اعتراض زنان در هرات به منع تازه طالبان؛ زنان محتسبان را «جاسوس پاکستان» خواند
فرخنده: در هرات، گروهی از زنان در واکنش به دستور تازه طالبان مبنی بر منع ورود بدون برقع به ادارات و مراکز خدماتی، در برابر مأموران امر به معروف و نهی از منکر ایستادهگی کردهاند. منابع محلی در هرات میگویند پس از اجرای فرمان جدید طالبان که ورود زنان بدون برقع را به ادارات دولتی، مراکز درمانی و فروشگاهها ممنوع میکند، شماری از زنان با مأموران امر به معروف طالبان به مشاجره لفظی پرداختهاند. این منابع به روزنامه ۸صبح گفتهاند یکی از زنان معترض، مأموران طالبان را «جاسوس پاکستان» خطاب کرده و از سختگیریهای تازه انتقاد کرده است. بهگفته منابع، این زن خطاب به محتسبان گفته است طالبان با برگشتشان شرایط زندگی را دشوار کرده و سبب محدودیتهای شدیدتر بر زنان شدهاند. منابع محلی میافزایند طالبان در هرات از روز گذشته دستور دادهاند هیچ زنی بدون برقع حق ورود به ادارههای دولتی، شفاخانهها و فروشگاهها را ندارد. همچنین مأموران امر به معروف طالبان در نشستی با مسوولان فروشگاهها و سالنهای عروسی هشدار دادهاند که از پذیرش زنان بدون برقع یا حجاب همراه با نقاب جلوگیری کنند. اعتراض زنان در هرات یکی از معدود واکنشهای علنی در برابر سیاستهای سختگیرانه طالبان در زمینه پوشش و محدودیتهای جنسیتی بهشمار میرود.
پیروزی تاریخی تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید با نتیجه ۷–۰ برابر لیبیا
فرخنده: تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید، با نمایشی درخشان در تورنمنت بینالمللی FIFA Unites: Women’s Series، تیم ملی زنان لیبیا را با نتیجه پرگل هفت بر صفر شکست داد. این دیدار روز شنبه، ۱۰ عقرب، در کشور مراکش برگزار شد. پیروزی قاطع در برابر لیبیا برای بازیکنانی که پس از ممنوعیت ورزش زنان در افغانستان بهدست طالبان در سال ۲۰۲۱، در تبعید به فعالیت خود ادامه دادهاند، معنای فراتر از یک نتیجه ورزشی دارد. این بازی برای آنان یادآور ایستادگی در برابر محدودیت و تلاش برای حفظ هویت ورزشی و ملی است. تیم زنان افغانستان که اکنون با نام رسمی «زنان افغان متحد» (Afghan Women United) فعالیت میکند، در ماه می سال روان میلادی با پشتیبانی فیفا و زیر رهبری پایولین هامیل سرمربی خود، دوباره شکل گرفت. اعضای این تیم از میان فوتبالیستان افغان تشکیل شدهاند که پس از تسلط طالبان از کشور خارج شده و در کشورهای گوناگون از جمله بریتانیا، دنمارک و استرالیا زندگی میکنند. این تیم در نخستین دیدار خود در همین رقابتها، نتیجه را ۶–۱ به تیم چاد واگذار کرده بود؛ اما در بازی دوم با نمایشی چشمگیر، یکی از بزرگترین بردهای تاریخ فوتبال زنان افغانستان را رقم زد. برد ۷–۰ در برابر لیبیا، تنها یک پیروزی ورزشی نیست؛ بلکه نماد بازگشت زنان افغان به صحنه بینالمللی فوتبال و اثبات توانایی و استقامت آنان در برابر تبعید و ممنوعیت است.
