Skip to main content

Farkhundanews

برای سومین سال زنگ آموزشی بدون حضور دختران در مکاتب نواخته شد

  فرخنده: طالبان روز گذشته برای سومین سال زنگ سال نو آموزشی را بدون حضور دختران در مکاتب نواختند. اول حمل هر سال که مصادف است با نوروز یا اولین روز سال تعلیمی جدید در افغانستان. وزارت معارف حکومت طالبان در اولین روز سال نو طی مراسم ویژه با نواختن زنگ مکتب، آغاز سال تعلیمی جدید را اعلام کرد. این گروه از خبرنگاران، کارمندان و معلمان زن خواسته بودند که در این مراسم شرکت نکنند. عبدالسلام حنفی معاون اداری رئیس الوزرای طالبان بر کیفیت آموزشی و معارف مدرن تاکید کرده گفت؛”ملتی که بی‌علم باشد همیشه محتاج دیگران خواهد بود، در صورتی که به دیگران محتاج باشد، هیچگاه مستقل شده نمی‌تواند، از این خاطر ضرورت داریم که به علوم معاصر، تکنالوژی معاصر نیز دسترسی کامل داشته باشیم.” این در حالی است طالبان پس از حاکمیت در افغانستان دروازه های آموزشی زنان و دختران بستند و با وضع محدودیت هایهمزمان با آغاز سال جدید تعلیمی از سوی طالبان، دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) خواستار پایان دادن به ممنوعیت آموزش دختران توسط این گروه شده است. یوناما این اظهارات را روز چهارشنبه، ۱ حمل با نشر پیامی در برگه ایکس نگاشته است. به گفته این نهاد ، بیش از ۹۰۰ روز می‌شود که دختران بالاتر از صنف ششم از حضور در مکتب منع شده‌اند.

بازماندگان قربانیان انفجار و مشکلات روحی و روانی در افغانستان

در سال های اخیر ما شاهد ده ها انفجار مهیب در دشت برچی کابل بوده ایم، انفجار که صدها تن از جوانان و نوجوانان هزاره را کشته و زخمی کردند. لیلای ۱۸ ساله یکی از دانش آموزان مکتب سیدالشهدا بود که در انفجار ۱۸ثور سال۱۴۰۰ بهترین دوستان و هم صنفانش را از دست داد و خودش زخمی شد قسمت های از بدنش سوخت که هنوز جاهای سوختگی زیادی در بدنش به چشم می خورد لیلا می گوید«ای کاش من در آن انفجار میمیردم اما آمدن طالبان کثیف را نمی دیدم» لیلا از ولایت غور است و در یک فامیل نه نفری زندگی می کند وی بدن ضعیف دارد چشمانِ پر اشک اش امان نمی داد که داستان زخمی شدن اش را بگوید، بعد از یک آه سرد با گوشه ی چادر اشک هایش را پاک کرد و گفت « ای کاش یکی از آن شهدا من بودم تا امروز این همه مشکلات و سختی ها را تحمل نمی کردم آن روز بیست پنجم ماه مبارک رمضان بود من و یکی از بهترین دوستانم به اسم شهید فرشته دست در دست هم از مکتب بیرون شدیم آن قدر تشنه شده بودم که کامم خشک شده بود میخواستم زودتر خانه بروم و برای افطار امادگی بیگیرم وقتی دروازه ی خروجی مکتب رسیدم چشمانم تاریک شد و به زمین افتادم وقتی بعد از چند لحظه چشمانم را باز کردم چهار طرفم جز خون، آتش و دست وپا و جسم تکه شده ی دختران چیزی دیگری نبود با دیدن اجساد تکه تکه شده ی دختران دوباره بی هوش شدم فامیل ام بدن زخمی مرا از شفاخانه یافتند آن قدر سوخته بودم که امکان تداوی در افغانستان نداشت مدتی برای درمان ایران رفتم دستم پلاتین است که هر دو سال بعد باید کشیده شود ولی به خاطر وضعیت بد اقتصادی نمی توانیم پلاتین دستم را بکشیم» وی هم چنان گفت «طالبان درب تحصیل ما را بستند، تحصیل که به خاطرش سوختم از وقتی طالبان دختران برچی را می برد پدرم اجازه نمی دهد از خانه بیرون شوم» وی که به قسمت های سوخته ی بدنش نگاه می کرد گفت از وضعیت بد اقتصادی نمی توانم خودم را درمان کنم لیلا که در انفجار مکتب سیدالشهدا به شدت سوخته بود فقط صورت اش بهبود یافته است جاهای سوختگی در تمام قسمت های بدنش نمایان است و این وضعیت وی را بیشتر رنجور می کند. خانواده ی لیلا می گوید وی بعد از انفجار آن روز حالت روانی اش را از دست داد که خوشبختانه به کمک داکتران روانشناسی حالت روانی اش هم چنان بهبود یافته و باز هم اگر خبرناگواری را بشنود ضعف و از هوش می رود وی به طالبان هیچ پیامی نداشت به گفته ی وی طالبان هیچ درک ندارد، تنها از جامعه ی جهانی خواست که به وضعیت زندگی دختران افغانستان توجه جدی نماید تا از این مشکلات رهایی یابد. کبرا علی‌زاده

