Skip to main content

Farkhundanews

طالبان: کار زنان در رسانه‌ها بدون رعایت حجاب ممنوع می‌شود

طالبان: خبرنگاران زن حجاب شرعی را مراعات نکنند، کار زنان در رسانه ها ممنوع خواهد شد مرکز خبرنگاران افغانستان دیروز چهارشنبه ۹حوت ۱۴۰۲ در یک خبرنامه گفت که محمد‌خالد حنفی، وزیر امر به معروف طالبان در دیدار با نمایندگان رسانه‌ها در کابل این موضوع را مطرح کرده است. حنفی هم چنان هشدار داده است که اگر زنان هنگام ظاهر شدن در تلویزیون‌ها یا مصاحبه‌های تصویری صورت خود را نپوشانند، ممکن است ملا هبت‌الله آخندزاده فعالیت زنان در رسانه‌ها را به‌طور کامل ممنوع کند. عبدالغفار فاروق، سخنگوی وزارت امر به معروف طالبان با نشان‌دادن چند عکس از زنان با «روبنده سیاه که تنها دو چشم آنان دیده می‌شد»، به نمایندگان رسانه‌ها توصیه کرده که کارمندان زن این نوع حجاب را باید رعایت کنند. وی هم چنان گفته است زنان که ماسک یا حجاب ندارند باید از هرگونه مصاحبه با آن ها خود داری شوند. مرکز خبرنگاران افغانستان با ابراز نگرانی از این دستور طالبان خواهان لغو فوری آن شده و گفته است که طالبان باید اجازه بدهد که خبرنگاران و رسانه‌ها مطابق با قانون رسانه‌های همگانی به فعالیت‌شان ادامه بدهند. پیش از. این طالبان در ولایت خوست طی یک مکتوب گفته بود که رسانه های محلی در ولایت خوست نمی تواند با دختران تماس تلفنی داشته باشد در صورتی که زمینه تماس تلفنی دختران با رسانه‌ها را فراهم کنند، احضار و مورد پیگیرد قرار می‌گیرند.

طالبان: حقوق زنان افغانستان به آمریکا ربطی ندارد

ذبیح الله مجاهد سخنگوی گروه طالبان گفته است که حقوق زنان افغانستان به آمریکا هیچ ربطی ندارد. مجاهد در واکنش به اظهارات اخیر آنتونی بلینکن، وزیر خارجه ‎امریکا گفت که امریکا باید متوجه مسوولیت‌های خود در قبال قتل عام مردم ‎غزه باشد و موضوع حقوق زنان در افغانستان هیچ ربطی به واشنگتن ندارد. این در حالی است که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه‌ی امریکا محدودیت‌های طالبان بر زنان را خلاف خواست مردم افغانستان خوانده و گفته بود که اکثریت مردم افغانستان خواستار دسترسی زنان به آموزش هستند. آقایی بلینکن این اظهارات را روز گذشته در نشست «ائتلاف برای مقاومت اقتصادی زنان افغانستان» که از سوی وزارت خارجه‌ی امریکا و دانشگاه بوستون برگزار شده بود، بیان کرده است.

