی دختران بسته اند و دیگر نمیتوانند درس بخوانند و تحصیل کنند پس چادر نماز؛ گاو و گوسفند برایم بخریدکه ازین به بعد بجای داکتر بازی و انجنیر بازی. گلثوم گاو بدوشد و ثریا گوسفندان را به چراگاه اطراف خانه ببرد ، و از عروسک ها محافظت کنند. پدرش که عمق قضیه را پی برده بود و فهمیده بود که امید و آرزوی های دخترانش زنده به گور شده است اشک در چشمانش حلقه زد، پاه‌هایش سست شد و دیگر حرفی نزد. لباس خود را کشید از وظیفه رفتن آن روز منصرف شد، من که هر روز صبح نظاره گر آنها بودم، نمیتوانم تحمل کنم که ازین به بعد دخترانم بجای رویا بافی داکتر و مهندس شدن حالا به کار در خانه فکر کنند. من که آینده تاریک را سر راه دخترانم میبینم، نمیخواستم و نمیخواهم که دخترانم مثل من خانم خانه باشد دخترانم را در آغوش گرفتم و گریستم. با خود گفتم که مادران مثل من باید صد ها قربانی بدهد و در مقابل این لشکر جهل ایستادگی کنند تا دختران شان هیچ گاهی حتی در حد سرگرمی رویای خانم خانه شدن را نداشته باشند.

گفت‌وگو با زنان در سایه گروه طالبان…

  فرخنده نیوز می‌خواهد در سلسله گفت‌وگو با زنان در مورد زندگی شان در بیست سال گذشته و دست‌آورد های که با آمدن گروه طالبان در حال نابود شدن است حرف بزند، برای افراد جامعه که در این سال‌ها به هر نحوی دشواری های این مسیر را ندیده اند روشنی بدهد. در این گفتگو با خانمی حرف زدیم که در این بیست سال گذشته تمام تلاشش را برای ساختن جامعه بهتر به اندازه خودش تلاش کرده است. فرخنده نیوز: در بخش اول این گفتگو خودرا معرفی کنید و همچنان در مورد میزان تحصیلات و مشکلات که در این زمینه با آن روبرو بودید حرف بزنید. من صابره اکبری فرزند محمدامیر اکبری هستم. در ۵ حوت ۱۳۷۵ مطابق با ۲۳ فبروری ۱۹۹۷ در ولسوالی سنگ‌تخت ولایت دایکندی چشم به جهان گشودم. در سال ۱۳۸۲ شمسی صنف اول مکتب را در مکتب متوسطه میلادالنبی آغاز کردم و تا پایان دوره متوسطه در همین مکتب بودم. مکتب ما ساختمان نداشت. ما مجبور بودیم در سرما و گرما زیر نور مستقیم آفتاب درس بخوانیم. بعضی وقتها با باریدن باران یا وزش بادهای شدید مجبور می‌شدیم که درس خواندن را توقف دهیم. در بهترین حالت ما می‌توانستیم که زیر یک خیمه آفتاب سوخته و پاره پاره درس بخوانیم.  دوره لیسه را از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۴ در لیسه ذکور سنگتخت گذراندم و در سال ۱۳۹۴ شمسی مطابق با ۲۰۱۵ میلادی با درجه اعلی از لیسه سنگتخت فارغ گردیدم. درهمان سال ۱۳۹۴ از دایکندی به کابل آمدیم. در کابل علاوه بر خواندن آمادگی کانکور در شرکتهای خصوصی تنظیفی به حیث سروی کننده کار می‌کردم. در پایان سال در امتحان کانکور اشتراک کردم و در رشته اقتصاد پوهنتون بامیان کامیاب شدم اما به خاطر بعضی مشکلات که در خانواده موجود بود نتوانستم که به بامیان بروم اما توانستم یک بورسیه تحصیلی در رشته هایدرولوجی در انستیتوت وزارت انرژی و آب به دست آورم. یک سال در این رشته درس خواندم اما به دلیل فضای تبعیض آمیزی که در انستیتوت حاکم بود اجازه اشتراک در امتحانات سالانه را نیافتم و به علت اینکه یک دختر هزاره بودم از ادامه تحصیل در این انستیتوت محروم شدم. فرخنده نیوز: از تجارب کاری تان بگویید و قبل از آمدن طالبان مصروف چه کار بودید؟ در زمستان ۱۳۹۵ با خانمی که مسئول کمپنی گرین میلینیم (Green Millennium) که یک شرکت فعال در عرصه‌های ترویج زراعت مکانیزه بود آشنا شدم و قرار شد به حیث مسئول فروشات کمپنی با آنها کار کنم. وظیفه من هماهنگی برای برگذاری نمایشگاهها و گرفتن غرفه و فروش مواد زراعتی و مذاکره با شرکت‌های خریدار عمده‌ی این محصولات بود. ما در نمایشگاهها غرفه می‌گرفتیم و در این غرفه‌ها نمونه محصولات زراعتی که بیشتر از ولایات مرکزی مانند دایکندی، بامیان، غور، بهسود و کابل را به نمایش می‌کذاشتیم. این محصولات بیشتر شامل انواع عسل طبیعی، انواع بادام، چهارمغز، قوروت، سمارق و سایر حاصلات زراعتی بود. در کنار حاصلات زراعتی در این غرفه‌ها صنایع دستی خانم‌ها را هم نمایش می دادیم. این بخش آخری را تا سالهای بعد هم ادامه دادم و بیشتر از صنایع دستی خانم‌های بدون سرپرست را در نمایشگاهها اشتراک می‌دادیم تا یک همکاری کوچک با آنها شود و بتوانند کارهای دستی‌شان را به فروش برسانند. در سال ۱۳۹۷ در یک کمپنی مشورتی به نام State Help consultancy  به عنوان سروی کننده مشغول به کار شدم و در سال ۱۳۹۸ نیز با کمپنی RIDA یا Research Input and Development Action International کار کردم که یک کمپنی تحقیقاتی است. در این دو سال سفرهای کاری به ولایات مختلف داشتم و مصاحبه‌هایی را با خانم‌هایی که دارای کسب و کارهای کوچک بود انجام دادم. این سفرها و مصاحبه‌ها روی ذهن و مفکوره‌ام تاثیر بسیار داشت و از نزدیک با مشکلات واقعی یک زن که تلاش دارد کار کند و در جامعه برای خود جایگاه کسب کند، آشنا شدم. نا گفته نماند که در سال ۱۳۹۵ همزمان با کار در شرکت گرین ملینیوم، در اتاق تجارت و صنایع زنان افغانستان نیز عضو شدم و در جلسات کاری، آموزشی و مشاوره‌ای آن اشتراک می‌کردم. این اتاق درآن سال‌ها به تازه‌گی با تلاش‌های شبانه روزی و فراوان تعدادی از خانم‌های فعال تشکیل شده بود. نام تعدادی از این خانم‌های فعال عبارتند از منیژه وافق، زکیه جعفری، پرورش ابراهیم خیل، کبرا دستگیر زاده، زهرا عباس، افسانه رحیمی و دیگر خانم‌ها. اتاق تجارت و صنایع زنان افغانستان در آن روزگار با تلاش خستگی ناپذیر این خانم‌ها و حمایت دفتر بانوی اول رولا غنی تاسیس شد تا در زمینه رشد و حمایت از زنان تجارت پیشه و انکشاف نقش زنان در تجارت داخلی و بین‌المللی فعالیت کند. وقتی فرزندم در شکمم بود، برای چند ماه از کار در بیرون فاصله گرفتم. بعد از اینکه به دنیا آمد و مشکلات عملیات سزارین سپری شد و احساس کردم که از نظر جسمی تقریباً خوب شده‌ام تصمیم گرفتم که یک فعالیت اقتصادی سودمند برای خود و دیگران را آغاز کنم. این فعالیت باید طوری می‌بود که به تربیت و نگهداری از فرزندم لطمه وارد نشود و من نیز امکان فعالیت می‌داشتم. بعد از رای‌زنی‌ها و فکرها و سنجش‌های فراوان تصمیم بر این شد که یک تجارت آنلاین کوچک در بخش صنایع دستی راه اندازی کنم. بیشترین تمرکز روی روبان‌دوزی بود که خودم می‌توانستم آن را آموزش بدهم و روی کار افراد نظارت داشته باشم. برای راه‌اندازی این تجارت آنلاین، یک صفحه در فیسبوک به نام « صنایع دستی و روبان‌دوزی صنم» ایجاد کردم و در مسافرت به خانه خسورم در هرات، مقداری مواد اولیه برای شروع کار از هرات خریداری کردم. برای شروع، پنج زن از خانم‌های جوان سرپرست خانواده را