نگرانی ۹ سازمان حقوق بشری از وضعیت وخیم زنان افغانستان

ائتلاف حقوق بشر در افغانستان که متشکل از ۹ سازمان حقوق بشری می‌باشد طی بیانیه مشترک از وضعیت فعلی زنان افغانستان ابراز نگرانی کرده و وضعیت جاری را بحران و وخامت مداوم علیه حقوق زنان دانسته است. فرخنده: این سازمان‌ها در بیانیه‌ی مشترک وضعیت فعلی زنان و دختران در افغانستان را«آپارتاید جنسیتی» دانسته و خواستار حمایت جدی از سوی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر شده است. بر اساس این بیانیه، در سال ۲۰۲۳، طالبان سیاست‌های ظالمانه‌ی خود را در قبال زنان، دختران و جامعه‌ی «LGBTIQ+» و اقلیت‌های قومی و مذهبی تشدید کرده‌اند. بیانیه گفته است که حقوق و چشم‌اندازهای زنان و دختران افغانستان به‌طور فزاینده‌ای محدود شده است و آنان از اجرای بیش‌تر محدودیت‌ها در آموزش، تحصیل، کار و فعالیت‌های سیاسی و عمومی محروم شده‌اند. بیانیه افزوده است که این موارد ناامنی مالی را در میان خانواده‌ها تشدید می‌کند، نابرابری‌های جنسیتی را بیش‌تر و زنان را در حوزه‌ی خصوصی محدود می‌کند. بر بنیاد این بیانیه، زنان همجنس‌گرا و ترنس‌جندرها با تهدیدهای شدیدی از جمله شکنجه، خشونت جنسی، ازدواج‌های اجباری و مرگ روبه‌رو هستند. بیانیه گفته است که قربانیان خشونت جنسیتی تحت حاکمیت طالبان، فاقد کم‌ترین حمایت‌های قانونی و عملی هستند. بیانیه با اشاره به بازداشت ندا پروانی و ژولیا پارسی، گفته است که فضا برای فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران به شدت محدود شده و آن‌ها در معرض خطرات روزافزون قرار دارند. بیانیه توضیح داده است که در واقع این موارد بر انکار کامل آزادی بیان، برابری جنسیتی، یا هر حق دیگری که در سطح بین‌المللی به‌رسمیت شناخته شده، در افغانستان تحت سلطه‌ی طالبان صورت می‌گیرد. بیانیه در ادامه به مشارکت کامل، برابر، معنادار و ایمن زنان در تمام فرآیندهای تصمیم‌گیری در سطح ملی و بین‌المللی تاکید کرده است. این سازمان‌ها خواستار پاسخ‌گویی طالبان به‌دلیل ارتکاب تمام جنایات علیه زنان و دختران در افغانستان از طریق مکانیسم‌های بین‌المللی از جمله، دادگاه کیفری بین‌المللی شده‌اند.

نبض زندگی دختران افغانستان درست نمیزند

افغانستان یا گورستان آرزوهای دختران، سرزمین که روزی مولانا، سعدی و رابعه بلخی را در دامن اش پرورش می داد، امروز اما برگ درختان آرزوی های دختران اش می ریزد. ابر سیاه و‌تاریک افگنده بر زندگی این دختران، روز به روز زندگی آنان را تاریک و دنیایی آرزوهای شان را می سوزاند. زندگی برای این دختران به ترس و وحشت مبدل شده است. درس و تحصیل، کار و شغل، ازادی و عدالت، همه را گرفتند تنها کابوس که امروز برای این نسل باقی مانده است زندانی و دست گیری توسط طالبان و نتیجه ی بعد از آن است. رود جهالت در کوچه و‌پس کوچه های شهر جاری است. آنان که داد از اسلام می زنند هزار بار به اسلام توهین کردند. اعمال شوم طالبان، در مقابل نو نهالان تازه به ثمر رسیده ی این دیار، آنان را مجبور به ترک کشور و حتی خودکشی کرده است. این آرزوها رویاهای دختران دانش‌آموز افغانستان است که از جبر زمان و ستم حاکمان، بی‌‌‌‌‌رحمانه نابود می‌‌شوند و به زباله‌‌دان تاریخ انداخته می‌‌شوند. این بار داستان زندگی یکی دیگر از دخترانی را بیان میکنم که تنها امیدش به زندگی گذشت زمان است که چه وقت درخت آرزوی هایش دوباره سبز و‌جوانه زند. رسانه فرخنده: تبسم هفده ساله از رویاهایش می گوید اما اشک هایش امان نمیدهد قصه ی داستان اش را شروع کند. او آهی بلندمی کشد و دست به صورتش می کشد و می گوید همه داستان زندگی درد می کند نمی دانم از کجا شروع و به کجا ختم کنم. او که منحیث شاگرد ممتاز کلاس شناخته می شد از شوروشوق، انگیزه و تلاش دوران مکتب اش قصه می کند تبسم می گوید: هربار که به رشته ی دل خواهم فکر می کنم قلبم می سوزد و اشک هایم ناخودآگاه سرازیر می شود. او دوست داشت کمپیوتر ساینس بخواند. اما این رویا فقط یک رویا ماند. او از وضعیت بدی اقتصادی اش می گوید. از پدر خسته و‌درمانده که توسط کراچی دستی خرج و مصارف فامیل شش نفری اش را مهیا می کرد پدر تبسم پیش از آمدن طالبان با کراچی‌ دستی‌اش رو‌زانه در مندوی کابل کار می‌کرد و از آن طریق، خرج و مصارف خانواده را فراهم می‌‌‌نمود. به‌گفته‌ی مژگان، خانواده‌اش زندگی را به دشواری سپری می‌‌‌کردند و پدرش به تنهایی نمی‌توانست از پس هزینه‌ی درس و مکتب مژگان، یک خواهر بزرگ و دو برادر کوچک‌‌اش برآید. تبسم در کنار درس با خواهر بزرگ اش در یک کارگاه خیاطی کار می کرد تا از این طریق با پدرشان در تهیه هزینه‌ی زندگی و پیداکردن فیس مکتب‌شان، شانه دهند و همدست شوند. به‌گفته‌ی او، با آن‌که کار کردن در کنار درس خواندن برای هر دو خواهر دشوار بود، اما از این‌که می‌‌‌توانستند پدرشان را کمک کنند، خوشحال بودند و روز و روزگارشان به خوبی و آرامش سپری می‌شد. این زندگی پر از آرامش و پر از صمیمت بعد از امدن طالبا دگرگون شد پدر تبسم قاچاقی ایران رفت و خواهرش بدون خواست خودش به پسر خاله اش نامزد شد. تبسم می گوید بعد از بسته شدن دروازه های مکاتیب بیشتر از هم صنفی هایم بدون خواست شان نامزد و عروسی کردند. دختران افغانستان، این روزها هیچ راهی جز تن دادن به ازدواج ندارد. تبسم وضعیت زندگی دختران و زنان را در افغانستان تأسف‌بار می‌خواند و آن را در شمار روزهای تاریک و پر از ناامیدی به حساب می‌آورد. روزهایی که اگر بخواهی برای هدف و زندگی‌ات یک گام جلوتر برداری، ترس عجیبی کل وجودت را فرا می‌گیرد؛ ترسی که اجازه نمی‌دهد حتا به اهداف خود فکر کنی. روزهایی که فکر می‌کنی پایان زندگی دختران سرزمین‌‌ات است که به جرم‌ تلاش کردن و درس خواندن محبوس شده‌اند.