مشکلات صحی در جامعه ی سنتی

مشکلات صحی در جامعه ی سنتی فراه ولایت که زنان آن با کمبود پزشک دندان مواجه هستند. این ولایت از جمله ولایت های سنتی افغانستان است که هنوز هم بعضی از خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند که زنان شان نزد داکتر دندان مرد یا مراجعه کنند. در مناطق مختلف این ولایت زنان برای رفتن در بیرون از خانه برقع یا چادری می پوشند. این محدودیت ها بعد از تسلط دوباره ی طالبان افزایش یافته و امروز زنان در ولایت فراه نمی تواند به خاطر درمان مریضی به داکتر زن مراجعه کنند. بعضی از داکتران با ابراز نگرانی از این موضوع می گوید: زنان در فراه در وضعیت بدی صحی و اجتماعی قرار دارند. کمبود داکتران زن در این ولایت هم چنان مشکلات زیادی را به وجود آورده است. شاکره کلان‌تری با دو قابله و هشت کارآموز، اخیرا یک مرکز مراقبت و درمان دندان ویژه‌ی زنان را در فراه راه‌اندازی کرده است. این پزشک ۲۷ ساله گفته است، دست‌رسی زنان به خدمات دندان‌پزشکی در فراه بسیار کم است: «ازدحام در درمان‌گاه بسیار زیاد است و من مجبورم که سخت کار کنم. حالا در ناحیه‌ی گردن و کمر خود درد احساس می‌کنم؛ اما سختی‌ها را تحمل می‌کنم تا بتوانم به زنان در ولایت فراه کمک کنم.» گفته می شود در این ولایت پنج دندان‌پزشک زن که از جمله چهار نفر آن‌ها آزمون شورای طبی را سپری نکرده‌اند، در درمان‌گاه‌ها و معاینه‌‌خانه‌های شخصی مصروف ارایه‌ی خدمات صحی اند؛ اما این تعداد در مقایسه با جمعیت زنان در فراه بسیار اندک است. زرمینه بارکزی، از جمله‌ی زنان دیگری است که در بخش پروتز دندان کار می‌کند. او به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «ما در فراه کمبود شدید پزشک زن داریم و این مشکل به این زودی‌ها حل ناشدنی است.» زرمینه ادعا می‌کند که برخی از پزشکان مرد در فراه دست به تبلیغ«نادرست» علیه زنان پزشک می‌زنند که از نظر او، این وضعیت کار را تا حدودی برای آن‌ها دشوارتر می‌سازد. در جامعه ی سنتی مانند افغانستان، کمبود داکتران زن در شفاخانه ها باعث می شود تا بیشتر از زنان که مریضی هستند یا حمل دارند در جریان ولادت جان خود را از دست بدهند. طالبان پس تسلط دوباره در افغانستان مکاتیب و دانشگاها را به روی دختران محصل بستند. اما به تازگی این گروه از جذب دختران فارغ صنف دوازدهم به انستیتوت‌های صحی خبر داده‌اند. خبرگزاری باختر تحت کنترول طالبان روز(سه‌شنبه، ۱ حوت) گزارش داد که وزارت صحت عامه‌ی این گروه با ارسال مکتوبی به اداره‌های محلی این وزارت در ولایات مختلف، خواسته تا روند جذب دختران فارغ‌التحصیل از صنف دوازدهم را در انستیتوت‌های صحی دولتی آغاز کنند.

زندگی سخت و نفس‌گیر خانواده‌های نظامیان پیشین در افغانستان