بازگشت تیم فوتبال زنان افغانستان؛ دیدهبان حقوق بشر آن را «پیروزی برای حقوق بشر» خواند
فرخنده: دیدهبان حقوق بشر در واکنش به حضور دوباره تیم پیشین ملی فوتبال زنان افغانستان در رقابتهای مراکش، این رویداد را نمادی از «ایستادگی و پیروزی حقوق بشر بر سرکوب» توصیف کرده است. در بیانیهای که این نهاد روز شنبه، ۱۰ عقرب، منتشر کرده آمده است که با وجود تهدید، تبعید و ممنوعیت کامل ورزش زنان از سوی طالبان، بازیکنان زن افغان توانستهاند تیم خود را احیا کرده و بار دیگر به میدان بازگردند. به باور دیدهبان حقوق بشر، بازگشت این تیم پس از سالها سکوت اجباری، یادآور مقاومت زنان افغان در برابر سیاستهای سرکوبگرانه طالبان است. این نهاد در کنار ایتلاف «ورزش و حقوق» از فیفا به دلیل تأخیر در شناسایی رسمی این تیم انتقاد کرده و گفته است که کوتاهی فیفا در واقع ادامه فشار طالبان بر زنان ورزشکار را حتی در خارج از کشور ممکن ساخته است. در بیانیه تأکید شده که پس از چهار سال پافشاری بازیکنان، فیفا سرانجام مجوز شرکت آنان در رقابتهای بینالمللی را صادر کرده است. دیدهبان حقوق بشر از فدراسیون جهانی فوتبال خواسته است تا این تیم را رسماً بهعنوان نماینده ملی افغانستان به رسمیت بشناسد و در حمایت از زنان ورزشکار افغان موضعی روشن بگیرد. به گفته این نهاد، حضور دوباره زنان افغان در میدان فوتبال، پیام روشنی از امید و پایداری برای نسل جوان زنان و دختران کشور است؛ نسلی که برای بازپسگیری جایگاه خود در ورزش و دیگر عرصههای زندگی مبارزه میکند. تیم پیشین ملی فوتبال زنان افغانستان که پس از سقوط کابل در آگست ۲۰۲۱ از کشور خارج شد، اکنون با نام «زنان متحد افغان» فعالیت میکند و با گذشت چهار سال، نخستین بازی خود را در خاک مراکش برگزار کرده است.
نازنین محسنی؛ فرار از سایهها، جنگ برای نور
رسانه فرخنده: نازنین محسنی، دختر جوانی از افغانستان، در برابر همه محدودیتها و سختیها ایستاد تا رؤیای تحصیل را زنده نگه دارد. پس از بسته شدن درهای مکتبها به روی دختران، او مخفیانه به آموزش ادامه داد، از راههای پرخطر گذشت و بدون داشتن مدارک قانونی وارد پاکستان شد. با وجود همه مشکلات، او موفق شد بورسیه دانشگاه لینچبورگ آمریکا را به دست آورد. نازنین، نمادی از مقاومت و امید، اکنون در آستانه آغاز فصل جدیدی از زندگیاش قرار دارد—فصلی که از درد مهاجرت آغاز شد اما با تحقق رؤیاهایش در سرزمین جدید ادامه خواهد یافت. نازنین محسنی در شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند، به دنیا آمد. خانواده او که زندگیشان وابسته به زمینهای کشاورزی پدری بود، بعدها به ولسوالی جاغوری در ولایت غزنی نقل مکان کردند. در آنجا، نازنین از همان کودکی علاقه شدیدی به یادگیری نشان داد. نازنین در گفتگو با رسانه فرخنده گفت:”صنف شش مکتب بودم که بعد از اسرار زیاد، فامیل رضایت داد که در کورس زبان انگلیسی شرکت کنم.” او که با انگیزهای قوی یادگیری زبان را آغاز کرده بود، تلاشهای بیوقفهای کرد و در نهایت توانست در کابل امتحان تافل را با نمره ۹۶ سپری کند. نازنین در مسیر آموزشی خود، بارها با موانع اقتصادی روبهرو شد. اما ضیا صمیم، استاد زبان انگلیسی او، نقشی کلیدی در موفقیتش داشت. به دلیل مشکلات مالی، نازنین توانایی پرداخت هزینههای کلاسهای زبان را نداشت، اما استادش اجازه داد که بدون پرداخت هزینه در صنفها اشتراک کند. این حمایت، نقطه عطفی در زندگی او بود. با سقوط کابل و به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱، زندگی نازنین، مانند هزاران دختر افغان دیگر، دستخوش تغییر شد. مدارس دخترانه بسته شدند، زنان از بسیاری از حقوق اساسیشان محروم گشتند، و امیدها به آیندهای روشن کمرنگ شد. اما نازنین تسلیم نشد. او