افسوس دختران و شادمانی پسران در جشن فراغت تحصیلی

فارغ‌ شدن دانشجویان پسر از دانشگاه و نامعلوم بودن سرنوشت دانشجویان دختر، روایت از نا گفته‌های دانشجویان دختر در افغانستان. بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، این گروه  نخست مانع حضور دانش آموزان دختر در مکتب ها شدند و دانشجویان دختر را اجازه حضور به دانشگاه های دولتی فقط برای یک سال(۱۴۰۱) داد که قوانین و مقررات سخت گیرانه ای مربوط به حجاب در دانشگاه ها وضع کردند. زیبا ماندگار دانشجوی دانشگاه کابل که در خوابگاه این دانشگاه بود حضور یک ساله اش بعد از به قدرت رسیدن طالبان در دانشگاه را چنین باز گو می کند. زیبا ماندگار:” ما بعد از حضور طالبان دوباره اجازه حضور در دانشگاه ها را یافتیم ولی این یک سال با مقرارت و محدودیت های حجاب اجباری زیادی دست و پنجه نرم کردیم به طور نمونه وقتی که از خوابگاه به طرف دانشگاه می رفتیم در دوازده خوابگاه چند خاله بود که همیشه حجاب مارا می دیدند ما مجبور بودیم چادر سیاه، حجاب سیاه که باید تا ساق پای ما می بود و حتا جوراب و پتلون ما هم باید سیاه می بود اگر نمی بود مرا به اخراج از خوابگاه تهدید می کردند و ما مجبور بودیم که با وجود اقتصاد ضعیف خانواده این چادر، حجاب و دیگر وسایل خود را بگیریم.” دانشجویان دانشگاه دولتی افغانستان بعد از اتمام دو ترم در ماه قوس سال ۱۴۰۱ بعد از ختم آزمون فاینل شان از دانشگاه رخصت شدند و دانشجویان دختر به امید بازگشت دوباره به دانشگاه راهی خانه هایشان شدند و در زمستان آن سال طالبان با نشر مکتوبی دانشگاه ها را تا امر ثانی به روی دختران بستند و تا حالا که یک سال می شود زمان این امر ثانی به پایان نرسیده و هزاران دختر دانشجو در گوشه و کنار افغانستان چشم انتظار بازگشایی دانشگاه ها هستند. در حوت سال ۱۴۰۱ طالبان با نشر مکتوب بازگشایی در دانشگاه تنها به روی دانشجویان پسر را اعلان کرد ولی از دانشجویان دختر و حضور شان در دانشگاه نام برده نشده بود. خانم شفایی دانشجوی دانشگاه کابل است وی اگر امسال دانشگاه به روی دختران افغانستانی بسته نمی بود فارغ‌التحصیل می شود او از حال و حس آن روزها می گوید. خانم شفایی: ” حس و حال که من داشتم مطمئنم که تمام دختران افغانستانی که از ولایت های مختلف به کابل و یا از کابل به دیگر ولایت ها بخاطر تحصیل می رفتند و نتوانستند که درس های شان را تمام کنند داشتند و زمانی که  طالبان اعلان کردند که دانشگاه در ۱۵ حوت باز می شود البته تنها پسران می تواند در دانشگاه حضور یابد من احساس بد داشتم در آن زمان  و آورز ها و اهداف از بین رفت و دو شبانه روز گریه کردم و امیدوارم که این احساس را دوباره هیچ وقت تجربه نکنم، من تقربیا چهارده سال می شود که کوشش می کنم درس می خوانم تلاش می کنم که تمام شان با یک مکتوب  نابود شد با وجود این همه نا امید نشدم صنف های آنلاین گرفتم و حالا تلاش می کنم که بورسیه بگیرم و در بیرون از افغانستان تحصیلات خود را تمام کنم.” بعد از بازگشایی دانشگاه بروی پسران در افغانستان این دانشجویان توانستند از مقطع لیسانس از دانشگاه های دولتی این کشور فارغ‌التحصیل شوند و جنشن فراغت شان را بدون حضور هم صنفی های دختر تجلیل کردند و با لباس های فراغت و امضا شده شان در صفحات اجتماعی عکس شان را به اشتراک گذاشتند بی خبر از دل هزاران دختر که اگر طالبان مانع تحصیل شان نمی شود آن هم فراغت شان را با لباس و کلاه فراغت تجلیل می کردند، زهرا رهنورد( نام مستعار ) دانشجوی دانشگاه تعلیم و تربیت شهید ربانی کابل است و فقط یک سال مانده بود که فارغ‌ شود ولی امروز وی خانه نشین است و هم صنفی های پسر زهرا حالا از دانشگاه فارغ شده. زهرا رهنورد:”  من در سال ۱۳۹۸ از طریق آزمون کانکور وارد دانشگاه شدم آن زمان حس خوب داشتم همیشه برنامه داشتم و برنامه ریزی می کردم، واقعا جای تاسف است که در افغانستان دختران حق تحصیل ندارد یک از آن ها خودم هستم که از تحصیل باز ماندم و در کنج خانه نشستم  این درد آور است من زمانی وارد دانشگاه شدم می خواستم تا مقطع دکترا تحصیل کنم  و حالا حتا نتواستم لیسانس خود را به پایان برسانم، زمانی دیدم صنفی های که پسر بودند امسال توانستند فارغ شوند من در آن روز گریه کردم، آن که فارغ شدند و من نتوانستم و در یک کنج خانه نشسته آن را تماشا کردم، دختران در افغانستان از هر چیزی محروم است به جرم دختر بودن و من خودم را که حالا می بینیم آن دختر چهار سال قبل نیستم نا امید شدم و حالا در هر جای لباس فراغت دانشگاه را می بینم با خود می گویم حیف که نتوانستم فارغ شوم و به اهداف برسم.” نور کریمی :” من موضوع فراغت صنفی هایم که پسر بود از گروپ درسی که در روان دانشگاه در واتساپ جور کرده بودند خبر شدم آن ها درباره این که چگونه فراغت شان تجلیل کنند حرف می زنند من واقعا ناراحت شدم که من نتوانستم در برای خود فراغت بگیرم.” لیلا رضایی