آموزش دادم و بعد کارهایی که توسط این خانمها تهیه شده بود را در صفحه فیسبوک به نمایش گذاشتم. کم‌کم تعداد سفارشاتی که صفحه فیسبوک و از دوستان و آشنایان می‌گرفتم زیاد شد، طوری که از بامیان، هرات، هلمند، قندهار، پاکستان، ترکیه و دیگر نقاط برای ما سفارش می‌آمد. نظر به تجربه‌ای که از برگذاری نمایشگاه‌ها داشتم، کارهای خانم‌ها را در نمایشگاه‌های مختلفی که در سطح شهر کابل برگذار میشد به نمایش می‌گذاشتم تا به فروش برسد. ما کارهایمان را در پوهنتون کابل، شهرک آریا، مرکز صنایع دستی بابر شاه در سینمای پامیر، چهل ستون،

طالبان در برابر کشته شدن یک زن کوچی، مردم روستای بهایی ولسوالی ناور ولایت غزنی را مجبور به پرداخت ده میلیون افغانی کردند

از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان زمانی زیادی نمی‌گذشت که در اوایل سال ۱۴۰۱ خورشیدی، بر اساس فیصله کمیسیون طالبان بنابر ادعای کشته شدن یک زن کوچی، مردم روستای بهایی ولسوالی ناور ولایت غزنی مجبور به پرداخت ده میلیون افغانی شدند. عنایت الله یکی از باشندگان این روستا می‌گوید مردم به سختی این پول را از طریق فروختن اموال و مواشی شان جمع آوری کرده و به کمیسیون مربوطه تحویل دادند. در ادعای دیگر کوچی‌ها مبنی بر دزدی اموال‌شان، از ساکنان قریه‌های (واغ و ارچغو) خواهان غرامت شدند. نیروهای امارت اسلامی چند تن از بزرگان این دو قریه را به زور وادار کرده تا به کمیسیونی که از طرف طالبان ایجاد شده اختیار بدهند تا این قضیه را فیصله نمایند. کمیسیون طالبان این ولسوالی فیصله کرد که مردم باید مبلغ دو میلیون افغانی به کوچی ها پرداخت نمایند، اما مردم فیصله این کمسیون را قبول نداشته و حاضر به پرداخت مبلغ متذکره نشدند. نیروهای امارت اسلامی همه روزه مردم این روستا را ازسرزمین ها و کارشان به ولسوالی برده وزندانی می کردند و می گفتند تا زمانی که مقدارپول تایین شده را به کوچی ها ندهند آزاد نخواهند شد. جمعه خان یکی از باشنده های قریه واغ است، او می گوید: طالبان با آنها رفتار خشونت آمیز داشته و آنها را لت و کوب کرده است. مردان این روستا به خاطر نیروهای امارت نمی توانستن به کارهای شان برسند و تمام مسولیت های خانه و مزرعه ها به دوش زنان بود. این روستاها ازجمله مناطق سرد سیر ولایت غزنی است، زنان این روستا ها ازاین که مردان مدت زیاد در حبس بوده و در فصل خزان و سرد شدن هوا نتوانند محصولات شان را به وقت مناسب برداشت کنند نگران بودند و تشویش شان این بود، که حاصلات به خصوص کجالو را در زمین ها یخ بزند، بلاخره مردم بخاطر آزادی مردان این روستا ها مجبور شدند دومیلیون افغانی را به کوچی ها بپردازند تا زندانی ها آزاد و به کارهایشان برسند. درهمین حال کوچی ها با حمایت نظامیان طالب دو خانواده را در روستایی جوشان همجوار با قریه واغ و ارچغو از مربوطات جاغه شیو ولسوالی ناور کوچانده و خانه های شان را قفل انداخته است. کوچی ها مدعی اند که خانه ها و زمین های مامور علی‌حسین و محمد رضا یوسفی مالکیت کوچی ها است، این در حالی است که سال ها است که هیچ فرد کوچی در این روستاها ملکیت ندارد و این قضیه به سی یا چهل سال قبل برمیگردد. اختلافات بین کوچی ها و هزاره ها از دیر زمان وجود داشته که با روی کارآمدن طالبان دامنه ی این اختلافات گسترده تر شده است.