می‌گویند، که روایت خانواده‌های تحت تهدید نیاز به ماه‌ها تحقیق دارد. طالبان چون ابر سیاهِ تاریک است که با فرود آمدند نه تنها زندگی را سیاه بلکه طعم شیرین زندگی را از یک قشر محروم جامعه، که بیشترین قربانی آن زنان است، ربود. رسانه فرخنده: بعد از روی کار آمدن حکومت دوباره ی طالبان، خانواده های نظامیان پشین در افغانستان با سخت ترین شرایط زندگی می‌کند. «برای اینکه طالبان ما را زندانی نکند تمام یادگاری های همسرم را سوختاندم، از لباس نظامی اش گرفته تا عکس هایش» عارفه (مستعار) زن سی وشش ساله از ولایت بامیان است در گفتگو با رسانه فرخنده می‌گوید، شوهرش را در حکومت پیشین در جنگ با طالبان از دست داده است. او با پنج فرزند یتیم” بی سرپرست” اش زندگی می کند. در حالی که اشک هم چون ژاله از گونه هایش می چکید، از شوهری قصه می کرد که بعداز رفتن اش چه درد های را که تحمل نکرد و باچه مشکلات دسته و پنجه نرم نکرد. او‌زن سر سختی معلوم می شد داستان قصه ی زندگی او کمتر از زنان بیوه ی دیگر نیست او ماند تا برای پنج فرزندش پدری و مادری کند. عارفه می گوید: « پانزده سال داشتم که ازدواج کردم. خانواده ی شوهرم یک فامیل بزرگ بود ما کنار هم زندگی خوبی داشتیم تا اینکه شوهرم به خاطر تحصیل بهتر فرزندانم به کابل امد. بیشتر اوقات در کابل وظیفه داشت اما بعضی وقت به خاطر جنگ های نظامی به ولایات می رفت. پسر و دخترانم را از مکتب آوردند که مادر کلان ات فوت کرده است. دلم می لرزید و‌گواهی می داد اتفاق بدی افتاده است. وقتی جسد بی جان شوهرم را در شفاخانه چهارصد بستره دیدم، چشمانم تاریک شد و از حال رفتم. در بغل اش تیر خورده بود چشمانش کبود گشته بود، بدبختی ها و سختی های زندگی ما بعد از آن روز شروع شد. اولاد هایم خورد بودند، نمی توانست کار کند. روزها در فارم بادرنگ کار می کردم و شب ها خامکدوزی می کردم. خرج و مصارف ما به اندازه ی نیاز و یا کمتر از ان از طرف یک موسسه ی خیریه پرداخته می شد. بعد از کشته شدن شوهرم روی خوشی ندیدم جای رفته نمی‌توانستم، لباس نو پوشیده نمیتوانستم دلم پر از بغض بود اما هیچ کسی نبود تا درد دلم را همرایش خالی کنم، اگر فرزندانم خوش بود من خوشحال بودم اگه غمگین بود من هم غمگین بودم روزها به این منوال می گذشت تا اینکه طالبان امد و من برای حفظ جان فرزندانم تمام خاطرات شوهرم را سوختاندم. بعد کشته شدنش، با خاطراتش زندگی می کردم عکس، لباس و وسایل اش را نگه میداشتم و همرایش درد دل می کردم حتی در خواب دیدم شوهرم گفت لباس هایم را بسوزان. گل‌بخت(مستعار) دختر عارفه است آرام نشسته و به حرف های ما گوش می دهد. از چشمان اشک الود اش فهمیدم که چه بسا دردهای را تحمل کرده است. در رابطه به ارزوهایش پرسیدم. «تحصیل آرزوی پدرم بود هرگز اجازه نمی دهم پدرم به این ارزویش نرسد، تا زنده ام در راه علم و یادگیری صدا بلند می کنم می آموزم و می آموزانم. او هم چنان در ادامه قصه هایش گفت: من از بلاهای زیاد گذشتم انفجار کاج، محدودیت های طالبان و ده ها مشکلات دیگر نمونه ی از درد های است که باعث شده است تا بیشتر رشد کنم تسلیم در ذات من نیست من زندگی می کنم تابیاموزم. وی از سازمان ملل و کسانی که در رأس سیاست است خواست تا از طالبان بخواهد که دروازه های مکاتیب و‌دانشگاها را بروی دختران باز کنند. این در حالی است که طالبان پس از به قدرت رسیدن، صدها نظامی حکومت پیشین را به گونه ها مختلف به قتل رسانده و خانواده های نظامیان پیشین را مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار داده است. شکیلا گلستانی