رویایی که بخاطر فقر تحقق نیافت

در افغانستان فیصدی کمتری شاید فقر را تجربه نکرده باشد اما اکثر مردم افغانستان با این مشکل بزرگ شده، فقر را جویده، مزمزه کرده و طعم تلخ‌اش را قورت داده اند. جوانان افغانستان بیشتر از هرچیز فقر را تجربه کرده و در بحران اقتصادی لِه شده است. یکی از این جوانان فاطمه حسینی است. دختر نوجوانی از دوردست کشور که به خاطر مشکلات اقتصادی، ده سال است تلاش می‌کند از این مشکل بیرون شود. وی خامکدوزی می‌کند و شب -‌روزمصروف این کار است. می‌گوید، انواع و اقسام مختلف لباس های خامکدوزی، شال دوزی و شیشه دوزی آماده کرده و برای فروش به کابل میفرستد. فاطمه همچنان می‌گوید که پدرش شغل مناسب ندارد و نمی تواند خرج و مصارف خانواده اش را تآمین کند. فاطمه:” سال ها قبل مادرم این شغل را شروع کرده بود و دوشادوش پدرم در تآمین مصارف خانه کمک می کرد، اما امروز زهرا و دوخواهرش وظیفه‌ای مادر را پیش می برد.” وی هم چنان افزود، «بعد از فراغت از مکتب نتوانستم دانشگاه بروم. زیرا توان پرداختن مصارف دانشگاه را نداشتم» فاطمه دوست داشت وکیل مدافع حقوق زنان شود اما فقر، تنگ دستی، رویای وکیل شدن اش را گرفته است. فاطمه از شغل اش راضی نیست، می‌گوید بعد از روی کار آمدند حکومت طالبان خرید و فروش شال و لباس های خامکدوزی ارزان شده و با پولی که بدست می آورد به سختی می تواند مصارف خانواده اش را تآمین کند. نه تنها فاطمه از تحصیل دور مانده، بلکه دو خواهر دیگرش هم چنان به خامکدوزی مشغول است. بر اساس تازه‌ترین یافته‌ها، افغانستان در سال ۲۰۲۳ در انزوای عمیق تر قرار گرفت است. گروه بین‌المللی بحران در فهرست سال” ۲۰۲۴ میلادی” کشورهای تحت نظارت (Watch List) گفته است که افغانستان در سال ۲۰۲۳ در انزوای عمیق‌تر قرار گرفته، زیرا کشورهای غربی کمک‌های شان را به دلیل سیاست‌های سختگیرانۀ طالبان علیه زنان و دختران کاهش دادند و تحریم‌ها و فشارها را بر این گروه را حفظ کرده اند. طالبان بعد از وارد شدن به کابل، محدودیت‌های زیادی را بر حق کار و تحصیل زنان و دختران وضع کرده اند. این گروه مکاتب متوسطه و لیسه را به روی دانش‌آموزان دختر بر اساس فرمانی تا “امر ثانی” بستند. این فرمانها واکنش‌های نهادهای بین‌المللی و جامعه جهانی از جمله سازمان همکاری اسلامی را در پی داشت و این نهاها اقدام طالبان را محکوم کرده اند. همچنان سازمان همکاری اسلامی ممنوعیت تحصیل زنان و دختران را “مخالف شریعت و سنت‌های اسلام” خواند و از طالبان خواستند تا ممنوعیت کار زنان در موسسات خیریه را لغو کنند.  