تصمیم گرفت مکتب را بهطور مخفی ادامه دهد. نزدیک به یک و نیم سال، همراه با دیگر دختران افغان، بهصورت پنهانی آموزش دید تا بتواند از صنف دوازدهم فارغ شود. با وجود ممنوعیت تحصیل برای دختران، نازنین موفق شد در یک مکتب امریکایی بهصورت آنلاین درس بخواند. در نهایت، او و جمعی از همکلاسیهایش توانستند سند فراغت از صنف دوازدهم را دریافت کنند—گامی بزرگ در مسیری پر از چالش. با گذشت زمان، قوانین طالبان علیه زنان سختتر شد. فضای آموزشی برای دختران به شدت محدود شد و دیگر هیچ چشماندازی برای ادامه تحصیل وجود نداشت. نازنین مجبور شد تصمیمی دشوار بگیرد: ترک افغانستان برای ادامه تحصیل. “نهتنها من، بلکه بسیاری از دختران دیگر نیز مجبور شدند برای نجات آینده خود از کشور خارج شوند.” برخی از آنها با خانواده رفتند، اما بسیاری، مانند نازنین، مجبور شدند بهتنهایی مهاجرت کنند. نازنین با چالش دیگری مواجه شد: او پاسپورت نداشت. برای خروج از افغانستان، او مجبور شد بهصورت غیرقانونی وارد پاکستان شود—سفری پرخطر، اما تنها گزینه ممکن برای زنده نگهداشتن رؤیاهایش. پس از رسیدن به پاکستان، نازنین همچنان دست از تلاش برنداشت. او نهتنها به تحصیل ادامه داد، بلکه در یک آموزشگاه زبان انگلیسی به تدریس پرداخت تا هم تجربهای جدید کسب کند و هم راهی برای تأمین نیازهای خود پیدا کند. تلاشهای نازنین سرانجام به ثمر نشست. او توانست بورسیه دانشگاه لینچبورگ را در رشته کامپیوتر ساینس به دست آورد. این موفقیت، حاصل سالها تلاش، پشتکار و مقاومت در برابر محدودیتها بود. قرار است نازنین در سمستر خزانی سال ۲۰۲۵ تحصیلات خود را در این دانشگاه آغاز کند. او همچنان به رؤیاهایش وفادار است: “میخواهم تحصیل کنم، به زنان و دختران افغانستان کمک کنم، و روزی به کشورم بازگردم تا در ساختن آیندهای بهتر سهیم باشم.” نازنین محسنی، نمونهای از مقاومت، تلاش و امید در برابر تاریکی است. داستان او، نمایانگر سرنوشت هزاران دختر افغان است که در برابر فشارها ایستادگی کردهاند تا آیندهای بهتر برای خود و نسلهای بعدی بسازند. او یک دختر است، اما صدای هزاران زن افغان را در دل خود دارد—زنانی که میخواهند درس بخوانند، زندگی کنند و آیندهای روشن برای خود رقم بزنند. گزارش: ش ن
سلما، زن بیادعا: در دل مهاجرت و رنجها، برای دخترانش راه تحصیل و آگاهی را باز کرد!
فرخنده: در دل مهاجرت، در سایه رنجها و بیخانمانی، سلما با دستان خالی و قلبی پر از امید ایستاد. او نانوایی زنانهای را در پاکستان راهاندازی کرد تا نه تنها زندگی خود را بازسازی کند، بلکه درهای آگاهی و تحصیل را به روی دخترانش بگشاید. داستان او تنها یک داستان مادری نیست، بلکه روایتِ قلبی است که با تمام سختیها، به دنبال روشنی برای آیندهای بهتر میگردد. زنان و دختران افغانستان، در طول تاریخ خود، داستانهایی دارند که فراتر از تصور بسیاری از مردم است. داستانهایی که در هرکدام از آنها سختیها، غمها و فداکاریهایی نهفته است که بسیاری از افراد توان مقابله با آنها را ندارند. این زنان، با وجود تمامی مشکلات، همچنان ایستادهاند و زندگی میکنند. یکی از این زنان، سلما است؛ مادری که برای آینده و خوشبختی فرزندانش از هیچ تلاشی دریغ نکرده است. داستان زندگی سلما به سالهای ۱۳۷۲ هجری شمسی باز میگردد، زمانی که او در یکی از ولسوالیهای ولایت غزنی و در یک روستا با خانوادهاش زندگی میکرد. سلما در آن زمان دختر بزرگ خانواده بود و تنها یار و یاور مادرش، دو برادر و یک خواهرش شد. در آن روزگار، زندگی برای خانوادههای افغانستانستانهمیشه با چالشهای بسیاری روبرو بوده و برای سلما هم از این قاعده مستثنی نبود. پدر سلما در سال ۱۳۷۲ درگذشت و پس از فوت او، زندگی خانواده به شدت تغییر کرد. سلما به همراه مادرش