پیروزی روزگار بر تلاش زنی مجادله‌گر

پیروزی روزگار بر تلاش زنی مجادله‌گر: روایت خانمی است که از جوانی تا پیری برای بدست آوردن مصارف خانواده اش تلاش کرده، گاهی پیروز شده و گاهی در نیمه راه شکست خورده اما در آخرین روزهای عمرش با شکست سخت روبرو شده است. همت و شهامت زنان افغانستان کمتر از هیچ مردی نیست، زنان که در جنگ های اخیر شوهران شان را از دست دادند. برای پیدا کردن لقمه نان حلال، مانند یک مرد می رزمیدند. آنان که در مقابل ظلم ایستادند و برای بی عدالتی صدا بلند کردند. اما امروز، طالبان نه تنها آن ها را از اساسی ترین حقوق شان محروم کردند، بلکه باعث شده است که زنان بی سرپرست و کارگر از گرسنگی بمیرند. معصومه( اسم مستعار) قبلا کراچی داشته، او روزها در کوچه های کابل پیاز و‌کچالو می فروخته است. رسانه فرخنده – معصومه زن شصت ساله‌ای که سرپرست خانواده” بیوه” است. او سال ها برای مهیا کردن نان حلال برای چهار فرزند (دخترش) کارگری کرده است. وی از ولسوالی فرزه ی ولایت کابل است. به گفته معصومه، سال ها قبل شوهرش را در جنگ های داخلی از دست داده و بعد از آن خودش برای فرزندانش هم نقش پدر را داشته و هم نقش مادری را ایفا کرده است. او سالها دغدغه‌ای فراهم نمود مخارج زندگی را داشته، اما اکنون با سخت ترین شرایط زندگی روبرو شده است. او توانسته از دل پرماجراترین روزها زندگی عبور کند و دخترانش را با سختی‌های عظیم بزرگ کند اما حالا خود درمانده‌تر از پیش شده است. وی بیاد می‌آورد، زمانیکه نتوانست مصارف چهار دخترش را در ولسوالی فرزه کابل فراهم کند، به شهر کابل میرود تا تامین نان و آب دخترانش را از آنجا نماید. وی بعد از سرگردانی‌های بسیار برای پیدا کردن وظیفه توانسته بود که در سیلوی مرکز صاحب وظیفه شود. معاش پنج‌هزار افغانی و روزانه سه نان، وی را قانع ساخته بود که با این شرایط خودش را عیار نماید. او هم چنان می گوید: از روزگارم راضی بودم کار میکردم و در کنار فرزندانم خوشحال بودم اما بعد از اینکه سیلوی مرکزی تولیدات اش کم شد من را از وظیفه اخراج کردند. دوباره من بودم دنیایی از درد! وی می گوید یافتن کار برای کساینکه بی سواد است بسیار دشوار است. او همچنان بعد از بیکار از سیلوی مرکزی، بسیاری از شفاخانه ها و کلینیک ها را به دنبال کار گشته، و گاهی به عنوان صفا کار در آن مکانها استخدام شده و با پاک کاری و صفا کاری زندگی اش را می‌گذرانده‌ است. معصومه می گوید، بخاطر کهولت سن و ناتوانی درکار، بازهم از کار بیکار شدم اما هرگز تسلیم نشدم و برای اینکه دستم اش پیش کسی دراز نباشد، رفتم به سرایداری گفتن که کراچی‌ای را به من کرایه دهد تا کار کنم. او گفت، روزانه یک بوجی پیاز و یک بوجی کچالو می خریدم و تا شب در کوچه های کابل به فروش می رساندم. این داستان ادامه داشت، تا اینکه طالبان قدرت را به دست گرفت و زنان را از اجتماع حذف کردند. اما این تغییر نظام، داستان زندگی معصومه را به جهنمی تبدیل ساخته که وی نمی‌تواند از آن بیرون شود. او که از سخنانش درد می بارد گفت”: دیگر نمی توانم بیرون از خانه کار کنم، بار ها از طرف طالبان مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. به من می‌گوید، تو زن هستی و باید در خانه باشی، هر قدر می‌گویم که من سرپرست یک فامیل هستم اگر کار نکنم از گرسنگی می‌میریم اما طالبان کسانی نیستند که مردم را درک کند”. معصومه از اینکه دخترانش را به مکتب فرستاده نتوانسته، سخت متآسف است، می‌گوید به خاطر مشکلات و وضعیت اقتصادی دخترانم را از حقوق شان محروم کردم و این احساس هیچ وقت مرا در آرامش نمی‌گذارد. آنها باید درس می خواندند تا زندگی شان، شبیه زندگی نمی‌بود. وی می گوید به خاطر وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی دخترانم را در اولین خواستگار شان، به شوهر دادم. دو دختر کلانم، وضعیت زندگی شان بهتر است و شوهران شان می تواند مخارج و مصارف شان را تهیه کند اما او نگران دو دختری دیگری است که وضعیت بدی اقتصادی دارد. او می گوید” چون بعد از ازدواج دخترانم تنها ماندم با یکی از دخترانم زندگی می کنم و پیش از طالبان من با نواسه ام کراچی داشتیم و کچالو و پیاز می فروختم، اما اکنون که سن من بالا رفته است زندگی بیشتر سخت شده است. دیگر نه طالبان اجازه‌ای کار به من میدهد و نه من می‌توانم دست دختر فقیرم را بگیرم، طالبان باعث می شود که زنان بیوه از گرسنگی بمیرد و به جرم زن بودن نتواند در بیرون از خانه کار کند”. داستان معصومه، داستان صد ها زن دیگری است که منحیث سرپرست برای فامیل اش در بیرون از خانه کار میکرد، اما امروز طالبان به آنان اجازه ی کار و فعالیت را نمی دهد.

میزان افزایش افسردگی زنان، پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان

روایات تلخ از زندگی دختران افغانستان را نمی توان در قالب یک داستان خلاصه کرد. رسانه فرخنده – زندگی که پس سال ها تلاش ، به یک چشم بر هم زدن بیست سال به عقب برگشت. طالبان پس به قدرت رسیدن دوباره، نه تنها زنان را از اجتماع حذف بلکه آن ها را از اساسی ترین حقوق شان(تحصیل) محروم کردند. تحصیل حق مرد و زن افغان است، اما دختران بالاتر از صنف ششم دو سال و هفت ماه می شود که از این حق محروم است. این محرومیت اما،نه تنها سبب بروز مشکلات، بلکه باعث افزایش میزان افسردگی دختران نیز شده است. ازدواج های اجباری، کارهای شاقه، افسردگی، نا امیدی و یک آینده ی نا مبهم، از جمله مشکلاتی است که دختران افغانستان با آن دست و‌پنج نرم می کند. “ماه ها است که بیکارهستم، نه جای برای رفتن دارم و نه درس، شغل و سرگرمی که بتواند مرا از این افسرگی نجات دهد. احساس می کنم روحم در من مرده است و هیچ حسی برای زندگی ندارم. با خود می گویم ای کاش یک دوست می داشتم که می توانست به من انگیزه دهد تا در این شرایط سخت زندگی کنم” روایتی از معصومه کریمی (مستعار) یکی از محصلان باز مانده از تحصیل است. وی که از میزان افزایش افسردگی اش شکایت دارد می گوید طالبان همه دارو ندارم را از من گرفت. او با یک خواهر کوچک و پدر و مادر پیرش زندگی می کند. او دوست داشت خبرنگار شود و در کنار خدمت به مردم، در مصارف و خرج خانواده ا با پدر پیرش کمک کند. طالبان اما رویایی خبرنگار شدن معصومه را برای همیشه نابود کرد. مهتاب(مستعار) یکی دیگر از محصلان باز مانده از تحصیل است که میخواهد با مشکلات مبارزه نموده و برای موفق شدن بجنگد وی در گفت کو با فرخنده نیوز گفت: درست است که درب دانشگاه و‌مکاتیب بسته است اما دروازه ی امید برای همیشه باز خواهد بود. ” بعد خواندن اطلاعیه ی بسته شدن دانشگاه به روی دختران احساس کردم دیگر هیچ امیدی برای زندگی ندارم، زیرا من از جمله کسانی بودم که از یکی از ولسوالی های دور دست افغانستان برای تحصیل به کابل می آمدم. پس از یک سال سپری کردن در خانه روز به روز افسرده تر می شدم، تا تصمیم گرفتم باید از این چالش یک فرصت بسازم به کابل امدم تا بورسیه های تحصیلی را تعقیب کنم. وی هم چنان افزود؛ زندگی یک سفر کوتا است و این مشکلات و‌محرومیت ها ما را استوار تر می سازد. وی در پیامی به دختران باز مانده از تحصیل گفت” نباید نا امید شوید شما قوی تر از آن هستید که فکر می کنید، این شرایط داستان خوبی برای موفقیت خواهد بود باید ایستاد و مبارزه کند. تحصیل آرزوی هر دختر افغان است. دختران که تشنه ی تحصیل و‌پیشرفت در جامعه ی است که بال های شان را شکستند. قتل، ‌تجاوزجنسی، زندان و سرکوب زنان، از جمله مشکلات است که دختران افغان تجربه می کند. دختران که به جرم عدالت خواهی بار ها صدا بلند کرد اما جامعه ی جهانی هر بار، با بیان کردن ابراز تآسف، صدای خسته ی زنان افغان را نا دیده می گیرند این در حالی است که پس از روی کار آمدن حکومت دوباره ی طالبان، زنان و دختران شجاع افغانستان برای دفاع از حقوق شان بار ها تظاهرات و داد خواهی کردند که هنوز هیچ واکنش ازطرف جامعه ی جهانی در این مورد نشان داده نشده است.