تلاش‌های نافرجام زنان آموزگار در افغانستان

صدیقه به عنوان آموزگار به این باور است که آموزگاران افغانستان در حاشیه قرار گرفته است. صدیقه( نام مستعار) زن که بیشتر از پنج سال می شود که دریکی از  مکتب های دولتی افغانستان معلم است، وی دو سال به شکل حق الزحمه تدریس کرده و در سال ۲۰۱۹ در آزمون رقابت که در دوران جمهوریت توسط کمیته ملی امتحانات افغانستان برای جذب معلمان در مکتب های دولتی اخذ می‌گردید توانست با کسب نمره در این آزمون مورد نظر در یکی از مکتب های دولتی جذب شود. صدیقه از رشته کیمیا دارالمعلمین سید جمال الدین افغان از کابل فارغ‌التحصیل گردیده و مشغول تدریس این مضمون و بیولوژی بوده، در حال حاضر مضمون چون ساینس و دیگر مضمون های مربوط به رشته تحصیلی اش را در صنف ابتدایی تدریس می‌کند. وی قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان را یک شوک بزرگ برای همه مردم و زنان کشور می داند. صدیقه:” من به مدت چهار سال می شود که به عنوان معلم در یکی از مکاتب دولتی افغانستان مشغول تدریس دانش آموزان پسر هستم، و یکی از اهداف و آروزم آموزگار شدن بود و برای رسیدن به این آروز و و هدفم زحمتی زیادی را کشیدم و مشکلات زیادی را متقبل شدم، بعد از حضور طالبان در افغانستان آن هم بعد بیشتر ۲۰ سال برایم یک شوک بزرگ بود. وقتی که مکتب‌ها در اوایل آمدن این گروه بسته شد، به من حس نا امیدی دست داد با خود گفتم یعنی این همه زحمت من، برای درس خواندن و آموزگار شدن به باد رفت!” صدیقه مانند دیگر آموزگاران افغانستان در وضعیت بد اقتصادی  به سر می برد، وی با شش هزار افغانی ماهانه معاش زندگی خود و خانواده اش را اداره می کند وی می گوید که بعد از حضور طالبان معاش هر آموزگار نسبت به دوران جمهوریت کمتر شده  و با قیمت شدن مواد خوراکی و سوختی تامین این هزینه برایش دشوار تر شده است. صدیقه با معاش کمی آموزگار مجبور است خانواده ۹ نفره‌اش را سیر کند، چون او تنها  فرد کارگر خانواده است وی پدرش را بیشتر از هفت سال می شود از دست داده و برادرانش خورد است. صدیقه:” بعد از رفتن پدرم من فرزند برزگ خانواده بودم و مجبور بودم که کار کنم، با حمایت مادرم توانستم آموزگار شوم.” از صدیقه درباره  مکتب  که در آن تدریس می‌کند و روند تدریس در این روزها را پرسیدم؟ صدیقه:” من در مکتب که لیسه است تدریس می‌کنم ، به دلیل دور بودن مکتب مجبورم تقریبا یک و نیم ساعت پیاده بیروم تا ساعت ۸ در آن جا حاضر باشم در دروان جمهوریت دروان لیسه را تدریس می کردم و حالا که به آموزگاران زن اجازه نیست که صنف های لیسه و متوسطه را تدریس کنم به همین خاطر دوران ابتدایی از صنف چهارم تا ششم را درس می دهم.” از وی در باره کیفیت درس مکتب‌های دولتی پرسیدم؟ صدیقه:” بعد از سقوط نظام و از بین رفتن مکتب‌ها و بیرون شدن بسیاری از استادان مسلکی مکاتب را دچار مشکل ساخته و از همه مهم تر جذب آموزگاران خلاف رشته یکی از مشکلات جدی مکتب‌های دولتی در افغانستان است که هیچ وقت به آن رسیدگی صورت نگرفته است” از وی پرسیدم که آیا بعد از حضور طالبان چی تعداد از همکارانش از وظیفه برکنار شده است؟ صدیقه:” دیگر ولایت‌ها را نمیدانم آیا واقعا آموزگاران زن از وظيفه شان برکنار شده یا نی؟ ولی در مکتب که  من آموزگار هستم هیچ یکی از هم کارهایم  چه زن و مرد از وظیفه اش برکنار نشده است، در سال ۲۰۲۲ آموزگاران زن مجبور شدند که از مکتب پسرانه به شکل خدمتی در مکتب های دخترانه که تا صنف ششم باز است برای تدریس بیروند، و امسال  برای ما گفت شده که می توانید از صنف اول تا ششم را تدریس کنید و در مکتب های دخترانه منطقه ما استادان مرد که به دلیل نبود صنف های متوسطه و لیسه دخترانه،  اضافه تشکیل بودند از مکتب دخترانه به مکتب های پسرانه تبدیل شدند.” او درباره دختران حالا نمیتوانند ادامه تحصیل کند گفت،” خوب یادم است یکی از دانش آموزم در صنف ششم غیر حاضری زیاد داشت یک روز که به مکتب آمده بود ازش پرسیدم دخترم چرا به مکتب نمی آیی کدام مشکل داری، جوابش اشک ام را درآورد( در این‌جا صدای صدیقه گرفته شد از صدایش معلوم بود که به عنوان یک آموزگار و زن که کار کردن و تحصیل‌اش در کشور برایش ممنوع شده چقدر درد آورد بوه) گفت استاد من نمی آیم چون نمی خواهم  صنف ششم را تمام کنم می خواهم ناکام شوم تا بتوانم سال آینده هم به مکتب بیایم، این واقعا عمق فاجعه است دختران که در این سن باید در شرایط روحی و روانی خوب و با ذهنیت آرام درس شان بخواند بجایش  فکر می کند که چگونه خود را ناکام کند تا بتواند دوباره به مکتب بیاید، واقعا ناراحت کننده و مایوس کننده است جای تاسف است که باز هم یک نسل ما بیسواد باقی می ماند.” صدیقه در آخر تذکر داد و گفت، که وضعیت آموزگاران در افغانستان  در روان جمهوریت وضعیت اقتصادی و خوبی نداشتند، در دوران طالبان وضعیت اقتصادی این آموزگاران بدتر شده است نه بهتر. طالبان بعد از وارد شدن به کابل، محدودیت‌های زیادی را بر حق کار و تحصیل زنان و دختران وضع کرده اند. این گروه مکاتب متوسطه و لیسه را به روی دانش‌آموزان دختر بر اساس فرمانی تا “امر ثانی” بستند. این فرمانها واکنش‌های نهادهای بین‌المللی و جامعه جهانی از جمله سازمان همکاری اسلامی را در پی داشت و این نهاها اقدام طالبان را محکوم کرده اند. همچنان سازمان همکاری اسلامی ممنوعیت تحصیل زنان و دختران را “مخالف شریعت و سنت‌های اسلام” خواند و از طالبان خواستند تا ممنوعیت کار زنان در موسسات خیریه را لغو کنند. لیلا رضایی