و سایر اعضای خانواده مجبور به زندگی در شرایط سختتری شدند. از آن زمان به بعد، سلما بیشتر از هر زمانی به کمک مادرش پرداخته و تلاش کرد تا شرایط را برای خانوادهاش بهتر کند. یکی از دشواریهای بزرگ زندگی سلما در این دوران، تحقیرهایی بود که از طرف خانواده کاکایش میدیدند. کاکایشان همیشه آنها را یتیم و نانخور اضافی میدانست و آنها را مجبور میکرد که برای ادامه زندگی سختتر از همیشه کار کنند. این شرایط برای سلما و مادرش قابل تحمل نبود، به همین دلیل آنها تصمیم میگیرند که از خانواده کاکایش جدا شوند و زندگی جدیدی را آغاز کنند. سلما که به شدت متعهد به بهبود وضعیت خانواده بود، با مادرش نزد بزرگ قریه رفتند و درخواست کردند که حق و حقوقشان را بگیرند و زندگی جداگانهای شروع کنند. پس از مدتها تلاش و پیگیری، سرانجام تصمیم گرفته شد که آنها زندگی مستقلی آغاز کنند. پس از این تصمیم، سلما با تمام توان خود در کار و زندگی سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشت. او از سنین کودکی در کنار مادرش در خانه مشغول به کار بود و در این مسیر مهارتهایی مانند پخت نان را آموخت. نانی که سلما میپخت به قدری خوشمزه و پرطرفدار بود که مردم از دور و نزدیک برای خرید آن به خانهاش میآمدند. این مهارت به او کمک کرد تا بتواند در تأمین هزینههای زندگی خانوادهاش سهم بزرگی ایفا کند. سلما به زودی ازدواج کرد و زندگی جدیدی را با همسرش شروع کرد. شوهرش از همان روستا بود و آنها قبلاً همدیگر را میشناختند. سلما بعد از ازدواج نیز هیچگاه از کمک به مادرش دست برنداشت و به طور مداوم با او در تماس بود تا احوال مادر و خواهر و برادرش را جویا شود. در این دوران، سلما با چشمان پر از اشک از رنجهای مادرش میگفت. یکی از بزرگترین مصیبتهایی که سلما با آن روبرو شد، فوت برادرش به دلیل بیماری سرطان بود. این حادثه دردناک برای مادرش ضربهای دیگر به زندگی سختشان بود. سلما و مادرش همچنان با این فقدان کنار آمدند و به زندگی ادامه دادند. سلما صاحب شش فرزند بود و در کنار مسئولیتهای مادرانه خود، توانست خانوادهاش را اداره کند. زندگی به تدریج به وضعیت بهتری رسید و آنها تصمیم گرفتند به شهر غزنی مهاجرت کنند تا فرزندانشان بتوانند در محیطی بهتر تحصیل کنند. سلما به همراه همسرش تمام سختیها و مشکلات مهاجرت به شهر را پذیرفت تا فرزندانش به آیندهای روشنتر دست یابند. سلما به ویژه برای دخترانش به شدت اهمیت قائل بود و به آنها همیشه توصیه میکرد که باید تحصیل کنند و از آینده خود غافل نشوند. او تجربه سختیهای خودش را از عدم تحصیل میدانست و نمیخواست که دخترانش به همان وضعیت دچار شوند. سلما میخواست که دخترانش به دور از محدودیتها و نگرشهای سنتی، بتوانند به تحصیلات عالی دست یابند. بعد از مدتی، با روی کار آمدن طالبان، زندگی برای خانواده سلما به شدت تغییر کرد. طالبان ورود کردند و شرایط برای زنان به طور قابل توجهی سختتر شد. دختران سلما نمیتوانستند به راحتی تحصیل کنند و این مسئله برای مادرش به شدت دردناک بود. در این شرایط، سلما تصمیم گرفت که باید راهی برای فراهم کردن آیندهای بهتر برای دخترانش پیدا کند. این تصمیم به مهاجرت به پاکستان انجامید. سلما به همراه خانوادهاش به اسلامآباد رفتند تا در این کشور شرایط بهتری برای تحصیل دخترانش فراهم کنند. در پاکستان، سلما نانوایی زنانهای راهاندازی کرد و از این طریق به تأمین مخارج زندگی پرداخت. دخترانش توانستند به تحصیل ادامه دهند و سلما همچنان برای آموزش و آگاهی فرزندانش تلاش میکند. سلما در حال حاضر با نانواییاش در اسلامآباد زندگی خود را اداره میکند و به عنوان یک الگوی قوی برای دیگر زنان افغانستانستانشناخته میشود. او همچنان به تلاشهای خود ادامه میدهد تا زندگی بهتری برای خانوادهاش بسازد و برای آیندهای روشنتر برای دخترانش مبارزه کند. گزارش: سهلا گلستانی