زندگی زنان افغان، بیان گر یک درد بی پایان

روزها در نانوایی نان می پزم و شب ها در خانه قالین می بافم. روایتی از صفیه، زن نان وایی که همت والای یک زن افغان را باز گو‌ می کند. صفیه نانوایی دارد و برای تامین خرج و مصارف خانواده اش روزانه نان می پزد و شب ها قالین می بافند. وی می گوید « درآمد من از نانوایی در روز هفت صد و یا هشتصد میشه که باز از همین پیسه کرایه خانه، پول مصرف آب، برق و پیسه چوپ را میدهم.» « یک روزی تابستانی بود و خمیر ها هم زیاد بود در هنگام پخته کردن نان نفسم بند بند میشد، فکر کردم بخاطر دود چوپ و هوایی گرم تابستان است، آخرین خمیر بود برای پخته کردن گفتم همین خمیر را هم در تندور بزنم باز زود به خانه زنگ میزنم که نازنین دختری کلانم برای کمک کردن جم و جارو بیاید به نانوایی، ولی نفهمیدم که چی شد اما وقتی چشم خوده باز کردم در شفاخانه بودم، درست یادم نمی آید که چی شد وقتی به هوش آمدم دیدم داکتر میگوید انشالله خوب میشه ، بچه ام که نام اش فرید است پیشم بود. داکتر از پسرم فرید پرسان میکرد که مادر جان چی کار میکند پسرم گفت که نانوایی دارد، داکتر پیش مه آمده گفت که دیگر باید از گرد و دود دور باشی چون نل های قلبت بسته است. دو روز بعد آمدم نانوایی را باز کردم و به کارم شروع کردم، زن های که نان می آوردن برای پخته کردن، گفتند که آن روز کم بود در تنور بیافتی خداوند رحم کرد سر تو.» چندین بار این اتفاق در خانه برایم افتاده بود اما بعد از حادثه نانوایی و رفتنم پیش داکتر فهمیدم مشکل قلبی دارم. صفیه مادر شش فرزند سالهاست که نانوایی میکند او صبح زود به طرف نانوایی رفته و نان پختن را شروع میکند. صفیه می گوید« «سال های زیادی است که نانوایی میکنم، صبح بسیار وقت میروم طرف نانوایی دختری کلانم از خواهر و برادرهای کوچک خود نگهداری میکند، حسن پدر اولاد هایم مشکل جگر داشت و فوت کرد، در افغانستان به اندازه توان خود ما تداوی کردم اما نشد، توان مالی نداشتیم که برای تداوی بیرون از کشور بیرویم. کار و بار شوهرم خیاطی بود، روزگار ما هم خوب بود گزاره میشد اما بعد از وفات شوهرام در زندگی بسیار به مشکلات روبه رو شدم.» «دختر کلان ام تا صنف ۸ درس خوانده است، دو بچه ام شاگرد خیاطی است در هفته ۵۰ افغانی شاگردانگی میگیرد. مشکلات زیادی را دیدم چون شوهرم وقتی فوت کرد من دیگر کسی را نداشتم که برایم یک سودا بیگیرد، اولاد هایم را با لباس های کهنه ی مردم بزرگ کردم اما همت خود را از دست ندادم چند سال از طرف روز نانوایی میکردم و از طرف شب ها با نازنین دختر و فرید پسرام قالین کار میکردیم بسیار خسته میشدم حتابه اندازه که شب ها ۳ یا ۴ ساعت خواب میکردم دیگر ساعت ها را کار میکردم چون اولاد هایم خورد بود .گاهی وقت ها میشود از درد زانو و شانه شب ها بیدار بودم. چشم هایم از اثر دود و گرد دیگر بینای اش را کم کم از دست داده است. صفیه در یکی از پس کوچه های دشت برچی کابل زندگی می کند و با لبخندی به زندگی و مشکلات اش ادامه می دهد او می گوید؛ «زنده گی است شکر میکنم که باز هم کنار فرزندانم جور هستم و بزرگ شدن آنها را میبینم» این تنها داستان صفیه نیست. ما صد ها صفیه ی دیگر داریم فقر، جنگ، خشونت و ده ها عامل دیگر زندگی را برای آن ها تاریک ساخته است.

سازمان عفو بین‌الملل: منیژه صدیقی فورا آزاد شود

سازمان عفو بین‌الملل از گروه طالبان خواستار فوری منیژه صدیقی فعال حقوق زن شده است. این سازمان در نامه‌ای سرگشاده به عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان نوشته است که منیژه صدیقی، فعال حقوق زنان در افغانستان را فوراً آزاد کند. سازمان عفو بین‌الملل گفته است خانم صدیقی از چهار ماه به این سو در بند طالبان قرار دارد و اکنون وی در زندان پلچرخی بسر می‌برد. این سازمان نوشته فعالان حقوق زن به وکیل مدافع و مراقبت‌های بهداشتی دسترسی نداشته و امکانات اولیه را در اختیار ندارند. سازمان عفو بین‌الملل از طالبان خواسته که دیگر دست به خشونت، و بازداشت زنان نزنند. این سازمان در نامه که به رئیس استخبارات نوشته است، به حوادث اخیر و بازداشت زنان به بهانه حجاب یاد آور شده گفته است که این کهر خلاف موازین و قوانین بین‌الملل میباشد. عفو بین‌الملل رفتار وسیاست‌های طالبان اعتراض کرده و گفته است که سیاست این گروه مغایر اصول بین‌الملل و حقوق بشر میباشد. طالبان پس از به قدرت رسیدن دوباره، زنان را با فرمان‌های متعدد محدود کرده و تحصیل و کار را بر روی زنان متوقف نموده است. زنان و دختران جوان حق تحصیل و کار ندارد و حق رفتن به پارک‌ها سفرها و ورزشگاه‌ها و حق اعتراضات را ندارند. دو هفته پیش دیده‌بان حقوق بشر در گزارش تازه خود در مورد وضعیت حقوق بشر در جهان گفته است که طالبان سرکوب حقوق بشر به خصوص حقوق زنان و دختران را شدیدتر و گسترده‌تر کرده اند. دیده‌بان حقوق بشر سی و چهارمین گزارش سالانه خود در مورد وضعیت حقوق بشر در جهان را در ۷۴۰ صفحه منتشر کرده و عملکرد حقوق بشری را در بیشتر از ۱۰۰ کشور به شمول افغانستان مورد بررسی قرار داده است. در این گزارش آمده است که ممنوعیت کار زنان در سازمان‌های بین‌المللی توسط طالبان، بسیاری از زنان افغانستان را از امرار معاش محروم کرده است. همزمان با «بازداشت زنان به خاطر حجاب»، جبهه آزادی از حمله به ماموران امر به معروف طالبان در کابل خبر داد سازمان دیده‌بان حقوق بشر در گزارش سالانه خود گفته است که طالبان برخی از زنان را «هفته‌ها بدون اطلاع» بستگانشان نگه داشته‌اند و آن‌ها و اعضای خانواده‌شان را مورد «شکنجه» قرار داده است. ش ج بهار