ایجاد ترس به بهانه اصلاح از سوی طالبان به مراکز آموزشی

طالبان با وجود ممنوع کردن تحصیل و تعلیم دختران، همچنان فشارهای روز افزون را بر روزنه‌های اندک تعلیمات ابتدایی آورده تا از همین آدرس‌ها نیز زنان و دختران را ممنوع نماید. گشت طالبان به بهانه‌های مختلف و وارد شدن به مراکز باعث ایجاد ترس بین دختران دانش آموز گردیده است. اما دختران هنوز بخاطری فراگیری علوم، ترس به جان خریده و از اهانت چشم پوشی کرده و بدون اعتراض به صنف‌هایشان، حاضر شده است. به گفته دختران فعلا نه گوش شینوایی است و عملی برای اقدام، تنها قربانی سیاستها در افغانستان زنان بوده و است. حسینا دختری که برای فراگیری زبان انگلیس اقدام کرده و می‌خواهد با فراگیری این زبان راهی برای برون رفت از مشکلات اش پیدا کرده تا در آینده بتواند شامل بورسهای دانشگاهی گردد. می‌گوید بار طالبان با آمدنهای غافل گیرانه دختران را ترسانده اما دختران، از درس شان عقب نشینی نکرده است و به درسهای شان برای فراگیری زبان انگلیسی ادامه داده است. حسینا گفت« در داخل صنف یازده شاگرد اناث و پنج شاگرد از قشر ذکور بودیم معیار تعریف شده و تفکیک صنف‌ها بین پسر و دختر شده بود، پرده سفید کلان صنف را به دو حصه تقسیم نموده بود، سرگرم تمرین صحبت‌کردن بودیم که یکی از استادان با حالت سراسیمه آمد، و گفت:« امر به معروف طالبان آمده»، من که در چوکی اول نشسته بودم چنان بالایم تاثیر کرد که قلبم از دهنم بیرون می‌شد و به شدت می‌تپید، همه‌ی دختران طرف تهکوی یا زیر زمین دویدیم، من که خیلی ترسیده بودم و هم‌چنان گلویم را بغض می‌فشرد. هر قدم که پایین طرف تهکوی می‌رفتم، احساس می‌کردم، طرف تاریکی و نابودی خودم می‌روم. سیاهی تهکوی شبه سیاهی سرنوشت ما بود، که به خاطر حق اساسی خود آن‌چنان پنهان می‌شدیم. دلم برای خودم سوخت و با حالت مأیوسانه طرف دیگر دختران دیدم که هر کدام حالت دور از وصف را داشتند، دو تا از صنفی‌هایم گردن همدیگر را گرفته بود و زار زار گریه می‌کردند.» با حالت پریشان ادامه و گفت، آن روز طالبان رفتند، استاد صنف با حالت آشفته و صدای آهسته از دختران معذرت خواهی و گفت جبران نیم ساعت هدر رفته را یک ساعت دیگر مهیا خواهد کرد. آن نیم ساعت شاید سالی برای من و همصنفی‌هایم گذشت اما حسینا بعد از تعریف ماجرا به خانواده اش، فامیلش به هراس انداخته و باعث شده که دیگر حسنیا به مرکز آموزشی زبان حاضر نشود. دینا آموزگار دیگر می‌گوید« وقتی نام طالب را می‌شنویم دیگر تمام داشته‌‌ها در ذهن‌مان دود شده به هوا می‌رود. وی گفت:” تمرین گفتگو داشتیم که یک طالب با هیکل وحشتناک داخل صنف شد، بدنم سرد شد، چادرم را پیش‌تر از قبل به‌سر کردم و ماکس زدم. همه‌ی دختران همین کار را کرد، با وارد شدن او همه‌چی به‌هم خورد، هیچ بلند حرف‌زده نمی توانستیم و حتی با اشاره گپ می‌زدیم، گرچی با رعایت اصول صنف‌ها دایر گردیده بود اما بازهم دختران ترسیده بودند، طالب یک ساعت مکمل در صنف ما حرف اما نمیدانم چی گفت، زیرا در آن وقت ضمن گذشتن ساعت به آهسته‌گی تمام حواس مان به مساییل بود که بهانه پیدا نکند و صنف ما را با بهانه مختلف بسته نکند.» دینا با حرف و گفته‌هایش با استعداد بنظر میرسد، می‌گوید همواره مسیر پر تلاطم را در راه علم و دانش طی کرده، از سخت‌ترین چالش‌های روزگار گذشته که حتی با مرگ هم دست و پنجه‌ نرم کره، اما با جسارت تمام پیروز میدان شده است. می‌گوید« اینبار قضیه فرق دارد، با آمدن طالبان و فرمان منع تحصیل فهمیدم که به تنهایی نمیتوانیم که راه بجایی بیبریم.» دینا از همه دختران خواست که تلاش کنند و از شرایط سخت و دشوار فرصتی خوب بسازند و تسلیم نشوند، او گفت، باورد دارد که زمان خوب از راه میرسد اما شاید دیرتر. در همین حال استادان دانشگاه و مراکز آموزشی به این باور است که، دختران افغانستان با استعداد و توانایی‌های که دارند، اگر فرصت برای تحصیل برایشان مهیا گردد، در زمینه تحصیل موفق عمل خواهند کرد. شجاع” اسم مستعار” می‌گوید که دختران افغانستان در این دو سال منع تحصیل، آسیب‌های فراوان را متحمل شده که اگر ادامه پیدا کند، نصف جامعه افغانستان از سیر عملی منطقه و جهان پس مانده خواهد شد. آنان با استناد احادیث و گفته‌های” حضرت محمد” ص” پیغمبر دین مبین اسلام می‌گویند که فرا گرفتن علم برای مرد و زن مسلمان فرض است و هر شخص باید در این راستا تلاش کنند. گفتنی است که کارشناسان می‌گویند که پس از به‌جود آورده شدن رژیم طالبان، نهاد‌های تحصیلی و آموزشی به‌گونه‌ ویژه مورد دگرگون‌سازی قرار گرفتند. تغییر در کیفیت و دستبرد در نصاب آموزش و تحصیل، تغییر در شکلیات و امور اداری، کُندسازی فرایند بروکراسی، سرآمد مدرسه و جولان ملاها در دستگاه حاکمیت، تغییر جزئیات و مهر و تصدیق در مدارک و صدور آن به‌واسطه‌ ادارات و نهادهای رژیمی که اعتبار، مشروعیت و رسمیت ملی و بین‌المللی ندارد؛ و مهم‌تر از همه بسته‌شدن دانشگاه‌ها و مکاتب به‌روی دختران که بیانگر بی‌ارزشی تحصیل و کسب علم و آموزش در نگرش طالبانی است، مسبب تولد نوعی بینش بی‌رنگی و ارزش‌باختگی نسبت به تحصیل و آموزش، و فروپاشی اعتبار نهادهای اکادمیک در باور جمعی گردید است. کبرا “علی زاده”

بی‌سرنوشتی دختران ورزشکار افغان، در حکومت طالبان!