فریاد مادری که فقر، یک دخترش را گرفت و دیگری را در آغوش گرسنگی رها کرد
فرخنده: در کوچههای خاکی و نمور کابل، زنی ۳۶ ساله به نام حمیده (نام مستعار) با طفلی شیرخوار در آغوش، کنار دیوار نشسته و با دستانی لرزان طلب کمک میکند. نگاهش به عبور و مرور مردم است، اما ذهنش پر از غصههایی است که سالها او را خسته و پژمرده کردهاند. حمیده، مادر چهار فرزند، داستانی از رنج و فقر دارد که هر گوشهاش بازتابی از بحرانهای اجتماعی و اقتصادی افغانستان است. او با حسرت از گذشتهاش میگوید: «۱۸ ساله بودم که با پسر کاکایم ازدواج کردم، ازدواجی اجباری چون در قوم ما دختر را به بیگانه نمیدهند.» همسرش، که او را خدای نور (نام مستعار) مینامد، هفتماهه به دنیا آمده و با مشکلات ذهنی و اعصابی دستوپنجه نرم میکند. او در زمستان مایع ظرفشویی میفروشد و در تابستان جواری جوشانده. درآمدش اما حتی کفاف خرید نان خشک برای خانواده را نمیدهد. حمیده با صدایی بغضآلود از روزی میگوید که دختر بزرگ سهسالهاش به دلیل سوءتغذیه و تب شدید از دنیا رفت: «دخترم سه ماه در شفاخانه صحت طفل بستری بود. یک روز چهار بار حمله به سرش آمد. از صبح تا ساعت ۹ شب در کنار بسترش بودم، اما همان شب آخرین حمله، دخترم را از من گرفت.» چشمهای حمیده پر از اشک میشود و ادامه میدهد: «وقتی دخترم فوت کرد، ماه هشتم بارداری بودم. دختر دومم وقتی به دنیا آمد، بسیار ضعیف بود. خودم هم هیچ خوراکی نداشتم. از غم و اندوه دختر بزرگم دیگر توان رسیدگی به دختر کوچکترم را نداشتم. حتی شیر هم نداشتم که به او بدهم.» حمیده روزهایی را به یاد میآورد که پیش از به قدرت رسیدن طالبان، یک نهاد خیریه به آنها کمک میکرد. «پیش از آمدن طالبان، ادر، روغن، ماش، نمک، دال، و پول نقد به ما میدادند. بعد از آمدن طالبان، این کمکها هم قطع شد. حالا حتی از کمکهای بشردوستانه هم محروم هستیم.» او میگوید حسرت روزهایی را میخورد که کودکانش سلامت بودند. با آهی از عمق وجود ادامه میدهد: «کاش روزی بیاید که طفلهایم خوب شوند و روزگار ما بهتر شود.» داستان حمیده تنها یک روایت از هزاران زنی است که در افغانستان زیر فشار فقر، جنگ، و محدودیتهای اجتماعی، بار سنگین خانواده را به دوش میکشند. محدودیتهای طالبان بر زنان، از ممنوعیت کار در نهادهای غیردولتی گرفته تا قطع کمکهای بشردوستانه، شرایط زندگی زنان و کودکان را دشوارتر کرده است. در افغانستانِ امروز، فقر و سوءتغذیه از یک آمار سرد فراتر رفته و به واقعیتی تلخ برای میلیونها نفر تبدیل شده است. حمیده نمونهای از مادری است که برای زنده نگه داشتن فرزندانش، در میانه اندوه و ناامیدی، همچنان مبارزه میکند. سهیلا گلستانی
فریاد جنبش زنان افغانستان؛ مبارزه علیه زنستیزی طالبان ادامه دارد
فرخنده: همزمان با فرارسیدن روز جهانی محو خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر)، جنبش “زنان افغانستان برای عدالت و آزادی” بار دیگر صدای خود را علیه بیعدالتیها و سرکوب گسترده زنان در افغانستان بلند کرد. این جنبش با تأکید بر ادامه مبارزه برای برابری و آزادی، اعلام کرده است که زنان آگاه افغانستان هرگز در برابر اقدامات زنستیزانه طالبان سکوت نخواهند کرد. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که طی سه سال اخیر، حضور طالبان در افغانستان منجر به افزایش بیسابقه خشونت علیه زنان شده است. این خشونتها شامل قتلهای مرموز، خودکشیهای ناشی از فشارهای اجتماعی، محکمههای صحرایی، ازدواجهای اجباری، فروش دختران خردسال، و لتوکوب زنان توسط عوامل طالبان است. نبود ساختارهای قانونی پاسخگو و اعمال دستورات زنستیزانه، افغانستان را به محیطی خفقانآور و ناامن برای زنان تبدیل کرده است. این جنبش در بیانیهای از سازمانهای حقوق بشری و جامعه بینالمللی درخواست کرده است که برای دفاع از ارزشهای انسانی، فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند. مطالبات آنان شامل لغو دستورات زنستیزانه، بازگشایی مدارس دخترانه، و تضمین حقوق اساسی زنان در افغانستان است. “جنبش زنان افغانستان برای عدالت و آزادی” با تأکید بر پایداری در مبارزه، اعلام کرد که استوارتر از همیشه، صدای زنان در برابر نابرابری خواهد ماند. آنان تصریح کردهاند که تلاششان تنها برای دفاع از حقوق زنان نیست، بلکه مبارزهای برای عدالت و کرامت انسانی است. این روز جهانی یادآور تعهد جامعه بینالملل به مبارزه با خشونت علیه زنان است. زنان افغانستان نیز با تحمل شرایط دشوار، پیام واضحی به جهان مخابره میکنند: مقاومت و مبارزه برای عدالت، حتی در تاریکترین شرایط، ادامه دارد.
بسته شدن کافههای زنان در هرات؛ ضربهای دیگر به استقلال زنان
فرخنده: منابع محلی در ولایت هرات تأیید کردهاند که طالبان روند بستن کافههای ویژه زنان را آغاز کردهاند. به گفته این منابع، طی هفته گذشته دستکم سه کافه که برای زنان طراحی و مدیریت شده بودند، تعطیل شدهاند و نیروهای امر به معروف طالبان به صاحبان دو کافه دیگر نیز هشدار دادهاند که فعالیت خود را بهطور دائمی متوقف کنند. در تازهترین مورد، دیروز یکی از این کافهها توسط نیروهای طالبان بسته شد. صاحب این کافه گفته است که طالبان با لباسهای امر به معروف و مسلح وارد محل شده و به او دستور دادهاند که هرچه سریعتر کافه را تعطیل کند. او ابراز نگرانی کرده که با بسته شدن این کسبوکار، منبع درآمد و پشتوانه مالی خود را از دست خواهد داد. کافههای زنان در هرات پس از تسلط طالبان به عنوان یکی از معدود پناهگاههای اجتماعی و اقتصادی زنان شکل گرفتند. این کافهها نهتنها محلی امن برای گردهمایی و تبادل نظر بودند، بلکه به زنان اجازه میدادند که در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی، سهمی در چرخه کار و اقتصاد داشته باشند. اما این روزها، این فضاهای محدود نیز زیر فشار وزارت امر به معروف طالبان قرار گرفتهاند. یکی از زنان کافهدار گفته است که طالبان به صورت شفاهی از او خواستهاند بخش زنان در کافه را تعطیل کند. او با درخواست ارائه دستور کتبی، مهلتی تا چهارشنبه دریافت کرده اما همچنان نگران آینده کسبوکار خود است. بسیاری از این کافهداران زن، دانشجویان و شاغلانی بودند که پس از بسته شدن دانشگاهها و ممنوعیتهای کاری، تلاش کردند تا با راهاندازی این کافهها استقلال مالی و امید خود را حفظ کنند. یکی از کافهداران که پیشتر دانشجوی پزشکی بوده، از نابودی کامل سرمایه خانوادگی خود و پیامدهای روانی این تصمیمات طالبان خبر داده است. فعالان حقوق زنان تأکید میکنند که این اقدامات طالبان نشاندهنده تلاش سیستماتیک برای حذف کامل زنان از جامعه است. آنان از جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری درخواست دارند تا در برابر این محدودیتها واکنش نشان دهند و از حقوق زنان افغان حمایت کنند. وزارت امر به معروف طالبان که عامل اصلی این محدودیتهاست، به دلیل نقض گسترده حقوق بشر و آزادیهای فردی، توسط سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ایالات متحده تحریم شده است. این وزارتخانه بهطور پیوسته تلاش کرده است تا کوچکترین فرصتهای اجتماعی و اقتصادی را از زنان بگیرد، اقدامی که از سوی جامعه جهانی بهعنوان نقض آشکار حقوق بشر محکوم شده است. زنان کافهدار در هرات از جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق زنان میخواهند که برای جلوگیری از تعطیلی کامل این فضاهای محدود و حمایت از حقوق اساسی آنان اقدام کنند.