As a teacher, Siddiqa believes that Afghan teachers are marginalized

Siddiqa (pseudonym), a woman ho has been a teacher in one of Afghanistan’s public schools for more than five years, She taught for two years as a fee, And in 2019, she was able to be recruited in one of the public schools by scoring in the competitive exam that was conducted by the National Examinations Committee of Afghanistan during the republic to recruit teachers in public schools Siddiqa graduated from the chemistry department of Seyyed Jamal al-Din Afghan teacher trining college in Kabul and has been teaching biology and science. she considers the Taliban regaining power in Afghanistan as a big shock for all the people and women of the country. Siddiqa: “I have been working as a teacher in one of Afghanistan’s public schools for four years, teaching male students, and one of my goals and dreams was to become a teacher, and I worked hard to achieve this dream and goal. I faced many problems, after the presence of the Taliban in Afghanistan, it was a big shock for me after more than 20 years. When the schools were closed at the beginning of the arrival of this group, I felt a sense of hopelessness, I said to myself that all my hard work to study and become a teacher was wasted!” Like other teachers in Afghanistan, Siddiqa lives in a bad economic situation, she manages her and her family’s income with six thousand Afghanis a month. She says that after the presence of the Taliban, the income of each teacher has decreased compared to the republican era, and with the price It has become more difficult for him to provide food and fuel. Siddiqa has to feed her family of 9 people with a small salary as a teacher, because she is the only worker in the family, she lost her father more than seven years ago and her brothers are small. Siddiqa: “After my father left, I was the only child in the family and I had to work. With the support of my mother, I was able to become a teacher.” I asked Siddiqa about the school where she teaches and the teaching process these days? Siddiqa: “I teach in a high school, because the school is far away, I have to walk for about an hour and a half to be there at 8:00. In the republic, I used to teach high school classes, and now that female teachers don’t allowed teach high school and middle school, that’s why I teach elementary school from fourth to sixth grade.” I asked her about the quality of lessons in public schools. ​Siddiqa: “After the fall of the system and the destruction of the schools and the expulsion of many professional teachers, the schools faced problems, and most importantly, Recruitment of teachers against the teaching field is one of the serious problems of the government schools in Afghanistan, which has never been addressed not done” I asked her if how many of her colleagues were dismissed after the presence of the Taliban? Siddiqa: “I don’t know about other provinces, have female teachers really been removed from their duties or not? But in the school where I am a teacher, none of my colleagues, male or female, have been removed from their duties.In 2022, female teachers were forced out of boys’ schools to work as a service in girls’ schools that are open up to 6th grade, and this year told us that we can teach 1st through 6th grade. And in the girls’ schools of our region, the male teachers, who were extra formed due to the lack of middle and high school classes for girls, changed from girls’ schools to boys’ schools. she said about the girls now that they can’t continue their studies, “I remember one of my students in the sixth grade had a lot of absenteeism. One day when she came to school, I asked her, why don’t you come to school, my daughter, what is your problem, her answer brought tears to my eyes.( Here, Siddiqa’s voice was taken, it was clear from her voice how much pain she felt as a teacher and woman who was banned from working and studying in the country) ​Teacher, I’m not coming because I don’t want to finish the sixth grade, I want to fail so that I can come to school next year, this is really the depth of the disaster. He thinks how to fail himself so that he can come back to school. It is really sad and disappointing. It is a pity that our generation remains illiterate.” At the end, Siddiqa pointed out and said that the economic situation of teachers in Afghanistan was not good during the republic, and during the Taliban era, the economic situation of these teachers has become worse, not better. After entering Kabul, the Taliban have imposed many restrictions on the right to work and education of women and girls. This group closed secondary and high schools for female students based on an order until further notice. These decrees resulted in the reactions of international organizations and the world community, including the Organization of Islamic Cooperation, and these organizations have condemned the actions of the Taliban. Also, the Organization of Islamic Cooperation called the ban on the education of women and girls “against the Sharia and the traditions of Islam” and asked the Taliban to cancel the ban on women working in charitable institutions. Leila Rezaei ​