زهرا یکی از ورزشکاران افغان است، که مدت پنج سال در رشته‌ی موی‌تای تمرین کرده است. او از صنف دهم مکتب شروع به این ورزش کرده و با عزم قوی توانسته‌ ورزشکار این رشته شود. می‌گوید اصالتا از ولایت غزنی، و فعلا باشنده‌ی کابل می‌باشد. مکتب را در لیسه‌ی عالی آصف مایل به اتمام رسانده است و بعد از امتحان کانکور در رشته‌ی انجینیر برق پوهنتون کابل کامیاب شده است. زهرا بیاد می آورد که برچی در زمان حکومت جمهوریت نیز از نا امنی بسیار، دردها و رنج‌های بسیار از مردم را شاهد بوده است. به گفته او برچی، در آن زمان هر روز شاهد انفجار یک آموزشگاه، مکتب، ورزشگاه، سالون عروسی و مسجد بود. در آن دود و باروت دختران زیادی قربانی شدند اما آنان دست از تلاش و مقابله با ظلم و ستم بر نداشته و مانند زهرا تلاشهای زیادی کردند تا به مدالهای قهرمانی دست پیدا کردند. زهرا گفت تا حالا پنج مدال طلا را از مسابقات مختلف بدست آورده است. اما زهرا می¬گوید با آمدن طالبان و سقوط حکومت جمهوریت، در ۲۴ اسد سال ۱۴۰۰ زندگی اش زیر و رو شده است. زهرا با بسته شدن دانشگاه¬ها، مکاتب و کلپ های دخترانه تحت فشار روحی بسیار سنگین قرار گرفته بوده اما به همکاری پدرش توانسته تا حدودی از این فشار فرار نماید. پدر زهرا بعد از متوجه شدن دخترش چند وسایل ورزشی موی‌تای را خریداری کرده، و برای تمرین در خانه می آورد. زهرا گفت« فعلا خیلی ترسیده ام و دلم برای خانواده پنج‌نفری استادم می¬سوزد، آنها برای فعلا در افغانستان است و در وضعیت بد اقتصادی به سر می‌برد». زهرا می¬گوید، تلاش دارد تا با استفاده از بورس¬های کشورهای خارج ادامه تحصیل اش را انجام دهد و زمانی که زمینه اش محیا گردد، برای ادامه تحصیل شان لحظه¬ی دریغ نخواهند کرد. به گفته زهرا، تنها راه پیشرف و ادامه ورزش، تلاش و پشت کار داشتن است که هر شخص متعهد را به مقصد همراهی می¬کند. وی میگوید که اگر به خارج از کشور برسد، بیشتر تلاش خواهد تا افتخارات زیادی بدست آورد. در همین حال ماه‌جبین یکی دیگر از ورزشکاران دختر افغانستان است، که در خانه برای شش دختر دیگر پرورش اندام تمرین می‌دهد، او نخواست هویت اش معرفی گردد. ماه جبین می گوید: « ورزش برای هر انسان حتمی است، در اینجا دختران زیادی می آید، ورزش هم‌چنان باعث می‌شود تا فرد را از حالت افسردگی و کسالت بیرون شود». وی همچنان می‌افزاید:« با وجود رویه خشن طالبان با ورزشکاران دختر، هنوز هم در گوشه و کنار کابل دختران به ورزش خود به صورت پنهانی در خانه‌های شان ادامه می‌دهد. زهرا در پیامی می‌گوید: « دخترانِ بازمانده از تحصیل، ورزش، و فعالیت‌های بیرونی، هیچ‌گاه تسلیم نشود، به فعالیت خود ادامه دهند، و دنبال بورسیه‌های خارجی باشد.” ورزش یکی از رشته‌های است که علاقه‌مندان زیادی دارد، همه‌ی جوانان بخاطر یادگیری‌اش تقلای زیادی می‌کند، که سختی و مشقت‌های بی شماری را متحمل می‌شود. موی‌تای یا جوجیتسو یکی از حلقه‌های المپیک است که مشوق‌های زیادی در افغانستان دارد به خصوص در سال‌های اخیر بانوان افغانستان به این ورزش رو آورده است. کبرا “علی‌زاده”