لغو توافقنامه دوحه؛ درخواست فوری زنان افغانستان از دونالد ترامپ
فرخنده: جمعی از زنان افغانستان، فعالین حقوق بشر و جنبشهای اعتراضی با انتشار نامهای سرگشاده خطاب به رئیسجمهور سابق ایالات متحده، دونالد ترامپ، خواستار لغو توافقنامه صلح آمریکا و طالبان شدند. آنان تأکید کردهاند که این توافقنامه نه تنها به صلح و ثبات در افغانستان کمکی نکرده، بلکه پیامدهای فاجعهباری چون نقض گسترده حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و کودکان، و تهدید امنیت منطقهای را به همراه داشته است. در این نامه ذکر شده« ما، گروهی از زنان افغانستان، جنبشهای اعتراضی و فعالین حقوق بشر، از شما درخواست داریم که نسبت به لغو توافقنامه صلح آمریکا و طالبان اقدام کنید. این توافقنامه نه تنها صلح و ثباتی برای افغانستان به همراه نداشته، بلکه پیامدهای فاجعهباری را به دنبال داشته است. این پیامدها شامل نقض گسترده حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و کودکان، تضعیف آزادیهای مدنی، و تهدیدی جدی برای امنیت منطقهای و جهانی است.» زنان متعرض در این نامه گفته است که توافقنامه دوحه به جای ایجاد صلح، به تقویت طالبان و افزایش جنایات آنها منجر شده است. این گروه با سرکوب و شکنجه زنان، از جمله محرومسازی از حق تحصیل و اشتغال و اعمال ازدواجهای اجباری، حقوق اولیه زنان و دختران را پایمال کرده است. جنایات جنگی، سرکوب اقلیتها، اعدامهای خودسرانه، و ناپدید شدنهای اجباری از دیگر پیامدهای تلخ این توافق است. ترورهای هدفمند علیه خبرنگاران و فعالین مدنی، تضعیف آزادی رسانهها و نهادهای مدنی، و افزایش بحران پناهجویی و آوارگی، جامعه افغانستان را در آشوب فرو برده است. همچنین، طالبان با تولید و قاچاق مواد مخدر، علاوه بر تأمین مالی فعالیتهای خود، تهدیدی برای امنیت جهانی به شمار میآیند. پیامدهای توافقنامه و جنایات طالبان « • سرکوب و شکنجه زنان و دختران: طالبان با اجرای سیاستهای ظالمانه، زنان و دختران را از ابتداییترین حقوق خود، از جمله حق تحصیل، اشتغال، و آزادیهای فردی، محروم کردهاند. گزارشها از شکنجه، ضرب و شتم، ازدواج اجباری و زندانی کردن زنان به دلیل اعتراض به قوانین طالبان حکایت دارند. جنایات جنگی و سرکوب اقلیتها: رهبران طالبان مسئول اعدامهای خودسرانه، آزار و اذیت اقلیتهای قومی و مذهبی، و ناپدید شدنهای اجباری هستند. افزایش بحران پناهجویی و کوچهای اجباری: این توافقنامه باعث افزایش موارد پناهجویی و آوارگی اجباری افغانها شده و بسیاری از مردم را به شرایط بحرانی انسانی دچار کرده است. ترورهای هدفمند: طالبان مسئول موجی از ترورهای هدفمند علیه خبرنگاران، فعالین مدنی، و رهبران فکری افغانستان بودهاند. این اقدامات موجب خاموشی صداهای آزاد و مستقل شده و جامعه را در سکوت فرو برده است. تضعیف آزادی رسانهها و نهادهای مدنی: طالبان با فشار و تهدید، رسانههای آزاد و نهادهای مدنی را سرکوب کردهاند، و خبرنگاران و فعالین را در معرض خطر قرار دادهاند. رشد تولید و قاچاق مواد مخدر: طالبان از تولید و قاچاق مواد مخدر برای تأمین مالی فعالیتهای خود بهرهبرداری میکنند، که این امر تهدیدی جدی برای سلامت جهانی و اقتصاد کشورهای منطقه است.» پیامدهای بینالمللی «• تقویت تروریسم جهانی: طالبان با پناه دادن به گروههایی مانند القاعده، زمینه را برای گسترش شبکههای تروریستی جهانی فراهم کردهاند. این وضعیت میتواند به افزایش حملات تروریستی در مناطق مختلف جهان منجر شود. تشدید بیثباتی در منطقه: پیروزی طالبان الهامبخش گروههای افراطگرای دیگر در