مردم در کابل: بازداشت زنان به بهانه حجاب بازی با احساسات مردم است

در جلسه مردمی که با اشتراک کثیر از علما، وکلای گذر، ملاامامان مساجد، اساتید، متفنذین قومی و طالبان برگزار شده بود ، مردم و عالمان دینی غرب کابل گفتند همه مردم افغانستان مسلمان هستند اما با تفاوت‌های مذهبی، فرهنگی، سمتی و زبانی در افغانستان زندگی می‌کنند. در این جلسه، مردم و علما گفتند همانطوریکه در فرعیات مذاهب باهم تفاوت دارد در نوع تعریف حجاب نیز تعاریف متعددی می‌باشد. مسوولان محلی تلویحا، گیردادن به نوع پوشش و دستگیری دختران و زنان به بهانه‌ حجاب را تعرض به ناموس مردمی خوانده گفتند که چنین کار باعث آشوب سراسری خواهد شد. علما و کیلان گذر خواهان توقف چنین برنامه از سوی طالبان شدند و گفتند که اداره طالبان باید بدانند که این کار مربوط خانواده‌ها و ائمه جماعات می‌باشد. مردم نیز با گفتن صدای بلندی الله اکبر این امر تایید کردند و از فضای مجلس چنان معلوم می‌شد که مردم بسیار خشمگین شده است. طالبان و اداره امر به معروف آنان در حوزه ۱۸ تأیید کردند که دختران و زنان را بخاطر تذکر حجاب به حوزه‌های امنیتی انتقال داده اند. براساس پشنهاد،علما وکلای گذر ومردم غرب کابل، گفته شد که براساس مصلحت وحساسیت های موضوع پوشش اسلامی وحفظ حجاب را به علما ومخصوصاًتطبیق عملی حجاب را به والدین شان سپرده شود. چندی پیش، سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای گفته‌است که «سرکوب و دستگیری‌های خودسرانه» زنان به بهانه‌ نوع پوشش سلب آزادی زنان می‌باشد. این سازمان نوشته است، نقض بیشتر آزادی‌‌های رفت و آمد وابراز عقیده زنان آشکارا انجام میشود. سازمان عفو بین‌الملل از حکومت طالبان خواسته‌است که فورا به این سرکوب‌ پایان داده و زنان دستگیر شده را آزاد کند. همچنان ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر ملل متحد برای افغانستان نیز روز گذشته از حکومت طالبان خواست زنانی که به دلی «بدحجابی» بازداشت شده‌اند، باید «فورا و بدون قید وشرط» آزاد شوند. او در ایکس نوشت که بازداشت اخیر زنان در کابل به دلیل «بدحجابی» که توسط طالبان نیز تایید شده است «متأسفانه بیانگر محدودیت‌های بیشتر بر آزادی بیان زنان و تضعیف سایر حقوق است». همچنان علما و سیاست مداران برجسته کشور نیز این روند محکوم کرده است. سیاسیون گفته است که دستگیری دختران جوان و زنان به بهانه حجاب عمل خلاف همه موازین شرعی و قانونی بوده و این کار بازی کردن با نوامیس جامعه اطلاق می‌شود. عبدالرسول سیاف سیاف یکی از علمای و سیاست مدار افغانستان طی نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی گفته است” از خدا بترسید و از پیامبر شرم کنید” او اشاره به افکار عمومی کرده گفته است، قهر مردم قهر خدا می‌باشد. طالبان از هفته گذشته تا حال جمع آوری دختران و زنان جوان را از مناطق مختلف کابل و ولایات به بهانه حجاب شروع کرده است. دسته کم دو تن دختر جوان بعد از رهایی از بند طالبان دست به خودکشی زده است. گفته می‌شود این دستور تنها در مناطق فارسی زبان‌ها اجرا می‌شود و تنها مناطق فارسی زبانها مورد توجه و بررسی نیروهای طالبان می‌باشد. ش ج بهار