نازدانه دختری که از دل محدودیت به دانشگاه دلخواه اش رسید

دختری که از افغانستان به آلمان برای ادامه‌ تحصیلش رفته نگران حق آموزش دختران در افغانستان است. نازدانه می‌گوید، از ولسوالی مالستان ولایت غزنی است، تا صنف دهم را در ولسوالی مالستان درس خوانده و برای تحصیلات به کابل سفر کرده است. البته در این مسیر، همراه و حمایت کننده اصلی وی برای تحصیلات برادر بزرگترش را معرفی می‌کند. می‌گوید” قسمی که همه میدانیم امکانات تحصیلی در ولایت های افغانستان به اندازه کابل نیست و برادرم که در آن زمان هم دانشجو بود و هم کار می کرد تصمیم گرفت، و ما را از ولایت غزنی به کابل انتقال داد و من صنف دهم الی دوازدهم را در مکتب خصوصی خواندم و فعالیت های اجتماعی خود را هم از صنف دهم شروع کردم، با تشویق خانواده و استادان مکتب، من بیشتر تلاش کردم و مهارت خود را پیدا کنم، خانواده ام خوش داشت که من پزشکی بخوانم؛ ولی من دوست داشتم حقوق بخوانم، خانواده من را  من را حمایت کردند که هر چه دوست دارم را بخوانم و من با کسب سه ۱۰۰ نمره در آزمون کانکور در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل راه یافتم و در زمان دانشگاه فعالیت های اجتماعی و رسانه‌یی ام را گسترش دادم.” به گفته نازدانه، بیشترین فعالیت های رسانه یی او در دوران دانشگا بوده که درباه حقوق زنان کار کرده است. وی انتظار داشت تا بعد از تحصیل به کمیسیون مستقل حقوق بشری در افغانستان کار کند اما گروه طالبان در آغاز حضورشان در کابل دفتر کمیسیون حقوق بشری را در کابل بست. بسته شدن کمیسیون حقوق بشر در افغانستان از سوی طالبان واکنش‌های جهان و زنان افغانستان به همراه داشت و بسته شدن این کمیسیون برای نازدانه خبر بسیار ناخوشایند بود. ناز دانه سلطان فر دانشجوی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل بوکهد او در زمان جمهوریت فعالیت های رسانه یی و اجتماعی زیادی برای آگاهی زنان از حقوق اولیه شان در جامعه مرد سالاری چون افغانستان داشت بعد از سقوط جمهوریت، وی دیگر نتواست تحصیل دانشگاهی اش را تمام کنند و به ادامه‌ فعالیت هایش  به گونه آزادانه بپردازد. نازدانه در دو سال تسلط گروه طالبان در افغانستان، برای حقوق زنان افغان مبارزه کرد و به نهاد ها و حزب های زیادی  نامه نوشت تا برای بازگشایی دانشگاه و مکتب ها برای دختران افغانستانی کمک نماید. نازدانه گفت:” در اوایل حضور طالبان در افغانستان شرایط زنان روز به روز سخت تر می‌شد، زنان، حقوق خود از دست داد، نمی توانستیم حقایق را به صورت آزادانه بیان کنیم اگر حقایق را بیان می‌شد باعث دست گیری و دیگر مشکلات از سوی طالبان برای ما می‌شد، این وضعیت برای من غیر قابل تحمل و درد آور بود که من به عنوان یک دختر، هدفم را دنبال کنم و تحصیل کنم. “ شرایط بدی افغانستان برای زنان، نازدانه را واداشت که  برای ادامه تحصیل در بیرون از افغانستان تلاش نماید، وی  اسناد مورد نیاز را برای  بورسیه‌های تحصیلی، تهیه نمود و در دانشگاه‌های مختلف درخواست داد. وی می گوید:” من بعد از تحقیق و جستجو توانستم اسناد مورد نیاز یک بورسیه تحصیلی را تهیه کنم، در چندین دانشگاه درخواست دادم و هم زمان از چهار دانشگاه چون دانشگاه برمن آلمان،  دانشگاه آسیایی برای خانم ها در بنگلادش، دانشگاه لاهور و دانشگاه آنلاین People بورسیه در یافت کردم، من از بین این چهار دانشگاه، دانشگاه برمن آلمان را ترجیع دادم چون امکانات بیشتر بود و کشور آلمان برای قابل قبول تر بود.” از وی درباره چگونگی سفرش از افغانستان تا به آلمان پرسیدم؟ نازدانه می‌گوید” سفرم پر از مشکلات و چالش بود من به آسانی به آلمان نرسیدم ، محدودیت‌ سفر برای زنان در افغانستان که بدون محرم ناممکن است و اجازه ندارد که سفر کند و بعضی دختر خانم ها  به دلیل نداشتن محرم نمی تواند سفر کند و فرصت های تحصیلی که برای‌ شان مهیا می شود را استفاده کنند، من با بردارم اول به ایران رفتیم، بعد ترکیه و در آخر به آلمان رسیدم و هم چنان در قسمت ویزا هم مشکلات زیادی را متقبل شدم” او گفت” پیام من برای دختران و زنان که در خارج از افغانستان هستند اینداست که برای حقوق زنان در داخل افغانستان دادخواهی شود و برای دختران و زنان که در داخل افغانستان باید کمک صورت گیرد. و همچنان دختران و زنان شجاع افغانستانی که در داخل افغانستان زیر سلطه ظلم گروه طالبان زندگی می‌کنند این است که نگذارند گروه طالبان مانع رسیدن به اهداف شان شود.” اما در داخل افغانستان دختران زیادی است که در پی دریافت و بدست آوردن بورسیه های تحصیلی هستند. سیما( نام مستعار) می‌گوید فقط یک سال توانسته درس دانشگاه بخواند وی می گوید:”  من بعد از این که دانشگاه بسته شد برای دریافت بورسیه تلاش زیادی کردم اما بدلیل نداشتن پاسپورت و شهادت نامه صنف دوازدهم نتوانستم در دانشگاه های مورد نظرم درخواست روان کنم.” کارشناسان و استادان دانشگاه می‌گویند که دختران و زنان در محدودیت‌های فراوان در افغانستان گیر کرده اند. آنان گفتند که پاسپورت گرفتن برای زنان در افغانستان با جنجال‌های فروان همراه است و همچنان گرفتن اسناد تحصیلی با مشکلات و جنجال‌های فروان همراه شده است. سمانه پاکدل” اسم مستعار” گفت: وقتی نوبت گرفتن پاسپورت برای زنان فرا می‌رسد باید زنان همراه خود یک مرد را به عنوان محرم با خود همراه کند و به صف پاسپورت برود و همچنان زنان فعلا حق داخل شدن به دانشگاه‌ها را ندارند و زنانکه می‌خواهند اسناد تحصیلی شان را تکمیل و بدست بیاورند، اعضای فامیل درجه یک شان که مرد باشد، باید آن مراحل را طی کند. به گفته خانم پاک دل این روند می‌تواند صدمه جبران ناپذیری را در جامعه تحصیلی و علمی زنان وارد کند، زیرا با رشد چنین باورها دیگر کار و تحصیل زنان آرزوی نافرجام خواهد شد. گفتنی است که طالبان بعد گرفتن دوباره افغانستان قوانین سخت‌گیرانه را علیه زنان بکار بسته است. آنان طی دو سال گذشته، زنان را از کار، تحصیل و تعلیم ممنوع کرده و فرمان‌های پیهم علیه محدودیت زنان صادر کرده است. لیلا رضایی [contact-form][contact-field label=”Name” type=”name” required=”true” /][contact-field label=”Email” type=”email” required=”true” /][contact-field label=”Website” type=”url” /][contact-field label=”Message” type=”textarea” /][/contact-form]