مناطق ناآرام جهان مانند خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی خواهد شد. این روند بیثباتی منطقهای را تشدید میکند. تهدید مهاجرت گسترده: بحرانهای انسانی و کوچهای اجباری ناشی از حاکمیت طالبان میتواند موجی از مهاجرت را به سمت کشورهای همسایه و حتی اروپا ایجاد کند، که منجر به بحرانهای جدید انسانی و سیاسی در این کشورها خواهد شد. ایجاد الگوی حکومتی خطرناک: طالبان با ترکیب تروریسم و سیاست، الگوی جدیدی از حکومتداری افراطی را معرفی کردهاند که میتواند گروههای مشابه را تشویق به تقلید کند. این امر تهدیدی برای نظم بینالمللی و ارزشهای دموکراتیک به شمار میآید. افزایش جرایم سازمانیافته: قاچاق مواد مخدر و انسان توسط طالبان به گسترش جرایم سازمانیافته در سطح جهانی دامن میزند و امنیت و اقتصاد جهانی را تهدید میکند.» خواستههای زنان معترض در این نامه گنجانیده شده که رسانه فرخنده بدون دخل و تصرف در آن به دست نشر سپرده است. « ما خواستار یک رویکرد اصولی و عادلانه هستیم که شامل موارد زیر است: لغو توافقنامه صلح: این توافقنامه، بهجای دستیابی به صلح، به طالبان قدرت بیشتری داده و نقش مردم افغانستان را نادیده گرفته است. ما از شما میخواهیم تا برای لغو این توافقنامه اقدام کنید. محاکمه رهبران طالبان: رهبران طالبان باید در دادگاههای بینالمللی پاسخگوی جنایات جنگی و نقض گسترده حقوق بشر باشند. تقویت دولت منتخب افغانستان: مردم افغانستان به دموکراسی و انتخاب آزادانه اعتقاد دارند. حمایت از دولت منتخب و مشروع میتواند راهی برای بازگشت ثبات باشد. تقویت نهادهای مدنی و رسانههای آزاد: سازمانها و نهادهای مدنی که در شرایط دشوار برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم تلاش میکنند، و همچنین رسانههای آزاد که بهعنوان صدای مردم فعالیت میکنند، نیاز به حمایت فوری و تقویت دارند. اعمال فشار دیپلماتیک بر طالبان: طالبان باید تحت فشار بینالمللی قرار گیرند. این فشار میتواند شامل تحریمهای هدفمند، انزوای سیاسی، و مسدود کردن داراییهای رهبران طالبان. تاریخ در برابر این لحظه سکوت نخواهد کرد. تصمیم شما برای حمایت از مردم افغانستان، بهویژه زنان و دخترانی که تحت ظلم طالبان قرار گرفتهاند، میتواند سرنوشت این کشور را تغییر دهد. ما از شما میخواهیم تا با استفاده از نفوذ و قدرت خود، برای ایجاد عدالت، آزادی، و صلح در افغانستان اقدام کنید.»
زنان افغانستان از ترامپ خواستند توافقنامه صلح با طالبان را لغو کند
فرخنده: جمعی از زنان افغانستان در نامهای سرگشاده به دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالات متحده، خواستار لغو توافقنامه صلح آمریکا با طالبان شدند. آنان این توافق را عامل سرکوب زنان، تشدید بحران انسانی و گسترش تروریسم در افغانستان و منطقه دانستهاند. در این نامه آمده است که طالبان پس از بازگشت به قدرت، سرکوب زنان و اقلیتها، کوچهای اجباری، ترورهای هدفمند و تضعیف آزادی رسانهها را شدت بخشیدهاند. همچنین این زنان تأکید کردهاند که این توافقنامه، بحران مهاجرت و بیثباتی در منطقه را نیز افزایش داده است. آنان از ترامپ خواستهاند تا رهبران طالبان را به محاکمه بکشاند، فشارهای دیپلماتیک را بر این گروه افزایش دهد و از یک دولت منتخب و نهادهای مدنی در افغانستان حمایت کند. پس از امضای این توافق در سال ۲۰۲۰ و بازگشت طالبان به قدرت، محدودیتهای شدیدی بر حقوق اساسی زنان وضع شد که شامل منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، محدودیت در اماکن عمومی، و سرکوب آزادیهای فردی است.